Document Type : Persian Research paper
Authors
1 Faculty of Management and Industrial Enginiering, Malekashtar University, Tehran, Iran
2 Faculty of Management and Industrial Enginiering, Malekashtar University, Tehran, Iran,
Abstract
Keywords
Main Subjects
خلق و توسعۀ فناوری، بهعنوان منبع اصلی مزیت رقابتی در هر سازمانی، نقش بسزایی دارد
(Hamzeh & Xu, 2019). در بخش دفاعی، تغییرات سریع فناوریها در جهان امروز، آثار شگرفی را بر جای گذاشته است و این امر، نبردهای حال و آینده را با پیچیدگیهایی روبهرو میکند. حفظ اقتدار و ارتقای توانمندیها و بازدارندگی دفاعی، نیازمند اشراف کامل بر محیط آینده است؛ بنابراین لازم است تا جهتگیریهای آیندۀ این فناوریها را شناخت. برای درک این جهتگیری، به تحلیل روندهایی نیاز است که نتیجۀ آن، فضای آینده را ترسیم میکند (گودرزی و اجلالی[i]، 1400). در این زمینه، پژوهشهای مختلف (برای مثال گودرزی و اجلالی، 1400، امیری[ii]، 1396(، (O’hanlon, 2018) و همچنین اسناد دفاعی (برای مثال سند جامع علم و فناوری در حوزۀ دفاعی و امنیتی ج.ا.ا[iii] 1399، گزارش مؤسسۀ رند[iv] به درخواست پارلمان اتحادیۀ اروپا در سال 2021 و گزارش مرکز تحقیقات کنگرۀ آمریکا[v] Sayler , 2022)، روندهای فناوریهای دفاعی را شناسایی کردهاند. رصد روند فناوریهای دفاعی و ضرورت پاسخگویی به تهدیدات نوین در صنعت دفاعی و همچنین ویژگیهای جنگهای نوین، منجر شده است تا صنایع دفاعی بهعنوان پیشروی علم و فناوری کشور در حوزههای مختلف فناورانه، در راستای حل چالشها و رفع نیازهای فناورانه، گام بردارند. طبق گفتۀ محققان دفاعی کشور، فناوری ریزپرنده بهعنوان یک مهمات هدایتشوندۀ دقیق برای اهداف کاملاً حفاظتشده عمل میکنند. همچنین یک پهباد 1000 دلاری، خطر یک اسکادران هوایی اِف 22[vi] را ایجاد میکند. در جنگ مناقشۀ کریمه، پهبادهای روسیه در حد بیلیون دلار به اوکراین خسارت وارد کردند؛ این نمونهای از چالشها و نیازهای فناورانۀ دفاعی است. در همین راستا محققان دفاعی در مراکز تحقیقات دفاعی، برای حل این چالشها در حوزههای مختلف، چندین فناوری نوظهور یا همان راهکار فناورانه را شناسایی کردند، اما مسئلۀ مهم محققان و مدیران مراکز تحقیقاتی این است که از بین این راهکارهای فناورانه، کدام فناوری نوظهور باید انتخاب شود و معیارهای انتخاب این فناوریهای بدیع و نوظهور دفاعی چیست؟
تعیین فناوریهای خاص و راههایی ضروری است که سازمانها بهدرستی آنها را مدیریت کنند Hamzeh & Xu, 2019). در رایجترین مدل پذیرفتهشدۀ فرآیند مدیریت فناوری، به پنج مرحلۀ ساختاریافته شامل شناسایی، انتخاب، کسب، بهرهبرداری و حفاظت اشاره شده است (Lizarralde et al, 2020). شناسایی و انتخاب فناوری مناسب در میان گزینههای جایگزینی چالشبرانگیز است که عمدتاً بهدلیل افزایش گستردۀ تعداد فناوریها و پیچیدگی آنهاست. بنابراین، تجزیهوتحلیل ساختاری معیارها و عوامل دخیل در فرآیند انتخاب، ضروری است (Hamzeh & Xu, 2019). انتخاب فناوری به معنی گزینش یک فناوری از مجموعه فناوریهایی است که از وظایف مشابه پشتیبانی میکنند (Duffy et al., 2021). براساس مرور مطالعات پیشین (برای مثال بنیادی نائینی و همکاران[vii]، 1399؛ Lizarralde et al, 2020) در حوزۀ انتخاب فناوری، مدلها و الگوهای گوناگونی وجود دارد که در آنها معیارهای زیادی برای انتخاب فناوری ارائه شده است. عمدتاً مدلهای انتخاب فناوری، برای ارزیابی مزایای مالی فناوریها ایجاد شدهاند و این یکی از دلایل اصلی است که منجر شده است تا در طول دورۀ زمانی مختلف، از آنها انتقاد شود (Shehabuddeen et al., 2006). با توجه به پیشینۀ موجود، لحاظنکردن و محاسبهنشدن ریسک در انتخاب فناوری استراتژیک، توجهنکردن به تهدیدهای مرتبط با فناوریهای منتخب در فرآیند انتخاب فناوری و همچنین نگنجاندن عوامل بین سازمانی در محیط تصمیمگیری انتخاب فناوری، سه ضعف عمده در مدلها و فرآیندهای انتخاب فناوری موجود برجسته میشود (Farooq & O’Brien, 2012).
با وجود مدلهای مختلف انتخاب فناوری، مطالعات بسیار کمی دربارۀ ارائۀ مدل و معیارهای بومی و خاص برای انتخاب فناوری نوظهور در حوزۀ دفاعی (برای مثال میرباقری و همکاران[viii]، 1398) انجام شده است. این شکاف مطالعاتی و مشکل منجر میشود که عموماً فناوران و متخصصان دفاعی با رویکرد صرف تجربی و یا دانش تخصصی حوزۀ خود، با تمرکز بر قابلیتهای مبتنی بر فناوری و یا با اعمالنظر دستوری مدیران و سلسلهمراتب فرماندهی، در فرآیند مدیریت و انتخاب فناوری، فناوری دفاعی را انتخاب و ارزیابی کنند. همچنین منجر میشود که معیارهای اقتصادی و سازمانی در این فرآیند کمتر باشد و یا بهکلی در نظر گرفته نشود. بنابراین در این مقاله در راستای سند جامع علم و فناوری دفاعی و حل چالش انتخاب فناوری نوظهور دفاعی، معیارهای ارزیابی و انتخاب فناوری نوظهور در صنعت دفاعی ارائه شده است تا با بهکارگیری این معیارهای بومی، مراکز تحقیقات دفاعی بهصورت هدفمند و دقیقتر ، فناوری نوظهور را در پروژههای دفاعی، برای خلق و توسعۀ آنها به ارزیابی و انتخاب کنند.
در این بخش، مهمترین مفاهیم و تعاریف نظری موجود در پیشینۀ موضوع ارائه و تلاش شده است تا این چیستی و ماهیت این مفاهیم، تا حد لازم تشریح شود.
فناوری تمام دانش، فرآیندها، ابزارها، روشها و سیستمهایی تعریف میشود که برای خلق و ساخت کالاها و ارائۀ خدمات به کار گرفته میشوند. یکی از انواع فناوریها، فناوری بدیع و نوظهور است و بهنوعی فناوری گفته میشود که هنوز بهطور کامل تجاری و به بازار عرضه نشده است، اما ظرف حدود پنج سال آینده، اینچنین خواهد شد. ممکن است در حال حاضر کاربرد آن محدود باشد، اما انتظار میرود در آینده به شکل چشمگیری تکامل یابد. مهندسی ژنتیک، نانو فناوری و ابررسانایی، نمونههایی از فناوریهای نوظهورند که موجب بروز تغییرات بزرگی در نهادهای اجتماعی و در خود اجتماع میشوند (خلیل[ix]، 1392). همچنین روتولو و همکاران[x] (2015)، در مطالعهای مدون، چیستی و ماهیت فناوری بدیع و نوظهور را بررسی کرده و این فناوریهای را یک فناوری با رشد نسبتاً سریع و کاملاً جدید تعریف کردهاند که با درجۀ خاصی از انسجام و تداوم در طول زمان مشخص میشود و با پتانسیل خود، تأثیر درخور توجهی بر حوزههای اجتماعی-اقتصادی میگذارد که ازنظر ترکیب نهادهای بازیگر و الگوهای تعامل بین آنها، همراه با فرآیندهای تولید دانش مرتبطاند. بااینحال، مهمترین تأثیر آن در آینده نهفته است و بنابراین در مرحلۀ ظهور هنوز تا حدودی نامشخص و مبهم است. بر این اساس، پنج ویژگی فناوریهای بدیع و نوظهور شامل تازگی، رادیکالیبودن، رشد نسبتاً سریع، انسجام و همبستگی ویژگیها، تأثیر برجسته و عدم قطعیت و ابهام وجود دارد (Rotolo et al., 2015). فناوریهای بدیع و نوظهور با عنوان فناوریهای انقلاب صنعتی چهارم در چهار بعد ادراک، پردازش، شناخت کارکرد، ابزار ارتباطات، ناوبری و ساخت، تدارکات و زنجیرۀ تأمین تقسیم میشود (گودرزی و اجلالی، 1400).
بخش نظامی-دفاعی در جهان، شاهد تحولات درخور توجهی است و از روندهای فناوری برای تقویت قابلیتها استفاده میکند. روندهای اصلی فناوریها شامل هوش مصنوعی، روباتیک و اینترنت اشیا، برای بهینهسازی عملیات دفاعی و افزایش کارایی نظامیاند. امروزه جنگ متعارف به شکلی فزاینده با رویکردهای جنگ ترکیبی جایگزین میشود و به تعبیری جنگ متعارف را با جنگ سایبری و دیگر قلمروهای جدید ترکیب میکند. روندهای نوظهور فناوریهای نظامی، صحنۀ نبرد را از چهار جنبۀ برقراری ارتباط با یکدیگر و هدایت عملیات، قدرت کُشندگی و اثر تخریب، درجۀ خودمختاری (کمکردن دخالت انسان) و پایداری در صنعت دفاعی تغییر میدهند
(Startus-insights, 2024). در گزارش مرکز تحقیقات کنگرۀ آمریکا (2022)، روند فناوریهای بدیع و نوظهور نظامی در کشورهای آمریکا، چین و روسیه، زمینههای جدید هوش مصنوعی، تسلیحات کشندۀ خودکار، تسلیحات فراصوت (هایپرسونیک)، تسلیحات انرژی هدایتشده، زیستفناوری، فناوری کوانتوم را معرفی کرده است
(Sayler , 2022) همچنین دربارۀ اهمیت این نوع فناوریها باید گفت که کشورهای مختلف و بهخصوص کشورهای پیشرفته در صنعت نظامی، توجه ویژهای به فناوری نوظهور، بهعنوان یک مزیت رقابتی و افزایش قدرت نظامی دارند؛ برای مثال در کشور آمریکا، اعضای کنگره و مقامات پنتاگون بهطور فزایندهای بر توسعۀ فناوریهای نظامی نوظهور برای تقویت امنیت ملی ایالاتمتحده و همگامشدن با رقبا متمرکز شدهاند. ارتش ایالاتمتحده برای اطمینان از تسلط خود در عملیات نظامی و تضمین امنیت ملی ایالاتمتحده، مدتهاست که بر برتری فناوری تکیه کرده است (Sayler , 2022). در این راستا، آژانس پروژههای تحقیقاتی پیشرفتۀ دفاعی[xi] در آمریکا، برای کشف و بهرهبرداری از فناوریهای نوظهور برای اهداف نظامی و امنیتی، بر نوآوری دفاعی، تمرکز کرده است. در کشور ما و در بخش دفاع نیز، چنین رویکردی در قالب سازمانهای تحقیقاتی دفاعی ازطریق تعریف و اجرای پروژۀ مشترک با شبکۀ همکاران در سطح کشوری، در حال اجراست.
