A Framework for Strengthening and Sustaining Supplier Relationships in Engineering-To-Order Manufacturing Systems

Document Type : Persian Research paper

Authors

Department of Industrial Management and Technology, Faculty of Management and Accounting, Farabi College, University of Tehran, Tehran, Iran

Abstract

Purpose: Engineering-to-order supply chains play a significant role in production and technological development. Many capital goods—such as production machinery, power plant equipment, aircraft, and ships—are produced within these systems. As suppliers of production machinery, they also influence other production systems. Based on observations, one of the main challenges in ETO supply chains is the durability and reliability of supplier relationships. The items required by these systems are extremely diverse while order quantities are often very small. Consequently, there is a persistent risk that supplier relationships will be terminated prematurely due to lack of economies of scale. It is therefore essential to identify and adopt solutions to address this problem.
Design/methodology/approach: After reviewing the literature, the required data were collected through interviews with experts from ETO companies, including Mapna Locomotive, Mapna Boiler, Iranian Shipbuilding Industries, and Dorna Aerospace Company. The interview results were organized and analyzed using thematic analysis. In the next phase, using the Best–Worst Method, Interpretive Structural Modeling, and MICMAC analysis, the solutions were ranked and their interrelationships examined.
Findings: The results show that "postponement and process redesigning" and "guaranteeing a minimum specific purchase value" are two important strategies, respectively, from the categories of structural solutions and financial dimensions. On the other hand, diversification of the supplier portfolio has not been identified as a priority and is not recommended as an effective solution for strengthening relationships with suppliers in ETO supply chains. Based on the interrelationship analysis, “postponement and process redesigning” is at the highest level of the ISM model, which means it receives the most influence from other strategies. It is also in the dependency area in the MICMAC matrix, meaning it has a high dependency on other solutions. Conversely, "increasing ownership" is a fundamental solution for strengthening relationships with suppliers in the ETO supply chain and is located at the basic level of the ISM model. As shown in the MICMAC matrix, "guaranteeing a minimum purchase value", "increasing ownership", and "training the supplier workforce and knowledge transfer" have a high influence on other solutions and can play an effective role in maintaining the supplier base of the ETO system.
Research limitations/implications: One common limitation in this type of research is the difficulty of evaluating the effectiveness of solutions in a data-driven, empirical manner. Doing so requires focusing on a specific project or product within a particular case study and assessing results through a longitudinal study. Therefore, examining the solutions identified in this study in a project-oriented company and practical context—and evaluating the outcomes over a medium-term period—is a valuable topic for future research. Although this research provides a general framework for ETO supply chains, the effectiveness and prioritization of solutions across different industries (including aircraft manufacturing, maritime industries, construction, etc.) merit separate investigation in future work.
Practical implications: Postponement and process redesign reduce the degree of internal divergence in the supply chain while helping maintain economic efficiency and providing the expected external variety. In addition, guaranteeing the purchase of a minimum quantity from suppliers who provide items with high risk, critical importance, or limited demand can increase supplier confidence and make them more willing to participate in providing the required items.
Social implications: The results of this research can enhance trust and interaction within the ETO supply chain as a socio‑technical system, thereby improving competitiveness and profitability while also increasing employment levels across the supply chain.

