تعیین و اولویت‌بندی عوامل مؤثر بر زنجیره‌تأمین‌سبز با استفاده از رویکرد تحلیل‌مسیر

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 کارشناس ارشد مدیریت تولید، دانشگاه آزاد اسلامی واحد شیراز

2 استادیار دانشکده اقتصاد و مدیریت، گروه مدیریت صنعتی، پردیس دانشگاه آزاد اسلامی واحد شیراز

3 کارشناس ارشد مدیریت بازرگانی، پردیس بین المللی دانشگاه فردوسی مشهد

چکیده

امروزه یکی از ابزارهای حفظ محیط زیست، همراه با افزایش عملکرد شرکت­ها، مدیریت‌زنجیره‌تأمین‌سبز است. در همین راستا، هدف این پژوهش، شناسایی و اولویت­بندی عوامل مؤثر بر زنجیره‌تأمین سبز در شرکت‌های تولید کننده مواد شیمیایی و مواد شوینده است. روش‌شناسی این پژوهش کمی بوده و با رویکرد پیمایشی، نمونه‌ای شامل 36 شرکت تولیدی با نرم افزار "پی اِل اِس" مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. تحلیل آماری داده­ها در دو مرحله بررسی همبستگی تاوکندال و استفاده از روش آماری تحلیل مسیر انجام شد. با توجه به نتایج پژوهش، فرضیه تأثیر محرک­های داخلی مدیریت‌زنجیره‌تأمین‌سبز بر فعالیت­های عملیاتی مدیریت‌زنجیره‌تأمین‌سبز، تایید نگردید در حالی­که تأثیر محرک‌های خارجی بر محرک­های داخلی و تأثیر محرک­های خارجی بر فعالیت‌های عملیاتی مدیریت‌زنجیره‌تأمین‌سبز تأیید شده و این بدان معناست که محرک­های خارجی می‌توانند برای­گیری مثبت محرک­های داخلی را به سمت و سوی فعالیت­های عملیاتی مدیریت‌زنجیره‌تأمین‌سبز فراهم آورند و شرکت­ها برای باقی ماندن در عرصه رقابت، ملزم به اجرای این فعالیت­ها هستند.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Identifying & Prioritizing the Effective Factors on Green Supply Chain Management by Using Path Analysis Approach

نویسندگان [English]

  • seyede asma hosseini 1
  • seyed javad iranban 2
  • seyed javad mirjahanmard 3
1 M.Sc in Management Production, Shiraz Branch, Islamic Azad University, Shiraz, Iran
2 Asistant Professor of Production Management Islamic Azad University
3 M.Sc in marketing Management , Ferdowsi University of Mashhad International Campus
چکیده [English]

Today, one of the tools for Environmental sustainability, along with increasing manufacturers' performance is Green Supply Chain Management(GSCM). In this way, the purpose of this paper is to study "Identifying & prioritizing the effective factors on Green Supply Chain Management in chemical and detergents manufacturers by using Path Analysis Approach".
The empirical data used in this study consists of questionnaire responses from 36 managers chemical and detergents manufacturers.
Statistical analysis of data was done in two stages; Kendall's Tau-b Correlation study and use of statistical method of Path Analysis. The results show the rejection of influence on internal drivers on Green Supply Chain Management practices (third hypothesis), while the influence of external drivers on internal drivers and GSCM practices have been approved. This indicates that external drivers can provide positive bias of internal drivers towards a GSCM practice and manufacturers have to do this in order to stay in this competition.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Internal Drivers
  • External Drivers
  • Green Supply Chain Management practices

1-مقدمه

در دیدگاه مرسوم و گذشته، مدیریت‌زنجیره‌تأمین شامل هدایت تمام بخش­های زنجیره‌تأمین به‌صورت یکپارچه و هماهنگ با هدف بهبود عملکرد جهت ارتقا بهره­وری و سود بیشتر را شامل می­شد و مدیران زنجیره‌تأمین به­دنبال تحویل سریع‌تر کالا و خدمات، کاهش هزینه و افزایش کیفیت بودند اما بهبود عملکرد زیست محیطی زنجیره‌تأمین و اهمیت هزینه­های اجتماعی و تخریب محیط زیست لحاظ نمی­گردید. با فشار مقررات دولتی برای اخذ استانداردهای زیست محیطی از یک طرف و رشد فزاینده تقاضای مشتریان برای عرضه محصولات سبز (بدون اثر مخرب بر محیط زیست) مفهوم زنجیره‌تأمین سبز[1] و مدیریت آن را، پایدار ساخت. امروزه مدیران زنجیره‌تأمین‌سبز در شرکت­های پیشرو از طریق ایجاد مطلوبیت و رضایت­مندی از منظر زیست محیطی در سراسر زنجیره‌تأمین می­کوشند تا از لجستیک سبز و بهبود عملکرد محیطی خود، در کل زنجیره‌تأمین به­عنوان یک سلاح استراتژیک جهت کسب مزیت رقابتی پایدار سود ببرند (بوک و استولس[2]، 2007). در این میان محرک­های خارجی و داخلی «مدیریت‌زنجیره‌تأمین سبز[3]» و فعالیت­های عملیاتی مدیریت زنجیره‌تأمین‌سبز از جمله عواملی می­باشند که می­تواند در  مدیریت زنجیره‌تأمین سبز، مؤثر باشد.

    امروزه تضمین توسعه پایدار هر کشور وابسته به حفظ و استفاده بهینه از منابع محدود و غیرقابل جایگزین در آن کشور شده و اقدامات گوناگونی برای مواجهه با این مسئله توسط دولت­ها انجام گرفته است که از جمله آنها اعمال قوانین و اصول سبز مانند استفاده از مواد خام سازگار با محیط زیست در مراکز تولیدی و صنعتی، کاهش استفاده از منابع انرژی فسیلی و نفتی، بازیابی کاغذها و استفاده مجدد ضایعات در شرکت­ها و سازمان­های بخش دولتی و خصوصی است. تسری مقررات دولتی جهت اخذ استانداردهای زیست محیطی و تقاضای رو به رشد مصرف کنندگان برای عرضه محصولات سبز به زنجیره‌تأمین که تمام فعالیت­های مرتبط با جریان کالا از مرحله ماده خام تا تحویل کالا به مصرف‌کنندگان نهایی، به انضمام جریان اطلاعات در سرتاسر زنجیره را در بر می‌گیرد، موجب ظهور مفهوم جدید «مدیریت‌زنجیره‌تأمین سبز» یا [4]GSCM شده است که در برگیرنده مراحل چرخه عمر محصول از طراحی تا بازیافت است.

 

2- مرور ادبیات و پیشینه نظری پژوهش

 مدیریت‌زنجیره‌تأمین یک مفهوم نسبتاً جدید است و مدیریت‌زنجیره‌تأمین‌سبز مفهومی جدیدتر می‌باشد. ادبیات ساختار‌یافته­ی کمی درمورد مدیریت‌زنجیره‌تأمین‌سبز وجود دارد، تنها در سال‌های اخیر، تعداد محدودی مقاله­ی مروری جهت­دار، در این باره منتشر شده است (کارتر و راجرز[5]، 2007؛ سرینگ و مولر[6]، 2008؛ سری واستاوا[7]، 2007 ).