به نظر کیزا[xii] (2001)، انتخاب فناوری به معنای گزینش فناوریهایی است که باید روی آنها سرمایهگذاری شود. انتخاب فناوری، یک فرایند تصمیمگیری است که طی آن مناسبترین فناوری (فرآیند تبدیل دادهها به ستاده یا محصول) از میان انتخابهای ممکن مشخص میشود. مسئلۀ انتخاب فناوری یکی از مهمترین مسائلی است که پیش روی مدیران و سیاستگذاران در کشورهای توسعهیافته و در حال توسعه قرار گرفته است و به سه سطح انتخاب فناوری در سطح ملی، انتخاب فناوری در سطح بخشی (صنعت) و انتخاب فناوری در سطح شرکت تقسیم میشود (فرسی[xiii]، 1391). انتخاب فناوری نشاندهندۀ یک تصمیم حیاتی در مراحل اولیۀ یک پروژۀ تحقیقاتی است که تأثیر درخور توجهی بر دوام اقتصادی پروژۀ تحقیقاتی دارد؛ از این رو نیاز به یک روش منضبط ارزیابی فناوری برای اطمینان از انتخاب مناسبتر، کارآمدتر و مقرون به صرفهتر راهحل است (RenderJan, 2016). با توجه به اهداف و استراتژیهای یک شرکت، باید برای انتخاب فناوری مناسب اقدام شود (انصاری و زارع[xiv]، 1388). بنابراین انتخاب فناوری نوظهور در مراکز تحقیقاتی دفاعی ازنظر راهبردی، زمان، هزینه و تغییر پارادایم و شکل جنگ، اهمیت بالایی دارد؛ زیرا بهدلیل تحریم همهجانبه، بهویژه تحریم فناورانه، امکان اکتساب فناوری در قالب خرید و همکاری علمی و فناورانه خیلی کم وجود دارد یا در بیشتر موارد وجود ندارد. بنابراین انتخاب نادرست فناوری نوظهور در مراکز تحقیقاتی دفاعی، به هدررفت زمان و هزینه و از آنها مهمتر، به ضعف در بازدارندگی دفاعی کشور منجر میشود.
در حوزۀ ارزیابی و انتخاب فناوری، مطالعات و مدلهای گوناگونی وجود دارد. محققان قبلی در مدلهای مختلف، معیارهای متفاوتی مانند فرهنگ، اهداف رقابتی بلندمدت و چرخۀ عمر فناوری و ریسک را برای ارزیابی و اهداف انتخاب فناوری به کار گرفتند. در اینجا مهمترین مطالعات داخلی و خارجی در این زمینه مرور میشود.
انصاری و زارع (1388)، تعیین عوامل مؤثر بر انتخاب و انتقال فناوری را با روش طوفان فکری، بـا حـضور خبرگـان و کارشناسـان و روش کمی وزندهی مطالعه کردند. این مقاله حاصل پروژهای میدانی در شرکت صنعتی ایرانخودرو است. در مقالۀ حاضر تلاش شده است تا دربارۀ فرایند انتخاب و انتقال فنّاوری بحث و بر مبنای آن الگوریتم کیفی و کمی انتخاب فنّاوری تشریح و معیارهای درست انتخاب فنّاوری معرفی شود؛ سپس با کمک کارشناسان خبره، 23 عامل مؤثر مطرح در انتخاب فنّاوری در واحد تولید بدنۀ خودرو در شرکت ایرانخودرو انتخاب شد و پس از آن تأثیر هریک از عوامل مراحل فرایند مشخص و درنهایت فرایند طراحی الگوریتم تصمیمگیری در انتخاب و انتقال فنّاوری به داخل شرکت تعیین شد. بوشهری و نظریزاده[xv] (1390) در کتاب شناسایی، ارزیابی و انتخاب فناوری در سازمان، مدلهای موجود انتخاب فناوری را بررسی کردند و پس از بررسی مدلها، یک مدل انتخاب فناوری رادیکال و نوظهور را ارائه دادند. در این مدل پویش فناوری، محیط پویش (اقتصاد، بازارها، سیاستها و جامعه)، آغاز ارزیابی فناوری، ارزیابی فناوری، انتخاب فناوری، بررسی یا ورود به فناوری، اجزای این فرایند است. فرسی (1391) در مطالعۀ خود، عوامل مؤثر در انتخاب فناوری (مطالعۀ موردی یک شرکت دانشبنیان) با روش AHP و نظر خبرگان را ررسی و تعیین و عوامل اقتصادی ، فنی، مالی، استراتژیک، زیستمحیطی و انسانی و اجتماعی-سیاسی را بهعنوان عوامل مؤثر در انتخاب فناوری معرفی کرد. علیاکبری نوری و شفیعی نیکآبادی[xvi] (1393) در مطالعهای، به توجیه و انتخاب فناوری پیشرفته با رویکرد تلفیقی فرآیند تحلیل شبکهای فازی و ارزیابی نسبت جمعی فازی توجه کردهاند. معیارهای انتخاب فناوری در این مطالعه، به سه دستۀ عمدۀ بعد مالی، بعد عملیاتی و بعد نیروی انسانی تقسیم شده است.
میرباقری و همکاران (1398)، الگویی را برای روششناسی، ارزیابی و انتخاب فناوری در پروژههای تحقیق و توسعۀ نظامی، با تحلیل مقایسۀ زوجی و آلفا کرونباخ ارائه کردند. براساس نتایج به دست آمده از این مطالعه، معیارهای هماهنگی باسیاستها، راهبرد نظامی، قابلیت بازدارندگی نظامی، ارتقای خودباوری ملی و اعتمادبهنفس محققان و همچنین در میان دستهبندی مربوط به معیارها، گروه معیارهای راهبرد و کارایی عملیاتی، اثر فناوری و خلاقیت و نوآوری، جزء بااهمیتترین معیارهای انتخاب فناوری شناخته شدند. جعفری و همکاران[xvii] (1399)، مدل انتخاب فناوری مناسب شرکت گاز استان فارس را با استفاده از فن آر-سوارا، وزن بررسی کردند. آنها مدل انتخاب فناوری مناسب برای شرکت گاز را با 33 شاخص نهایی و در 3 بعُد مالی و اقتصادی، راهبردی و فنی با اعتبارسنجی مدل و پرسش از خبرگان ارائه دادند. بنیادی نائینی و همکاران (1399)، به انتخاب همزمان فناوری و روش انتقال آن از ارجحترین تأمینکننده، با استفاده از روش تصمیمگیری ترکیبی بهترین-بدترین و تحلیل شبکهای توجه کردند. نتایج حاصل از روش ترکیبی فرآیند تحلیل شبکهای خاکستری و بهترین-بدترین، به تصمیمگیرندگان کمک میکند تا بتوانند در شرایط عدم قطعیت، با روشی سیستماتیک و دقیق به انتخاب تأمینکنندۀ بهینه، با توجه به فناوری و روش انتقال مناسب آن مبادرت ورزند.
شهابالدین و همکاران (2006) پس از بررسی رویکرد موجود، یک چارچوب جدید و بعد یک روش ارزیابی و انتخاب فناوری را ارائه دادند. اجزای کلیدی این چارچوب، متشکل از عوامل مرتبط با تصمیمگیری انتخاب فناوری، مفهوم فیلترکردن، دیدگاه فرآیندی به انتخاب فناوری و فرآیندهای مرتبط با آن، دیدگاه سیستمی به عوامل درونی و بیرونی کسبوکار است. در این مدل، دو فیلتر الزامات (اولیه و ثانویه) و فیلتر بهکارگیری وجود دارد که هرکدام معیارهای مختص به خود را دارند. شیان جونگ چو[xviii] (2009) مطالعهای را با موضوع انتخاب فناوری ساخت پیشرفته، با استفاده از تصمیمگیری چندمعیارۀ فازی انجام داد. انتخاب فناوری پیشرفته در مدیریت سیستم تولید، برای تعیین رقابتپذیری سیستم تولید بسیار مهم است. همچنین انتخاب یک فناوری پیشرفتۀ مناسب، یک موضوع مهم برای مدیران در هنگام تصمیمگیری سرمایهگذاری برای بهبود عملکرد تولید است. همچنین ویژگیهای متعددی در ارزیابی و انتخاب فناوری ساخت در نظر گرفته شده و بیشتر اطلاعات موجود در این مرحلۀ ذهنی، مبهم است. شرکتهای تولیدی در تلاش برای رقابت با دیگر شرکتهای جهانی، بر فناوری پیشرفته سرمایهگذاری میکنند تا عملکرد تولیدی خود را ازنظر هزینه، کیفیت و انعطافپذیری بهبود بخشند.
شین یونگ چی و همکاران[xix] (2010) یک مدل انتخاب ترکیبی را برای فناوری در حال ظهور در کشور تایوان، با روش تحلیل سلسلهمراتبی ارائه دادند. آنها با روش دلفی فازی بهطور مؤثر، قضاوت کارشناسان را دربارۀ معیارهای انتخاب فناوری جمعآوری و با تحلیل سلسلهمراتبی، معیارها و وزن آنها را شناسایی کردند. آنها همچنین ازطریق رویکرد استناد مشترک ثبت اختراع نیز، زمینههای اصلی تحقیق و توسعۀ یک فناوری خاص را از دادههای ثبت اختراع شناسایی کردند و در پایان از طریق این فرآیند پیشنهادی، به شناخت زمینههای کلیدی فناوری روی آوردند.