Keywords

Main Subjects


1- مقدمه
یکی از اهداف اساسی در مدیریت زنجیرۀ تأمین، ایجاد و تنظیم روابط درست بین تولیدکنندگان و تأمین‌کنندگان است؛ زیرا عملکرد کلی عناصر زنجیره، به تحقق اهداف اصلی عملکردی و ایجاد ارزش‌افزوده در زنجیرۀ تأمین منجر می‌شود؛ در‌نتیجه، شناسایی و تشخیص عواملی اهمیت دارد که بر بهبود این روابط تأثیرگذارند. برای این منظور، آزودو و همکاران  (2011) برای بهبود عملکرد زنجیرۀ تأمین، کاهش میزان موجودی نگهداری-شده و اطمینان از موجودی، افزایش ارتباط با تأمین‌کننده را پیشنهاد می‌دهند‌.
این مسئله به‌طور خاص در شرکت‌های مهندسی، بر مبنای سفارش یک مسئلۀ کلیدی محسوب می‌شود؛ زیرا در این شرکت‌ها معمولاً اقلام بسیار متنوعی مورد نیاز است و حجم مورد نیاز از هر نوع قطعه، در یک دورۀ زمانی مشخص معمولاً مقیاس اقتصادی ندارد و بسیار محدود است؛ برای مثال، به-جهت ساخت یک شناور دریایی هزاران نوع قطعه لازم است؛ اما بسیاری از آنها به تعداد بسیار معدودی نیاز دارند. این امر موجب میشود تا تأمین‌کنندگان شرکت‌های مهندسی‌ساز، به‌دلیل صرفۀ اقتصادی پایین، تمایل کمتری به ایجاد و تداوم همکاری و در‌نتیجه انعقاد قرارداد داشته باشند. همچنین با توجه به اینکه طراحی، تولید، مونتاژ و دیگر عملیات زنجیرۀ تأمین ETO کاملاً به سفارش مشتریان وابسته است، این نوع زنجیره همیشه با سطح بالایی از عدم اطمینان مواجه است که به تحمیل پیچیدگی‎‍هایی به حوزه‎‍های مختلف مدیریت و سازمان‌دهی سیستم از‌جمله مدیریت روابط با تأمین‎‍کنندگان منجر می‎‍شود‌ (Birkie & Trucco, 2016). این موضوع به‌ویژه در زمان توسعۀ محصولات سفارشی و جدید، اهمیت بیشتری می‌یابد؛ زیرا این محصولات به‌صورت اختصاصی یا نوآورانه به بازار عرضه می‎‍شوند و تا زمانی که تولید محصول مقیاس‎‍پذیر شود، تأمین‎‍کنندگان باید با اندازه‎‍های محدود سفارش از سوی تولیدکننده کنار بیایند. هر‌چند شرکت‌های ETO گاهی از راهکارهایی مانند تولید محصولات یا تأمین اقلام با کاربری‎‍های متنوع و نیز طراحی ماژولار تا حد امکان استفاده می‎‍کنند،‌ این راهکارها به‌تنهایی صرفۀ اقتصادی را بر روابط تأمین‎‍کننده – تولیدکننده حاکم نمی‌کنند و در‌نتیجه این شرکت‌ها به‌طور پیوسته در معرض ریسک ناشی از شکنندگی و فروپاشی شبکۀ تأمین خود‌ و افزایش زمان انتظار یا رشد هزینه‎‍های تولید قرار دارند (, 2025; Pettit et al., 2010 Reitsma et al., Duchi, 2017 ;).
  هر‌چند صنایع پروژه‌ه‎‍ای به‌طور واقعی با این چالش دست ‎‍به‎‍ گریبان‌اند،‌ بررسی پیشینۀ موضوع نشان می‎‍دهد‌ تحقیقات چندانی برای رفع این مشکل یا کاهش آن در پیشینۀ مدیریت تولید و عملیات انجام نشده است. این در حالی است که مهندسی‎‍ساز‌ها نقش محوری در افزایش نوآوری و توسعۀ فناوری‎‍های تولید‌ دارند و به‌دلیل تولید محصولات سرمایه‎‍ای، اثر کلیدی در توسعۀ دیگر بخش‎‍های صنعت و کسب و کار می‌گذراند؛ در‌نتیجه، شناسایی راهکارهایی برای افزایش استواری روابط شرکت‌های مهندسی‌ساز با تأمین‌کنندگان اصلی قطعات خود و افزایش قابلیت اطمینان ارتباط با تأمین‌کنندگان در شرکتهای ETO، ضروری به نظر می‎‍رسد. این چارچوب به مدیران صنایع ETO کمک می‎‍کند بسترهای مناسب‎‍تری را برای تداوم همکاری با تأمین‎‍کنندگان کارآمد فراهم کنند که این امر به مقاوم‌سازی و بهبود عملکرد زنجیرۀ تأمین از یک‌سو و نقش‎‍آفرینی بهتر در رشد و توسعۀ اقتصادی کشور از سوی دیگر منجر می‌شود. برای این منظور، این تحقیق‌ سؤالات زیر را بررسی و پاسخ مناسبی، متضمن راهکارهای اجرایی برای رفع این مشکل در زنجیره‎‍های تأمین ETO ارائه می‌کند:
1. چه عواملی باعث افزایش دوام و استحکام روابط تولید‌کننده و تأمین‌کننده در سیستم‌های ETO می‌شود؟
2. هر‌یک از این عوامل، چه سطحی از اولویت را در افزایش استحکام روابط شبکۀ تأمین‌ دارد؟ 
3- چارچوب اجرایی مناسب برای افزایش استحکام و دوام روابط شبکۀ تأمین در شرکت‌های مهندسی‌ساز چگونه است؟
2-مبانی نظری تحقیق
کیفیت و توانایی تحویل اقلام به شرکت‌های تولیدی، تحت تأثیر عملکرد تأمین‌کننده است که به‌ سهم خود بر عملکرد کل شرکت تأثیر می‌گذارد. عواملی نظیر دقت در تعداد سفارش‌های ارسالی، به‌موقع‌بودن پرداخت‌ها، تحویل و ارزیابی کیفیت مواد از تأمین‌کنندگان و همچنین ارائۀ بازخورد و پاداش به تأمین‌کنندگان به‌صورت منظم، راهکارهای مهمی در ارزیابی روابط بین تولیدکننده و تأمین‎‍کننده محسوب می‎‍شوند. افزایش میزان همکاری با تأمین‌کننده، اجازه می‌دهد تا سطح موجودی مواد و قطعات در زنجیرۀ تأمین در حد تعادل باقی بماند و با نظارت دقیق، کیفیت مواد و قطعات موجود نیز حفظ شود و میزان پاسخگویی بیشتری را برای زنجیرۀ تأمین حفظ کند. اتحاد با تأمین‌کنندگان، وسیلۀ مناسبی برای ادارۀ روابط با تأمین‌کنندگان است؛ این موضوع به‌ویژه در زمان تغییر تکنولوژی، اهمیت دوچندان خواهد یافت و سرمایه‌گذاری ویژه بر آنها و خریدهای استراتژیک توجیه بیشتری خواهد داشت (Lee et al., 2009).
اعتماد، عامل مهم دیگری برای ایجاد یک رابطۀ قوی‌ بین خریدار و تأمین‌کننده است. البته یک رابطۀ طولانی-مدت برای توسعۀ اعتماد لازم است. رابطۀ طولانی‌مدت به ایجاد اعتماد کمک می‌کند و دارای چندین مزیت متقابل، مانند تبادل اطلاعات، ارتباطات بیشتر در زمان نیاز و هدف‌گذاری متقابل است (Bandyopadhyay & Kim, 2022). انعطاف‌پذیری تأمین‌کنندگان و منبع‌یابی و همکاری، یکی دیگر از توانمندسازهای زنجیرۀ تأمین‌اند. همکاری به توانایی کار مؤثر با دیگر موجودیت‌ها برای سود متقابل اطلاق‌ و از‌طریق مشارکت، مدیریت مشتری، ارتباطات بلندمدت با تأمین‌کننده، تعویق سفارش‌ها، مدیریت چرخۀ عمر محصول و اشتراک‌ ریسک با شرکا ایجاد می‎‍شود; Gosling & Naim, 2009) et al. 2010, (Pettit. هماهنگی بین اعضای زنجیرۀ تأمین نیز، بر عملکرد تحویل در زنجیرۀ تأمین ETO و کاهش زمان انجام پروژه اثرگذار است(Mello et al., 2015) . قدرت مالی و ظرفیت جذب نوسانات در جریان نقدی که از‌طریق بیمه، تنوع پرتفوی، ذخایر مالی و نقدینگی و حاشیۀ قیمت سنجیده می‌شود، یکی دیگر از عوامل توانمندساز زنجیرۀ تأمین در مواجهه با هرگونه اختلال به حساب می‌آید) et al., 2010 (Pettit.
مشارکت تأمین‌کنندگان در مراحل اولیۀ طراحی و توسعۀ محصول، یک توانمندساز کلیدی است که باعث افزایش کیفیت و بهره‌وری و کاهش زمان تحویل می‌شود؛ در‌نتیجه، این امر به تقویت روابط شرکت‎‍ها با تأمین‌کنندگان منجر می‎‍شود. هیکس و همکاران  (2000) عقیده دارند علت بی‌نتیجه‌ماندن تلاش‌ها برای تغییر به‌سمت روابط مشارکتی، بیشتر به‌دلیل‌ اعتمادنداشتن به‌دلیل روابط خصمانۀ طولانی‌مدت‌ است و محدودیت‌های فرهنگی،‌ اعتماد و شیوع فرصت‌طلبی را از موانع تغییر در روابط خریدار-تأمین‌کننده می‌دانستند‌.
در زنجیرۀ تأمین ETO، نقطۀ انفصال سفارش مشتری در مرحلۀ طراحی و سفارشی‌سازی قرار دارد؛ بنابراین هر سفارش مشتری در مرحلۀ طراحی محصول نفوذ می‌کند و طراحی، مهندسی و تولید، پس از تأیید سفارش مشتری شروع می‌شود et al., 2025) (Reitsma‌؛ پس ساخت محصولات خاص برای مشتریان خاص، ویژگی کلیدی سیستم‌های ETO به ‌شمار می‎‍رود. در این سیستم‌ها، اقلام‌ بسیار سفارشی‌اند و در حجم کم تولید می‎‍شوند و فرایندها نیز معمولاً غیرتکراری و نیازمند نیروی کار بسیار ماهرند و ویژگی‌های مشترک و زیادشان‌ با محصولات سفارشی (MTO) از جهتی است که به پیکربندی در یک فضای از پیش تعریف شده نیاز دارند
‌; Powell et al., 2014) et al., 2025 (Reitsma.
یکی از قابلیت‌های اساسی ETO، توسعۀ محصولات جدید است؛ به‌ویژه زمانی که رقابت در صنعت به‌دلیل ورود بنگاه‌های دیرآمد  شدیدتر می‌شود. تأمین‌کنندگان ETO، یکی از بازیگران زنجیرۀ تأمین‌اند که در مرحلۀ طراحی محصول جدید درگیر می‌شوند. همکاری تأمین‌کننده و به‌دنبال آن حفظ ارتباطات و استحکام روابط با تأمین‌کنندگان برای پیشی‌گرفتن از رقبا در تولید محصولات جدید، یکی از استراتژی‌های مهم منبع‌یابی است
et al., 2025) (Reitsma. طراحی ETO شامل پروژه‌های طراحی برای ماشین‌های الکتریکی بزرگ، پمپ‌های گریز از مرکز عظیم، موتورهای نیروگاه، توربین و دیگ بخار، کشتی، هواپیما، لوکوموتیو، ساختمان‌سازی، نفت و گاز دریایی و به‌طور خلاصه مگاپروژه‌هاست. این شرکت‌ها ذی‌نفعان مختلفی دارند، مشتریان از ابتدای طراحی مفهومی محصول تا حین فرایند تولید و آزمایش را دنبال می‌کنند و امکان تغییر محصول در طی این فرایند، با توجه به تک-نوع‌بودن محصولات‌ وجود دارد؛ این یعنی‌ مراحل طراحی/مهندسی/تولید در یکETO، با توجه به تنوع و عدم اطمینان موجود در آن، باید انعطافپذیر و در این سیستم پویا، که آبستن تغییرات در هر زمانی است، سازگار باشند؛ بنابراین، برنامه‌ریزی و کنترل فرآیندها/فعالیت‌ها در یک پروژۀ ETO باید با پویایی سیستم، پیچیدگی در محصول و‌ قطعیت‌نداشتن اطلاعات کنار بیاید و انعطاف‌پذیری لازم را در فرایند تأمین مواد اولیه‌ داشته باشد