سرینگ و مولر (2008) ادبیات مربوط به زنجیره‌تأمین‌سبز را بررسی کرده و مشاهده نمودند که تنها هشت مقاله مروری طی 13 سال اخیر منتشر گردیده است. اگرچه مقاله­های مروری­ سرینگ و مولر، مقاله‌هایی را که روی خرید و لجستیک معکوس تمرکز داشتند از بررسی‌های خود حذف نمودند. در این میان، مقاله­های مروری ارائه شده توسط  نویسندگانی همچون سری واستاوا (2007) در ابتدا به­روی لجستیک معکوس تمرکز دارند، در حالی­که کارتر و راجرز (2007) بر به هم پیوستن عملکرد، تمرکز دارند. مجله مدیریت عملیات نیز در یک چارچوب مشخص، نقش مدیریت زنجیره­ تأمین سبز را در مدیریت عملیات بررسی می‌کند (لینتون و همکاران[8]، 2007). همان­طور که والر[9] (1999)  در این باره بیان می‌کند بحث­های مربوط به محیط زیست، به­طور بالقوه همه­ی جنبه­های زنجیره ‌تأمین را تحت تأثیر قرار می­دهد. با این‌وجود بسیاری از پژوهش‌های اولیه مدیریت زنجیره‌تأمین‌سبز گرایش به تمرکز بر فعالیت­های بالا­دستی، فرایندهای تبدیل یا فعالیت‌های پایین­دستی گرایش دارند تا اینکه بخواهند یک رویکرد کلی سیستمی که به­وسیله مدیریت زنجیره­ی تأمین رواج یافته است را بپذیرند.

 

 

جدول(1): پژوهش­های مرتبط

محقق و سال تحقیق

تعاریف

رائو[10] (2002)

تأمین سبز، جنوب شرقی آسیا، بخش­های مختلف کارخانه­های تولیدی

ژو و سارکیس[11] (2004)

رابطه بین فعالیت­های عملیاتی و عملکرد، چین، شرکت­های تولیدی

ژو و همکاران (2005)

فشارهای مدیریت زنجیره تأمین سبز، فعالیت­های عملیاتی وعملکرد، چین،شرکت­های تولیدی

چین و شیه[12] (2007)

نقش پیاده سازی فعالیت­های عملیاتی زنجیره تأمین سبز بر عملکرد سازمان، تایوان، شرکت­های الکتریکی

لیو[13] و همکاران (2010)

تاثیر عوامل خارجی (قوانین، مشتریان، رقبا و..) و تاثیر عوامل داخلی (حمایت مدیر ارشد و توانایی یادگیری شرکت) بر فعالیت­های عملیاتی مدیریت زنجیره تأمین سبز، چین، شرکت­های تولیدی

سینگ تایی کیم[14] (2010)

نقش پیاده سازی فعالیت­های عملیاتی زنجیره تأمین سبز و مسولیت اجتماعی شرکت بر عملکرد سازمانی، کره، شرکت­های الکتریکی و الکترونیکی

ژو و همکاران (2010)

پیاده سازی فعالیت­های عملیاتی مدیریت زنجیره تأمین سبز، بهبود عملکرد و محرک­های مدیریت زنجیره تأمین سبز، ژاپن، کارخانه های بزرگ

هو و هسو[15] (2010)

عواملی اصلی(تأمین کنندگان، قوانین محیطی، حمایت مدیریت ارشد، کارکنان سازمان و..) برای پیاده سازی فعالیت­های عملیاتی مدیریت زنجیره تأمین سبز، تایوان، صنایع الکتریکی و الکترونیکی

یوآن[16]­و­همکاران (2011)

تأثیر حمایت مدیریت ارشد بر فعالیت­های عملیاتی مدیریت‌زنجیره‌تأمین‌سبز، کره، شرکت­های تولیدی

تسیرمه­[17]و­همکاران (2012)

تاثیر قوانین زیست محیطی بر فعالیت­های عملیاتی مدیریت زنجیره تأمین سبز،یونان، شرکت­های واقع در منطقه صنعتی تسالونیکی[18]

هجموس‌[19]و‌همکاران(2012)

تأثیر اعتماد و حمایت مدیریت بر مدیریت‌زنجیره‌تأمین‌سبز، انگلیس، بازارهای از بنگاه به بنگاه و بازارهای از بنگاه به مشتری

 

این سلسله پژوهش­های بیان شده، با فلسفه یکپارچگی مدیریت‌زنجیره‌تأمین‌سبز که به‌­وسیله­ بسیاری از افراد بحث شده است، مقابله می­کند (بیمون[20]، 1999؛ ون هوک[21]، 1999؛ وا و دان[22]، 1995).

جدول شماره (1) تعدادی از مطالعات مهمی را که درباره مدیریت‌زنجیره‌تأمین‌سبز انجام شده و در رابطه با پژوهش حاضر است، نشان می­دهد.

    گرچه گرایش بیشتر مطالعات اخیر به این است که از منظر جامع و کلی­تری به زنجیره‌تأمین بپردازند (چین و شیه، 2007؛ رائو، 2002؛ ژو و سارکیس، 2004؛ ژو و همکاران، 2005، 2007)، اما بیشتر تمرکزها بر گواهینامه ایزو 14001 و یا شرکت­های تولیدی در چین، تایوان و جنوب شرقی آسیاست. بسیاری از مطالعات (کارتر و کارتر[23]، 2001؛ کارتر و الرام[24]، 1998؛ زیدیسن و سیفرد[25]، 2001) پیشنهاد می­کنند که پژوهش‌های زنجیره‌تأمین سبز، باید از حالت مطالعات روائی، پژوهش نظری تطبیقی و پژوهش تجربی خارج شود.

صرف­نظر از تمرکز به­روی یک جنبه محدودتر مدیریت‌زنجیره‌تأمین‌سبز (مانند خرید یا لجستیک)، ایالات متحده آمریکا چارچوب نمونه­گیری برای بسیاری از مطالعات تجربی پیشین را فراهم کرده است. علاوه بر این تعداد کمی از این مطالعات (مانند مطالعات ژو و همکاران (2007)؛ مورفی و همکاران[26] (1995)؛ کارتر و همکاران (2007)) نیز درون بخشی هستند و بیشترین تمرکز را بر یک یا دو حوزه از شرکت­های تولید محور دارند. ترکیب عناصر مدیریت‌زنجیره‌تأمین به‌وسیله لامبرت و همکاران[27] (1998) و چاندرا و تامانیان[28] (2005)، به‌صورت یک مدل سیستمی مدیریت زنجیره‌تأمین پیشنهاد شده که در شکل (1) نشان داده شده است.

