<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>پژوهش در مدیریت تولید و عملیات</title>
    <link>https://jpom.ui.ac.ir/</link>
    <description>پژوهش در مدیریت تولید و عملیات</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 01 Dec 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 01 Dec 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>سال شانزدهم، شماره 4، پیاپی 43، زمستان 1404</title>
      <link>https://jpom.ui.ac.ir/article_30103.html</link>
      <description/>
    </item>
    <item>
      <title>کنترل پروژه مبتنی بر احجام مصرفی کسب شده</title>
      <link>https://jpom.ui.ac.ir/article_29548.html</link>
      <description>هدف: یک پروژه را می‌توان با سه رویکرد کنترل کرد: 1) رویکرد مبتنی بر هزینه، 2) رویکرد مبتنی بر مدت زمان انجام فعالیت‌ها، 3) رویکرد مبتنی بر احجام مواد و مصالح مصرفی در پروژه. روش‌های متعددی مانند روش ارزش کسب شده(EVM) ، برنامه‌زمان‌بندی کسب شده (ES)، و زمان کسب شده (ED) از سوی محققین برای کنترل پروژه‌ها معرفی شده است. روش‌های معرفی شده، قادر هستند که پروژه‌ها را مبتنی بر هزینه و زمان کنترل نمایند، حال آن‌که در پروژه‌های واقعی ، مدیران و کارشناسان پروژه‌ نیاز دارند که پروژه‌های خود را حتما مبتنی بر احجام و میزان مواد مصرفی که برای فعالیت‌های پروژه استفاده شده است، تجزیه و تحلیل نمایند، و پیشرفت واقعی پروژه را مبتنی بر احجام کاری انجام شده، بررسی نمایند. این مقاله درصدد است که یک روش جدید و نوآورانه‌ای را معرفی نماید که بوسیله آن بتوان پروژ‌ها را مبتنی بر احجام مواد و مصالح مصرفی بخوبی کنترل و تجزیه و تحلیل کرد.طرح / روش / رویکرد: عرصه واقعی پروژه‌ها نشان می‌دهد که، تجزیه و تحلیل هزینه‌های یک پروژه، بیشتر مستقیما از میزان مواد و مصالح مصرفی در پروژه، متاثر می‌گردد. بعبارت دیگر، پیشرفت واقعی یک پروژه، بیشتر از میزان مواد و مصالح مصرفی در پروژه متاثر می‌شود تا از پول هزینه شده و یا از زمان مصرف شده برای انجام فعالیت‌ها. رویکردی که در روش پیشنهادی این مقاله وجود دارد به مدیران پروژه این امکان را می‌دهد که بتوانند مواد و مصالح مصرفی در یک پروژه را که دارای واحدهای اندازه‌گیری متفاوت هستند را با هم ترکیب نماید، و سپس احجام فیزیکی مصالح مصرفی در پروژه را بصورت جداگانه و یا بصورت توام و یکجا (تحت یک عنوان) برای کل پروژه کنترل نماید.یافته‌ها: پایش و کنترل احجام کسب شده مواد و مصالح مصرفی یک پروژه، به مدیران و کارشناسان پروژه کمک می‌کند که بتوانند بصورت اثربخش، پیشرفت واقعی پروژه را تجزیه و نحلیل و تفسیر نمایند.کنترل مواد و مصالح مورد نیاز یک پروژه این شرایط را برای مهندسین فراهم می‌آورد که بتوانند بصورت اثربخش: 1) وضعیت پیشرفت واقعی پروژه ، 2) میزان مواد و مصالح ضایع شده، 3) دوباره کاری‌های انجام شده در پروژه را تجزیه و تحلیل نمایند.&amp;amp;nbsp; این رویکرد مهم، شرایطی را فراهم می‌آورد که مدیران پروژه (با روش پیشنهادی این مقاله) بتوانند مدت زمان و هزینه‌های پروژه را بصورت واقعی‌تری نسبت به روش‌های موجود، پیش‌بینی نمایند.مفاهیم عملی: در این تحقیق، چندین اصطلاح برای استفاده در کنترل پروژه پیشنهاد می‌شود که بوسیله آنها می‌توان پیشرفت واقعی را بصورت اثربخش در شرایط کاری واقعی بدست آورد. در این مقاله برای نشان دادن قابلیت‌های روش پیشنهادی، پیشرفت فیزیکی یک پروژه واقعی با استفاده از روش پیشنهادی، بررسی و تجزیه و تحلیل می‌شود.اصالت / ارزش: روش‌های موجود برای کنترل پروژه‌ها، قادر نیستند که پیشرفت پروژه‌ها را بر اساس مواد و مصالح واقعی که عملا در پروژه مصرف شده، تحزیه و تحلیل نمایند. در روش پیشنهادی این مقاله، برای تجزیه و تحلیل پیشرفت پروژه، این امکان فراهم شده است که احجام مواد و مصالح مختلف، با واحدهای اندازه‌گیری متفاوت، با هم ترکیب شوند، و سپس میزان پیشرفت فیزیکی پروژه تجزیه و تحلیل واندازه‌گیری شود. مزیت فوق، این امکان را فراهم می‌آورد که روش پیشنهادی این مقاله بتواند برای پروژه‌های مختلف، قابل استفاده باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>یک مدل تخصیص-زمان‌بندی به منظور بهبود حجم کاری کارکنان با استفاده از چرخش شغلی</title>