(Mupparichalil, 2020).
 برای این منظور، تعیین مقدار ذخایر احتیاطی که تحت تأثیر بحران‌ها افزایش یافت، برای کنترل عدم‌ قطعیت‌های فرایند تأمین و مدیریت پیش‌بینی موجودی با توجه به ویژگی‌های سبد محصول، در صنایع ETO لازم است (Wenzel et al., 2023). از طرفی با توجه به اینکه به‌طور معمول، ETO درجۀ بالایی از عدم ‌اطمینان را دربارۀ مشخصات محصول، ماهیت تقاضا، زمان تحویل و عرضه و چارچوب زمانی فرآیندهای تولید دارند (Adrodegari et al., 2015)، پویایی در ETO ، به پیش‌بینی نوسانات درخور توجه در مواردی مثل حجم فروش نیاز دارد. این شرکت‌ها باید با نوسانات زیاد در حجم فروش در کوتاه‌مدت و میانمدت کنار بیایند. این نوسانات با مواردی نظیر ایجاد ذخایر ظرفیت مدیریت نمی‌شود؛ زیرا نگه‌داشتن تمام مواد لازم در انبار بسیار گران است و تولید بر‌اساس سفارش‌های مشتری تعیین می‌شود(Alatalo, 2024)  انعطاف‌پذیری بیرونی‌ برای کنار‌آمدن با این نوسانات، راهکار دیگری است. با توجه به اینکه پروژه‌های ETO بیشتر به موارد شخصی‌سازی نیاز دارند که باعث افزایش پیچیدگی می‏شود و تأثیر منفی بر تعادل بین عرضه و تقاضا دارد، بنابراین ساز و کارهای مختلفی نظیر انتخاب، اولویت‌بندی سفارش‌های مشتری و انتخاب مشارکت‌کنندگان خارجی در این صنایع پیشنهاد شده است(Shurrab et al., 2022) . 
به گفتۀ برتراند و مونتسلاگ  (1993)، یکی دیگر از عوامل پیچیدگی ساختارهایETO ، ساختار محصول است. محصول ممکن است شامل هزاران قسمت باشد که برخی از آنها مختص مشتری و اساساً منحصر به‌ فردند. به‌ همین دلیل ممکن است مواد خاصی، به‌ویژه برای یک پروژۀ خاص خریداری شود؛ یعنی برخی از موادی که زمان تولید طولانی دارند، باید در مراحل اولیۀ پروژه و زمانی خریداری شوند که تمام جزئیات دربارۀ ساختار محصول هنوز به‌طور کامل شناخته نشده است (Alatalo, 2024). همچنین در استراتژی ETO اقلام مصرفی در مقیاس زیاد است و بیشتر از هزاران ترکیب و قطعات مختلف وجود دارد که باید آماده شوند تا محصول نهایی شکل بگیرد؛ اما ضرایب مصرف آنها در هر بخش کم است‌ و این امر نیز باعث ایجاد پیچیدگی در ETO می‌شود
(Cameron & Braiden, 2004; Fatouh & Rego, 2023; Birkie & Trucco, 2016)
 بنابراین تولیدکنندگانی که سفارش‌های ETO را اداره میکنند، با توجه به توسعه، ساخت و تولید تجهیزات سفارشی، با چالش‌های زیادی در زمینۀ زنجیرۀ تأمین روبه‌رو هستند. معمولاً تعداد کم، اما تنوع زیادی از اقلام در انبار نگهداری می‌شود؛ به‌طوری که بسیاری از ترکیبات مختلف‌، به‌سرعت تحویل داده می‌شوند. برای برخورداری صحیح از روش مهندسی برای سفارش، تمام بخش‌های درگیر در زنجیرۀ ارزش به‌ویژه توسعه، ساخت و ساز، خرید و تأمین، تولید و نگهداری، به دسترسی به اطلاعات مطمئن در همۀ زمان‌ها نیاز دارند.
انتخاب تأمین‌کنندۀ مؤثر نیز، یک استراتژی کلیدی در نظر گرفته می‌شود؛ بنابراین باید صرف‌نظر از معیارهای سنتی انتخاب تأمین‌کنندگان، استراتژی پایداری تأمین‌کنندگان در هنگام انتخاب یک تأمین‌کنندۀ بالقوه لحاظ شود تا بهترین پشتیبانی را برای شرکت، حتی در هنگام رخداد اختلال فراهم کند (Sahu et al., 2016). مطالعۀ پژوهش‌های پیشین نشان می‌دهد‌ بیشتر تحقیقات در صنایع ETO، دربارۀ تعادل عرضه و تقاضا و راه‌های تأمین موجودی همانند; Shurrab et al., 2022; Adrodegari et al., 2015; Carvalho et al., 2015; Monostori et al., 2010) et al., 2023; (Wenzel و برنامه‌ریزی و یا تأمین‌کنندگان را در شرایط همراه با پیچیدگی و عدم‌ قطعیت
(Sahu et al., 2016; Birkie & Trucco, 2016) ارزیابی کرده‌اند. با جست‌وجو در بین منابع معتبر علمی و بین‌المللی، پژوهشی مشاهده نشد که به‌طور مشخص‌ بر مسئلۀ این تحقیق تمرکز کرده باشد. در جدول (1)، پژوهش‌های پیشین بر‌اساس اهداف، روش تحقیق و ابعاد کلیدی مبانی نظری در مقایسه با تحقیق حاضر ارائه شده است.
جدول1- مقایسۀ تحقیقات پیشین در حوزۀ ETO
Table 1- Compare of liteherature of ETO
ردیف محقق و سال هدف تحقیق حوزۀ‌ بررسی‌شده کلیدی روش تحقیق
1 ریتسما و همکاران  (2025)
شناسایی روابط بین ابعاد زنجیرۀ تأمین‌های مهندسی‌ساز: منبع‌یابی استراتژیک و همکاری بین R&D و منبع‌یابی
چگونگی منبع‌یابی استراتژیک در هنگام توسعۀ محصول جدید در شرکت‌های ETOمطالعۀ موردی برای بررسی طراحی زنجیرۀ تأمین در دو تولیدکننده ETO
2 چن و حمد  (2023)
بررسی سیستماتیک ترکیب مدل‌سازی ریاضی و شبیه‌سازی در مدیریت زنجیرۀ تأمین ساخت و ساز چه ویژگی‌هایی از زنجیر‌ۀ تأمین ساخت و ساز مدل‌سازی می‌شوند؟ رویکردها و چارچوب‌های مختلف مدل‌سازی ریاضی و شبیه‌سازی چیست؟ مرور سیستماتیک پیشینۀ نظری (۱۷۹ مقالۀ ژورنالی) و آنالیز بیلیومتریک
3 ونزل و همکاران  (2023)
رویکرد مدیریت پیش‌بینی موجودی و مدل‌سازی ذخیرۀ احتیاطی با استفاده از ویژگی‌های سبد محصول در شرایط بحران در شرکت‌های ETO مدیریت موجودی پیش‌بینی‌شده برای تحقق فرآیندهای تولید پایدار و پیوند ویژگی‌های محصول و سیستم تولید در تولید مهندسی‌شده براساس سفارش و مدل‌سازی ریاضی انحراف مقدار تحویل به‌عنوان یک جزء ذخیرۀ احتیاطی مدل‌سازی قیاسی و رویکرد تحقیق قیاسی-آزمایشی/ ساختارگرا و کیفی
4 شوراب و همکاران  (2022)
ارائۀ یک چارچوب برنامه‌ریزی تقاضا-عرضۀ تاکتیکی به‌منظور مدیریت پیچیدگی در شرکت‌های ETO یک چارچوب، فرآیند برنامه‌ریزی در سطح تاکتیکی را نشان می‌دهند که شامل نه تصمیم کلیدی و سه فعالیت حیاتی و تأثیر بالقوۀ آنها بر کاهش و جذب پیچیدگی در متعادل‌سازی DS است: ۱. انتخاب و اولویت‌بندی سفارش‌های مشتری؛ ۲. انتخاب مشارکت‌کنندگان خارجی و ۳. بهینه‌سازی چندپروژه‌ای مطالعۀ موردی عمیق
5 سیگولینی و همکاران  (2020)
مدیریت زنحیرۀ تأمین ETO با استفاده از پیکربندی محصول و تولید ابری برای سفارشی‌سازی محصول پیچیدگی پروژه، مسائل اجتماعی-سیاسی، ابزارهای دیجیتال نوظهور مانند تولید ابری در مدیریت ساخت و ساز، کشتی‌سازی، پروژه‌های راه‌آهن، بیمارستان‌های دانشگاهی و موتورهای هوافضا مدل SCOR در SCM، فرآیند شبکۀ تحلیلی، مطالعات موردی متعدد، مصاحبه‌های دقیق و بررسی پیشینه
6 بیرکی و تروکو  (2016)
استفاده از استراتژی تولید ناب برای کنترل عامل‌های پیچیدگی و پویایی در صنایع
ETO چگونگی تأثیر عوامل پیچیدگی و پویایی بر اجرای استراتژی ناب در تولیدهای غیرتکراری مطالعۀ موردی عمیق
7 کاروالهو و همکاران  (2015)
پشتیبانی برنامه‌ریزی ظرفیت تاکتیکی در یک سازمان ETO متوسط با توجه به موضوعات انسانی، سازمانی و تکنولوژیکی کاربرد یک مدل بهینه‌ساز برای پشتیبانی از برنامه‌ریزی تاکتیکی در سازمان‌های ETO پروژه‌محور متوسط
مدل بهینه‌سازی MILP برای مینیمم‌کردن هزینه به-منظور رسیدن به برنامه‌ریزی تولید مناسب و انعطاف‌پذیری ظرفیت
8 آدرودگاری و همکاران  (2015)
کنترل و برنامه‌ریزی تولید در صنایع ETO (شرکت‌های ماشین‌سازی) با توجه به قابلیت‌های نرم‌افزاری مورد نیاز تجزیه و تحلیل مجموعه فعالیت‌های تجاری انجام‌شده از سوی شرکت‌ها در صنعت‌ مطالعه‌شده و قابلیت‌های نرم‌افزاری سطح بالای مرتبط مورد نیاز برای اجرای چنین فعالیت‌هایی مطالعۀ تجربی چندین مطالعۀ موردی شامل ۲۱ شرکت «مهندس بر‌اساس سفارش» (ETO) فعال در صنعت ماشین‌سازی
9 ملو و همکاران  (2015)
بهبود عملکرد تحویل با ایجاد هماهنگی بین اعضای زنجیرۀ تأمین ETO تجزیه و تحلیل علت تأخیرها نقش هم‌زمانی و درک نقش هماهنگی برای کاهش آنها و بهبود زمان تحویل در صنایع ETO مطالعۀ موردی عمیق
10 مونوستری و همکاران  (2010)
راهکار سازمانی دیجیتال برای برنامه‌ریزی و کنترل یکپارچۀ تولید در صنایع سفارشی پروژه‌محور ETOو MTO توسعۀ مدل برنامه‌ریزی تولید انعطاف‌پذیر برای ارزیابی پایداری در زمان اختلال الگوریتم‌های بهینه‌سازی قطعی به‌وسیلۀ یک سیستم شبیه‌سازی رویداد گسسته
3- متدولوژی تحقیق
پژوهش حاضر از‌نظر هدف، کاربردی و ازنظر گردآوری اطلاعات، توصیفی-پیمایشی است. به‌منظور گردآوری اطلاعات، از اطلاعات کتابخانه‌ای، منابع معتبر علمی، پایگاه داده‌های جهانی و نمایه‌شده در نشریات معتبر بین‌المللی، مراجعه به اسناد و مدارک و پیمایش از‌طریق مصاحبه با خبرگان منتخب از چهار شرکت‌ مهندسی‎ساز بزرگ استفاده شد که عبارت‌اند از: شرکت مپنا لوکوموتیو، مپنا بویلر، شرکت کشتی‌سازی ایران و شرکت هوافضای درنا که با نظر مدیران شرکت‌ها، خبرگان برای انجام مصاحبه به‌صورت هدفمند انتخاب شدند. در این تحقیق، نتایج مصاحبه با خبرگان با استفاده از روش تحلیل تم، بررسی و سپس با استفاده از روش‌های تصمیم‌گیری چندمعیاره، عوامل را رتبه‌بندی کرده است. برای سطح‌بندی راهکارها و تحلیل تأثیرات متقابل بین آنها، از روش ISM و تحلیل MICMAC استفاده شد. فرآیند اجرایی پژوهش در شکل (1) مشاهده می‌‌شود.
 