 

  


شکل (1):منبع: (چاندرا و تامنیان، 2005)

 

 

مروری بر ادبیات پژوهش مدیریت‌زنجیره‌تأمین‌سبز (نمونه‌های منتخب در جدول (1) هستند) و بررسی مجموعه­ای از پژوهش‏های منتشر شده در رابطه با فعالیت­های حوزه مدیریت‌زنجیره‌تأمین‌سبز، ما را به‌ سوی توسعه مدل نمایش داده شده در شکل2، سوق می­دهد. این مدل به­طور ساده بیان می­کند که جامعیت روش‌های (عناصر مدیریت زنجیره‌تأمین) اتخاذ شده، تابعی از محیط خارجی (دیدگاه سیستم باز به سازمان) و محیط داخلی (مؤلفه­های مدیریت) هستند. به ­عبارت دیگر مجموع ورودی­هایی که به سیستم می‌دهیم (شامل عامل موردنظر، مکانیزم و توابع) منجر به خروجی­ها (روش ها) می­شوند. این خروجی­ها با در نظر گرفتن روش‌های مدیریت‌زنجیره‌تأمین‌سبز درون کل سیستم (شامل بخش­های بالا دستی، پایین دستی و حمل و نقل) سنجیده می­شوند. این مدل پیشنهاد می­کند که محتوا و نوع خروجی­های مدیریت‌زنجیره‌تأمین‌سبز به‌وسیله عوامل خارجی و داخلی تحت تأثیر قرار می­گیرند. تعدادی از پژوهش‏های تجربی محدود پیشین نیز، محرک­های فعالیت­های عملیاتی مدیریت‌زنجیره‌تأمین‌سبز را که به بخش‌های بالادستی و پایین دستی مربوط هستند، طبقه‌بندی می­کند ( لانویی و تانگویا[29]، 2000؛ الوود و کیس[30]، 2000). همچنین، ادبیات گسترده­تری نیز در مورد محرک‌های مدیریت محیطی در سازمان­ها مطرح شده است (کانینگ و هنمر لوید[31]، 2001؛ هنریکس و سادورسکی[32]، 1999؛ هال[33]، 2000). بوون[34](2001) و دیگران خلاصه­ مفیدی از مزایای روش­های مدیریت‌زنجیره‌تأمین‌سبز فراهم کرده‌اند. مزیت­های مشاهده­ شده از مدیریت محیط در پژوهش­های نویسندگان دیگری مثل هلت[35] (1998) و رائو (2002)  نیز شناسایی شده است. همه مطالعات پیشین، سازه­های متفاوتی را برای اندازه­گیری یا شناسایی محرک­های داخلی و خارجی مدیریت محیطی یا برخی جنبه­های مدیریت‌زنجیره‌تأمین‌سبز استفاده کرده­اند. گرچه، همه این سازه­ها را می‌توان در چهار طبقه خارجی دسته­بندی کرد: عوامل قانونی، رقابت، جامعه و زنجیره‌تأمین. ادبیات پژوهش همچنین، بیان می‌کند که انواع متفاوت محرک­ها، سطوح اهمیت متفاوتی دارند؛ برای مثال، در پژوهش­های پیشین، عوامل قانونی به­عنوان تأثیرگذارترین محرک خارجی، بیشتر از سایر موارد ذکر شده است (چارلز ورث[36]، 1998؛ مورفی و همکاران، 1995). کارتر و الرام[37] (1998) نیز تأکید داشتند که نیاز به فاکتورهای داخلی به اندازه بررسی فاکتورهای محیط خارجی محرک لجستیک سبز، اهمیت و الزام دارد. درون یک سازمان،  مواردی همچون ریسک کالا، خدمات و فعالیت­های عملیاتی، ریسک مربوط به درک جامعه از شرکت، وجود فرهنگ سازمانی حامی محیط زیست و تعهد مدیر ارشد به قوانین زیست‌ محیطی از جمله مواردی هستند که ممکن است  عملکردهای محیطی سازمان را تغییر دهند. پس با توجه به مسأله پژوهش و ادبیات موضوع و پژوهش‌های داخلی و خارجی  بیان شده، مدل زیر پیشنهاد می­گردد که از پژوهش هلت و قبادیان[38] (2008) اقتباس شده است.

 

3- فرضیه­های تحقیق

فرضیه 1: محرک­های‌خارجی زنجیره‌تأمین‌سبز بر محرک­های‌داخلی زنجیره‌تأمین‌سبز مؤثرند.

فرضیه 2: محرک­های‌خارجی زنجیره‌تأمین‌سبز بر فعالیت­های‌عملیاتی مدیریت‌زنجیره‌تأمین‌سبز مؤثرند.

فرضیه 3: محرک­های‌داخلی زنجیره‌تأمین‌سبز بر فعالیت­های‌عملیاتی مدیریت‌زنجیره‌تأمین‌سبز مؤثرند.

 

 

 

شکل(2): مدل مفهومی پژوهش (هلت و قبادیان، 2009)

 


4- روش پژوهش

این تحقیق به­لحاظ هدف کاربردی و به­لحاظ روش انجام، تحقیق توصیفی از نوع پیمایشی است. با توجه  به اطلاعات موجود، تعداد کل شرکت­های تولید کننده مواد شیمیایی و مواد شوینده شهرستان شیراز  بر اساس اطلاعات سازمان صنایع و معادن شیراز در سال 1390، حدود 126 شرکت است، بنابراین، جامعه آماری این تحقیق شامل 126 شرکت تولیدکننده مواد شیمیایی و مواد شوینده است که فهرست آن از سازمان صنایع و معادن شهرستان شیراز دریافت شده است. البته، بعد از ایجاد تماس و حذف شرکت‌های غیرفعال در فهرست مورد نظر، جامعه‌ای با حجم 90 شرکت تولید کننده مواد شیمیایی و شوینده به دست آمد و مبنای تحلیل قرار گرفت. با توجه  به اطلاعات موجود، که هیچ دسته‌بندی و طبقه‌بندی خاصی ندارد و فهرست شرکت­های تولید کننده مواد شیمیایی و مواد شوینده که در دسترس است، از روش نمونه­گیری تصادفی ساده برای تعیین حجم نمونه مناسب، استفاده شده است. روش نمونه­گیری تصادفی ساده بیشترین سطح تعمیم‌پذیری را در میان روش­های مختلف نمونه‌گیری دارا است و به همین دلیل بر اعتبار تحقیق می­افزاید.  معمولاً10 تا 15 درصد جامعه آماری به‌عنوان پیش‌نمونه انتخاب می‌گردد که در اینجا 15 شرکت (حدود 17 درصد جامعه 90 شرکتی در دسترس) به‌عنوان پیش‌نمونه انتخاب شدند. با توجه به روش‌نمونه‌گیری تصادفی  مورد استفاده و با توجه به اندازه انحراف معیار حاصل شده برای پیش­نمونه (به تعداد 15 شرکت) به مقدار 0786/.، به‌وسیله فرمول کوکران حجم نمونه، به مقدار 36 شرکت به­دست آمد. در زیر فرمول نمونه‌گیری را مشاهده می کنید:

فرمول (1): فرمول کوکران و تعیین حجم نمونه

 

 

در فرمول مذکور، (N) اندازه جامعه، (n) اندازه نمونه،(e)  ضریب خطا، () انحراف معیار پیش نمونه و مقدار متغیر تصادفی نرمال استاندارد یعنی ، به ازای (α) به میزان 5 درصد، برابر با مقدار 96/1 خواهد شد.

 

n=35.99 36

در این پژوهش برای جمع آوری داده­ها از پرسشنامه استفاده شده است. پرسشنامه حاضر، پرسشنامه­ای استاندارد است که سؤال­های آن در پژوهش‌های خارجی استفاده شده است و پس از اقتباس از مطالعه هلت و قبادیان (2008) و انجام اصلاحات مورد نیاز برای سنجش فرضیه­های پژوهش­حاضر، استفاده گردیده است. همچنین، این پرسشنامه در پژوهش وینستر و تن[39] (2000) نیز، استفاده شده است. استفاده مکرر از  این پرسشنامه در پژوهش­های پیشین، یکی از دلایل تأیید روایی محتوی ابزار اندازه­گیری استفاده شده است. این پرسشنامه شامل چند بخش است که در بخش ابتدایی، سؤال‌های عمومی و در بخش دوم سؤال‌های مربوط به سنجش فرضیه­های مدل آورده شده که خود شامل دو بخش است، بخش اول شامل بیست سؤال مربوط به محرک­های خارجی و داخلی مدیریت‌زنجیره‌تأمین‌سبز و بخش دوم شامل 21 سؤال مربوط به فعالیت­های عملیاتی مدیریت‌زنجیره‌تأمین‌سبز می‌باشد.