فاروق و اوبراین (2012) یک چارچوب انتخاب فناوری را متشکل از شش مرحلۀ یکپارچه برای ادغام تولید در زنجیرۀ تأمین، با روش آمیخته (تحلیل محتوا و AHP و مدل ارزیابی استراتژیک) ارائه دادند. لیزارالد و همکاران (2020) نقش ارزیابی و انتخاب فناوری را در توسعۀ پایدار مراکز تحقیقاتی اسپانیا مطالعه کردند و یک مدل تصمیمگیری را با پیروی از روش چندمعیارۀ MIVES برای ارزیابی یک یا چند فناوری ارائه داند. به نظر آنها نقش محوری مراکز تحقیق و توسعه در پیشرفت فناوری در بنگاههای صنعتی انکارنشدنی است و خودشان مسئولیت شناسایی، جمعآوری، اکتساب، توسعه و انتقال فناوری را بر عهده میگیرند. در میان فعالیتهای آنها، انتخاب کارآمد فناوریهای نوظهور در فرآیند مدیریت فناوری، به یک چالش واقعی تبدیل میشود. در چنین سناریوهای ناهمگون، معمولاً مدلهای تصمیمگیری چند معیاره، بهعنوان یک رویکرد تصمیمگیری مناسب پیشنهاد میشوند. چندین کار تحقیقاتی، فناوریهای خاص را در کاربردهای صنعتی انتخاب میکنند، اما مراجع بسیار کمی یافت میشود که مربوط به مؤسسات تحقیقاتی و بهویژه مراکز تحقیق و توسعه باشد. همچنین مارتین[xx] (2022) انتخاب فناوری در سامانههای اشتراکگذاری خودرو در هلند را با رویکرد ریاضی و فرایندهای تصمیمگیری مارکوف (SMDP) بررسی کرد.
|
معیار |
محقق |
|
مرتبطبودن فناوری (پتانسیل بازار، کاربرد، ایجاد ارزش مشتری)، ریسک (ریسک فنی، ریسک تجاری، ریسک مالی)، صیانتپذیری، خلق گزینۀ متعدد، وابستگیهای متقابل (وابستگی متقابل فنی، وابستگی متقابل تجاری) |
|
|
قابلیت اطمینان، کیفیت، هزینۀ سرمایه، هزینۀ عملیات، سازگاری با سیستم موجود، قابلیت کاربرد و همترازی استراتژی |
شهابالدین و همکاران (2006) |
|
عوامل فناورانه، عوامل مالی، عوامل تجاری، عوامل سازمانی، عوامل زیستمحیطی |
انصاری و زارع (1388) |
|
شایستگی فنّاورانه (پیشرفت فناوری، نوآوری فناوری، کلیدیبودن فناوری، فناوری اختصاصی (مالکیت معنوی)، عمومیت فناوری در صنعت، ارتباطات و کاربردهای فناورانه، توسعهپذیری فناوری)، اثر تجاری (بازگشت سرمایه (ROI)، اثر بر سهم بازار موجود، پتانسیل ایجاد بازار جدید، اندازۀ بالقوۀ بازار، زمانبندی برای عملیاتیکردن فناوری)، ریسک (ریسک تجاری، ریسک فنی، ریسک مالی) و پشتیبانی کارکنان فنی |
|
|
سرمایهگذاری، زمانبندی، عدم قطعیت بالا، امکانپذیری فنی، سرعت تجاریسازی، پیامدها و اثر فناوری، امکان یادگیری یا همکاری اکتساب دانش فنی مرتبط با فناوری، ارزشگذاری (فرصت رقابت، نیازمندی یا کشش بازار، توانمندی موجود یا فشار علم)، تعهد راهبردی سازمان به فناوری، سابقۀ فنی بهعنوان معیار شناسایی و نشانۀ ظهور فناوری (بتنت و مطالعات انجامشده)، قلمروی ارزیابی مبتنی بر مقاصد راهبردی و توانمندی سازمان، انواع توانمندی (فنی و R&D، خدماتدهی، زنجیرۀ تولید و کارایی آن) |
بوشهری و نظریزاده (1390) |
|
عوامل بین سازمانی در محیط تصمیمگیری (فرهنگ، اهداف رقابتی بلندمدت، ارتباط بین اهداف استراتژیک و مزیت رقابتی)، فرصتهای مرتبط با یک فناوری، تهدیدات مرتبط با جایگزین فناوری، چرخۀ عمر فناوری، هزینه، کیفیت، زمان بین شروع و اتمام فرآیند تولید، توسعۀ محصول جدید (NPD)، انعطافپذیری |
(Farooq & O' Brien, 2012) |
|
هزینه، انعطافپذیری، قابلیت اطمینان، کیفیت، بهرهوری و تأثیر فناوری جدید بر کارکنان |
|
|
بعد عملیاتی (قابلیت اطمینان، بهرهوری کیفیت، انعطافپذیری)، بعد مالی (هزینۀ سرمایه، هزینۀ عملیات، هزینۀ نگهداری، هزینۀ اجرا)، بعد انسانی (انگیزش، همکاری و ارگونومی، ایمنی، آموزش) |
علیاکبری نوری و شفیعی نیکآبادی (1393) |
|
هزینه، کارایی و بهرهوری، میزان مصرف انرژی |
|
|
راهبرد و کارایی عملیاتی، اثر فناوری، خلاقیت و نوآوری، توجیه اقتصادی- امنیتی، امکان اکتساب فناوری، سیاسی-اجتماعی |
میرباقری و همکاران (1398) |
|
نوع فناوری، زیرساخت فناوری، آیندهنگری، قوانین، ریسک، یادگیرندگی سازمان |
بنیادی نائینی و همکاران (1399) |
|
بعد مالی، بعد راهبردی، بعد فنی |
جعفری و همکاران (1399) |
|
بلوغ فناوری، وابستگی و ارتباط فناوری، بازار فناوری، ریسکهای فناوری، صلاحیت کارکنان، امکانات و تجهیزات، استراتژی (نیاز استراتژیک و همسویی استراتژی)، هزینه، زمانبندی اجرا و بهرهبرداری از فناوری |
|
|
عدم قطعیت تقاضای مشتری، خدماتدهندگان، هزینه و حاشیۀ سود ناخالص |
پژوهش حاضر ازلحاظ هدف، یک تحقیق کاربردی و بهلحاظ روش و ماهیت یک مطالعۀ توصیفی- پیمایشی و ازنظر داده و تحلیل داده یک پژوهش کیفی- کمی محسوب میشود. دادههای تحقیق با توجه به مراحل گوناگون تحقیق، به ترتیب به دو صورت کتابخانهای و میدانی بهوسیلۀ مصاحبۀ گروهی و پرسشنامه گردآوری شد. در این تحقیق ابتدا پیشینۀ نظری مرتبط با موضوع و شناسایی مؤلفههای مدنظر مرور شد. برای شناسایی معیارها از گروه کانونی و برای رتبهبندی و اهمیت معیارهای ارزیابی و انتخاب فناوری نوظهور در پروژههای تحقیقاتی مراکز تحقیقاتی دفاعی، از روش فرایند تحلیل سلسلهمراتبی فازی (FAHP) استفاده شد. در این تحقیق ابتدا پیشینۀ نظری مرتبط با موضوع و شناسایی معیارها و عوامل مدنظر بررسی شد و سپس معیارهای موجود در جدول1 برای بومیسازی معیارهای انتخاب فناوری، گروه کانونی متشکل از 7 نفر مدیران، اعضای هیئتعلمی و محققان باتجربه و درگیر در پروژههای تحقیقاتی دفاعی قرار گرفت و پس از بحث و بررسی معیارهای ارائهشده در تحقیقات پیشین، یک دستهبندی جدید و بومی از معیارهای انتخاب فناوری نوظهور دفاعی ارائه شد. در ادامه، وزندهی و تعیین ضریب اهمیت معیارهای انتخاب فناوری با مشارکت 15 نفر از خبرگان شامل مدیران و محققان باتجربه و درگیر در پروژههای تحقیقاتی دفاعی، بهوسیلۀ روش FAHP به انجام رسید. در پایان نیز برای اعتبارسنجی الگوی ارائهشده، یک مطالعۀ موردی برای انتخاب فناوری در مرکز تحقیقاتی برق و الکترونیک انجام شد که خبرگان آن متشکل از 5 نفر از محققان و اعضای هیئتعلمی آن مرکز بودند. تحقیق حاضر، در چهار مرحله به انجام رسیده است که مراحل اجرای آن، بهترتیب در قالب شکل شمارۀ 1 آمده است.
شکل1- مراحل انجام تحقیق
Fig.1- Research Steps
این تحقیق در سال 1402 و در سطح مراکز تحقیقاتی راهبردی وزارت دفاع به انجام رسید. با توجه به اینکه در این تحقیق، از روش خبرهسنجی برای تدوین مدل استفاده شد، بهمنظور افزایش روایی و پایایی آن سعی شد تا از مشارکتکنندگانی استفاده شود که در حوزۀ مدنظر از تخصص و انگیزۀ کافی برخوردار باشند (استادان دانشگاهی، مدیران ارشد و کارشناسان صنایع دفاعی) و همچنین پرسشنامههای مقایسات زوجی معیارها، با حضور محقق و تشریح موارد موردنیاز و توضیحات کافی به پاسخگویان تکمیل شده است. شرط تعیین خبرگان در این تحقیق، شامل حداقل 5 سال سابقۀ کار تحقیقاتی، مدرک تحصیلی ارشد و دکتری و سابقۀ پست سازمانی اجرایی و مدیریتی در سطح دانشگاه و مراکز و همچنین مشارکت در پروژههای تحقیقاتی بدیع و نوظهور در حال اجرا هستند. همچنین در این تحقیق از روش نمونهگیری گلوله برفی و هدفمند استفاده شد. اعضای حاضر در گروه کانونی این تحقیق نیز در فرایند تحلیل سلسلهمراتبی فازی برای وزندهی به معیارها مشارکت داشتند. با توجه به اینکه در این تحقیق از روش خبرهسنجی برای تدوین مدل استفاده شد، بهمنظور افزایش روایی و پایایی آن سعی شد تا از مشارکتکنندگانی استفاده شود که در حوزۀ مدنظر از تخصص و انگیزۀ کافی برخوردار باشند (استادان دانشگاهی) و همچنین پرسشنامهها و جداول مقایسات زوجی معیارها، با حضور محقق و تشریح موارد موردنیاز و توضیحات کافی به پاسخگویان تکمیل شده است. با توجه به اینکه روش تنظیم و تحلیل پرسشنامه به روش سلسلهمراتب فازی است، نرخ ناسازگاری نیز محاسبه شده است. براساس نتایج تحلیل انجامشده بهوسیلۀ نرمافزار اکسل (2016)، نرخ ناسازگاری براساس دو شاخص CRg و CRm در تمامی جداول مربوط به تحلیل و تعیین وزن مؤلفهها و معیارها، کمتر از 0.1 بودند که نشان داد ماتریس فازی، از سازگاری مناسبی برخوردار است. برای تعیین روایی پرسشنامه ازنظر دو نفر از استادان دانشگاهی بهره گرفته شد. در این تحقیق از دو تکنیک تحلیل محتوای گروه کانونی و فرایند تحلیل سلسلهمراتبی فازی برای تحلیل دادهها استفاده شده است که شرح مختصری از آنها در زیر آمده است.
یکی از روشهای گردآوری دادهها در طرحهای کیفی، گروههای کانونی است که روشی برای تبادل افکار و مذاکره است و طبق یک برنامهریزی دقیق طراحی میشود تا ادراکات و بینش مصاحبهشوندگان را در محیطی به دور از تهدید و فشار بسنجد (Morgan and Kreuger, 1993). پژوهشگر شرکتکنندگان را بر پایۀ طرح پژوهش و توانایی همکاری انتخاب میکند. با توجه به معیارهای درخور توجه ارائهشده در تحقیقات پیشین و بهدلیل همفکری و مشارکت همۀ اعضای گروه کانونی در بومیسازی و دستهبندی معیارهای متناسب با زیستبوم تحقیقات دفاعی، در این تحقیق از روش گروه کانونی نخبگان استفاده شده است. به عبارت دیگر دلیل استفاده از تحلیل گروه کانونی، دستیابی به توصیفی عمیق و غنی از تجارب، نگرشها و ادراک محققان دربارۀ موضوع بررسیشده و بومیسازی معیارهای احصاشده از جدول1 است.