 
شکل1- فرایند اجرایی پژوهش
Fig. 1- Research implementation process
3-1 مدل‌سازی بهترین- بدترین (BWM)
در فاز کمی پژوهش، از روش MCDM فازی و به‌طور مشخص از روش BWM مطابق فرآیندی استفاده شده است که‌ رضایی  (2015) آن را تدوین کرده است. گام‌های این روش عبارت‌اند از:
گام 1. تعیین مجموعه‎‍ای از معیارهای تصمیم
گام 2. تعیین بهترین (مهم‌ترین/مطلوب‎‍ترین) و بدترین (کم‌اهمیت‎‍ترین/حداقل مطلوبیت) معیار
گام 3. تعیین میزان ترجیح بهترین/مهم‎‍ترین معیار نسبت‌به دیگر معیارها با استفاده از اعداد 1 تا 9 :‌بردار حاصل از این مقایسه به شکل رابطۀ (1) خواهد بود:
(1) A_B=(a_B1.a_B2.… .a_Bn)
 
ABj نشان‎‍دهندۀ میزان ترجیح بهترین معیار B نسبت‌به معیار j است. پرواضح است که=1 a_BB
گام 4. تعیین میزان ترجیح دیگر معیارها نسبت‌به بدترین/کم‎‍اهمیت‎‍ترین معیار با استفاده از اعداد 1 تا 9‌: بردار حاصل از این مقایسه به شکل رابطۀ (2) خواهد بود:
(2) A_w=(a_1w.a_2w.… .a_nw )^T
 
a_jw نشان‌دهندۀ میزان ترجیح معیار j نسبت‌به بدترین/کم‎‍اهمیت‎‍ترین معیار W است. پرواضح است که =1 a_ww
گام 5. تعیین اوزان بهینه (w1*,…,wn*): تعیین وزن بهینۀ هر‌یک از شاخص‎ها. زوج‎های زیر، مطابق رابطۀ (3) است:
(3) W_B/W_j =a_Bj  و  W_j/W_w =a_jw
برای برآورده‌کردن این شرایط در همۀ 𝑗 ها، باید راه‎‍حلی پیدا شود تا عبارات‌ رابطۀ‌ 4 را برای همۀ 𝑗هایی حداکثر کند که حداقل شده است.
(4) |W_B/W_j -a_Bj |  و |W_j/W_w -a_jw |
با توجه به اینکه وزن‎‍ها غیر منفی و جمع‎‍پذیرند، مسئلۀ برنامه‌ریزی خطی مطابق رابطۀ شماره 5 ارائه می‎‍شود:
(5) minmax{|W_B/W_j -a_Bj |,|W_j/W_w -a_jw |}
 
                            S.t: 
                            ∑_j▒〖W_j=1〗
                            W_j≥0  ,     for all j
3-2 مدل‌‎سازی ساختار تفسیری (ISM) و تحلیل MICMAC
  علت پیچیدگی سیستم‌ها به تعداد عناصر تأثیرگذار، وجود ارتباط بین عناصر و نحوۀ ارتباطات بین آنها بستگی دارد. وجود و وضوح ارتباطات و نوع آنها در شناخت پیچیدگی‌های سیستم، کمک بسزایی می‌کند. ISM یک روش ساختار تفسیری است که‌ وارفیلد  (1994) آن را مطرح کرد. در این روش، با تجزیۀ معیارها در چند سطح مختلف، ارتباط بین آنها تحلیل می‌شود. مدل ساختاری تفسیری قادر است سطوح ارتباط بین شاخص‌ها را تعیین کند که به‌صورت تکی یا گروهی به یکدیگر وابسته‌اند. ISM بر‌اساس قضاوت گروهی از افراد و ادراکات جمعی تعیین می‌کند که آیا رابطه‌ای بین این عناصر وجود دارد یا خیر و روابط بر‌اساس یک ساختار سرتاسری تحلیل و از مجموعۀ پیچیده‌ای از متغیرها استخراج می‌شود و مدلی ارائه می‌دهد که به‌سادگی‌ فهم‌پذیر است و کمک بسیار شایانی به مدیران برای اجرای بهتر مدل طراحی‌شده می‌کند. 
3-2-1 مراحل استفاده از روش ISM
روش مدل‌سازی ساختاری-تفسیری، از چهار گام زیر برای رسیدن به مدل نهایی تشکیل می‌شود:
گام اول: ماتریس خود‌تعاملی در ISM: با استفاده از نظرات خبرگان، ارتباطات دودویی بین مؤلفه‌ها با یکدیگر از طریق مقایسات زوجی، طبق نمادهای وارفیلد شناسایی و در یک ماتریس n×n وارد می‌شود که n تعداد مؤلفه‌های ماتریس را تشکیل می‌دهد. 
گام دوم: ایجاد ماتریس مجاورت و دسترسی: اگر ارتباط مستقیم و یا دو طرفه بین دو مؤلفه‌ وجود داشت، از عدد 1 و اگر ارتباطی بین دو مؤلفه وجود نداشت و یا ارتباط معکوس بود، عدد صفر قرار داده‌ و ماتریس دسترسی اولیه تشکیل می‌‌شود. سازگاری درونی بین مؤلفه‌ها نیز با استفاده از نظرات خبرگان بررسی می‌‌شود. 
گام سوم: تعیین سطوح مؤلفه‌ها: در این مرحله باید یک جدول از سه مجموعۀ اثرگذاری، اثرپذیری و اشتراک برای همۀ مؤلفه‌ها تشکیل شود. مؤلفه‌ای که مجموعه اثرگذاری و اشتراک آن مساوی باشد، مؤلفۀ سطح بالا شناخته‌ و از جدول خارج می‌شود. به همین ترتیب، سطوح همۀ مؤلفه‎‍ها تعیین می‎‍شود.
گام چهارم: ایجاد مدل بر مبنای ISM: نقشۀ عناصر بر‌اساس ارتباطات افقی و عمودی بین مؤلفه‌ها و سطوح مشخص‌شدۀ گام قبل ترسیم می‌شود. 
3-2-2 روش MICMAC
در این پژوهش از روش ISM برای تعیین یک رابطۀ سلسله‌مراتبی بین راهکار‌های استحکام روابط بین تأمین‌کنندگان‌ و از روش MICMAC برای تعیین میزان تأثیر و تأثر بین راهکارها استفاده شده است. این رویکرد‌ در زمینه‌های تحقیقاتی مختلفی استفاده شده است. فهول و همکاران  (2011) از ISM-MICMAC برای شناسایی روابط متقابل بین ریسک‌های زنجیرۀ تأمین و طبقه‌بندی ریسک‌ها، بر‌اساس قدرت نفوذ و وابستگی آنها و همچنین وو و همکاران  (2023) برای تجزیه و تحلیل منابع ریسک ایمنی و اقدامات کنترلی، برای مهندسی زیرزمینی پروژه‌های حمل و نقل ریلی شهری استفاده کرده‌اند.
تحلیل MICMAC در‌نهایت، متغیرها یا راهکارهای مدنظر را به چهار گروه طبقه‎‍بندی می‎‍کند: 
«متغیرهای خودمختار»، نیروی وابستگی و همچنین نیروی نفوذ ضعیفی دارند و مؤلفه‌هایی که در این دسته قرار می‌گیرند، تقریباً به‌صورت جدا از کل سیستم عمل می‌کنند؛
«متغیرهای وابسته»، نیروی نفوذ ضعیفی دارند و هم‌زمان‌ وابستگی بالایی‌ به دیگر مؤلفه‌ها پیدا می‌کنند؛
«متغیرهای پیوندی» به‌طور هم‌زمان، نیروی نفوذ و همچنین وابستگی قدرتمندی دارند و منشأ تغییرات و بی‎‍ثباتی سیستم‌اند؛
«متغیرهای مستقل» نیروی نفوذ قوی دارند؛ اما نیروی وابستگی آنها ضعیف است و با ایجاد تغییر در این متغیرها، بر بقیۀ متغیرها نیز تأثیر گذاشته می‌شود.
4- مطالعۀ کاربردی و یافته‌های تحقیق‌
4-1 انجام مصاحبۀ ساختاریافته با خبرگان بر‌اساس راهکارهای احصا‌شده از مبانی نظری پژوهش
براساس مطالعات پیشین، راهکارهای بهبود عملکرد و افزایش پایداری تأمین موجودی در زنجیرۀ تأمین، از مبانی نظری مطابق با جدول (2) احصا‌ شد. برای پاسخ به سؤالات تحقیق، از پیمایش و مصاحبه با خبرگان صنایع‌ مطالعه‏شده استفاده شد. سؤالات پرسش‌نامه با استفاده از مبانی نظری‌ مطالعه‌شده (جدول 2) تهیه و تدوین شد. 
جدول 2- راهکار‌های بهبود عملکرد تأمین‌کنندگان (استخراج از مبانی نظری)
Table 2- Strategies for improving supplier performance (Extracted from literature)
1 منابع چندگانه بلک‌هارست و همکاران  (2011 ,2005)؛ پتیت و همکاران  (2010)
15استفاده از کارکنان با تجربه در زمان اختلالبلک‌هارست و همکاران (2011)
 
2 نگهداری ذخیرۀ موجودی راهبردی تانگ  (2006)؛ ساهو و همکاران  (2016)؛ کاروالهو و همکاران (2012)
16منابع سرمایه‌گذاری سازمانی و بین سازمانیبلک‌هارست و همکاران (2011)
 
3 منبع‌یابی انعطاف‌پذیر تانگ (2006)، گاسلینگ و نعیم  (2009)
17استراتژی تعویق تانگ (2006)؛ اسپادینا کروز و همکاران  (2011)
 
4 آموزش و ارتقای دانش فنی و تجارب کارکنان بلک‌هارست و همکاران (2011)
18اتحاد با تأمین‌کنندگانلی و همکاران (2009)
 
5 همکاری  با تأمین‌کنندگان کاروالهو و همکاران (2012)
19پاسخگویی سریع تأمین‌کنندهکاروالهو و همکاران (2012)
 
6 اطمینان از موجودی تأمین آزودو و همکاران (2011)
20بازطراحی و چابک‌سازی ساختار سازمانیکاروالهو و همکاران (2012)
 
7 کاهش زمان تحویل بلک‌هارست و همکاران (2011، 2005)؛ اسپادینا کروز و همکاران (2011)
21نیروی کاری چندمهارتهکاروالهو و همکاران (2012)‌
 
8 تولید در مقیاس کوچک کاروالهو و همکاران (2012)
22انعطاف‌‌پذیری در قرارداد تأمین‌کنندهپتیت و همکاران (2010)
9 امکان تغییر مقدار سفارش تأمین‌کننده کاروالهو و همکاران (2012)
23روابط طولانی‌مدت با تأمین‌کنندگانتاچیزاوا و گیمنز  (2010)؛ اسپادینا کروز و همکاران (2011)؛ باندیوپدهای و کیم  (2022)
 
10 کانال‌های توزیع جایگزین پتیت و همکاران (2010)
24درگیرکردن تأمین‌کننده در طراحی محصولاسپادینا کروز و همکاران
(2011)
 
11 استفاده‌های متعدد برای موجودی‌ها پتیت و همکاران (2010)
25قدرت مالی پتیت و همکاران (2010)
 
12 تعهد به قراردادهای تأمین مواد اسپادینا کروز و همکاران (2011)
26تسهیم ریسککریستوفر و پک  (2004)
 
13 توسعۀ تأمین‌کننده چیانگ و همکاران  (2012)
27اعتماد و ارتباطات قوی بین تولیدکننده و شرکت تولیدیچیانگ و همکاران (2012)؛
باندیوپدهای و کیم‌ (2022)
 
14 منبع‌یابی استراتژیک چیانگ و همکاران (2012)
 