در این پژوهش عوامل مؤثر بر مدیریت‌زنجیره‌تأمین‌سبز؛ یعنی محرک­های خارجی و داخلی مدیریت‌زنجیره‌تأمین‌سبز را با استفاده از آزمون فریدمن رتبه­بندی می­کنیم تا پرفشارترین عوامل را شناسایی کنیم و سپس آرایش رتبه­ای امتیاز متوسط برای سازه­های منحصر به فرد به­ منظور بررسی محرک­های داخلی و خارجی مدیریت‌زنجیره‌تأمین‌سبز را نیز نشان دهیم. رتبه‌بندی عوامل بر اساس آزمون فریدمن با استفاده از نرم افزار "اس‌پی‌اس‌اس" امکان پذیر است. مقادیر بارهای عاملی در هر کدام از سؤال‌های پرسشنامه به­ صورت زیر است که در جدول (2) نشان داده شده و بیان­گر میزان روایی عاملی سؤال‌های این پژوهش است. پژوهش حاضر کم‌ترین مقدار این ضرایب را 3/. در نظر گرفته است؛ با توجه به حداقل مقدار تبیین ­شده، همه سؤال‌های پرسشنامه مقدار مورد نظر را کسب کرده‌اند و بنابراین ابزار اندازه­گیری دارای روایی عاملی است.

    برای تجزیه و تحلیل داده­ها از نرم افزار" SPSS" و  "PLS"[40] استفاده  کرده­­ایم. "PLS"، به ­عنوان یک تکنیک مدل‌سازی مسیر واریانس محور، استفاده شده است که امکان آزمون هم‌زمان نظریه و ابزار سنجش را فراهم می‌آورد. این نرم­افزار به نرمال بودن فرضیات حساس نیست، بنابراین، الزامی به داده‌های نرمال چند متغیری ندارد (اکاس و نگو[41]، 2007). ایننرم افزار از روش حداقل مربعات جزیی برای ارائه مدل­های معادلات ساختاری و جزء اصلی معادلات ساختاری؛ یعنی تحلیل مسیر که در اینجا به کار برده شده است، استفاده می­کند.

برای آزمون مدل این تحقیق، از تحلیل داده­ها به­ وسیله تحلیل مسیر استفاده شده است. تحلیل مسیر در بهترین صورت از طریق ویژگی عمده آن؛ یعنی نمودار مسیر، پیوندهای علّی احتمالی بین متغیرها را نشان می­دهد و شامل سه مرحله اصلی است: اولین مرحله شکل­گیری فرضیه­هاست؛ مرحله دوم شامل انتخاب یا تدوین اندازه‌هایی برای متغیرها (سازه‌های نظری) است و مرحله سوم در تحلیل مسیر که بر مبنای رگرسیون چندگانه است، مربوط به محاسبه آماره­هایی است که قوّت رابطه بین هر زوج متغیر را نشان می­دهد که در اینجا برای هر جفت متغیر در تحلیل مسیر، یک ضریب مسیر (ضرایب استاندارد شده رگرسیون که عددی بین 1 و 1- است) به‌دست می­آید که هرچه قدر این مقدار بیشتر باشد، رابطه بین دو متغیر قوی‌تر است (گال و همکاران[42]، 1386). برای ارزیابی روایی همگرا، متوسط واریانس استخراج شده (AVE) برای هر مقیاس محاسبه گردید. نتایج نشان می­دهد که برای همه مقیاس­ها، مقدار AVE بزرگتر از مقدار 5/. به عنوان الگو است (فورنل و لارکر[43]،1981). پس نتایج از وجود روایی همگرا حمایت می‌کند. روایی تفریقی با مقایسه AVE با مجذور همبستگی­های درون عاملی آزمون شد. روایی تفریقی نیز در همه موارد تأیید شد.

    تحلیل پایایی، ضریب آلفای کرونباخ را برای مدل کلی به میزان 83/. تشخیص داد که این مقدار، پایایی مقیاس و ثبات­درونی آیتم­ها را تقویت می‌کند. ضمناً مقادیر پایایی جزیی برای متغیر محرک‌های خارجی (آلفا=867/.) و محرک­های داخلی (آلفا=729/.) و فعالیت­های عملیاتی (آلفا=798/.) نیز نشان­دهنده میزان کافی از هماهنگی درونی است.

 

 

5 - یافته‌های پروژه

با تحلیل داده‌های حاصل از پرسشنامه، یافته‌های زیر حاصل می‌گردد که در ادامه شرح داده می‌شود:

 

5- 1- ویژگی­های جمعیت‌شناختی نمونه

با توجه به جدول (3)، اکثریت گروه سنی مدیران تولید نمونه مورد بررسی در محدوده سنی 36 تا 40 سال سن هستند و اغلب افراد پاس‌خگو،  دارای سابقه بالای 15 سال و دارای تحصیلاتی با مدرک دیپلم هستند که این موضوع می‌تواند بیان‌گر اهمیت تجربه کاری در مدیریت واحدهای تولیدی مورد نظر باشد.

 

جدول (2): تحلیل عاملی تأییدی

متغیرهای مکنون

متغیرهای آشکار

میانگین

انحراف معیار

بارعاملی

محرک­های خارجی

عوامل قانونی

48/2

54/.

882/.

رقابت

47/2

68/.

665/.

زنجیره تأمین

1/3

508/.

771/.

جامعه

61/2

458/.

567/.

محرک­های داخلی

ریسک کالا، خدمات و یا روش­های عملیاتی

14/3

64/.

328/.

فرهنگ

61/2

99/.

87/.

تعهد مدیریت

97/1

94/.

842/.

فشار کارکنان

1/3

84/.

315/.

فعالیت­های عملیاتی مدیریت زنجیره تأمین سبز

روش­های مدیریت داخلی

53/1

24/.

376/.

ارزشیابی و ممیزی تأمین­کنندگان

61/1

43/.

375/.

        سیاست لجستیک سبز

4/1

28/.

351/.

آموزش، آماده سازی و ارشاد تأمین کنندگان

64/1

22/.

565/.

توسعه شبکه صنعتی

35/1

3/.

678/.

 

 


5-2- تعیین میزان همبستگی روابط موجود بین متغیرهای پنهان

 تکنیک‌های آماری که در هر پژوهش مورد استفاده قرار می­گیرد بنا­ به­ ضرورت پژوهش و در جهت اثبات یا رد فرضیه­های پژوهش می­باشد. از آنجا که تمامی فرضیه­های پژوهش حاضر مشابه هستند و به این دلیل که متغیرها از نوع کیفی رتبه­ای می­باشند از ضریب همبستگی تاو‌کندال جهت آزمون همبستگی روابط بین متغیرهای پژوهش استفاده شده است که نتایج در جدول (4) آمده است.

 

جدول (3): جدول جمعیت شناختی

رده

جزییات گروه آماری

میزان

رده

جزییات گروه آماری

میزان

گروه سنی

کمتر از 35 سال

2/22%

تحصیلات

زیر دیپلم

3/8%

بین 36 تا 40 سال

1/36%

دیپلم

50%

بین 41 تا 45 سال

2/22%

لیسانس

9/38%

بیش از 46 سال

4/19%

بالاتر از لیسانس

8/2%

جنسیت

مرد

4/94%

سابقه فعالیت

کمتر از 5 سال

3/8%

5 تا 10 سال

1/11%

زن

6/5%

10 تا 15 سال

1/36%

بیش از 15 سال

4/44%


 

 

جدول (4): میزان همبستگی  متغیرها با استفاده از روش تاو‌کندال

روابط بین متغیرها

سطح معناداری

تاو کندال

حجم نمونه

محرک‌های‌خارجی‌و محرک­های‌داخلی

014/.