بیاطمینانی موجود در قضاوتهای ترجیحی، بیاطمینانی اولویتبندی آلترناتیوها را افزایش میدهد و به همان نسبت، تعیین توافق (ثبات منطقی) اولویتها را مشکل میکند. AHP فازی برای اجتناب از این مخاطرات عملکردی توسعه یافت تا مسائل سلسلهمراتبی ابهامدار را حل کند (رحیمی و همکاران[xxi]، 1402). فرایند تحلیل سلسلهمراتبی فازی، یکی از روشهای تصمیمگیری چند معیاره محسوب میشود که بر پایۀ مقایسات زوجی استوار است. تئوری فازی برای مواجهه با بیشتر پدیدههای جهان واقع به کار میرود که در آنها عدم قطعیت وجود دارد و بسیاری از مجموعهها، اعداد و رویدادهای دنیای واقعی را با منطق فازی توجیه میکند. در سلسلهمراتبی فازی با تعمیم مفاهیم فازی در تعیین ماتریسهای مقایسۀ زوجی دخالت داده میشود. بعد از تعریف معیارها، یک پرسشنامه تهیه میشود تا سطوح اهمیت این معیارها تعیین شود. روش فازی چانگ[xxii] (1996)، شامل رسم نمودار سلسلهمراتبی، تعریف اعداد فازی بهمنظور انجام مقایسههای زوجی، تشکیل ماتریس مقایسۀ زوجی با بهکارگیری اعداد فازی، محاسبۀ ماتریس S برای هریک از سطرهای ماتریس مقایسۀ زوجی، محاسبۀ درجۀ بزرگیSها نسبتبه همدیگر، محاسبۀ وزن معیارها و گزینهها در ماتریسهای مقایسۀ زوجی و در مرحلۀ آخر محاسبۀ بردار وزن نهایی است (رحیمی و برارنیا[xxiii]، 1400). رویکرد تحلیل سلسلهمراتبی فازی با اعداد فازی مثلثی نشان داده و اعداد بهصورت سهگانه ) معرفی میشود. جدول2، طیف 9 مقولهای فازی به کار گرفته شده در این تحقیق را برای مقایسات زوجی معیارها نشان میدهد.
|
ردیف |
عبارت کلامی |
معادل فازی |
معادل فازی معکوس |
|
1 |
اهمیت یکسان |
(1،1،1) |
(1،1،1) |
|
2 |
اهمیت یکسان به متوسط |
(1،2،3) |
(0.33،0.5،1) |
|
3 |
اهمیت متوسط |
(2،3،4) |
(0.25،0.33،0.5) |
|
4 |
اهمیت متوسط به زیاد |
(3،4،5) |
(0.20،0.25،0.33) |
|
5 |
اهمیت زیاد |
(4،5،6) |
(0.16،0.20،0.25) |
|
6 |
اهمیت زیاد به خیلی زیاد |
(5،6،7) |
(0.14،0.16،0.20) |
|
7 |
اهمیت خیلی زیاد |
(6،7،8) |
(0.12،0.14،0.16) |
|
8 |
اهمیت خیلی زیاد به کاملاً زیاد |
(7،8،9) |
(0.11،0.12،0.14) |
|
9 |
اهمیت کاملاً زیاد |
(8،9،10) |
(0.11،0.11،0.11) |
بیشتر مطالعات انجامشده در حوزۀ انتخاب فناوری و بهویژه در سالهای اخیر، مبتنی بر رویکرد ریاضی و روشهای تصمیمگیری چندمعیاره انجام شدهاند. در تأیید این مطلب، لیزارالد و همکاران (2020) معتقدند که انتخاب کارآمد فناوریهای نوظهور در فرآیند مدیریت فناوری، به یک چالش واقعی تبدیل و با وجود سناریوهای ناهمگون برای انتخاب آنها، مدلهای تصمیمگیری چندمعیاره بهعنوان یک رویکرد تصمیمگیری مناسب پیشنهاد شدهاند. از سوی دیگر، در تئوریهای تصمیمگیری، ممکن است بهکارگیری روشهای مختلف، به جوابهای مختلفی ختم شود و دلیل آن هم شاید این است که این روشها جزء روشهای بهینهسازی نیستند. درجایی که تمایز بین گزینهها مشهود باشد، انتخاب روشهای مختلف تصمیمگیری نزدیک به هم، تا حدودی جواب یکسانی را ارائه میکنند، اما درجایی که تمایز بین گزینهها زیاد نباشد، انتخاب روشهای تصمیمگیری به جوابهای متمایز منجر میشود که در این حالت انتخاب روش مناسب باید با توجه به شرایط تصمیمگیری، انجام شود. در بین روشهای گوناگون تصمیمگیریهای چند معیاره، چون روش تحلیل سلسلهمراتبی (AHP) دارای ویژگیهایی ازجمله ساختار کاملاً مشخص و قاعدهمند از توالی هدف، معیارها و زیرمعیارها و همچنین قابلیت تعیین دقیق اولویت معیارها مبتنی بر مقایسههای زوجی و همچنین قابلیت مقایسهشدن هر معیار با دیگر معیارها، بدون واسطۀ بالادستی خود او است و بیاطمینان موجود در قضاوتهای ترجیحی، بیاطمینان اولویتبندی آلترناتیوها را افزایش میدهد، به همان نسبت، تعیین توافق (ثبات منطقی) اولویتها را مشکل میکند؛ بنابراین با توجه به اینکه در تحقیق حاضر نیز، هدف ارائۀ الگویی است که با تعیین معیارهای کلیدی و ضرایب اهمیت آنها، فناوری مناسب برای توسعۀ آنها را در مراکز تحقیقات دفاعی انتخاب کند؛ بنابراین در تحقیق حاضر، روش تحلیل سلسلهمراتبی فازی (FAHP) به کار گرفته شده است.
توصیف آماری دادهها، گامی در جهت تشخیص الگوی حاکم بر آنهاست. بهمنظور شناخت بهتر ماهیت جامعۀ خبرگان پژوهش و آشنایی بیشتر با متغیرهای پژوهش، لازم است این دادهها قبل از تجزیهوتحلیل دادههای آماری توصیف شود. در مرحلۀ گردآوری دادهها در گروه کانونی 7 نفر، پرسشنامۀ تحلیل سلسلهمراتبی فازی 15 نفر و اعتبارسنجی الگوی ارائهشده، 5 نفر از مدیران، اعضای هیئتعلمی دانشگاهی و محققان مراکز تحقیقات دفاعی بودند. در شکل 2، جامعۀ آماری خبرگان برحسب مراکز تحقیقاتی دفاعی نمایش داده شده است.
شکل 2- مراکز تحقیقاتی در مرحلۀ FAHP
Fig. 2- Research centers in the FAHP phase
دستهبندی و بومیسازی معیارهای احصاشده از مطالعات و مدلهای انتخاب فناوری، در این بخش انجام شده است. در این راستا از مصاحبه و جمعبندی با گروه کانونی، یک دستهبندی بومی و جدید از معیارهای انتخاب فناوری بدیع و نوظهور در 5 معیار مختلف ارائه شد. همانطور که در جدول 3 مشاهده میشود، معیار قابلیت شایستگی فناوری، امکانپذیری و قابلیت توسعه، قابلیت اقتصادی و تجاری فناوری، اثربخشی فناوری و ریسکهای فناوری، بهعنوان پنج دستۀ معیار بومی انتخاب فناوری بدیع و نوظهور دفاعی در مراکز تحقیقاتی شناسایی شد. نکتۀ مهم این است که انتخاب فناوری، یکی از مراحل مدیریت فناوری است و در انتخاب آن باید به دیگر فرایندها ازجمله نحوۀ اکتساب فناوری نیز توجه کرد. در این تحقیق، با توجه به مأموریت مراکز تحقیقاتی در خلق و توسعۀ فناوریهای دفاعی و با نظر گروه کانونی، روش تحقیق و توسعۀ داخلی بهعنوان روش پیشفرض اکتساب فناوریهای بدیع و نوظهور در صنعت دفاعی است.
|
معیار |
زیر معیار |
|
شایستگی فناوری |
چرخۀ عمر و سطح بلوغ فناوری در دنیا، سابقۀ علمی و فنی (بتنت و مطالعات انجامشده در این حوزه)، میزان بدیع و نوآوربودن نسبتبه فناوری مشابه، وابستگی و ارتباط با دیگر فناوریها |
|
امکانپذیری و قابلیت توسعه |
توانمندی موجود دانشی برای خلق و توسعۀ فناوری، انعطافپذیری و قابلیت انطباق با سیستم موجود، قابلیت عملیاتیشدن و کاربردیشدن فناوری، آموزش و یادگیری دانش فنی مرتبط، مدتزمان رسیدن به فناوری، زیرساخت و تجهیزات آزمایشگاهی موجود |
|
اثربخشی فناوری |
راهبردیبودن فناوری، عملکرد فناوری در ارتقای قابلیت بازدارندگی دفاعی، مقیاس کاربرد و کاربری چندگانۀ فناوری (بذر توسعۀ فناوری)، اثربخشی فناوری نسبتبه دیگر فناوریهای مشابه |
|
قابلیت اقتصادی و تجاری فناوری |
بازدهی فناوری (ROA)، هزینه و سرمایهگذاری، پتانسیل تجاریسازی |
|
ریسک فناوری |
ریسک فنی (عدم اطمینان از دستیابی به فناوری)، ریسک اقتصادی (نرخ بازدهی مورد انتظار سرمایهگذاری)، ریسک مالی (تأمین مالی فناوری)، ریسک امنیتی و حفاظتی |
پس از ارائۀ معیارهای بومی و دستهبندی جدید از معیارهای ارزیابی و انتخاب فناوری خای بدیع و نوظهور در مراکز تحقیقاتی، بهمنظور وزندهی و تعیین ضریب اهمیت معیارهای ارزیابی و انتخاب این فناوریها، از فن تحلیل سلسلهمراتبی فازی(FAHP) چانگ (1996) با استفاده از نرمافزار اکسل 2016 استفاده aد. نتایج حاصل از تحلیل در جدول 4 و شکل 3 ارائه شده است. همچنین جدول 3 نشان میدهد نرخ ناسازگاری (CRg و CRm) کمتر از 0.1 است و این نشاندهندۀ این است که معیارها و زیرمعیارها دارای نرخ ناسازگاری مناسب و پذیرفتنیاند. نرخ ناسازگاری معیارهای اصلی نیز به میزان CRg =0.073 و CRm =0.053 است.