 
مشخصات صنایع مهندسی‌ساز‌ مطالعه‌شده در جدول (3)‌‌ و مشخصات و نوع تخصص خبرگان این صنایع که برای انجام مصاحبه انتخاب شده‌اند، در جدول (4) ارائه شده است. مصاحبه‌های انجام‌شده بر‌اساس مبانی نظری و به‌صورت ساختاریافته انجام شد. در این پژوهش، از روش خودبازبینی محقق، به‌منظور افزایش روایی پژوهش در فاز کیفی استفاده شده و در تمام فرایند مصاحبه، پژوهشگر داده‎‍های به ‌دست آمده از مصاحبه‎‍شوندگان را چندین بار تجزیه و تحلیل کرده است. همچنین سه خبرۀ علمی به‌عنوان مشاهده‎‍گر دوم، سوم و چهارم، روند مصاحبه‎‍ها و متون را واکاوی و در صورت وجود ابهام در متون استخراج‌شده، مجدداً با خبرگان مصاحبه شده است. در‌نهایت اطلاعات ثبت‌شده از مصاحبه‎‍ها و سؤالات پاسخ داده شده بین مشاهده‎‍گران توزیع و مجدداً تحلیل و تا حد مطلوبی بین آنها توافق حاصل شد. 
جدول 3- معرفی شرکت‌های پروژه‌محور منتخب برای انجام مصاحبه با خبرگان 
Table 3-  Introduction of selected project-oriented companies for interviews 
شرکت‌ها مپنا لوکوموتیو مپنا بویلر کشتی‌سازی ایران هوافضای درنا
نوع فعالیت ETO ETO ETO ETO
حوزۀ همکاری مصاحبه و بازدید مصاحبه مصاحبه مصاحبه
سال تأسیس 1385 1382 1352 1367
موقعیت شرکت البرز البرز هرمزگان تهران
محصولات تولیدی طراحی و تولید لوکوموتیو MAP24 و GT26‌، لوکوموتیو دیزل الکتریک ER24 و بازسازی و تعمیرات توانمند در زمینۀ طراحی، تأمین، ساخت، نصب و راه‌اندازی انواع بویلرهای بازیافت حرارتی/ تولید هم‌زمان برق و حرارت (CHP)، واترتیوب (پکیج/ صنعتی/ نیروگاهی) و تجهیزات جانبی مرتبط در بخش‌های نیرو، نفت و گاز، پتروشیمی، آب و دیگر صنایع در بازارهای داخلی و خارجی به‌صورت EP و EPC ساخت و تعمیرات شناورهای بزرگ، متوسط، کوچک - ساخت و تعمیرات سازه‌های دریایی و فراساحلی طراحی و ساخت هواپیمای سبک و فوق سبک، هواپیماهای پیکا 1‌، پیکا 2 و پیکا 3
جدول 4- مشخصات خبرگان منتخب از صنایع مطالعه‌شده 
Table 4- Profile of selected experts for interview
نام شرکت سمت کد
مپنا لوکوموتیو مشاور بازرگانی M1
مپنا لوکوموتیو مدیر واحد تأمین M2
مپنا لوکوموتیو کارشناس واحد تأمین M3
مپنا لوکوموتیو کارشناس واحد تأمین M4
مپنا بویلر کارشناس واحد تأمین M5
مپنا بویلر کارشناس واحد تأمین M6
هوافضای درنا مدیرعامل M7
کشتی‌سازی ایران مدیر واحد تأمین M8
4-2- شناسایی و سازمان‌دهی راهکار‌های استحکام روابط با تأمین‌کنندگان صنایع ETO 
  در گام بعدی و بعد از انجام مصاحبه با خبرگان، تحلیل و کدبندی نتایج استخراج‌شده انجام شد تا با استفاده از تحلیل تم و با بررسی دقیق‌تر متون مصاحبه، راهکارهایی برای تقویت روابط بلندمدت با تأمین‌کنندگان ارائه شود. در این روش ابتدا نقل قول‌های انجام‌شده در مصاحبه به کد تبدیل شد و از مجموع کدهای استخراج‌شده، 9 راهکار برای ایجاد روابط پایدار با تأمین‌کنندگان استخراج و در‌نهایت با توجه به مشابهت‌های موجود بین راهکار‌ها، در 3 بعد زیر دسته‌بندی شده است. نتایج آن در جدول (5) مشاهده می‌شود.
جدول 5- سازمان‌دهی راهکار‌های استحکام روابط با تأمین‌کنندگان 
Table 5- Organizing strategies for strengthening supplier relationships 
ابعاد اصلی تم‌های زیرمجموعه کد نمونه‎‍ای از نقل‌قول‎‍ها
ساختاری 1.خرید سهام، سرمایه‌گذاری و توسعۀ مالکیت بر تأمین‌کنندگان سرمایه‌گذاری برای افزایش قدرت نفوذ و چانه‌زنی، از روش سرمایه‌گذاری استفاده می‌شود. وقتی سرمایه‎‍گذاری و مشارکت مالی می‎‍کنیم، حق بیشتری برای تعیین برنامۀ تولید تأمین‎‍کنندگان داریم.
2.استراتژی تعویق و بازطراحی فرایندها برای حداکثرسازی مشابهت درونیبازطراحی فرآیندهابرای افزایش استحکام شبکۀ تأمین، بازطراحی فرآیندها در اولویت قرار داده شده است.
در بعضی موارد لازم است فرایندها بررسی مجدد و بازطراحی شوند، به این منظور که بخش بزرگ‌تری از فرایند انجام کار برای محصولات متنوع با هم یکی شود.
تغییرات مهندسی طراحیها شامل اطلاعات فنی و نقش‎‍ها و... یک راهکار مناسب است، برای اینکه ساختار و اجزای محصولات همگراتر شوند.
مدلهای مالی و سرمایه‌گذاری 3.ارائۀ تسهیلات مانند وام یا پیش‌پرداخت ارائۀ تسهیلات برای ایجاد ارتباط بلندمدت با تأمین‌کنندگان، از ارائۀ تسهیلات استفاده می‌شود؛ بنابراین، تأمین‎‍کننده نسبت‌به ما متعهدتر می‎‍شود.
تأمین‎‍کنندگان چالش‌های زیادی در امور مالی و پرداخت دارند، اگر در این زمینه کمک شو‌د، احتمالاً همکاری باثبات‎‍تری خواهیم داشت.
4.تضمین ارزش خرید مشخص-شدهتنظیم قرارداد بلندمدت خرید    (اقلام مصرفی زیاد)یکی از روش‌های همکاری با تأمین‌کنندگان، تنظیم قرارداد بلندمدت برای اقلام پر-مصرف است.
چون قیمت‌ها نوسان دارند و به‌طور کلی بازار پرریسک است، اگر یک اطمینان خاطر بلندمدتی به فروشنده داده شود که حداقل فروش مورد انتظار را خواهد داشت، تمایل بیشتری به همکاری پیدا می‎‍کند.
تضمین خرید مشخصیکی از روش‌های همکاری با تأمین‌کنندگان این است که به طریقی فروششان را تضمین کنیم.
طولانی‌بودن زمان تأمین و تحویل داخلی و خارجی، ریسک مالی تأمین‎‍کنندگان را بالا می‎‍برد. آنها مایل‌اند این ریسک کنترل شود.
5.سرمایه‌گذاری مشترکقرارداد جوینت ونچرقرارداد جوینت ونچر یکی از راهکارهایی است که برای مهندسی معکوس و ایجاد ارتباط با تأمین‌کننده برای ساخت داخل به کار می‌رود و 
با سرمایه‎‍گذاری مشترک، ریسک و بازده‎‍شان توزیع می‎‍شود.
6.تأمین ماشین‌آلات و تجهیزات و اجاره به ‌شرط تملیکخرید ماشین‌آلاتاز روش خرید ماشین‌آلات برای نفوذ مالی و سرمایه‌گذاری برای ایجاد ارتباط بلندمدت با تأمین‌کننده‌ استفاده می‌شود.
شما ناچارید دربارۀ بعضی اقلام خیلی پرریسک، تجهیزات مورد نیاز به‌جهت تولید را برای تأمین‎‍کننده فراهم کنید تا هزینۀ سرمایه‎‍گذاری او کاهش یابد. این تجهیزات‌ برای یک دورۀ طولانی در اختیار تأمین‎‍کننده قرار می‌گیرد یا با پرداخت اقساط به خودش واگذار می‌شود.
تعامل و سرمایۀ اجتماعی 7. افزایش تعامل، ایجاد اعتماد و افزایش سرمایۀ اجتماعی روابط اجتماعی خوب شرکت ما تأمین‌کنندگان را جزئی از ساختار خود می‌داند و باعث ایجاد روابط اجتماعی خوب با تأمین‌کنندگان می‌شود .
تداوم و تعدد پروژه‌ها
جلسات با تأمین‌کنندگان
8.آموزش نیروی کار تأمین‌کنندگان (مانند جوشکار و اپراتورها و...) و انتقال دانش مورد نیازآموزش نیروی کاریکی از موارد همکاری مشترک بین شرکت و تأمین‌کنندگان، آموزش نیروی کار است. 
هم در جنبه‎‍های فنی و هم در جنبه‎‍های بازرگانی، اگر آموزش مناسبی به تأمین‎‍کنندگان داده شود، به کاهش ریسک آنان کمک می‎‍کند.
مدیریت دانش
ثبت دانش خرید و بازرگانی
9.متنوع‌سازی سبد تأمین‌کنندگانگسترش سبد تأمین‌کنندگان -همکاری با تأمین‌کنندگان جدیدبرای گسترش سبد تأمین‌کنندگان، از ساز و کارهای مناسب به‌جهت تشخیص تأمین‌کنندگان جدید بهره می‌بریم.
برای همکاری با تأمین‌کنندگان جدید، یک وندور لیست از قبل مشخص می‌شود تا با استانداردهای ما مطابقت داشته باشند‌.
 