75/.

36

محرک­های‌­خارجی‌و فعالیت­های‌عملیاتی

043/.

48/.

36

محرک­های‌­داخلی‌و فعالیت­های‌عملیاتی

038/.

53/.

36

 

ضریب همبستگی بین محرک­های خارجی و داخلی مدیریت‌زنجیره‌تأمین‌سبز 75/. بوده است و از آن‌جایی که درجه معناداری به دست آمده (014/.) کمتر از درصد خطای مشخص (05/.) می‌باشد؛ در نتیجه این امر حاکی از وجود همبستگی بین دو متغیر است. ضریب همبستگی بین محرک­های خارجی و فعالیت‌های عملیاتی مدیریت زنجیره‌تأمین‌سبز 48/. می‌باشد و از آنجا که درجه معناداری به‌دست آمده 043/. است؛ در نتیجه نشان‌دهنده وجود رابطه­ای معنادار بین دو متغیر است. هم‌چنین نتایج پژوهش رابطه­ی معنادار بین محرک‌های داخلی و فعالیت‏های‌عملیاتی مدیریت زنجیره‌تأمین‌سبز را تأیید می­کند و ضریب همبستگی بین آنها 53/. می باشد. از آنجا که سطح معناداری به دست آمده (038/.) است؛ در نتیجه بین دو متغیر همبستگی وجود دارد.

ارزیابی مدل ساختاری پژوهش با توجه به شدت ضرایب مسیر و واریانس تبیین شده (R²) مربوط به متغیرهای وابسته آزمون می­شود.

فالک و میلر[44] (1992) بیان می­کنند که واریانس تبیین شده برای کافی بودن، باید بزرگتر یا مساوی با 1/. باشد و مقادیر کم‌تر بر سطح پیش بینی کم‌تر متغیروابسته­پنهان، دلالت دارند و اگر متغیری به حداقل مقدار مورد نظر دست نیافت حاکی از آن است که این متغیر به سایر عواملی که این مطالعه آنها را شامل نمی­شود، ملزم شده است. با توجه به جدول (5) هر دو متغیر وابسته، مقدار حداقل مورد نظر را کسب نموده­اند.

 

جدول(5): واریانس تبیین شده مربوط به متغیرهای وابسته

سازه ها

محرک­های‌داخلی‌زنجیره‌تأمین‌ سبز

567/.

فعالیت­های‌عملیاتی‌زنجیره‌تأمین‌ سبز

352/.

در جدول 6 مسیرهای مربوط به فرضیه­های پژوهش، با بررسی مقادیر ضرایب مسیر و مقادیرt-statistic برای تحلیل معناداری مسیرهای پیش‌بینی شده مشخص شده است. این مقدار برای فرضیه اول و فرضیه دوم با ضرایب مسیر معین، پژوهش گردیده است و نشان­دهنده معناداری ضریب مسیر فرضیه اول و دوم  است. بر همین اساس فرضیه اول و دوم تأیید می­گردند. مقدار t-value برای فرضیه سوم با مقدار ضریب مسیر (ضریب استاندارد رگرسیون) 017/.-، کمتر از آستانه مورد نظر به­‌دست آمد؛ بنابراین، نتایج از فرضیه­ سوم یعنی تأثیر محرک‌های داخلی بر فعالیت­های‌عملیاتی زنجیره‌تأمین‌­سبز را حمایت می‌کنند. شکل 3 مدل خروجی نرم افزار "پی‌ال‌اس" است که شامل متغیرهای آشکار و مکنون و ضرایب مسیر (Reg) و مقادیر P-value است. اعداد بین متغیرهای مکنون یا پنهان (متغیرهای اصلی مدل شامل محرک‌های‌خارجی و داخلی مدیریت‌زنجیره‌تأمین‌سبز و فعالیت‌های عملیاتی مدیریت‌زنجیره‌تأمین‌سبز) و متغیرهای آشکار (ابعاد آن متغیرها مانند قانون به ­عنوان بعد محرک­های خارجی) نیز نشان‌دهنده بارهای عاملی هستند. میزان ضخامت بردارها بین متغیرهای مکنون،  به مقدار ضریب مسیر؛ یعنی همان ستون ارزش وابسته است و مقادیر بین متغیرهای مکنون و سازه‌ها، نشان­دهنده بارهای عاملی است و تفاوت ضخامت بردارهای بین متغیرهای مکنون و شاخص‌ها نیز به اندازه بارهای عاملی وابسته شده است.

جدول (7) آرایش رتبه­ای امتیاز متوسط برای سازه‌های منحصر به فرد به­منظور بررسی محرک‌های‌داخلی و خارجی مدیریت‌زنجیره‌تأمین‌سبز را نشان می­دهد.

بیش‌ترین نمره فشار مربوط به رقابت است، پس از آن عوامل قانونی، جامعه، محرک­های داخلی و در انتها نیز زنجیره‌تأمین می‌باشد


 

جدول(6): ضریب مسیر فرضیه­ها

مسیرها

ضرایب مسیر

سنجش  آماره ها

(t-statistic)

فرضیه‌ها

محرک­های­خارجی بر محرک­های داخلی

605/.

14/8

فرضیه 1: تأیید شد

محرک­های­خارجی بر فعالیت‌های‌عملیاتی

4/.

05/2

فرضیه 2: تأیید شد

محرک­های­داخلی بر فعالیت­های‌عملیاتی

017/.-

04/.

فرضیه 3: رد شد

 

 

 

شکل(3): مدل حاصل از نرم افزار پی اِل اِس


6- جمع بندی و نتیجه­گیری

هدف از این پژوهش شناسایی و اولویت­بندی عوامل اثرگذار بر مدیریت‌زنجیره‌تأمین‌سبز در شرکت­های تولیدکننده مواد شیمیایی و شوینده بود. در جهت تحقق این هدف، روابط موجود بین متغیرها در قالب سه فرضیه مورد بررسی قرار گرفت. نتایج حاصل از بررسی فرضیه اول با نتایج حاصل از مطالعه­ی هلت و قبادیان (2009) مطابقت دارد. تأیید این فرضیه به­این معناست که محرک­های خارجی مانند عوامل قانونی، رقابت، زنجیره‌تأمین و جامعه بر محرک­های داخلی که شامل سازه­های ریسک کالا، خدمات و فعالیت­های عملیاتی و فرهنگ سازمانی، تعهد مدیریت ارشد و فشار کارکنان می­باشد، تأثیر می‌گذارند.

محرک­های خارجی مؤثر بر شرکت­های تولیدی، می‌توانند جهت‌گیری مثبت کارکنان و مدیران و فرهنگ سازمانی و محصولات (به­عنوان محرک­های داخلی) را به سمت و سوی فعالیت­های عملیاتی مدیریت‌زنجیره‌تأمین‌سبز فراهم آورند و در جهت افزایش توانمندی کلی شرکت و افزایش سودآوری و نیز شهرت شرکت تولیدی مؤثر باشند افزون بر اینکه این تأثیرگذاری و رابطه می­تواند در آینده بر هزینه و کیفیت در ابعاد مختلف اثرگذار باشد و رابطه محیط خارجی بر داخل سازمان و قابلیت توسعه سازمانی را تحت تأثیر قرار دهد.