شکل 3- ضرایب اهمیت معیارهای اصلی ارزیابی و انتخاب فناوریهای بدیع و نوظهور دفاعی
Fig. 3- Importance coefficients of the main evaluation criteria and the selection of novel and emerging defense technologies
|
رتبه |
معیار اصلی |
زیرمعیار |
وزن نسبی |
نرخ ناسازگاری |
|
|
CRg |
CRm |
||||
|
1 |
اثربخشی فناوری 32/0 |
راهبردیبودن فناوری |
33/0 |
073/0 |
041/0 |
|
عملکرد فناوری در ارتقای بازدارندگی دفاعی |
28/0 |
||||
|
مقیاس کاربرد و کاربری چندگانه فناوری (بذر توسعۀ فناوری) |
23/0 |
||||
|
اثربخشی فناوری نسبتبه دیگر فناوریهای مشابه |
16/0 |
||||
|
2 |
شایستگی فناوری 26/0 |
چرخۀ عمر و سطح بلوغ فناوری در دنیا |
35/0 |
034/0 |
051/0 |
|
میزان بدیع و نوآوربودن نسبتبه فناوری مشابه |
31/0 |
||||
|
وابستگی و ارتباط با دیگر فناوریها |
19/0 |
||||
|
سابقۀ علمی و فنی (بتنت و مطالعات انجامشدۀ حوزۀ فناوری) |
15/0 |
||||
|
3 |
امکانپذیری و قابلیت توسعل فناوری 22/0 |
توانمندی موجود دانشی برای خلق و توسعۀ فناوری |
33/0 |
082/0 |
091/0 |
|
قابلیت عملیاتیسازی و کاربردیشدن فناوری |
32/0 |
||||
|
زیرساخت و تجهیزات آزمایشگاهی موجود |
14/0 |
||||
|
مدتزمان رسیدن به فناوری |
14/0 |
||||
|
انعطافپذیری و قابلیت انطباق با سیستم موجود |
07/0 |
||||
|
آموزش و یادگیری دانش فنی مرتبط |
05/0 |
||||
|
4 |
ریسکهای فناوری 12/0 |
ریسک فنی (نرخ توسعۀ سطح فناوری) |
45/0 |
035/0 |
031/0 |
|
ریسک امنیتی اطلاعاتی |
30/0 |
||||
|
ریسک مالی (تأمین مالی فناوری) |
17/0 |
||||
|
ریسک اقتصادی (نرخ بازدهی مورد انتظار سرمایهگذاری) |
08/0 |
||||
|
5 |
قابلیت اقتصادی و تجاری فناوری 08/0 |
هزینه و سرمایهگذاری |
51/0 |
077/0 |
038/0 |
|
بازدهی فناوری (ROA) |
28/0 |
||||
|
پتانسیل تجاریسازی |
21/0 |
||||
براساس جدول 3 و شکل3، در بین 5 معیار اصلی، معیار اثربخشی فناوری با ضریب اهمیت 32% بیشترین اهمیت را دارد و شایستگی فناورانه 26%، امکانپذیری و قابلیت توسعه 22%، ریسک 12% و معیار اقتصادی و تجاری 8% به ترتیب، در اولویتهای بعدی در انتخاب فناوریهای بدیع و نوظهور در پروژههای تحقیقاتی دفاعی قرار دارند. شکل 4 الگوی نهایی تحقیق را نشان میدهد که دربارۀ هریک از معیارهای آن، شرح مختصری بهصورت زیر ارائه میشود:
1 - معیار اثربخشی فناوری: درواقع منظور از شایستگی سازمانی فناوری، معیاری است که فناوری را برحسب توجه به ذینفعان و اهداف کلان و راهبردهای سازمان و همچنین با اثربخشی نسبتبه فناوری مشابه میسنجد. این معیار با ضریب اهمیت 32%، بیشترین اهمیت را در انتخاب فناوری نوظهور دفاعی دارد. زیرمعیارهای مدنظر آن به ترتیب اولویت و اهمیت شامل همراستایی با راهبردها و اهداف سازمان، عملکرد فناوری در ارتقای قابلیت بازدارندگی دفاعی فناوری، مقیاس کاربرد و کاربری چندگانۀ فناوری (بذر توسعۀ فناوری) و اثربخشی فناوری نسبتبه دیگر فناوریهای مشابهاند؛
شکل 4- الگوی سلسلهمراتبی معیارهای انتخاب فناوریهای بدیع و نوظهور دفاعی
Fig. 4. Hierarchical model of selection criteria for innovative and emerging defense technologies
2- معیار شایستگیهای فناوری: منظور از معیار شایستگیهای فناوری، معیاری است که فناوری را برحسب معیارها و ظرفیت فنی و دانشی، بررسی میزان پیچیدگی فناوری و همچنین موارد نامشهود مرتبط با آن میسنجد. این معیار ضریب اهمیت 26% را در انتخاب فناوری نوظهور دفاعی دارد. زیرمعیارهای مدنظر آن به ترتیب اولویت و اهمیت شامل چرخۀ عمر و سطح بلوغ فناوری در دنیا، وابستگی و ارتباط با دیگر فناوریها، سابقۀ علمی و فنی (بتنت و مطالعات انجامشدۀ حوزۀ فناوری) و میزان بدیع و نوآوربودن نسبتبه فناوری مشابهاند؛
3- معیار امکانپذیری و قابلیت توسعۀ فناوری: منظور از این معیار، معیارهایی است که فناوری را برحسب ظرفیت صنعتی، قابلیت اجرا و پشتیبانی فنّاوری و امکانات و ظرفیت علمی موجود در سازمان میسنجد. درواقع بهنوعی از آن به امکانپذیری فنی نام برده میشود. این معیار ضریب اهمیت 22% را در انتخاب فناوری نوظهور دفاعی دارد. زیرمعیارهای مدنظر آن به ترتیب اولویت و اهمیت شامل توانمندی موجود دانشی برای خلق و توسعۀ فناوری، قابلیت عملیاتیسازی و کاربردیشدن فناوری، انعطافپذیری و قابلیت انطباق با سیستم موجود، مدتزمان رسیدن به فناوری، آموزش و یادگیری دانش فنی مرتبط، تجهیزات آزمایشگاهی موجودند؛
4- ریسکهای فناوری: منظور از ریسکهای فناوری، ریسکهایی است که فناوری را برحسب میزان نااطمینانی صنعتی و فنی (حساسیت، نوسانات و نامطلوببودن)، اقتصادی و مالی بهویژه دربارۀ چرخۀ عمر، روند رشد و کارایی فناوری میسنجد. این معیار ضریب اهمیت 12% را در انتخاب فناوری نوظهور دفاعی دارد. زیرمعیارهای مدنظر آن به ترتیب اولویت و اهمیت شامل ریسک فنی، ریسک امنیتی و اطلاعاتی، ریسک اقتصادی (نرخ بازدهی مورد انتظار سرمایهگذاری) و ریسک مالی (تأمین مالی فناوری) هستند؛
5- قابلیت اقتصادی و تجاری فناوری: معیاری است که فناوری را برحسب هزینه و سرمایهگذاری لازم، بازدهی فناوری (ROA)، پتانسیل تجاریسازی فناوری و محصولات مبتنی بر این فناوری، در سازمان میسنجد. درواقع بهنوعی از آن به امکانپذیری اقتصادی نام برده میشود. این معیار ضریب اهمیت 8% را در انتخاب فناوریهای بدیع و نوظهور دفاعی دارد.
در این بخش، اعتباربخشی الگوی سلسلهمراتبی معیارهای انتخاب فناوریهای بدیع و نوظهور دفاعی با بررسی الگوی ارائهشده در قالب یک مطالعۀ موردی و براساس دادههای واقعی بررسی شد. با توجه به اهمیت فناوریهای حوزۀ برق و الکترونیک و نقشآفرینی این حوزه در بیشتر پروژههای بدیع و نوظهور بهعنوان دانش مادر، یک مرکز تحقیقاتی دفاعی در حوزۀ برق و الکترونیک بهعنوان مطالعۀ موردی برای این اعتبارسنجی انتخاب شد. تهدیدات سلاحهای کوچک و انبوه در جنگهای آینده و همچنین تهدیدات پهبادها بهصورت گروهی، از چالشهای فناورانۀ جدی حال و آیندۀ مبتنی بر تهدیدات و جنگ نسل ششم در صنعت دفاعیاند که در جنگ اخیر روسیه و اوکراین بسیار به کار رفته و به آنها توجه شده است. برای پاسخگویی به این تهدیدات و در راستای ارتقای بازدارندگی دفاعی، بخش دفاع باید به فناوریهای موردنیاز برای مقابله با این تهدیدات تجهیز شود. این دسته از فناوریها، تنها در اختیار برخی از کشورها هستند که به هیچ وجه امکان اکتساب ازطریق آنها وجود ندارد.
این نیاز و چالش فناورانه ازطریق سلسلهمراتب فرماندهی اعلام شده است. صنعت برق و الکترونیک و فناوریهای ارتباطی، یکی از حوزههایی است که در جنگهای نوین، بهخصوص در رفع این تهدید و چالش فناورانه، نقش تعیینکننده دارد. بر همین اساس محققان و استادان مرکز تحقیقاتی مطالعهشده طی تحقیقاتی، سه راهکار فناورانه شامل 1- دفاع با سلاحهای انرژی مستقیم HPM[xxiv] ؛ - دفاع با سلاحهای انرژی مستقیم لیزری؛ 3- دفاع با سلاحهای انرژی مستقیم ریلگان[xxv] را برای حل این چالش معرفی کردند. حال سؤال این است که از بین این سه نوع سلاح که هرکدام فناوریهای خاص خود را دارند، کدام نوع برای سرمایهگذاری و انجام تحقیق و توسعه در مرکز تحقیقاتی دفاعی انتخاب شوند. به عبارت دیگر، اولویت انتخاب با کدام راهکار فناورانه است. در ادامه، تشریح مختصری از هرکدام از این فناوریها ارائه شده است.
الف) سلاحهای انرژی مستقیم با توان بالا (HPM): فناوری به کار گرفته شده در این نوع سلاحها، بیش از 30 سال است که در حال توسعه است و پیشرفتهای درخور توجهی در اندازه، وزن و قدرت سلاح ایجاد کرده است و دو نوع اصلی از فناوری HPM با عنوان HPM پیوسته و امواج پالسی وجود دارد (McGonegal, 2020). مهمترین قابلیتهای این فناوری عبارتاند از قابلیت مقابلۀ گروهی پهباد و موشک کروز، کاهش زمان درگیری در اثر حرکت سریع موج الکترونیکی، کاهش هزینۀ درگیری (هزینۀ پالس الکترومغناطیسی فقط هزینۀ برق مصرفی آن است)، امکان استفاده در محیط شهری (دفاع بیصدا) و امکان حفاظت از سایتهای حساس (فرودگاه، هستهای، نظامی) بدون اخلال در روند و عملکرد آنهاست.
ب)سلاحهای انرژی مستقیم لیزری: فناوری به کار گرفته شده در این سلاح، با انرژی هدایتشده براساس لیزر است. پرتوی لیزر عموماً یک پرتوی کشندۀ بسیار قدرتمند در نظر گرفته میشود که از یک تفنگ لیزری دستی برای تبخیر سربازان، تخریب ساختمان و زرههای هدف ارسال میشود. یک سلاح انرژی مستقیم لیزری بهسرعت برای درگیریهای نزدیک درزمانی بسیار کوتاه عمل میکند. سلاحهای با انرژی لیزری علاوه بر تخریبکنندگی، برای افزایش انعطافپذیری و کارایی عملیاتی، در برابر طیف گستردهای از تهدیدات هوایی اختلال ایجاد میکنند.
ج)سلاح انرژی مستقیم ریلگان: سلاح الکترومغناطیسی، نوع جدیدی از سلاح است که با فناوری پرتاب ریل الکترومغناطیسی توسعه یافته است. ریلگان یک وسیلۀ موتور خطی است که بهطور معمول بهعنوان سلاح طراحی میشود و از نیروی الکترومغناطیسی برای پرتاب گلولههای با سرعت بالا استفاده میکند. بهطور معمول پرتابه حاوی مواد منفجره نیست، در عوض برای ایجاد خسارت به سرعت، جرم و انرژی جنبشی متکی است.