چنانکه در جدول 5 مشاهده می‎‍شود، در بعد ساختاری، دو راهکار شامل «خرید سهام، سرمایه‌گذاری و توسعۀ مالکیت بر تأمین‌کنندگان» و «استراتژی تعویق و بازطراحی فرایندها برای حداکثرسازی مشابهت درونی» تعریف شده است. راهکار اول بر‌اساس میزان همکاری و با درصد سهام خریداری‌شدۀ شرکت تأمین‌کننده و یا درصد مالکیت شرکت‌‌ها سنجیده می‎‍شود. در راهکار دوم، شرکت‌ها اقدام به کاهش تنوع داخلی می‎‍کنند تا تنوع قطعات مورد نیاز برای تأمین کاهش یابد. در این راهکار با استفاده از نوآوری در طراحی، اقلام مورد نیاز به خانواده‎‍هایی با متغیرهای طراحی مشابه دسته‎‍بندی می‎‍شوند. به این ترتیب، مقیاس‎‍پذیری اقلام درخواستی از تأمین‎‍کنندگان بهبود می‎‍یابد.
در بعد مدل‌های مالی و سرمایه‌گذاری نیز، چهار راهکار به شرح زیر ارائه شده است:
ارائۀ تسهیلات مانند وام یا پیش‌پرداخت برای افزایش توان مالی تأمین‎‍کننده و بهبود قدرت نقدینگی او: با توجه به اینکه ممکن است جریان مالی ورودی ناشی از تأمین کالا برای تولیدکننده ناپایدار به نظر برسد، پرداخت تسهیلات مالی مناسب، بخشی از این ناپایداری و عدم اطمینان را‌ جبران می‌کند.
تضمین ارزش خرید مشخص‌شده: مهم‌ترین نگرانی تأمین‎‍کننده آن است که اقلام تولیدی را‌ به فروش نرساند. برای رفع این نگرانی، تولیدکننده‌ متعهد می‌شود که در صورت فروخته‌نشدن حداقل حجم مدنظر از محصول‌ خود، اقلام مورد را به‌عنوان مشتری خریداری کند.
سرمایه‌گذاری مشترک: در این حالت، برای کاهش ریسک و هزینۀ سرمایه‎‍گذاری، پروژۀ تأمین قطعات محصول به موضوعی برای سرمایه‎‍گذاری مشترک بین تولیدکننده و تأمین‎‍کننده تبدیل می‎‍شود. 
تأمین ماشین‌آلات و تجهیزات و اجاره به ‌شرط تملیک: برای افزایش سرعت و انعطاف‎‍پذیری تولید و کاهش هزینۀ سرمایه‎‍گذاری تأمین‎‍کننده برای تولید اقلام و محصولاتی که با ماشین‎‍آلات موجود‌ تولید نمی‌شوند، تولیدکننده در تأمین ماشین‎‍آلات و تکنولوژی مورد نیاز مشارکت می‎‍کند و با انتقال بلندمدت تجهیزات به تأمین‎‍کننده،‌ متعهد می‎‍شود نیازهای تولیدکننده را در طول دورۀ قرارداد تأمین کند.
سه راهکار نیز در بعد تعامل بین اعضای زنجیره و افزایش سرمایۀ اجتماعی شناسایی‌شده وجود دارد که عبارت‌اند از:
افزایش تعامل، ایجاد اعتماد و افزایش سرمایۀ اجتماعی: این موضوع‌ بر‌اساس تداوم و تعدد پروژه‌ها، تعداد جلسات برگزار‌شده با تأمین‌کنندگان، موارد تصمیم‎‍گیری مشارکتی و به‌طور کلی کیفیت روابط بین تأمین‎‍کننده و تولیدکننده سنجیده می‌شود. از داده‎‍های تحقیق برداشت می‎‍شود که فضای تعاملی، تأمین‎‍کننده را برای همکاری بلندمدت‎‍ راغب‎‍تر خواهد کرد.
آموزش نیروی کار تأمین‌کنندگان (مانند جوشکار و اپراتورها و...) و انتقال دانش مورد نیاز: این راهکار به تعداد و کیفیت دوره‌های آموزشی برگزار‌شده برای نیروی انسانی تأمین‌کنندگان، دوره‌های آموزشی مشترک و میزان به‌اشتراک‌گذاری دانش و تجربۀ کاری بین دو شرکت اطلاق می‎‍شود. بر‌اساس یافته‎‍های تحقیق در این مرحله، آموزش مناسب‌ در کاهش عدم اطمینان تأمین‎‍کننده و بهبود روش‌های انجام کار برای صرفه و صلاح بیشتر مؤثر است.
متنوع‌سازی سبد تأمین‌کنندگان: این راهکار به شناسایی تأمین‌کنندگان پشتیبان و جایگزین، امکان تأمین از‌طریق دیگر منابع مطابق با استانداردهای موجود، برقراری ارتباط با آنها و در‌نهایت تهیۀ وندور لیست  (لیستی از تأمین‌کنندگان معتبر مطابق با معیارها، سیاست‌ها و استراتژی‌های شرکت ) مربوط است. 
4-3 رتبه‌بندی راهکار‌ها با استفاده از روش BWM 
در این مرحله، وزن و اهمیت راهکارها با استفاده از روش BWM تعیین می‌شود. از گام‌های اولیۀ این روش، تعیین بااهمیت‌ترین و کم‌اهمیت‌ترین راهکارهاست. در این روش با استفاده از نظرات خبرگان، با‌اهمیت‌ترین و کم‌اهمیت‌ترین راهکارها استخراج شدند. برای محاسبۀ وزن راهکارها، ابتدا مقایسۀ زوجی بهترین راهکار یعنی «استراتژی تعویق و بازطراحی فرایندها» با دیگر راهکارها از سوی خبرگان انجام شد. همچنین مقایسۀ زوجی دیگر راهکارها با بدترین معیار، یعنی «متنوعسازی سبد تأمینکنندگان» را نیز ایجاد می‌کنیم. نتایج مقایسۀ زوجی با-اهمیت‌ترین راهکار با دیگر راهکارها در جدول (6) و باقی راهکارهای اصلی در مقایسه با کم‌اهمیت‌ترین راهکار در جدول (7) آورده شده است. میانگین هندسی نظرات خبرگان در جداول (6) و (7)  است. 
  با توجه به جدول (6) و (7)، مدل خطی BWM مطابق گام 5 این روش تشکیل و وزن هر‌یک از راهکار‌ها محاسبه و سپس رتبه‌بندی انجام شد که نتایج آن در جدول (8) مشاهده می‌شود.
جدول6- مقایسات زوجی با‌اهمیت‌ترین شاخص با دیگر راهکارهای استخراج‌شده
Table 6- Pairwise comparisons of the most important index with other extracted solutions
Best to Others تأمین ماشین‌آلات خرید سهام ارائۀ تسهیلات تضمین ارزش خرید سرمایه‌گذاری تعامل و همکاری آموزش استراتژی تعویق متنوع‌سازی سبد تأمین‌کننده
با‌اهمیت‌ترین راهکار: استراتژی تعویق 5/24 5/99 3/91 2/41 2/88 2/61 5/49 1 9
جدول 7- مقایسات زوجی دیگر راهکارهای استخراج‌شده با کم‌اهمیت‌ترین شاخص
  Table 7- Pairwise comparisons of other extracted solutions with the least significant index
Others to the Worst کم‌اهمیت‌ترین راهکار: متنوع‌سازی سبد تأمین‌کننده
تأمین ماشینآلات
4/93
خرید سهام 3/91
ارائۀ تسهیلات 4/58
تضمین ارزش خرید 6/95
سرمایهگذاری مشترک
 5/94
تعامل و همکاری 7/26
آموزش 2/62
استراتژی تعویق 9
متنوعسازی سبد تأمین‌کننده
1
 
نمودار شکل (2) به ترتیب راهکار‌های دارای کمترین اهمیت تا بیشترین اهمیت را به ‌تصویر کشیده است. با توجه به جدول (8)، «استراتژی تعویق و بازطراحی فرایندها برای حداکثرسازی مشابهت درونی»، رتبۀ اول و «تضمین ارزش خرید و افزایش تعامل»، ایجاد اعتماد و افزایش سرمایۀ اجتماعی به ترتیب رتبۀ دوم و سوم را کسب کرده‌اند. همچنین نرخ سازگاری مقایسات زوجی صفر‌ و میزان سازگاری بالاست.
جدول 8- محاسبۀ وزن‌ راهکارها با روش BWM و اولویت‌بندی آنها 
Table 8- Weights of strategies using BWM 
رتبه‌بندی نهایی Wj راهکار‌ کد ابعاد اصلی
1 0/29 استراتژی تعویق و بازطراحی فرایندها برای حداکثرسازی مشابهت درونی S1 ساختاری
2 0/175 تضمین ارزش خرید مشخص S2 مدل‌های مالی و سرمایه‌گذاری
3 0/151 افزایش تعامل، ایجاد اعتماد و افزایش سرمایۀ اجتماعی S3 تعامل و سرمایۀ اجتماعی
4 0/111 سرمایه‌گذاری مشترک S4 مدل‌های مالی و سرمایه‌گذاری
5 0/107 ارائۀ تسهیلات مانند وام یا پیش‌پرداخت S5 مدل‌های مالی و سرمایه‌گذاری
6 0/093 تأمین ماشین‌آلات و تجهیزات و اجاره به ‌شرط تملیک S6 مدل‌های مالی و سرمایه‌گذاری
7 0/074 خرید سهام، سرمایه‌گذاری و توسعۀ مالکیت بر تأمین‌کنندگان S7 ساختاری
8 0/062 آموزش نیروی کار تأمین‌کنندگان و انتقال دانش موردنیاز S8 تعامل و سرمایۀ اجتماعی
9 0/027 متنوع‌سازی سبد تأمین‌کنندگان S9 تعامل و سرمایۀ اجتماعی
 