سازمان­ها نیز ممکن است نسبت به محرک­های مدیریت زنجیره­تأمین­سبز به­ویژه محرک‌های‌خارجی، بسته به ریسک، اندازه شرکت و ملیت کارکنان سازمان و اینکه این شرایط ممکن است پیش­بین­های بهتری برای مدیریت زنجیره‌تأمین­سبز باشند و ابزارهای هدف بهتری برای محرک­های ‌ مدیریت‌زنجیره­تأمین­سبز  باشند، واکنش­های مختلفی نشان دهند.

 

جدول(7): امتیازات رتبه­بندی فریدمن

متغیرهای عملیاتی

مؤلفه­ها

رتبه

عوامل قانونی

میزان اهمیت قوانین فعلی مربوط

21/11

میزان اهمیت قوانین در شرف تصویب

36/7

میزان اهمیت قوانین محتمل آتی

29/9

میانگین

 

28/9

محرک­های داخلی

کاهش ریسک مربوط به کالا، خدمات یا روش­های عملیاتی شرکت

39/13

اهمیت فرهنگ سازمانی در ترویج مسؤولیت پذیری

15/10

اهمیت تعهد مدیریت اجرایی

28/6

اهمیت فشار وارده از طرف کارکنان

88/12

میانگین

 

67/10

رقابت

ایجاد کارکرد بهتر شرکت  ما نسبت به رقبا یا مؤسسات مشابه

90/8

ایجاد فرصت­های جدید در بازار رقابتی

29/9

افزایش توانایی رویارویی با رقبا

74/8

ایجاد صرفه جویی در هزینه­های عملیاتی

26/9

میانگین

 

04/9

زنجیره تأمین

تمایل مشتریان عمده شرکت به اجرای زنجیره‌تأمین سبز  در شرکت

72/14

تشویق مشتریان عمده شرکت به اجرای زنجیره‌تأمین سبز  در شرکت

47/14

فشار مصرف کنندگانی که فقط از محصول ما استفاده می­کنند

44/11

تامین کنندگان کالاها و خدمات مورد نیاز ما

46/12

میانگین

 

27/13

جامعه

تمایل شرکت به حفظ یا ارایه تصویری از مسؤلیت‌اجتماعی و زیست محیطی

93/8

انتظار جامعه از شرکت

07/10

فشار گروه­های حامی فعالیت سبز و حامی محیط زیست

11/10

فشار از طرف صنعت بیمه برای اجرای مدیریت‌زنجیره‌تأمین‌سبز

06/11

فشار از طرف سرمایه گذران یا سهام­داران برای اجرای زنجیره‌تأمین سبز

99/9

میانگین

 

03/10

 

 

    با توجه به نتایج پژوهش، فرضیه دوم نیز  تأیید می‌گردد. نتایج حاصل از بررسی این فرضیه با نتایج سارکیس و همکاران (2010)، هلت و قبادیان (2009) و ژو  و همکاران (2006) مطابقت دارد. تأیید این فرضیه به­این معناست که محرک­های خارجی مانند عوامل قانونی، رقابت، زنجیره‌تأمین و جامعه بر فعالیت­های‌عملیاتی مدیریت‌زنجیره‌تأمین‌سبز، تأثیر می­گذارند.عامل رقابت در میان محرک­های خارجی بیشترین اثر را بر فعالیت­های عملیاتی مدیریت‌زنجیره‌تأمین‌سبز دارد. و این به آن معناست که برای بهبود توان رقابتی در حوزه فعالیت شرکت­های تولیدی اجرای مدیریت‌زنجیره‌تأمین‌سبز مؤثر و مفید خواهد بود. از آنجاکه همه­ی شرکت­های مورد مطالعه این پژوهش، کوچک و متوسط بودند و با توجه به مطالعات قبلی،  شرکت­های کوچک و متوسط کم‌ترین میزان فعالیت‏های‌عملیاتی مدیریت‌زنجیره‌تأمین‌سبز را دارند. این نتایج بیان می­کند که شرکت­های کوچک و متوسط فشار کمتری را تحمل می­کنند و فعالیت­های عملیاتی سبز کمتری را بر عهده می­گیرند (هلت و قبادیان، 2009). هم‌چنین این شرکت­های تولیدی بیشترین فشار خارجی ناشی از رقابت و قوانین را تحمل می‌کنند و هرچه اندازه شرکت بزرگتر می شود سطح فشارهای خارجی بالاتر می­رود. و در واقع فشار در جهت فعالیت­های عملیاتی مدیریت‌زنجیره‌تأمین‌سبزبیشتر می­شود و این به آن معناست که شرکت­های بزرگتر برای باقی ماندن در عرصه رقابت و حفظ منافع کوتاه­مدت و بلندمدت خود، ملزم به اجرای فعالیت­های عملیاتی مدیریت‌زنجیره‌تأمین‌سبز می­باشند و همه مدیران و کارکنان این شرکت­ها باید آموزش­های لازم در این زمینه ببینند و دستورالعمل­های موردنیاز برای اجرای فعالیت‌های‌عملیاتی ‌مدیریت‌زنجیره‌تأمین‌سبز تبیین شود. نتایج نشان داد که محرک­های‌داخلی مدیریت‌زنجیره‌تأمین‌سبز  بر فعالیت­های‌عملیاتی مدیریت‌زنجیره‌تأمین‌سبز  تأثیر‌گذار نیستند و فرضیه سوم تأیید نمی­گردد. درحالیکه طبق مطالعات پیشین انتظار می­رود محرک­های داخلی تأثیر زیادی بر فعالیت­های عملیاتی مدیریت‌زنجیره‌تأمین‌سبزداشته باشند (ژو و همکاران، 2006). با این وجود نتایج مطالعه­ی کارتر و جنینگ (2000) نشان داد که برخی از محرک­های‌داخلی مدیریت‌زنجیره‌تأمین‌سبز بر فعالیت‌های‌عملیاتی مدیریت‌زنجیره‌تأمین‌سبز به‌طور مستقیم تأثیر ندارد اما آنها به­طور غیر مستقیم بر فعالیت­های عملیاتی مدیریت‌زنجیره‌تأمین‌سبز تأثیرگذار بودند.  به­دلیل اهمیت نقش محرک­های داخلی و از طرفی عدم تأیید تأثیرگذاری مستقیم آن بر فعالیت­های عملیاتی مدیریت‌زنجیره‌تأمین‌سبز در نمونه مورد بررسی، به شرکت­های تولیدی مورد نظر پیشنهاد می­گردد به محرک­های داخلی به­عنوان عواملی اثرگذار و تعیین‌کننده در عملکرد و فعالیت‌هایشان بنگرند و کارایی و اثربخشی آن را مورد ارزیابی دقیق­تری قراردهند. به‌علاوه باید با استفاده­ی صحیح از محرک‌های داخلی در جهت اجرای فعالیت­های عملیاتی مدیریت‌زنجیره‌تأمین‌سبز به بهره­وری بیشتر در این زمینه دست یابند. برای به­دست آوردن رتبه­ هر یک از محرک­های داخلی و خارجی مدیریت‌زنجیره‌تأمین‌سبز و سازه­های آنها از آزمون ناپارامتری فریدمن استفاده کردیم و با توجه به جدول اولویت­بندی فریدمن، نتایج نشان داد که بیشترین نمره فشار مربوط به رقابت است پس از آن عوامل قانونی، جامعه، محرک­های داخلی و در انتها زنجیره‌تأمین دارای بیشترین فشار می­باشد که نشان‏دهنده اهمیت بالای رقابت و سایر عوامل بیان‌شده در بین شرکت­ها می­باشد. درحالی­که هلت و قبادیان (2009)، بایلیس و همکاران[xlv] (1998)، قبادیان و همکاران (2001)، مین و گیل[xlvi] (1997) در پژوهش هایشان نشان می­دهند که بیشترین نمره فشار مربوط به عوامل قانونی است و این موضوع حاکی از این است که عوامل قانونی در رابطه با محیط زیست در کشورهای مختلف متفاوت است.