      <link>https://jpom.ui.ac.ir/article_29484.html</link>
      <description>هدف: اهمیت کارکنان و نقش آنها در موفقیت پایدار یک سازمان به قدری مهم است که به یکی از ارکان صنعت ۵ تبدیل شده است. اخیراً به کارکنان نه تنها به عنوان مراکز هزینه، بلکه به عنوان دارایی‌های ارزشمندی نگریسته می‌شود که رضایت و قابلیت‌های آنها مستقیماً بر موفقیت و طول عمر سازمان تأثیر می‌گذارد. در محیط‌های تولیدی، یکی از جنبه‌های کلیدی رضایت شغلی، رویکرد پیشگیرانه شرکت برای محافظت از کارکنان در برابر شرایط مضر محیط کار است. این مقاله به بررسی تنظیم حجم کار از طریق چرخش شغلی بین ایستگاه‌های کاری می‌پردازد و آن را به عنوان یک استراتژی حیاتی برای کاهش خطرات محیط کار برجسته می‌کند.پیشگیرانه شرکت برای محافظت از کارکنان در برابر شرایط مضر محیط کار است. این مقاله به بررسی تنظیم حجم کار از طریق چرخش شغلی بین ایستگاه‌های کاری می‌پردازد و آن را به عنوان یک استراتژی حیاتی برای کاهش خطرات محیط کار بدر نظر می&amp;amp;shy;گیرد..&amp;amp;nbsp;طراحی/روش‌شناسی/رویکرد: یک مدل برنامه‌ریزی ریاضی مختلط عدد صحیح چند هدفه با اهداف زیر فرموله شده است: ۱) بهینه‌سازی حجم کار کارکنان، ۲) به حداقل رساندن مسافت طی شده، و ۳) کاهش اختلاف بین روزهای مرخصی تعیین شده و درخواست‌های کارکنان. این مدل برای یک مثال واقعی پیاده‌سازی شده است.&amp;amp;nbsp;یافته‌ها: یافته‌ها حاکی از آن است که اجرای این مدل نه تنها حجم کار کارکنان را تنظیم و کاهش می‌دهد، بلکه با هماهنگ کردن تخصیص روزهای استراحت با درخواست‌های کارکنان، رضایت آنها را نیز افزایش می‌دهد. علاوه بر این، این مدل هزینه‌های مرتبط با اجرا، مانند هزینه‌های سفر را در نظر گرفته است، در عین حال تنوع وظایف محول شده به کارمندان را افزایش داده و در نتیجه یکنواختی شغلی را کاهش می‌دهد.مفاهیم عملی: نتایج و تحلیل حساسیت، اثربخشی مدل پیشنهادی را در دستیابی به اهداف تحقیق نشان می‌دهد. سرمایه‌گذاری زمان و منابع در توسعه مهارت و چندمهارتی، همراه با اجرای مدل پیشنهادی، می‌تواند تأثیر مثبتی بر شرایط ارگونومیک در محیط کار داشته باشد و در نهایت رضایت و وفاداری کارکنان را در راستای اهداف صنعت ۵ افزایش دهد.اصالت/ارزش: هیچ مطالعه‌ای در ادبیات تاکنون عوامل ارگونومیک، مهارت‌ها، کارایی، ترجیحات روز استراحت و جنبه‌های اقتصادی را به طور همزمان در نظر نگرفته است. در این مطالعه، یک برنامه چرخش شغلی جدید و کارآمد پیشنهاد شده است که سه هدف اصلی را برآورده می‌کند: ۱) تنظیم حجم کار برای حفظ استانداردهای ارگونومیک، ۲) به حداقل رساندن زمان انتقال کارکنان بین ایستگاه‌های کاری، و ۳) تطبیق با ترجیحات روز استراحت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اولویت بندی و تحلیل فعالیت های توسعه تأمین کننده در صنعت خودرو</title>
      <link>https://jpom.ui.ac.ir/article_29506.html</link>
      <description>فعالیت‌های توسعه‌ی تامین‌کننده در صنعت خودروسازی بسیار مهم هستند. زیرا توانایی‌ها و عملکرد تامین‌کنندگان را افزایش می‌دهند و زنجیره‌ی تامین کارآمدتر، قابل اعتمادتر و رقابتی‌تر را تضمین می‌کنند. هدف این مقاله اولویت‌بندی فعالیت‌های مرتبط با توسعه‌ی تامین-کننده با استفاده از روش بهترین-بدترین است. این مطالعه سه مرحله‌ی اصلی دارد: ابتدا مطالعهات مرتبط فراترکیب شدند، فعالیت‌های توسعه‌ی تامین‌کننده شناسائی و با محاسبه‌ی ضریب روائی محتوا، 30 فعالیت برای صنعت خودروسازی نهائی و در چهار طبقه گروه‌بندی می‌شوند. در مرحله‌ی دوم، با استفاده از روش بهترین-بدترین، یک مدل بهینه‌یابی خطی برای فعالیت‌های هر طبقه تشکیل می‌شود. با