 
شکل 2- نمودار وزن راهکار‌ها با روش BWM 
Fig 2- The graph of the weight of the strategies
4-4 سطح‌بندی راهکار‌ها با استفاده از مدل ساختار تفسیری-تحلیل میک مک 
در این پژوهش با استفاده از مدل ساختار‌-تفسیری، سطوح ارتباط بین 9 راهکار‌ نهایی، که به‌صورت انفرادی به یکدیگر وابسته‌اند، و روابط درونی آنها با نظرسنجی از خبرگان تعیین شد. برای این منظور، پرسش‌نامه‌ای بر‌اساس روش اجرایی ISM تدوین شد که با استفاده از مقایسات زوجی، از خبرگان دربارۀ وجود و نوع ارتباط بین راهکارها (مستقیم / معکوس) نظرسنجی‌ و در‌نهایت ماتریس خودتعاملی ساختاری تجمیعی 9×9 از مجموع نظرات خبرگان، طبق قاعدۀ رأی‌گیری و ادغام نظرات، تشکیل شد؛ سپس به ماتریس دسترسی تبدیل و با استفاده از نرم-افزار اکسل بر‌اساس گام‌های روش ISM، که در بخش سوم توضیح داده شد، سطح‌بندی اجرایی شد. در آخر، نگاشت نهایی سطح‌بندی، طبق اصل انتقال‌پذیری (نظریۀ گراف) آثار مستقیم و یا زنجیره‌های آثار غیر مستقیم طراحی و برای اعتبارسنجی نگاشت تفسیری، مدل مجدداً در اختیار خبرگان قرار داده شد و در‌نهایت، مدل برتر، یعنی مدلی که بیشترین آرای خبرگان را به خود اختصاص داده است (شکل5)، انتخاب شد.
4-4-1 محاسبۀ ماتریس مجاورت و دسترسی
همان‌طور که در بخش قبل توضیح داده شد، بر‌اساس اجماع خبرگان دربارۀ نوع روابط بین راهکار‌های ارتباطات تأمین‌کنندگان و تولیدکنندگان و روابط دودویی حاصل، ماتریس مجاورت َA(aij€ R) بر‌اساس ماتریس خود‌تعاملی ساختاری ایجاد شد (شکل4). ماتریس دسترسی محاسبه‌شده (ماتریسB‌) در شکل (3) نمایش داده شده است که از تبدیل نتایج ماتریس مجاورت بر‌اساس روابط تعدی بین راهکارها به ‌دست آمده است. جمع سطرهای ماتریس خود‌تعاملی، مقدار نفوذ و جمع ستون‌ها مقدار وابستگی را نشان می‌دهد که این مقادیر در جدول (9) نشان داده شده است. 
S1  S2   S3   S4   S5    S6    S7   S8   S9 S1  S2   S3   S4   S5    S6    S7   S8   S9
R=(■(1&0&0&0&0&0&0&0&0@0&1&1&0&0&0&0&0&0@1&0&1&1&1&0&0&0&0@1&0&1&1&1&1&0&1&0@0&0&1&0&1&1&0&0&0@0&0&1&0&0&1&0&0&0@1&0&1&1&1&1&1&1&0@1&0&1&0&0&0&0&1&0@0&0&0&0&0&0&0&0&1))                              B=(■(1&0&0&0&0&0&0&0&0@1&1&1&1&1&0&0&0&0@1&0&1&1&1&1&0&1&0@1&0&1&1&1&1&0&1&0@1&0&1&1&1&1&0&0&0@1&0&1&1&1&1&0&0&0@1&0&1&1&1&1&1&1&0@1&0&1&1&1&0&0&1&0@0&0&0&0&0&0&0&0&1))
 
شکل 3- ماتریس دسترسی ارتباط بین راهکار‌ها
Fig. 3- The reachable matrix of the relationship between strategies شکل 4- ماتریس مجاورت راهکار‌های استخراج‌شده
Fig. 4- The adjacent matrix of strategies
جدول 9- مقدار نفوذ و وابستگی بین مؤلفه‌ها 
Table 9- Power and Dependency value between strategies
POWER S9 S8 S7 S6 S5 S4 S3 S2 S1 مؤلفه‌ها
1 0 0 0 0 0 0 0 0 1 S1
5 0 0 0 0 1 1 1 1 1 S2
6 0 1 0 1 1 1 1 0 1 S3
6 0 1 0 1 1 1 1 0 1 S4
5 0 0 0 1 1 1 1 0 1 S5
5 0 0 0 1 1 1 1 0 1 S6
7 0 1 1 1 1 1 1 0 1 S7
5 0 1 0 0 1 1 1 0 1 S8
1 1 0 0 0 0 0 0 0 0 S9
--- 1 4 1 5 7 7 7 1 8 Dependency
 
4-4-2 ماتریس تحلیل  MICMAC-ISM
 خروجی نهایی تحلیل MICMAC-ISM در شکل (5) و (6) به تصویر کشیده شده است. در این تحلیل، متغیرها به چهار دسته تقسیم و امکان درک عمیق‌تر برای ارتباط بین راهکار‌های استحکام روابط با تأمین‌کنندگان ETO فراهم می‌شود. 
نتایج ماتریس MICMAC، نه راهکار را به چهار دسته متغیرهای خودمختار، وابسته، پیوندی و مستقل تقسیم کرده است. بر‌اساس نتایج به دست آمده، عناصر با میزان وابستگی بالاتر، در لایه‌های بالای مدل ISM قرار دارند. تحلیل هم‌زمان مدل ISM و MICMAC نتایج‌ استفاده‌شدنی را برای مدیران صنایع ETO  ارائه می‎‍کند که در بخش بعدی ارائه می‎‍شود. 
4-5 ارائۀ چارچوب استحکام روابط با تأمین‌کننده
با استفادۀ هم‌زمان از MICMAC -ISM تجزیه و تحلیل ویژگی‌های راهکار‌های استحکام روابط با تأمین‌کنندگان مختلف ETO و مسیرهای ارتباطی آنها انجام و چارچوب اجرایی ارائه شد. تحلیل نتایج اجرای هم-زمان این دو روش، به این صورت است:
«استراتژی تعویق و بازطراحی فرایندها برای حداکثرسازی مشابهت درونی» در بالاترین سطح مدل ISM قرار دارد و این یعنی چنین راهکاری، بیشترین تأثیر را از دیگر راهکارها می‌پذیرد و بههمراه باقی راهکار‌ها در کنار یکدیگر و نه به‌صورت مستقل، بر استحکام روابط تأمین‌کنندگان اثرگذارند. این راهکار‌ در ماتریس MICMAC نیز در ناحیۀ وابستگی قرار دارد؛ یعنی وابستگی زیادی به متغیرهای دیگر دارد و حل و فصل آن باید همراه با راهکار‌های مرتبط با آنها در نظر گرفته شود؛ یعنی استراتژی تعویق و باز‌طراحی فرایندها مستلزم افزایش دورۀ زمانی همکاری است. برعکس، راهکار «خرید سهام، سرمایه‌گذاری و توسعۀ مالکیت بر تأمین‌کنندگان»، یک راهکار بنیادی برای استحکام روابط با تأمین‌کنندگان در زنجیرۀ تأمین ETO است و در پایین‌ترین سطح مدل ISM و در ماتریسMICMAC در ناحیۀ مستقل و با میزان نفوذ بالا بر دیگر راهکارها قرار دارد.
راهکار «متنوع‌سازی سبد تأمین‌کنندگان» در محدودۀ خودمختاری قرار دارد، ارتباطش با دیگر عوامل و تأثیرش بر آنها کم است، در بالاترین سطح مدل ISM قرار دارد و فاقد هرگونه ارتباطی با دیگر راهکارها از دید خبرگان است. سه راهکار‌ تضمین ارزش خرید مشخص، خرید سهام، سرمایه‌گذاری و توسعۀ مالکیت بر تأمین‌کنندگان و آموزش نیروی کار تأمین‌کنندگان و انتقال دانش مورد نیا،  در محدودۀ محرک و نفوذ قرار دارند، دارای اثرگذاری بالایی بر متغیرهای دیگرند و از راهکار‌های کلیدی به‌ شمار می‌روند. در مدل ISM نیز، این راهکارها در سطوح پایین مدل قرار گرفته‎‍اند که نشان اثرگذاری بر دیگر راهکارهاست.
راهکار‌های «افزایش تعامل، ایجاد اعتماد و افزایش سرمایۀ اجتماعی»، «سرمایه‌گذاری مشترک»، «ارائۀ تسهیلات مانند وام یا پیش‌پرداخت» و «تأمین ماشین‌آلات و تجهیزات و اجاره به ‌شرط تملیک» در تحلیل MICMAC  در محدودۀ پیوندی و در سطح دوم مدل ISM برای حفظ ارتباط بین راهکارها قرار دارند؛ در‌نتیجه، به این راهکارها در بررسی مسیرهای علّی شناسایی‌شده برای تقویت ارتباط با تأمین‌کنندگان در صنایع ETO، باید به‌دقت‌ توجه شود. راهکار تأمین ماشینآلات و تجهیزات و اجاره به شرط تملیک نیز در تحلیل MICMAC در ناحیۀ پیوندی، اما نزدیک به ناحیۀ وابستگی قرار دارد و چنان‌که در نتایج ISM‌ مشاهده می‌شود، به نظر می‎‍رسد از راهکار ارائۀ تسهیلات مالی تأثیر می‎‍پذیرد.
 