برای انتخاب فناوری نوظهور از بین سه راهکار فناورانه ارائهشده ازطریق متخصصان مراکز تحقیقاتی برق و الکترونیک، براساس طیف لیکرت، نظرسنجی انجام شد که نمونهای از محاسبات آن در جدول 4 آمده است.
در این فرآیند ابتدا پرسشنامهای با طیف لیکرت شامل معیارها و زیرمعیارهای انتخاب فناوری نوظهور به دست آمده از شکل4 تنظیم و در اختیار 5 نفر از محققان و کارشناسان دفاعی حوزۀ برق و الکترونیک قرار داده شد تا به فناوریهای مدنظر برحسب معیارهای انتخاب فناوری الگوی ارائهشده در این تحقیق، امتیاز دهند. در ادامه، برای به دست آوردن فناوری منتخب امتیاز به دست آمده از هر معیار (میانگین نظرات متخصصان) را در وزن آن زیر معیار (همان ضریب اهمیت به دست آمده از تحلیل سلسلهمراتبی فازی در جدول 4) ضرب میکند تا نمرۀ زیرمعیارها به دست آید. نمرۀ نهایی زیرمعیارهای هر معیار در وزن معیار مدنظر ضرب میشود تا امتیاز معیار به دست آید. نمونۀ محاسبات در جدول 4 و جمع امتیازات موزون پنج معیار فناوری بدیع و نوظهور در جدول 5 ارائه شده است.
|
معیار |
زیر معیار |
وزن زیرمعیار |
فناوری ا |
فناوری 2 |
فناوری 3 |
|||
|
امتیاز |
امتیاز موزون |
امتیاز |
امتیاز موزون |
امتیاز |
امتیاز موزون |
|||
|
قابلیت اقتصادی و تجاری فناوری |
بازده فناوری |
28/0 |
4 |
09/0 |
2 |
04/0 |
3 |
06/0 |
|
هزینه و سرمایهگذاری کمتر |
51/0 |
3 |
12/0 |
3 |
12/0 |
2 |
08/0 |
|
|
پتانسیل تجاریسازی |
21/0 |
4 |
06/0 |
3 |
05/0 |
4 |
06/0 |
|
|
|
|
|
…. |
….. |
…. |
|
|
|
در این محاسبات، امتیاز ریسک فناوری بهعنوان یک عامل کاهنده به شمار میآید و امتیاز آن از امتیاز کل ابعاد دیگر کسر میشود. امتیاز نهایی فناوری بدیع و نوظهور نیز به دست میآید. بر این اساس، سه راهکار فناورانه به ترتیب اولویت انتخاب عبارتاند از؛ 1- دفاع با سلاح انرژی مستقیم (HPM)؛ 2-دفاع با سلاح انرژی مستقیم ریلگان و 3- دفاع با سلاح انرژی مستقیم لیزری. با توجه نتایج جدول 6، فناوری HPM با امتیاز 3.55 بهعنوان فناوری بدیع و نوظهور برای خلق و توسعه در مرکز تحقیقاتی دفاعی حوزۀ برق و الکترونیک انتخاب شد.
|
رتبه |
راهکار فناورانه |
امتیاز نهایی |
|
1 |
فناوری نوظهور اول (HPM) |
3.554 |
|
2 |
فناوری نوظهور سوم (ریلگان) |
2.679 |
|
3 |
فناوری نوظهور دوم (لیزر) |
2.140 |
گرچه خلق و توسعۀ فناوریهای بدیع و نوظهور، افزایش قدرت نظامی و بازدارندگی دفاعی را بههمراه دارند، اما باید به معیارهای انتخاب فناوریها توجه کرد تا خطرات ناشی از نادرستی انتخاب و طولانیمدتشدن زمان اکتساب و بهرهبرداری از فناوریها، کاهش یابد؛ بهخصوص زمانی که با توجه به تحریمهای ظالمانۀ بخش دفاعی کشور، تحقیق و توسعۀ داخلی، تنها راه اکتساب فناوری باشد. پس باید یک ارزیابی عمیق از فناوریهای نامزد، منابع، تخصص و همچنین تجهیزات در دسترس انجام شود. از این رو به یک روش مناسب و منضبط انتخاب فناوری برای اطمینان از انتخاب مناسبتر، کارآمدتر و مقرونبهصرفهتر فناوری نیاز است. به انتخاب فناوری، بهعنوان یکی از پنج مرحلۀ فرآیند مدیریت فناوری توجه میشود. انتخاب فناوری مناسب در میان گزینههای جایگزین، بهدلیل افزایش گستردۀ تعداد فناوریها و پیچیدگی آنها، ازجمله چالشبرانگیزترین فرایند در این زمینه است. بنابراین، تجزیهوتحلیل ساختاری معیارها و عوامل دخیل در فرآیند انتخاب ضرورتی، انکارناپذیر است. براساس مرور مطالعات در این تحقیق، مدلها و الگوهای گوناگونی بررسی شده است که در آنها معیارهای زیادی برای ارزیابی و انتخاب فناوری وجود داشت. اما با وجود مدلهای مختلف انتخاب فناوری، مدل و معیارهای بومی و خاص انتخاب فناوری بدیع و نوظهور در حوزۀ دفاعی وجود ندارد. این شکاف مطالعاتی و مشکل منجر میشود که عموماً فناوران و متخصصان دفاعی با رویکرد صرف تجربی و یا دانش تخصصی حوزۀ خود، با تمرکز بر قابلیتهای مبتنی بر فناوری به انتخاب و ارزیابی فناوری دفاعی روی بیاورند. همچنین منجر میشود معیارهای اقتصادی و سازمانی در این فرآیند کمتر و یا بهکلی در نظر گرفته نشود. تحقیق حاضر با روش آمیخته (کیفی و کمی)، مدل نهایی ارزیابی و انتخاب فناوری بدیع و نوظهور را در 5 معیار اصلی شامل معیارهای اثربخشی فناوری، شایستگیهای فناوری، امکانپذیری و قابلیت توسعۀ فناوری، ریسکهای فناوری، قابلیت اقتصادی و تجاری فناوری ارائه کرد.
ازنظر ابزار، مطالعۀ حاضر نیز با تحقیقات قبلی چون شیان جونگ چو (2009)، شین یونگ چی و همکاران (2010)، فرسی (1391)، فاروق و اوبراین (2012)، میرباقری و همکاران (1398) ازنظر استفاده از روشهای تصمیمگیری چندمعیاره، بهخصوص تحلیل سلسلهمراتبی (AHP) همخوانی دارد. همچنان که در پیشینۀ پژوهش بیشتر مطالعات اشاره شده است، در حوزۀ انتخاب فناوری، بهویژه در سالهای اخیر، مبتنی بر رویکرد ریاضی و روشهای تصمیمگیری چندمعیاره انجام شده است. لیزارالد و همکاران (2020) معتقدند که در سناریوهای ناهمگونی چون انتخاب فناوری نوظهور، معولاً مدلهای تصمیمگیری چندمعیاره، یک رویکرد تصمیمگیری مناسب پیشنهاد میشوند. همچنین مطالعۀ حاضر ازنظر داشتن رویکرد فازی در تحلیل (بهدلیل داشتن عدم اطمینان موجود در قضاوتهای ترجیحی) با مطالعۀ علیاکبری نوری و شفیعی نیکآبادی (1393)، شیان جونگ چو (2009) همخوانی دارد. شیان جونگ چو (2009) یک روش تصمیمگیری با ویژگیهای چندگانۀ فازی ایجاد کرد که در تصمیمگیری گروهی برای حل مسئلۀ انتخاب فناوری سیستم ساخت و تولید زمانی به کار میرود که اطلاعات موجود ذهنی و نادقیق است.
مقایسۀ نتایج ازنظر مدل، رویکرد الگوی انتخاب فناوریهای بدیع و نوظهور دفاعی تحقیق حاضر مبتنی بر یک الگوی سلسلهمراتبی است. درواقع اگرچه انتخاب فناوری در قالب یک فرایند انجام میشود، این الگو بیشتر بر معیارهای خاص مراکز تحقیقاتی دفاعی و درجۀ اهمیت و اولویتبندی معیارهای انتخاب فناوری نوظهور در این مراکز تمرکز دارد. از این نظر با مدل شیان جونگ چو (2009)، تانگ و همکاران (2014)، لیزارالد و همکاران (2020) همخوانی دارد. با این حال مدل انتخاب فناوری شهابالدین و همکاران (2006)، شین یونگ چی و همکاران (2010)، فاروق و اوبراین (2012)، که رویکرد فرآیندی دارد، بر چندمرحلهایبودن انتخاب فناوری تمرکز میکند. بهطور مشخص در مدل شهابالدین و همکاران (2006)، دو فیلتر الزامات (اولیه و ثانویه) و فیلتر بهکارگیری وجود دارد که هرکدام معیارهای مختص به خود را دارند. درواقع یک اسکن فیلتر وجود دارد که فناوریهای منتخب باید از تمام موانع و مراحل عبور کنند تا بهعنوان مطلوبترین فناوری انتخاب شوند. آنها نشان میدهند که دو معیار الزامات فنی و مالی و قابلیت بهکارگیری در انتخاب فناوری، نقش بالایی دارند. ازنظر معیارهای استفادهشده نیز، آنها از معیارهایی چون قابلیت اطمینان، کیفیت، هزینۀ سرمایه، هزینۀ عملیات، سازگاری، قابلیت کاربرد و همترازی استراتژی در مدل خود استفاده کردند که از این نظر با مدل ارائهشدۀ این تحقیق تطابق دارد.
همچنین تحقیق حاضر از ابعاد انتخاب فناوری، تطابق بالایی با مدل لیزارالد و همکاران (2020) دارد. آنها از ابعاد و معیارهایی چون بلوغ فناوری، وابستگی و ارتباط با فناوری، عوامل تجاری و بازار فناوری، ریسک فناوری، صلاحیت کارکنان، تجهیزات، استراتژی سازمان، هزینهها و زمانبندی در مدل خود بهره بردند. براساس الگوی ارائهشده، ریسکهای فناوری یکی از مهمترین معیارهای انتخاب فناوری است و این موضوع با مطالعۀ کیزا (2001)، شین یونگ چی و همکاران (2010)، فاروق و اوبراین (2012) همخوانی دارد، البته به نظر فاروق و اوبراین (2012)، ریسک مرتبط با یک فناوری ازنظر فرصت، مثبت و یا به شکل تهدیدی مرتبط با فناوری، منفی است. فرآیندهای انتخاب فناوری در پژوهش، عمدتاً فرصتهای مرتبط با یک فناوری را در نظر گرفتهاند و تهدیدات مرتبط با فناوری منتخب را در حین انتخاب استراتژیک، در نظر نمیگیرند. انتخاب یک فناوری به عوامل ناهمگنی بسیاری بستگی دارد. اول از همه، آن دسته از عواملی مشخصۀ ماهیت ذاتی فناوریاند که از یک ارزیابی اولیه یا مقایسۀ بین چندین فناوری، در رابطه با جذابیت آنها، اعم از علمی و فناورانه و بهرهبرداری بالقوۀ آنها در بازار است. در مرحلۀ دوم، تجزیهوتحلیل هدف فناوری، ویژگیها و توسعه و اجرای آن در موقعیت نهادی مهم است. همسویی با استراتژیها و پشتیبانی مدیریت قابلیتها، چه در محیطهای مکانیکی و چه در محیطهای انسانی، عواملیاند که موفقیت در توسعه یا کسب فناوری را تسهیل یا مشروط میکنند.