حل مدل‌های تشکیل‌شده، اوزان فعالیت‌های هر طبقه بطور جداگانه به‌دست می‌آیند. یافته‌ها نشان می‌دهد که بالاترین توسط متخصصان مربوط به فعالیت‌های &amp;amp;laquo;ارزیابی قابلیت‌های ملموس تامین‌کننده و بازخورد&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;آموزش و به‌روزرسانی تامین‌کننده&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;ایجاد ارتباطات همکارانه یا شراکت&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;ارزیابی قابلیت‌های ملموس تامین‌کننده و بازخورد&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;به‌اشتراک‌گذاری اطلاعات محیطی، اخلاقی و مسئولیت اجتماعی&amp;amp;raquo; هستند. در مرحله‌ی سوم، اولویت‌بندی‌های به‌دست آمده در هر طبقه با خبرگان به اشتراک گذاشته می‌شوند و پیشنهادهای آنها در رابطه با یافته‌ها مستند و تفسیر می‌شوند. نتایج نشان‌دهنده‌ی ترجیح قوی فعالیت‌هایی است که از همکاری و افزایش قابلیت‌ها حمایت می‌کنند نسبت به فعالیت‌هایی که بر روی رقابت متمرکز هستند. فعالیت‌های شناسائی شده در این مقاله جامع بوده و می‌توانند برای صنایع خودروسازی کشورهای مختلف بکار گرفته شوند. به‌علاوه، رویکرد مورد استفاده به دلیل سادگی محاسبات، کاربردی بودن و سازگاری با قضاوت ذهنی مدیران، انتظار می رود با استقبال خوبی از سوی پژوهشگران و به ویژه مدیران صنعت خودرو و حتی سایر صنایع مواجه شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ترکیب مدل‌سازی شبیه‌سازی و تحلیل پوششی داده‌های شبکه‌ای برای مدیریت زنجیره تأمین خدمات بهداشتی‑درمانی</title>
      <link>https://jpom.ui.ac.ir/article_29571.html</link>
      <description>هدف پژوهش:&amp;amp;nbsp;در سال‌های اخیر، در مدیریت نظام سلامت، ارزیابی عملکرد بخش‌های اورژانس بیمارستانی به‌ویژه در پی شیوع بیماری‌های همه‌گیر توجه فزاینده‌ای یافته است. مطالعات محدودی به ترکیب شبیه‌سازی با تحلیل پوششی داده‌ها (DEA) برای ارزیابی عملکرد پرداخته‌اند؛ با این حال، اغلب از در نظر گرفتن وابستگی‌های نسبی در ساختار کل سیستم غفلت کرده‌اند. بیشتر پژوهش‌ها صرفاً بر فرایندهای درونی اورژانس متمرکز بوده و روابط بیرونی را نادیده گرفته‌اند. تحلیل پوششی داده‌های شبکه‌ای (NDEA) این امکان را فراهم می‌آورد که کارایی نسبی واحدهای سازمانی بر اساس تعامل میان چندین ورودی و خروجی سنجیده شود. این پژوهش مدلی ترکیبی ارائه می‌کند که شبیه‌سازی رویداد گسسته را با NDEA ادغام کرده و برای ارزیابی و بهبود عملکرد بخش اورژانس بیمارستان به کار می‌گیرد.&#13;
طرح و روش‌شناسی:&amp;amp;nbsp;داده‌های پژوهش از بخش اورژانس بیمارستان امام خمینی تهران و بر اساس اطلاعات مربوط به گروه‌های مختلف بیماران در یک بازه زمانی ۶۰ روزه گردآوری شد که حدود ۷۰۰۰ بیمار را دربر می‌گرفت. فرایندهای اصلی زنجیره تأمین دومرحله‌ای طراحی و مدل‌سازی گردید. به‌وسیله نرم‌افزار Arena، عملکرد زنجیره تأمین از منظر هزینه‌ها و زمان جریان بیماران شبیه‌سازی و ارزیابی شد.&#13;
یافته‌ها:&amp;amp;nbsp;بر مبنای نتایج شبیه‌سازی سیستم موجود، ده سناریوی بهبود طراحی و شبیه‌سازی گردید. اجرای آزمایش‌ها با پیکربندی‌های مختلف امکان تحلیل مقایسه‌ای این سناریوها را فراهم آورد و داده‌های ارزشمندی را در اختیار مدیران اورژانس برای مهندسی مجدد فرایندها قرار داد. نتایج حاصل از این سناریوهای بهبود و نیز وضعیت موجود، در مدل NDEA به‌عنوان ۱۱ واحد تصمیم‌گیری (DMU) مستقل در نظر گرفته شدند. تحلیل داده‌ها بهترین الگوها را از حیث بهره‌وری کلی، کارایی و اثربخشی زنجیره تأمین شناسایی کرد.&#13;
کاربردهای عملی:&amp;amp;nbsp;نتایج پژوهش نشان می‌دهد تخصیص اختصاصی دستگاه‌های MRI و CT اسکن به بخش اورژانس می‌تواند به‌طور قابل توجهی زمان انتظار بیماران و کل زمان جریان آنان را کاهش دهد. این بهبود ناشی از رفع تنگنای موجود در بخش تصویربرداری تشخیصی است که یکی از گلوگاه‌های کلیدی در عملکرد اورژانس محسوب می‌شود. یافته‌ها، توصیه‌های عملی برای بهینه‌سازی تخصیص منابع و روان‌سازی فرایندها در بخش‌های اورژانس ارائه می‌کند. با تمرکز بر بهبودهای هدفمند ــ مانند ارتقای دسترسی به تصویربرداری ــ می‌توان کارایی و کیفیت ارائه خدمات به بیماران را افزایش داد.&#13;