 

7- پیشنهادها برای پژوهش‌های آینده

یک پیشنهاد می­تواند بررسی فعالیت­های عملیاتی مدیریت‌زنجیره‌تأمین‌سبز و تأثیر آن بر عملکرد سازمان باشد. به­علاوه پژوهش‌گران می­توانند به بررسی اثر فعالیت­های‌عملیاتی مدیریت‌زنجیره‌تأمین‌سبز در کسب مزیت رقابتی بپردازند. بررسی تأثیر محرک­های درون‌سازمانی مانند تعهد مدیر ارشد، فرهنگ‌سازمانی، فشار کارکنان برای رعایت اصول سبز در سازمان نیز از جمله موضوعات پیشنهادی مرتبط دیگر می­باشد که در شرکت های تولیدی دارای اهمیت می­باشد. همچنین بررسی نقش مدیریت زنجیره‌تأمین در به‌کارگیری تکنولوژی­های سازگار با محیط و بررسی عوامل مؤثر در به­کارگیری فعالیت­های عملیاتی مدیریت‌زنجیره‌تأمین‌سبز از دیگر موضوعات پیشنهادی می­باشد.

     پیشنهاد دیگر می­تواند رتبه­بندی محرک­های خارجی و داخلی مدیریت‌زنجیره‌تأمین‌سبز با استفاده از روش­های تصمیم­گیری چند معیاره[xlvii] باشد.

 

8.- محدودیت‌های پژوهش و پژوهش­گر  

یکی از محدودیت­های پژوهش گر، محدودیت مربوط به جمع­آوری داده­ها بود. مسلماً با توجه به فرهنگ حاکم بر کشور و تعاملات محدود دانشگاه و صنعت، نگارنده در جمع­آوری داده­ها با مشکلات متعددی مواجه شد. از دیگر محدودیت­های پژوهش، می توان به­روز نبودن اطلاعات مدیران شرکت­های تولیدی  درمورد موضوع پژوهش را نام برد. از طرف دیگر ماهیت موضوع پژوهش اخلاقی است و پاسخ‏گویی صحیح به پرسش­های پرسشنامه را تحت تأثیر قرار می‌دهد؛ هرچند پرسشنامه­ها بی‌نام طراحی شد تا پاسخ‌گویان بتوانند در پاسخ به پرسش­ها از آزادی بیشتری برخوردار باشند. از محدودیت­های دیگر نیز، عدم تمایل به همراهی و پاسخ­گویی کافی اغلب مدیران تولید جامعه آماری به دلایل مختلف از جمله ماهیت موضوع پژوهشی و نبود شرایط سبز در برخی از این شرکت­های تولیدی­ بود که باعث دوباره کاری در انجام توزیع و افزایش هزینه­های متحمل پژوهش گردید.

 

9- مقایسه با سایر پژوهش های پیشین

یکی از مزایای این پژوهش و برتری آن نسبت به سایر پژوهش های حاضر در این حوزه علاوه بر رتبه بندی سازه های محرک­های داخلی و خارجی و فعالیت­های زنجیره‌تأمین سبز با آزمون فریدمن، اجرای متدلوژی پژوهش با تکنیک تحلیل مسیر، بر مبنای ضرایب مسیر و واریانس تبیین شده با استفاده از نرم افزار کاربردی و نسبتا جدید "پی ال اس" می‏باشد که نسبت به سایر نرم افزارهای کاربردی در این حوزه، از انعطاف و قابلیت های خاص بیشتری برخوردار می باشد و متناسب با نمونه های آماری در قلمرو مورد مطالعه می باشد که معمولاً از شرط نرمال بودن برخوردار نمی باشند. از دیگر مزایای این پژوهش و برتری آن نسبت به مدل و پژوهش هلت و قبادیان که مبنای اصلی این کار قرار گرفته علاوه بر متدلوژی متفاوت و جامعه آماری مورد بررسی، پیشنهادات جدید و کاربردی می‌باشد که بر مبنای علم روز و نتایج پژوهش و مبتنی بر نظام فکری و شرایط خاص صنعت حاضر در ایران، ارائه شده است.

 



[1] GSC

[2] Boks & Stevels

[3]GSCM

[4] Green Supply Chain Management

[5]Carter and Rogers

[6]Seuring and Muller

[7] Srivastava

[8] Linton et. al.

[9] Waller

[10]Rao

[11] zhu & sarkis

[12] chein & shih

[13]Liu

[14]sing tae kim

[15] Hu & Hsu

[16] Youn

[17] Tsireme

[18] Thessaloniki

[18] Youn

[18] LIU

[19] Hoejmose

[20] Beamon

[21] van Hoek

[22] Wu and Dunn

[23] Carter and Carter

[24]Carter and Ellram

[25] Zsidisin and siferd

[26] Murphy & et.al.

[27]Lambert et al.

[28]Chandra & Tumanyan

[29]Lanoie and Tanguay

[30] Elwood and Case

[31]Canning and Hanmer-Lloyd

[32] Henriques and Sadorsky

[33]Hall

[34]Bowen

[35] Holt

[36] Charlesworth

[37] Carter & Ellram

[38]Holt & Ghobadian

[39]Wisner and Tan

[40] (PLS): Partial least squares

[41] O'Cass, A., & Ngo, L

[42][42] Gall et.al.

[43]Fornell & Larcker

[44] Falk & Miller

[xlv] Baylis et al.

[xlvi][xlvi] Min, H. and Galle, W.

[xlvii] MCDM

  

 

گال، مردیت و دیگران. (1386). روش‌هایتحقیقکمّیوکیفیدرعلومتربیتیو روان‌شناسی. مترجمان: احمدرضا نصر و دیگران، جلد دوم، تهران: سمت، با همکاری دانشگاه شهید بهشتی.

Baylis, R., Connell, L. & Flynn,  A. (1998a). “Company size, environmental regulation and ecological modernisation: further analysis at the level of the firm”. Business Strategy and the Environment, 7(5), 285-96.

 Beamon, B.M. (1999). “Designing the green supply chain”.  Logistics Information Management, 12(4), 332-42.

Boks, c., & Stevels, A. (2007. (“Essential Perspectives for Design for Environment,Experiences from The Electronics Industry”.  International Journal of Production Research , 45(18), 4021-39.

Brown, G . (2006).  Speech by the Rt Hon Gordon Brown MP. Chancellor of the Exchequer. New York, NY, April 20.

Canning, L. & Hanmer-Lloyd, S. (2001). “Managing the environmental adaptation process in supplier-customer relationships”. Business Strategy and the Environment, 10(4), 225-37.

Carter, C.R. & Carter, J.R. (1998). “Inter-organisational determinants of environmental purchasing: initial evidence from the consumer products industries”. Decision Science, 29 ( 3), 659-84.