بهمنظور مشخصکردن جایگاه تحقیق حاضر در بین تحقیقات پیشین و بیان دقیق نوآوری آن نسبتبه مطالعات قبلی انجامشده در حوزۀ انتخاب فناوریها، جدول 7، خلاصۀ مقایسۀ نتایج حاصل از این تحقیق را با نزدیکترین مطالعات قبلی به این تحقیق، هم ازنظر نتایج و هم ازنظر روش تحقیق، ابزار و تکنیکهای تحلیل دادهها نشان میدهد. بهطور خلاصه، نوآوریهای تحقیق حاضر در مقایسه با تحقیقات پیشین در قالب سه بخش زیر ارائه میشود.
الف) نوآوری در موضوع و حوزۀ پژوهش
تحقیق حاضر بهطور خاص بر انتخاب فناوریهای بدیع و نوظهور دفاعی تمرکز دارد. این نوع فناوریها پنج ویژگی تازگی، رادیکالیبودن، رشد نسبتاً سریع، انسجام و همبستگی ویژگیها، تأثیر برجسته و همچنین عدم قطعیت و ابهام دارند. مراکز تحقیقات دفاعی عمدتاً تحقیقات خود را با دو هدف انجام میدهند: یکی برای رفع گلوگاههای فناورانۀ محصولاتی که در صنعت در حال تولیدند و دیگری خلق و اکتساب فناوریهای جدیدی که قرار است در آینده به محصول دفاعی تبدیل شوند. این فناوریهای دستۀ دوم، خود به دو دسته تقسیم میشوند: یکی فناوریهایی که دانش پایۀ آنها قبلاً در کشور وجود داشته و در حال حاضر وظیفۀبخش تحقیقات دفاعی، توسعه آنهاست؛ مانند تحقیقاتی که مثلاً در حوزۀ شیمی، تلاش میکنند با خلق و توسعۀ فناوریها، قدرت تخریب موشکها را افزایش دهند و دیگری تحقیقاتی که دانش پایۀ آنها و تجربیات قبلی عملیاتی نزدیک به آنها، در کشور وجود نداشته است که در همین حوزۀ شیمی، به تغییر سوخت موشکها از مایع به جامد، اشاره میشود. هریک از این موشکها سطح متفاوتی از بُرد، سرعت، زمان آمادهسازی پرتاب و قابلیت حمل حجم خاصی از مواد منفجرهاند که دستیابی به فناوری آنها، با اینکه هیچ دانش قبلی در داخل کشور وجود نداشته است، بهنوعی فناوریهای نوظهور دفاعی محسوب میشود. تحقیق حاضر دربارۀ اینگونه فناوریهاست که در گروه کانونی تشکیلشده برای تدوین مدل بهخوبی به این موضوع توجه شده است. با توجه به اینکه نزدیکترین مطالعۀ قبلی به تحقیق حاضر، مطالعۀ میرباقری و همکاران (1398) است، تمرکز آن تحقیق بر فناوریهای بدیع و نوظهور با این ویژگیها نیست. معیارهای آن مطالعه در گروه کانونی خبرگان تحقیق حاضر، بحث و بررسی شد و این تفاوت بهخوبی محسوس بود. مطالعۀ آنها بیشتر دربارۀ پروژههای تحقیقاتی نوع یک بوده است که دانش پایۀ قبلی را در کشور داشتهاند. نمونهای از شواهد آن، توجهنکردن آن مطالعه به ریسکهاست که در قسمت نوآوری مدل نهایی در همین بخش تشریح میشود.
ب) نوآوری در متدولوژی تحقیق و تکنیک تحلیل داده
نوآوری تحقیق در این محور، خود در سه بخش «بهکارگیری گروه کانونی خبرگان و بحث و بررسی معیارها در جلسات متعدد»، «استفاده از تکنیک تحلیل سلسلهمراتب فازی» و «اعتبارسنجی مدل در یک محیط واقعی و در یک مسئلۀ واقعی» است که شرح مختصری از آنها در زیر ارائه میشود.
ج) نوآوری در مدل نهایی (معیارها و زیرمعیارها)
مرور ویژگی فناوریهای بدیع و نوظهور شامل تازگی، رادیکالیبودن، رشد نسبتاً سریع، انسجام و همبستگی ویژگیها، تأثیر برجسته و عدم قطعیت و ابهام، نشاندهنۀ این است که انتخاب فناوری نوظهور، توجه بالایی به بعد ریسک و عدم قطعیت را میطلبد؛ یعنی این ویژگیها نشاندهندۀ این موضوعاند که در انتخاب فناوریهای نوظهور، توجه به بعد ریسک و عدم قطعیت، حتماً موردنیاز است و نتایج این تحقیق، این موضوع را بهخوبی نشان میدهد که توجه به ریسکها با ضریب وزنی 12/0، یک معیار اصلی در انتخاب این فناوریهاست. فناوریهای نوظهور دفاعی، فناوریهاییاند که بهدلیل تحریمهای متعدد و گستردۀ بخش دفاع، هیچ تجربه و دانش داخلی دربارۀ کسب عملیاتی آنها، وجود ندارد؛ هرچند دستیابی به آنها برای ارتقای بازدارندگی دفاعی بسیار مهم است. با توجه به اینکه نزدیکترین مطالعۀ انجامشده با تحقیق حاضر، مقالۀ میرباقری و همکاران (1398) است، به معیار ریسک و زیر معیارهای آن، در مطالعۀ آنها توجه نشده است.
|
محقق و سال مطالعه |
روش |
نتایج مطالعه |
مقایسۀ نتایج مطالعه پیشین با تحقیق حاضر |
|
شهابالدین و همکاران |
تحلیل محتوا و تجربۀ عملیاتی |
آنها رویکرد فرآیندی چند مرحلهای برای انتخاب فناوری در نظر گرفتند و نشان دادند که دو معیار الزامات فنی - مالی و قابلیت بهکارگیری فناوری در انتخاب آن نقش مهمی دارند. معیارهای انتخاب فناوری در مطالعۀ آنها شامل قابلیت اطمینان، کیفیت، هزینۀ سرمایه، هزینۀ عملیات، سازگاری با سیستم موجود، قابلیت کاربرد و همترازی استراتژی است. |
الگوی ارائهشده در تحقیق حاضر، بیشتر بر معیارهای خاص مراکز تحقیقاتی دفاعی و درجۀ اهمیت و اولویتبندی معیارهای انتخاب فناوری نوظهور در این مراکز تمرکز دارد تا ایجاد فرایند انتخاب فناوری نوظهور. البته با بررسی اعتباسنجی مدل در یک محیط واقعی، نویسندگان تحقیق حاضر، نحوۀ بهکارگیری الگوی ارائهشده را در این تحقیق نیز بهصورت عملی نشان دادند. |
|
شین یونگ چی و همکاران (2010) |
روش دلفی فازی، فرآیند تحلیل سلسلهمراتبی، PCA رویکرد |
معیارها براساس اهمیت و تأثیرگذاری در انتخاب فناوری به ترتیب اثر تجاری، ریسک (ریسک تجاری، ریسک فنی، ریسک مالی)، شایستگی فنّاورانه و پشتیبانی کارکنان فنی شناسایی شدند. مسئلۀ مطالعهشدۀ تحقیق، صنایع الکترونیک تایوان بود. |
بهدلیل تحریم همهجانبه در صنعت دفاعی کشور بهویژه تحریم فناورانه، امکان اکتساب فناوری در قالب خرید فناوری و همکاری علمی و فناورانه خیلی کم وجود دارد یا در بیشتر موارد، وجود ندارد. به همین دلیل نحوۀ اکتساب براساس نظر خبرگان، عموماً مبتنی بر تحقیق و توسعۀ داخلی است. بر همین اساس در الگوی حاضر، معیارهای تجاری که بر سرمایهگذاری و بازده مالی توجه دارند، اهمیت کمتری نسبتبه اثربخشی، شایستگی، امکانپذیری، قابلیت توسعه و حتی ریسک مرتبط با فناوری دارند. |
|
علیاکبری نوری و شفیعی نیکآبادی (1393) |
تحلیل شبکهای فازی و ارزیابی نسبت جمعی فازی |
معیارهای انتخاب فناوری در مطالعۀ آنها براساس اولویت، به سه دستۀ عمدۀه بعد انسانی، بعد مالی و بعد عملیاتی تقسیم شد. مورد مطالعۀ آنها، شرکتهای حوزۀ ماشینآلات کشاورزی بود. |
معیارهای انتخاب فناوری در مطالعۀ حاضر، به پنج دستۀ عمدۀ بعد اثربخشی فناوری، شایستگی فناوری، بعد امکانپذیری، ریسک، اقتصادی و تجاری تقسیم شد که ابعاد انسانی، مالی و عملیاتی، زیربخشهای معیارها در نظر گرفته شده در این تحقیقاند. مورد مطالعۀ تحقیق مراکز تحقیقات دفاعی بود. |
|
میرباقری و همکاران |
آزمونهای آماری و آزمون فریدمن برای تعیین اهمیت معیارها |
معیارهای هماهنگی با سیاستها، راهبرد نظامی، قابلیت بازدارندگی نظامی، ارتقای خودباوری ملی و اعتمادبهنفس محققان و همچنین در میان دستهبندی مربوط به معیارها، گروه معیارهای راهبرد و کارایی عملیاتی، اثر فناوری و خلاقیت و نوآوری جزء بااهمیتترین معیارهای انتخاب فناوری شناخته شدند. مورد مطالعۀ تحقیق، مراکز تحقیقات دفاعی بود. |
معیارهای انتخاب فناوری در مطالعۀ حاضر، به پنج دستۀ عمدۀ بعد اثربخشی فناوری، شایستگی فناوری، بعد امکانپذیری و قابلیت توسعه، ریسک، اقتصادی و تجاری تقسیم شد. همچنین الگوی ارائهشده با دارابودن زیرمعیارهایی چون مقیاس کاربرد و کاربری چندگانۀ فناوری و بذر توسعه، ریسک فنی، ریسک امنیتی و حفاظتی، ریسک اقتصادی، ریسک مالی، سابقۀ علمی و فنی، وابستگی و ارتباط با دیگر فناوریها نسبتبه کار میرباقری و همکاران (1398) تمایز دارد. مورد مطالعۀ تحقیق، مراکز تحقیقات دفاعی بود. |
|
بنیادی نائینی و همکاران |
روش تصمیمگیری ترکیبی بهترین-بدترین و تحلیل شبکهای |
معیارها بر اساس اهمیت و تأثیرگذاری در انتخاب فناوری، به ترتیب نوع فناوری، زیرساخت، آیندهنگری، قوانین، ریسک و سازمان گیرنده شناسایی شدند. مورد مطالعه، تحقیق صنعت نفت بود. |
معیارهای انتخاب فناوری در مطالعۀ حاضر، به پنج دستۀ عمدۀ بعد اثربخشی فناوری، شایستگی فناوری، بعد امکانپذیری، ریسک، اقتصادی و تجاری تقسیم شد. مورد مطالعۀ تحقیق، مراکز تحقیقات دفاعی بود. |
گرچه در انتخاب فناوری، توجه به دیگر فرایندهای مدیریت فناوری ازجمله نحوۀ اکتساب فناوری نیز مهم است، در مدل حاضر، با توجه به مأموریت مراکز تحقیقاتی دفاعی و نظر گروه کانونی، روش تحقیق و توسعۀ داخلی بهعنوان روش پیشفرض نحوۀ اکتساب فناوریهای بدیع و نوظهور در صنعت دفاعی در نظر گرفته شده است. محققان مطالعۀ حاضر برای تعیین اهمیت معیارها و زیرمعیارهای انتخاب فناوری، با توجه به عدم اطمینان موجود در قضاوتهای ترجیحی و عدم اطمینان اولویتبندی آلترناتیوها، از تحلیل سلسلهمراتب فازی و برای انتخاب فناوری نوظهور و اجرای آن، از روش مشابه کارت امتیازی متوازن استفاده کردند. همچنانکه جدول 7 نشان میدهد، مطالعۀ میرباقری و همکاران (1398) قرابت بیشتری نسبتبه دیگر مطالعات با موضوع تحقیق حاضر دارد و در انتخاب فناوری در پروژههای نظامی، معیارهایی چون راهبرد و کارایی عملیاتی، اثر فناوری، خلاقیت و نوآوری، توجیه اقتصادی، امنیتی، امکان اکتساب فناوری و سیاسی-اجتماعی را به کار گرفتند. با این حال در مقام مقایسه، آنها از آزمونهای آماری و آزمون فریدمن[xxvi] برای تعیین اهمیت معیارها و از روش تحلیل سلسلهمراتبی برای انتخاب فناوری و اجرای مدل مدنظر خود استفاده کردند. علاوه بر این ازنظر معیارها نیز، معیار ریسک و اثربخشی فناوری در تحقیق حاضر و مدل ارائهشده بهعنوان معیارهای اصلی و کلیدی، در نظر گرفته شده است. از الگو و معیارهای انتخاب فناوری ارائهشده در تحقیق حاضر، این مطلب استنباط میشود که در انتخاب فناوری بدیع و نوظهور دفاعی، باید به معیارهای کمی و کیفی با ضریب اهمیت متفاوت توجه کرد و این انتخاب، یک تصمیمگیری چندمعیاره و چندجانبه است.