نوآوری و ارزش پژوهش:&amp;amp;nbsp;این تحقیق رویکردی نوآورانه و یکپارچه برای ارزیابی عملکرد پیشنهاد می‌کند که شبیه‌سازی رویداد گسسته (DES) را با تحلیل پوششی داده‌های شبکه‌ای (NDEA) تلفیق می‌نماید. رویکرد پیشنهادی چشم‌اندازهای تازه‌ای برای بهینه‌سازی سیستم‌های خدمات بهداشتی و درمانی فراهم می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شبیه‌سازی رفتار مصرف انرژی ساکنین تحت تأثیر برگزاری رویدادهای اطلاع‌رسانی مصرف انرژی: رویکرد عامل‌محور</title>
      <link>https://jpom.ui.ac.ir/article_29934.html</link>
      <description>با توجه به کاهش منابع انرژی، یکی از روش‌های درخور توجه برای کاهش مصرف حامل‌های انرژی در سطح خرد یا کلان، فرهنگ‌سازی و اصلاح الگوی مصرف است. در این راستا، به برگزاری رویدادهایی با هدف اطلاع‌رسانی به افراد و ارائۀ راهکارهایی برای اصلاح الگوی مصرف، به‌عنوان راهکارهای کوتاه‌مدت و میان‌مدت&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj; توجه می&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj;شود. از انواع این رویدادها &amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj; به برگزاری کارگاه‌های آموزشی، اطلاع‌رسانی میزان مصرف و پتانسیل صرفه‌جویی، هدف‌گذاری و تعهد، پاداش و جریمه&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj; و همچنین بازاریابی سبز (معرفی و فروش محصولات مؤثر در صرفه‌جویی انرژی) اشاره می&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj;شود. با وجود تلاش‌های فراوان برای بررسی تأثیر این رویدادها، مطالعات کمی برای بهبود نتایج آنها انجام شده است. در این پژوهش، ابتدا با استفاده از مدل‌سازی عامل‌محور، رفتار مصرفی جامعه‌ای از ساکنان به&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj;همراه ویژگی‌های مؤثر بر رفتار مصرفی آ‌نها شبیه‌سازی می‌شود؛ سپس&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj; روش‌های انتخاب شرکت‌کنندگان برای شرکت در رویداد، اطلاع‌رسانی و تأثیر آن بر الگوی مصرف انرژی جامعه در بلندمدت بررسی می‌&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj;شود. روش‌های&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj; بررسی&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj;شده شامل انتخاب بر&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj;اساس میزان مصرف، تغییرپذیری رفتاری، نفوذ اجتماعی&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj; و انتخاب تصادفی است. نتایج نشان می‌دهد که در نظر گرفتن ویژگی‌های ساکنان، از&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj;جمله میزان مصرف انرژی و نفوذ اجتماعی، در انتخاب شرکت‌کنندگان رویداد، بازدهی رویدادهای صرفه‌جویی انرژی را بهبود می&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj;بخشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی، بومی سازی و مدلسازی علّی موانع پذیرش و اجرای صنعت 4.0 در شرکتهای فولادی</title>
      <link>https://jpom.ui.ac.ir/article_30081.html</link>