Carter, C.R. & Ellram, L.M. (1998). “Reverse logistics: a review of the literature and framework for future investigation”. Journal of Business Logistics, 19 (1), 85-102.

Carter, C.R. & Jenning, M.M. (2002). “Social responsibility and supply chain relationships”. Transportation Research Part E, 38 ( 1), 37-52.

 Carter, C.R. & Rogers, D.S. (2007). “A framework of sustainable supply chain management: towards new theory”. International Journal of Physical: Distribution & Logistics Management, 38(5), 360-87.

Chandra, C. & Tumanyan, A. (2005). “Supply chain system taxonomy: a framework and methodology”. Human Systems Management, 24( 4), 245-58.

Charlesworth, K. (1998). A Green and Pleasant Land A Survey of Managers’ Attitudes to, and Experience of, Environmental Management. London: Institute of Managers

Chien, M., & Shih, L. (2007). “Supply chain system taxonomy: a framework and methodology”. Human Systems Management , 24(1), 245-58.

Chien, M.K. & Shih, L.H. (2007). “An empirical study of the implementation of green supply chain management practices in the electrical and electronics industry and their relationship to organizational performance”. International Journal of Environmental Science & Technology, 4 (3), 383-94.

Elwood, H. & Case, S. (2000). “Private sector pioneers, how companies are incorporating environmentally preferable purchasing”. Greener Management International,  29(1), 70-94.

Falk, R. F., & Miller, N. B. (1992). A primer for soft modelling. Akron, Ohio, The University of Akron.

Fornell, C., & Larcker, D.F.(1981). “Structur alequation models with unobservab levariables and measure menterror, Algebra and statistics”. Journal of Marketing Research, 18(3),328–388.

Ghobadian, A., Viney, H. & Holt, D. (2001). “Seeking congruence in implementing corporate environmental strategy”. International Journal of Environmental Technology and Management, 1 (4), 384-401.

Hall, J. (2000). “Environmental supply chain dynamics”. Journal of Cleaner Production, 8 (6), 455-71.

Henriques, I. & Sadorsky, P. (1999). “The relationship between environmental commitment and managerial perceptions of stakeholder importance”.  Academy of Management Journal, 42 (1), 87-99.

Hoejmose, S., Brammer, S., & Millington, A. (2012). “Green supply chain management, The role of trust and top management in B2B and B2C markets”. Industrial Marketing Management , 41(4), 609-620.

Holt, D., & Ghobadian, A. (2009) . “An empirical study of green supply chain management practices amongst UK manufacturers”. Journal of Manufacturing Technology Management. 20( 7), 933-956.

Hu, A. H., & Hsu, C.-W. (2010). “Critical factors for implementing green supply chain management practice An empirical study of electrical and electronics industries in Taiwan”. Management Research Review , 33(6), 586-608.

Kim, S. T. (2010). Implementation of Green Supply Chain Management ,Impact on performance outcomes in small- and medium-sized Electronical and electronic firms. Lincoln,University of Nebraska.

Lambert, D. M., & Cooper, M. C. (2000, January). “Issues in Supply Chain Management”. Industrial Marketing Management, 29(1), 65-83.

Lambert, D.M., Cooper, M.C. and Pagh, J.D. (1998). “Supply chain management, implementation issues and research opportunities”. International Journal of Logistic Management, 9(2), 1-16.

Lanoie, P. & Tanguay, G.A. (2000). “Factors leading to green profitability”. Greener Management International, 31(1), 39-50.

Linton, J.D., Klassen, R. & Jayaraman, V. (2007). “Sustainable supply chains, an introduction”. Journal of Operations Management, 25(1), 1075-82.

Lio, X., Wang, L., Yang, J., Shishime, T., Bao, C., & Ogisu, K. (2010, August). Practices and Opportunities of Green Supply Chain Management in China, the 1st Congress of East Asian Association of Environmental and Natural Resource Economics. Hokkaido University . Japon, Kansai Research Centre, Institute for Global Environmental Strategies (IGES).

Min, H. & Galle, W. (1997). “Green purchasing strategies, trends and implications”. International Journal of Purchasing & Materials Management, 33(3), 10-17.

Murphy, P.R., Poist, R.F. & Braunschwieg, C.D. (1995).“Role and relevance of logistics to corporate environmentalism, an empirical assessment”.  International Journal of Physical Distribution & Logistics Management,  25( 2), 5-19.

O'Cass, A., & Ngo, L. (2007a). “Balancing external adaptation and internal effectiveness, Achieving better brand performance”. Journal of Business Research, 60(1),11−20.

Rao, P. (2002). “Greening the supply chain, a new initiative in South East Asia”. International Journal of Operations & Production Management , 22(6), 632-655.

Seuring, S. & Muller, M. (2008). “From a literature review to a conceptual framework for sustainable supply chain management”. Journal of Cleaner Production, 16(15), 1699-710.

Srivastava, S.K. (2007).“Green supply chain management, a state-of-the-art literature review”. International Journal of Management Reviews, 9 (1),53-80.

Tsireme, A. I., Nikolaou, E. I., Georgantzis, N., & Tsagarakis, K. P. (2012). “The influence of environmental policy on the decisions of managers to adopt G-SCM practices”. Clean Techn Environ Policy . 14 (5),953-964.

Van Hoek, R.I. (1999). “From reversed logistics to green supply chains”. Supply Chain Management, 4(3), 129-34.

Waller, D.L. (1999). Operations Management, A Supply Chain Approach. London, International Thomson Press

Walton, S.V., Handfield, R.B. & Melnyk, S.A. (1998). ‘‘The green supply chain, integrating suppliers into environmental management process’’.  International Journal of Purchasing and Materials Management, 34( 2), 2-11.

Wisner, J.D. & Tan, K.C. (2000). “Supply chain management and its impact on purchasing”, Journal of Supply Chain Management, 36( 4), 33-42.

Wu, H.-J. & Dunn, S.C. (1995). “Environmentally responsible logistics systems”, International Journal of Physical Distribution & Logistics Management, 25(2), 20-38.

Youn, S., Yang, M. G., & Hong, P. (2011). “Strategic supply chain partnership, environmental supply chain management practices, and performance outcomes, an empirical study of Korean firms”. Journal of Cleaner Production , In Press, Corrected Proof,1-10.

Zhu, Q. & Sarkis, J. (2006), ‘‘An inter-sectoral comparison of green supply chain management in China, drivers and practices’’, Journal of Cleaner Production, 14 (5), 472-86.

Zhu, Q., & Sarkis, J. (2004). “Relationships between operational practices and performance amongst early adopters of green supply chain management practices in Chinese manufacturing enterprises”. Journal of Operations Management , 22(1),265-289.

Zhu, Q., Geng, Y., Fujita, T., & Hashimoto, S. (2010). “Green supply chain management in leading manufacturers Case studies in Japanese large companies”. Management Research Review , 33(4), 380-392.

Zhu, Q., Sarkis, J. & Kee-hung, L. (2007). “Initiatives and outcomes of green supply chain management implementation by Chinese manufacturers”. Journal of Environmental Management, 85(1), 179-89.

Zhu, Q., Sarkis, J., & Geng, Y. (2005). “Green supply chain management in China, pressures,practices and performance”. International Journal of Operations & Production Management , 25(5), 449-468.

Zsidisin, G.A. & Siferd, S.P. (2001), “Environmental purchasing, a framework for theory development”, European Journal of Purchasing & Supply Management, March, 7 (1), 61-73.