در این مقاله با تحلیل مطالعات و مدلهای پیشین انتخاب فناوری و با نظر گروه کانونی متشکل از 7 نفر از مدیران، محققان و اعضای هیئتعلمی، یک دستهبندی جدید را از ابعاد و معیارهای انتخاب فناوری نوظهور ارائه کردند. با توجه به اینکه مورد مطالعۀ این تحقیق، یکی از مراکز تحقیقاتی دفاعی بود، از نظرت 15 نفر از استادان، مدیران و فناوران مراکز تحقیقاتی حوزۀ هوافضا، شیمی، مواد، برق و الکترونیک، دفاع الکترومغناطیسی، مدیریت و مهندسی صنایع برای اولویتبندی این ابعاد و معیارها به روش تحلیل سلسلهمراتبی فازی بهره گرفته شد. مدل نهایی ارزیابی و انتخاب فناوری بدیع و نوظهور، شامل 5 معیار شد که شامل معیارهای اثربخشی فناوری (راهبردیبودن فناوری، عملکرد فناوری در ارتقا بازدارندگی دفاعی، مقیاس کاربرد و کاربری چندگانه فناوری/بذر توسعۀ فناوری)، اثربخشی فناوری نسبتبه دیگر فناوریهای مشابه)، شایستگیهای فناوری (چرخۀ عمر و سطح بلوغ فناوری در دنیا، میزان بدیع و نوآوربودن نسبتبه فناوری مشابه، وابستگی و ارتباط با دیگر فناوریها، سابقۀ علمی و فنی/بتنت و مطالعات انجامشده در حوزۀ فناوری)، امکانپذیری و قابلیت توسعۀ فناوری (توانمندی موجود دانشی برای خلق و توسعۀ فناوری، قابلیت عملیاتیسازی و کاربردیشدن فناوری، زیرساخت و تجهیزات آزمایشگاهی موجود، مدتزمان رسیدن به فناوری، انعطافپذیری و قابلیت انطباق با سیستم موجود، آموزش و یادگیری دانش فنی مرتبط)، ریسکهای فناوری (ریسک فنی/نرخ توسعۀ سطح فناوری، ریسک امنیتی اطلاعاتی، ریسک تأمین مالی فناوری، ریسک اقتصادی) و قابلیت اقتصادی و تجاری فناوری (هزینه و سرمایهگذاری، بازدهی (ROA) فناوری، پتانسیل تجاریسازی) به ترتیب با ضرایب اهمیت 32% ، 26%، 22%، 12% و 8% هستند. در پایان اعتباربخشی الگوی سلسلهمراتبی، معیارهای انتخاب فناوریهای بدیع و نوظهور دفاعی با بررسی الگوی ارائهشده در قالب یک مطالعۀ موردی و براساس دادههای واقعی پرداخته شد. از الگو و معیارهای انتخاب فناوری ارائهشده، این مطلب استنباط میشود که در انتخاب فناوری بدیع و نوظهور دفاعی، باید به معیارهای کمی و کیفی با ضریب اهمیت متفاوت توجه کرد و این انتخاب یک تصمیمگیری چندمعیاره و چندجانبه است؛ زیرا محدودیتها و معیارهای فنی و فناورانه، اجتماعی-سیاسی، مالی و اقتصادی برای تحقق اهداف ملی و صنعتی بخش دفاعی وجود دارد. ازطریق بهکارگیری الگوی تحقیق حاضر، برای انتخاب فناوریهای بدیع و نوظهور مرکز تحقیقات دفاعی در حوزۀ برق و الکترونیک انجام و فناوری نوظهورHPM بهعنوان فناوری منتخب برای مقابله با تهدیدات سلاحهای کوچک و انبوه و پهبادها بهصورت گروهی انتخاب شد.
یکی از محدودیتها و مشکلات این تحقیق در زمینۀ جمعآوری داده، مصاحبه و دسترسی با جامعۀ آماری بهدلیل محدودیت حفاظتی و امنیتی بوده و منجر شده است تا مشارکتدادن مدیران و محققان دفاعی در حوزههای مختلف بسیار سخت و زمانبر باشد. همچنین ازنظر تعمیمپذیری نتایج پژوهش به جامعۀ خاص، تمرکز تحقیق حاضر بر مدیران و محققان دفاعی در مراکز تحقیقاتی (عرضهکنندگان و توسعهدهندگان فناوری) بوده و طرف مشتریان نهایی (کادر اجرایی نیروهای مسلح) محصولات فناورانه مورد توجه محققان قرار نگرفته است. الگوی ارائهشده برای انتخاب فناوری بدیع و نوظهور و سطح بالا دفاعی در نظر گرفته شده و با توجه به معیارها خاص، الگو برای انتخاب فناوری سطح پایین و صنعتی در محیط غیر دفاعی چندان مناسب به نظر نمیرسد. این مشکل به بحث تعمیمپذیری نتایج پژوهش اشاره دارد که دادههای مختص به یک جامعۀ محدود و خاص را به دیگر جوامع تعمیم نمیدهد.
با توجه به اینکه معیارهای انتخاب فناوری باید مبتنی بر شاخص کاربردی و تخصصی و اندازهگیریپذیر و منطق درست برای اقناع متخصصان و مدیران برای اجراکردن باشد و این معیارها در این تحقیق بهصورت بومی و خاص مراکز تحقیقات دفاعی و فقط برای فناوریهایی ارائه شدهاند که ازطریق تحقیق و توسعه خلق و توسعه مییابند، بنابراین باید در انتخاب فناوریهای دیگر مراکز تحقیقاتی به کار گرفته شوند تا مدیریت منابع مالی و انسانی بهدرستی انجام و تا حد ممکن از هدر رفت سرمایهها جلوگیری شود. بازدارندگی دفاعی در اثر تمرکز بر فناوریهای منتخب دارای عملکرد مؤثر در صحنۀ نبردهای آینده نیز، نتیجۀ مستقیم انتخاب درست این فناوریهاست که مدل ارائهشده به نحو مناسبی به انتخاب درست آنها کمک میکند. این مدل برای استفاده در یک مرکز تحقیقاتی دفاعی پیکربندی شده است، بنابراین بهکارگیری این مدل در فرآیند انتخاب و انتقال فناوری پروژههای بدیع و نوظهور در شرکتها نوپا و شرکتهای صنعتی و دانشگاهها، با توسعۀ معیارها کاربرد دارد. با توجه به اینکه احتمالاً برای برخی از حوزههای فناوری معیارهای منحصربهفردتری نیاز است، انجام این تحقیق تنها و متمرکز در حوزههای خاص، ازجمله هوش مصنوعی، علوم شناختی، تسلیحات کشندۀ خودکار، تسلیحات فراصوت (هایپرسونیک)، زیستفناوری، فناوری کوانتوم و غیره، پیشنهاد برای تحقیقات آتی مطرح میشود. در تحقیقات آتی از روشهایی چون دیمتل، دنپ و معادلات ریاضی مارکوف نیز برای اجرایی و پیادهسازی الگوی انتخاب فناوری تحقیق حاضر استفاده میشود. همانطور در بخش قبلی اشاره شد، الگوی ارائهشده بر تعیین معیارهای انتخاب فناوری نوظهور در مراکز دفاعی و ضریب اهمیت آنها تمرکز داشته و مراحل انتخاب فناوری را تشریح نکرده است. با وجود این در مطالعۀ موردی، محققان تحقیق حاضر سعی کردند چگونگی کاربست این الگو را نشان دهند. بنابراین موضوع مراحل انتخاب فناوری، بررسی روابط و شدت تأثیرگذاری معیارهای انتخاب فناوریهای بدیع و نوظهور دفاعی بر یکدیگر نیز، بهعنوان یک تحقیقات آتی دیگر، مدنظر پژوهشگران قرار میگیرد.
[i] Gudarzi & Ejlali
[ii] Amiri
[iii] Approvals of the Supreme Council of Cultural Revolution
[iv] RAND Corporation
[v] Congressional Research Service
[vi] F22
[vii] Bonyadi Naieni et al.
[viii] Mirbagheri et al.
[ix] Khalil
[x] Rotolo et al.
[xi] Defense Advanced Project Research Agency(DARPA)
[xii] Chiesa
[xiii] Farsi
[xiv] Ansari & Zare
[xv] Bushehri & Nazarizadeh
[xvi] Aliakbari & Shafiee NikAbadi
[xvii] Jafari et al.
[xviii] Shian-Jong Chuu
[xix] Shen Yung-Chi et al.
[xx] Martin
[xxi] Rahimi et al.
[xxii] Chang.
[xxiii] Rahimi & Bararnia.
[xxiv] High Power Microwaves
[xxv] Railgun
[xxvi] Friedman test