      <description>ظهور انقلاب صنعتی چهارم، فناوری‌های مختلفی را به ارمغان آورده است که به رشد سازمان‌ها کمک می‌کنند. تحول دیجیتال شرکت‌ها، که در حال حاضر ازطریق ابتکارات صنعت ۴.۰ در حال توسعه است، نویدبخش انقلابی در سیستم‌های آنها در زمینۀ کاهش هزینه‌ها، بهبود بهره‌وری و گسترش فرصت‌های تجاری است. پیاده‌سازی فناوری‌های 4.0 در صنعت فولاد، بهبود درخور توجهی را در کل زنجیرۀ ارزش از تولید، تأمین، فروش و خدمات ایجاد می‌کند؛ اما صنعت 4.0 برای کشورهای در حال توسعه نسبتاً جدید است و بنابراین به دانش عمیق و درک روشنی دربارۀ چالش‌ها و موانع پذیرش و پیاده‌سازی آن نیاز دارد. در پژوهش حاضر با هدف درک بهتر موانع صنعت 4.0&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj;، مدل علّی آنها در صنعت فولاد&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj; &amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj;شناسایی و طراحی شد. در ابتدا با بررسی پیشینۀ پژوهش، 15 مانع شناسایی شد. در مرحلۀ بعد با استفاده از روش دلفی فازی، بومی‌سازی آنها در صنعت فولاد انجام و درنهایت 12 مانع&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj; تأیید شد؛ سپس با استفاده از روش دیمتل فازی درجۀ تأثیرگذاری، تأثیرپذیری و تعامل موانع به ‌دست آمد. همچنین موانع علت و معلول مشخص و شبکۀ علّی روابط بین آنها ترسیم شد. نتایج نشان داد که موانع مدیریتی، فناوری و مالی &amp;amp;ndash; اقتصادی، مهم‌ترین موانع اجرای صنعت 4.0 در شرکت‌های فولادی&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj;اند و باید بیشتر از&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj; موانع دیگر به آنها توجه کرد. یافته‌های پژوهش برای مدیران و سیاست‌گذاران شرکت‌های فولادی ارزشمند است که تمایل به حذف موانع کلیدی اجرای موفقیت‌آمیز صنعت 4.0 دارند&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj; و به آنها کمک می‌کند تا استراتژی‌هایی را برای مقابله با این موانع تدوین کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدل استراتژی مدیریت زنجیره تأمین برای ارزیابی قابلیت‌ها و محدودیت‌های صنعت پتروشیمی با رویکرد In4</title>
      <link>https://jpom.ui.ac.ir/article_30079.html</link>
      <description>هدف پژوهش حاضر ارائه مدل استراتژی مدیریت زنجیره تأمین برای ارزیابی قابلیت‌ها و محدودیت‌های صنعت پتروشیمی با رویکرد In4 است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر نوع داده کیفی است. این مطالعه با استفاده از روش تحلیل مضمون و مصاحبه با ده نفر از خبرگان صنعت، قابلیت‌ها و محدودیت‌ها را شناسایی کرد. استراتژی مدیریت زنجیره تأمین برای ارزیابی قابلیت‌ها، از جمله انعطاف‌پذیری زنجیره تأمین، پایداری زنجیره تأمین، نوآوری زنجیره تأمین، شفافیت زنجیره تأمین و هماهنگی زنجیره تأمین، که توسط 15 شاخص تعریف شده‌اند، شناسایی شد. در عین حال، استراتژی‌های زنجیره تأمین برای ارزیابی محدودیت‌ها شامل محدودیت‌های فناوری، مالی، زمانی، منابع انسانی و سازمانی بود که آنها نیز توسط 15 شاخص مشخص شدند. یافته‌ها بر تعامل حیاتی بین قابلیت‌ها و محدودیت‌ها تأکید دارند و نشان می‌دهند که همسوسازی استراتژیک این عوامل می‌تواند منجر به زنجیره‌های تأمین انعطاف‌پذیرتر و کارآمدتر شود. با تقویت قابلیت‌ها ضمن شناسایی، کنترل و کاهش محدودیت‌ها، صنایع پتروشیمی می‌توانند خود را به طور مؤثر برای پیمایش پیچیدگی‌های صنعت مجهز کنند. یافته‌های این پژوهش به درک نظری مدیریت زنجیره تأمین در بخش صنعت پتروشیمی کمک می‌کند. همچنین تصمیم‌گیری آگاهانه و برنامه‌ریزی استراتژیک را تسهیل می‌کند و در نهایت به رشد پایدار و مزیت رقابتی در صنعت پتروشیمی کمک می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی ساختار مدیریت ریسک با استفاده از روش ترکیبی ANP و FMEA در صنعت فرش ماشینی</title>
      <link>https://jpom.ui.ac.ir/article_30187.html</link>
      <description>تولید محصولات بی‌نقص با حداقل خرابی یکی از چالش‌های اساسی در صنعت تولید است. برای پاسخ به این مسئله، مطالعه حاضر رویکردی ترکیبی را با ادغام تحلیل حالات خرابی و اثرات (FMEA) و فرایند تحلیل شبکه‌ای (ANP) برای ارزیابی ریسک در صنعت فرش ماشینی به کار می‌گیرد. با استفاده از برگه‌های استاندارد FMEA، ریسک‌ها، اثرات و علل آن‌ها با همکاری کارشناسان یک کارخانه بزرگ فرش در کاشان شناسایی شدند. چهار دسته اصلی ریسک و ۱۴ ریسک فرعی مورد تحلیل قرار گرفت. روش ANP که از طریق نرم‌افزار Super Decisions  پیاده‌سازی شد، برای تعیین وزن نسبی معیارهای شدت، وقوع و کشف و در نتیجه محاسبه اعداد اولویت ریسک (RPN) استفاده گردید. نتایج نشان داد که بحرانی‌ترین ریسک، عدم بافت دو یا چند نخ مجاور در بخش بافندگی با RPN نزدیک به ۹۰۰ است و پس از آن جابه‌جایی نخ تار با RPN حدود ۶۳۰ قرار دارد. بیشترین ریسک‌های غیرقابل‌تحمل در مراحل بافندگی و ریسندگی متمرکز بودند. رویکرد ترکیبی FMEA–ANP با فراهم‌کردن رتبه‌بندی واقع‌بینانه‌تر ریسک‌ها، به مدیران امکان می‌دهد تا اقدامات اصلاحی را مؤثرتر اولویت‌بندی کرده و از اتلاف منابع و دوباره‌کاری جلوگیری کنند. فراتر از بهبود دقت در مقایسه با FMEA سنتی، این مطالعه ارزش عملی و نوآوری روش پیشنهادی را برای مدیریت ریسک در صنعت فرش ماشینی نشان می‌دهد و قابلیت کاربرد آن را در سایر بخش‌های تولیدی که با ریسک‌های عملیاتی پیچیده مواجه هستند، برجسته می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تاثیر دستمزد بر بهره‌وری نیروی انسانی از طریق تکنیک های داده کاوی (مطالعه موردی: شرکت توزیع برق استان یزد)</title>
      <link>https://jpom.ui.ac.ir/article_30207.html</link>
      <description>منبع اصلی توسعه اقتصادی، بهبود بهره‌وری است. از گذشته تاکنون، ارتباط بخشی میان دستمزد و عملکرد نیروی‌کار مورد توجه سازمان‌ و موسسات بوده و از جمله عوامل موثر در ارزیابی نیروی کار بهره‌وری به‌شمار می‌رفته است. عوامل متعددی بر بهره‌وری نیروی‌کار موثر هستند. از جمله این عوامل می‌توان به تاثیر دستمزد بر بهره‌وری نیز اشاره نمود. تحقیقات پیشین حاکی از تاثیر مستقیم و مثبت دستمزد بر بهره‌وری است. تاکنون پژوهش‌های متعددی در زمینه رابطه دستمزد و بهره‌وری نیروی کار صورت گرفته است و مدل‌های متعددی از رابطه دو متغیر مذکور ارائه شده است. در پژوهش حاضر در ابتدا مروری بر پیشینه نظری و عملی رابطه دستمزد و بهره‌وری نموده و با استفاده از متدولوژی-های استاندارد داده‌کاوی، شامل انتخاب ویژگی به کمک الگوریتم فیلتر داده‌ها و الگوریتم درخت تصمیم C5.0 و همچنین مقایسه نتایج این الگوریتم درخت تصمیم با شبکه عصبی مصنوعی، ویژگی‌های موثر در دستمزد نیروی نصب و تست کنتور به کمک بهره‌وری شناسایی و مورد بررسی قرارداده شده است. با توجه به نتایج استخراج شده از پژوهش، فعالیت‌های بازدید فنی، وصول مطالبات، تعویض کلید و کنتور سه‌فاز دارای اهمیت زیادی در دستمزد نیروی کار و در نتیجه بهره‌وری نیروی نصب و تست کنتور دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>استفاده از فناوری‌های نوظهور برای ایجاد چابکی زنجیره تأمین در پایانه‌های نفتی میان‌دستی ایران: یک تحلیل ترکیبی نظریه داده‌بنیاد-ISM در بستر صنعت ۴.۰</title>
      <link>https://jpom.ui.ac.ir/article_30220.html</link>
      <description>هدف: این مطالعه به بررسی نقش فناوری جدید در افزایش چابکی زنجیره تأمین در عملیات نفتی میان‌دستی ایران، با ارائه چارچوبی کامل برای کاربرد راه‌حل‌های مبتنی بر فناوری می‌پردازد.
روش‌ها: با استفاده از روش‌شناسی نظریه زمینه‌ای اشتراوس و کوربین، ۱۷ عنصر کلیدی مؤثر بر چابکی زنجیره تأمین به طور سیستماتیک شناسایی و دسته‌بندی شدند. متعاقباً، از مدل‌سازی ساختاری تفسیری (ISM) و تحلیل MICMAC برای ترسیم روابط علّی و رتبه‌بندی عوامل ضروری استفاده شد.
یافته‌ها: هفده مؤلفه اصلی در دسته‌های علّی، زمینه‌ای، مداخله‌گر، استراتژیک و پیامدی گروه‌بندی شدند. تحلیل ISM یک مدل سلسله مراتبی پنج سطحی را نشان داد که در آن متغیرهای مستقل مانند بی‌ثباتی بازار و تخصیص منابع بالاترین قدرت محرک را نشان دادند. استراتژی‌های پیشنهادی شامل هوش اطلاعاتی، دیجیتالی شدن تأمین، نگهداری پیش‌بینی‌کننده و توانمندسازی توسعه اکوسیستم است که هر کدام از طریق فناوری‌های پیشرفته‌ای مانند بلاکچین، هوش مصنوعی، اینترنت اشیا و چاپ سه‌بعدی پیاده‌سازی می‌شوند.
مفاهیم: این تحقیق راهنمایی‌های عملی برای مدیران صنعت نفت ارائه می‌دهد تا چابکی زنجیره تأمین را از طریق سرمایه‌گذاری‌های فناوری با اولویت‌بندی مناسب افزایش دهند. همچنین با مفهوم‌سازی مجدد فناوری به عنوان یک الزام استراتژیک به جای صرفاً یک عامل توانمندساز، به پیشرفت نظری کمک می‌کند و چارچوبی ساختاریافته ارائه می‌دهد که فناوری‌های خاص را به آسیب‌پذیری‌های خاص زنجیره تأمین مرتبط می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بهینه‌سازی زنجیره تأمین سوخت زیستی با تمرکز بر پایداری و کاهش ریسک انبار</title>
      <link>https://jpom.ui.ac.ir/article_30230.html</link>
      <description>در این پژوهش، یک مدل بهینه‌سازی چندهدفه برای طراحی و مدیریت زنجیره تأمین سوخت زیستی تحت شرایط عدم قطعیت عرضه و تقاضا ارائه شده است و اهدافی چون کاهش هزینه‌های کلی، تقاضای تأمین‌نشده، انتشار گاز CO2 و کاهش ریسک انبار را با هدف بهبود پایداری، کاهش اثرات زیست‌محیطی و ارتقای کارایی دنبال می‌کند. مدل چندهدفه با استفاده از روش معیار جامع (LP-metric) برای بهینه‌سازی و روش تحلیل سلسله‌مراتبی فازی (FAHP) برای وزن‌دهی اهداف، توانسته است تعادلی دقیق و پایدار میان اهداف مختلف برقرار کند. همچنین، تحلیل حساسیت و راه‌حل‌های پارتو برای اعتبارسنجی عملکرد مدل و بررسی مبادلات میان اهداف صورت گرفته است.نتایج نشان می‌دهد که مدل پیشنهادی با مدیریت عدم قطعیت‌ها، نه تنها به‌طور مؤثری هزینه‌ها را کاهش داده و کارایی را افزایش می‌دهد، بلکه اثرات زیست‌محیطی و ریسک انبار را نیز به حداقل می‌رساند. تحلیل سناریوها حاکی از آن است که تغییرات در عرضه و تقاضا تأثیر مستقیمی بر پیکربندی زنجیره تأمین داشته و به‌ویژه تعداد انبارها، مراکز پیش‌پردازش و تأسیسات بیوگاز فعال را تحت تأثیر قرار می‌دهد.کاهش عرضه و تقاضا منجر به کاهش هزینه‌ها و انتشار گازهای گلخانه‌ای شد، اما در برخی موارد افزایش ریسک انبار را نیز به همراه داشت. در مقابل، افزایش عرضه و تقاضا به بهبود بهره‌برداری از ظرفیت‌ها و کاهش ریسک انبار منجر گردید. این مدل با ارائه تحلیل‌های دقیق و مبادلات استراتژیک میان اهداف، به تصمیم‌گیرندگان در انتخاب بهترین استراتژی‌ها برای تخصیص منابع و زیرساخت‌ها کمک کرده و رویکردی جامع برای مدیریت پایدار و بهینه زنجیره تأمین سوخت زیستی ارائه می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل تاب‌آوری زنجیره تأمین محصولات پروتئینی با استفاده از همزاد دیجیتال مبتنی بر شبیه‌سازی</title>
      <link>https://jpom.ui.ac.ir/article_30263.html</link>
      <description>تاب‌آوری زنجیره‌های تأمین مواد غذایی به‌ویژه در محصولات پروتئینی، تحت اختلالاتی مانند نوسانات ناگهانی تقاضا، اهمیت روزافزونی یافته است. در این پژوهش، یک همزاد دیجیتال مبتنی بر شبیه‌سازی برای شبکه توزیع محصولات پروتئینی طراحی شده است که در آن با استفاده از داده‌های واقعی و پلتفرم anyLogistix، رفتار شبکه در شرایط عادی و سناریوهای مختلف اختلال مورد ارزیابی قرار می‌گیرد. مدل پیشنهادی شامل ساختار شبکه‌ای متشکل از چند تأمین‌کننده، یک انبار متقاطع و مجموعه‌ای از مشتریان است و عملکرد آن با شاخص‌هایی همچون سطح خدمت و زمان بازیابی سنجیده می‌شود. علاوه بر سناریوی افزایش سه‌برابری تقاضا برای یکی از مشتریان، چند سناریوی دیگر شامل اختلال تأمین، محدودیت ظرفیت انبار و خرابی ناوگان حمل‌ونقل نیز طراحی و تحلیل شده‌اند. نتایج نشان می‌دهد شدت و نوع اختلال، اثر قابل‌توجهی بر رفتار شبکه و امکان بازیابی آن دارد و برخی گلوگاه‌های ظرفیت، مانع بازگشت کامل شبکه به شرایط پیشین می‌شوند. این مدل به‌عنوان یک نمونه اولیه همزاد دیجیتال، بستری برای ارزیابی و مقایسه سیاست‌های مدیریتی تاب‌آورسازی زنجیره تأمین ارائه می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بهینه‌سازی ناترازی مالیِ زنجیره تأمین دارویی در بازار کنترل‌شده با اعتبار تجاری</title>
      <link>https://jpom.ui.ac.ir/article_30264.html</link>
      <description>در بازارهای دارویی تنظیم‌شده با قیمت‌گذاری ثابت و نظارت دولتی، اعتبار تجاری ابزار اصلی مدیریت تقاضا و حفظ سهم بازار است، اما استفاده ناهماهنگ از آن به بحران‌های نقدینگی، ورشکستگی و محدودیت دسترسی بیماران به داروهای ضروری منجر می‌شود. این پژوهش چارچوبی بهینه‌سازی برای زنجیره تأمین دارویی دوسطحی ارائه می‌دهد که قیمت ثابت، یارانه‌ها و خرابی حساس به دما را همزمان در نظر می‌گیرد تا از اختلال جریان‌های مالی در تأمین دارو جلوگیری کند. مدل در قالب بازی استکلبرگ و برنامه‌ریزی کسری مقعر فرموله شده است؛ تولیدکننده شرایط اعتبار را تعیین می‌کند و توزیع‌کننده سفارش‌ها را بهینه می‌سازد. الگوریتم جستجوی عددی برای حل پیچیدگی‌ها به‌کار رفته است. تحلیل‌های چندسناریویی (هماهنگ، ناهماهنگ و متمرکز) نشان می‌دهد که اعتبار تجاری به‌عنوان ابزاری دوگانه (مدیریت تقاضا و هماهنگی) سودآوری، ثبات مالی و دسترسی به دارو را بهبود می‌بخشد. تابع تقاضا اثرات اعتبار خود و رقبا را منعکس می‌کند و یارانه‌ها جریان‌های مالی را تقویت می‌نمایند. مدل موجودی با توزیع ویبول برای کاهش ضایعات داروهای حساس به دما طراحی شده است. اعتبار نتایج با جستجوی جامع در پایتون تأیید شد. این چارچوب بینش‌های عملی برای مدیران و سیاست‌گذاران فراهم می‌کند تا پایداری اقتصادی و سلامت عمومی را هم‌زمان تضمین کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>چارچوبی برای استحکام و استواری روابط با تأمین‌کنندگان در سیستم‌های تولیدی مهندسی برای سفارش</title>
      <link>https://jpom.ui.ac.ir/article_30279.html</link>
      <description>زنجیره‌های‌ تأمین‌ مهندسی بر مبنای سفارش ، سهم بالایی در تولید و توسعه فناوری داشته و بسیاری از صنایع مادر برای  تأمین تجهیزات، فناوری‌ها و ماشین‌آلات مورد نیاز به آنها وابسته‌اند.  بنابراین رفع مسائل و مشکلات آن‌ها باید مورد توجه بیشتری قرار گیرد. بر اساس مشاهدات، یکی از چالش‌های اساسی این سیستم‌ها، دوام و استواری روابط با تأمین‌کنندگان است. این مشکل از آنجا ناشی می‌شود که نیازهای این شرکت‌ها بسیار متنوع بوده، اما حجم مورد تقاضا از هر قلم کالا یا قطعه بسیار محدود است. در نتیجه ضروری است برای افزایش قابلیت اطمینان همکاری با تأمین‌کنندگان راهکارهایی توسعه داده شود. در پژوهش حاضر، با بهره‌گیری از مبانی نظری موجود و مصاحبه با خبرگان شرکت‌های مپنا لوکوموتیو، مپنا بویلر، صنایع کشتی‌سازی ایران و شرکت هوافضای درنا به ارائه چارچوبی برای  تقویت روابط شبکه تأمین پرداخته شده و راهکارهایی برای تداوم همکاری با تأمین‌کنندگان در شرکت‌های مهندسی‌ساز شناسایی شده است. همچنین با استفاده از روش‌ بهترین _ بدترین   و مدل‌سازی ساختار تفسیری   و تحلیل MICMAC این راهکارها اولویت‌بندی و روابط متقابل بین‌شان تحلیل شده است. نتایج تحقیق نشان می‌دهد از بین نه راهکار اجرایی، استراتژی تعویق و بازطراحی فرآیندها برای حداکثرسازی مشابهت درونی بیشترین وزن را داشته و به‌دلیل سطح تأثیرگذاری و تأثیرپذیری، نیاز به توجه ویژه‌ای دارد. خرید سهام، سرمایه‌گذاری و توسعه مالکیت بر تأمین‌کنندگان نیز از راهکارهای کلیدی محسوب می‌شود. از آن سو، متنوع‌سازی سبد تأمین‌کنندگان، راهکار اولویت‌دار و مناسبی برای انسجام روابط با تأمین‌کنندگان تشخیص داده نشده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پایش پروفایل های خطی ساده چندمتغیره درفاز 2 با نمودارهای MHWMA</title>
      <link>https://jpom.ui.ac.ir/article_30394.html</link>
      <description>در بسیاری از فرآیندهای صنعتی پیچیده، کیفیت محصول را می‌توان با استفاده از مدل پروفایل خطی ساده چندمتغیره توصیف نمود که شامل روابط رگرسیونی میان متغیرهای پاسخ وابسته و یک متغیر توضیحی می‌باشد. در این پژوهش، سه روش کنترلی جدید مبتنی بر نمودار MHWMA برای پایش پروفایل‌های خطی ساده چندمتغیره در فاز دوم کنترل فرآیند پیشنهاد شده است. این نمودارها با بهره‌گیری از ساختار میانگین متحرک وزنی یکنواخت، توانایی بالایی در شناسایی تغییرات ناگهانی در پارامترهای مدل پروفایل را دارا می‌باشند. سه روش پیشنهادی تحت عناوین  MHWMA،  MHWMA/χ²و MHWMA-2/MMECD به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هر یک با رویکردی خاص به تحلیل ضرایب مدل و ساختار پراکندگی پروفایل‌ها می‌پردازند. به منظور ارزیابی عملکرد این روش‌ها، شاخص CVRL در یک مطالعه‌ی شبیه‌سازی مورد استفاده قرار گرفت و نتایج به دست آمده نشان داد روش پایش MHWMA/χ^2 در اغلب موارد، نسبت به سایر روش‌ها عملکرد بهتری در تشخیص انحرافات دارد. علاوه بر این، به‌منظور ارزیابی پایداری و کارایی روش‌های پیشنهادی، تحلیل حساسیت بر روی پارامترهای روش‌های کنترلی انجام شد که نتایج آن، پایداری عملکرد نمودارهای پیشنهادی را نشان می‌دهد. در نهایت، جهت ارزیابی کاربردپذیری روش‌های پیشنهادی در محیط واقعی، دو مطالعه موردی بررسی شده و اثربخشی نمودارهای کنترلی پیشنهادی در شرایط عملیاتی نیز مورد تأیید قرار گرفت.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