 
شکل5- چارچوب اجرایی مناسب برای افزایش استحکام روابط با تأمین‌کنندگان در صنایع ETO
Fig. 5- Appropriate implementation framework for strengthening supplier relationships in ETO’s 
 
 
شکل 6- ماتریس MICMAC و میزان نفوذ و وابستگی بین راهکار‌ها
Fig. 6- MICMAC matrix and power and dependency value of strategies
5- بحث و بررسی 
نتایج تحقیق نشان می‎‍دهد تعویق و بازطراحی فرایندها برای حداکثرسازی مشابهت درونی و تضمین ارزش خرید مشخص، دو راهکار پراهمیت، به ‌ترتیب از دسته راهکارهای ساختاری و مدل‌های مالی و سرمایه‌گذاری‌اند که از دید خبرگان به رفع چالش شکننده‌بودن روابط با تأمین‌کنندگان در صنایع ETO منجر می‌شوند. تعویق و بازطراحی فرایندها، درجۀ واگرایی درونی زنجیرۀ تأمین و به‌دنبال آن، سطح تنوع درونی مورد انتظار را کم و از این طریق، به حفظ صرفۀ اقتصادی‌ و در عین حال تأمین تنوع مورد انتظار بیرونی کمک می‎‍کند. 
همچنین تضمین خرید آتی دربارۀ اقلامی که سطح ریسک بالا، اهمیت حیاتی و تقاضای محدود دارند،‌ اطمینان خاطر تأمین‌کنندگان را بیشتر و آنها را به مشارکت در تأمین اقلام مورد نیاز راغب‎‍تر می‌کند. از سوی دیگر، متنوع‌سازی سبد تأمین‌کنندگان حداقل اولویت را برای شرکت‌های مهندسی‌ساز از حیث تحکیم روابط بلند‌مدت با تأمین‌کنندگان دارد. این امر با توجه به سوابق تحقیق و تحلیل‎‍های نظری، منطقی به ‌نظر می‎‍رسد. متنوع‌شدن سبد تأمین‌کنندگان برای تأمین اقلامی که اساساً تقاضای بسیار محدودی دارند، ذاتاً ‎‍درجۀ اطمینان خاطر آنها را کاهش می‌دهد و به‌نوعی نیّات مدیران را برای افزایش طول دورۀ همکاری با تأمین‌کنندگان نقض می‌کند. تأمین‌کنندگان، افزایش تعداد رقبا را تهدیدی برای همکاری بلندمدت خود با تولیدکننده تلقی می‎‍کنند؛ در‌نتیجه ریسک ادراک‌شدۀ بالاتری را از همکاری با شرکت‌های ETO برداشت خواهند کرد. هرچند، این راهکار دربارۀ اقلامی که ریسک متوسط دارند و برای جلوگیری از وابستگی به یک تأمین‎‍کنندۀ خاص پذیرفتنی است.
 نتایج تحلیل سطح‌بندی ISM نشان می‎‍دهد تعویق و بازطراحی فرایندها، جزء راهکارهایی است که تحقق آن مستلزم افزایش اعتماد و سرمایۀ اجتماعی و تقویت ارتباطات و تعاملات با تأمین‎‍کنندگان است. ایجاد تعاملات و ارتباطات رو در رو، برگزاری جلسات مشترک و تمرکز بر عوامل رفتاری، سطح سرمایۀ اجتماعی زنجیرۀ تأمین را افزایش می‌دهد؛ بنابراین، این راهکار نیز به‌عنوان یکی از اولویت‌های پیشنهادی برای رفع چالش شکنندگی تأمین در سیستم‌های ETO پیشنهاد می‎‍شود. از سوی دیگر، تضمین خرید آتی نیز، با تأثیرگذاری بر سطح سرمایۀ اجتماعی و اعتماد، در‌نهایت به تسهیل بازطراحی فرایندها منجر می‌شود. این امر از آنجا ناشی می‎‍شود که بازطراحی فرایندها و تعویق نقطۀ تمایز، بهتر است با همکاری و مشارکت تأمین‎‍کنندگان انجام می‌شود.
همچنین سرمایه‌گذاری مشترک نیز، یکی از راهکارهای اولویت‎‍دار برای افزایش استحکام روابط با تأمین‌کنندگان است. این امر به‌دلیل وابسته‌کردن منافع دو طرف، ایجاد یک زمینۀ همکاری بلندمدت را به‌طور مشترک‌ برای تولیدکننده و تأمین‎‍کننده تسهیل و احتمالاً نقش مؤثری در انسجام زنجیرۀ تأمین ETO ایفا می‌کند. چنان‌که از نتایج ISM پیداست، این امر‌ خود بستری را برای اقدامات سازندۀ دیگر، مانند ارائۀ تسهیلات و تأمین مالی و نیز فراهم‌آوردن تجهیزات و ماشین‎‍آلات مورد نیاز تأمین‎‍کننده ایجاد می‌کند؛ مواردی که به‌عنوان دو راهکار اولویت‎‍دار دیگر در نتایج تحقیق شناسایی شده‎‍اند. 
با توجه به نتایج تحقیق، هر چند خرید سهام، سرمایه‌گذاری و توسعۀ مالکیت بر تأمین‌کنندگان، در بخش رتبه‎‍بندی اولویت بالایی ندارد،‌ نتایج حاصل از تحلیل روابط متقابل در ISM و میک‎‍مک نشان می‎‍دهد که این راهکار به‌عنوان یک عامل مستقل، تأثیرگذار است و آثار خود را به‌طور غیرمستقیم از‌طریق آموزش و انتقال دانش، افزایش تعاملات و سرمایۀ اجتماعی و در‌نهایت بازطراحی و بهبود فرایندها نشان می‌دهد. 
در‌نهایت با استفاده از نتایج تحلیل‎‍های ISM و میک‎‍مک، مشخص است که راهکارهای افزایش تعامل و سرمایۀ اجتماعی، سرمایه‌گذاری مشترک، تأمین مالی و پرداخت تسهیلات و فراهم‌آوردن زیرساخت‌ها و ماشین‎‍آلات و تجهیزات مورد نیاز برای تأمین‌کنندگان، درمجموع‌ جزء متغیرهای استراتژیک با ریسک، با سطوح تأثیرگذاری و تأثیرپذیری بالا محسوب می‌شود و تغییرات آنها در مجموعه متغیرهای پیشنهادی نقش محوری دارد.
با مقایسۀ چارچوب احصا‌شده برای افزایش استحکام روابط شبکۀ تأمین در صنایع با استراتژی ETO با -پژوهش‌های پیشین (جدول‌‌10‌)، مشاهده شد که برخی راهکارهای ارائه‌شده مانند سرمایه‌گذاری مشترک، با عنوان قدرت مالی و افزایش ظرفیت جذب نوسانات نقدی (Pettit et al., 2010) در پیشینۀ زنجیرۀ تأمین، به‌طور کلی (نه به‌طور خاص در صنایع مهندسی‌ساز) ارائه شده و بخشی از راهکارها نیز مانند ارائۀ تسهیلات به تأمین‌کننده، همانند وام یا پیش‌پرداخت، تأمین ماشین‌آلات و تجهیزات و اجاره به ‌شرط تملیک و خرید سهام، سرمایه‌گذاری و توسعۀ مالکیت بر تأمین‌کنندگان، طبق بررسی نویسندگان در پژوهش‌های پیشین ارائه نشده است. 
جدول 10- مقایسۀ راهکار‌های احصا‌شدۀ این پژوهش با راهکار‌های مشابه در مبانی نظری
Table 10- Comparison of strategies extracted from this research with previous literature
راهکار‌های احصا‌شدۀ این پژوهش راهکار‌های مشابه در مبانی نظری منبع
استراتژی تعویق و بازطراحی فرایندها برای حداکثرسازی مشابهت درونی استراتژی تعویق تانگ (2006)
 
تضمین ارزش خرید مشخص اطمینان از تأمین موجودی آزودو و همکاران (2011)
 
افزایش تعامل، ایجاد اعتماد و افزایش سرمایۀ اجتماعی افزایش اعتماد و ارتباطات قوی بین تأمین‌کننده و تولیدکننده لی و همکاران (2009)
کاروالهو و همکاران (2012)
چیانگ و همکاران (2012)
باندیوپدهای و کیم‌ (2022)
 
سرمایه‌گذاری مشترک قدرت مالی و افزایش ظرفیت جذب نوسانات نقدی پتیت و همکاران (2010)
 
ارائۀ تسهیلات مانند وام یا پیش‌پرداخت - -
تأمین ماشین‌آلات و تجهیزات و اجاره به ‌شرط تملیک - -
خرید سهام، سرمایه‌گذاری و توسعۀ مالکیت بر تأمین‌کنندگان - -
آموزش نیروی کار تأمین‌کنندگان و انتقال دانش مورد نیاز مدیریت آموزش و تجربۀ نیروی انسانی بلک‌هارست و همکاران (2011)
 
متنوع‌سازی سبد تأمین‌کنندگان منابع چندگانه بلک‌هارست و همکاران (2011 و 2005)‌ پتیت و همکاران (2010)
 
6- نتیجه‌گیری
در این پژوهش به‌منظور تقویت روابط شبکۀ تأمین و تداوم همکاری با تأمین‌کنندگان در شرکت‌های مهندسی‌ساز، نه راهکار اجرایی در قالب یک چارچوب ارائه و سپس روابط متقابل بینشان‌ اولویت‎‍بندی و تحلیل‌ شد. نتایج تحقیق نشان می‌دهد از بین راهکارهای ارائه‌شده، استراتژی تعویق و بازطراحی فرآیندها، بیشترین وزن را برای حداکثرسازی مشابهت درونی‌ داشت‌ و به‌دلیل سطح تأثیرگذاری و تأثیرپذیری، به توجه ویژه‌ای نیاز دارد. همچنین خرید سهام، سرمایه‌گذاری و توسعۀ مالکیت بر تأمین‌کنندگان نیز، از راهکارهای کلیدی محسوب می‌شود. از آن‌سو، متنوع‌سازی سبد تأمین‌کنندگان، راهکار مناسبی برای انسجام روابط با تأمین‎‍کنندگان نیست. به‌طور کلی بر-اساس نتایج این تحقیق‌، ایجاد اصلاحاتی در ابعاد ساختار، کیفیت روابط با تأمین‎‍کنندگان و مشارکت در کاهش ریسک مالی آنان، دوام و تاب‎‍آوری شبکۀ تأمین تولیدکنندگان ETO را بهبود خواهد داد. 
یکی از محدودیت‎‍هایی که به‌طور کلی در این‌گونه تحقیقات وجود دارد، دشواری ارزیابی اثربخشی راهکارهای فنی و مدیریتی ارائه‌شده، به‌صورت داده‎‍محور و تجربی است. این موضوع مستلزم تمرکز بر یک پروژه / محصول مشخص در یک مورد مطالعاتی مشخص و امکان ارزیابی نتایج تغییرات در یک تحقیق طولی است؛ بنابراین به محققان آتی، به‌ویژه پژوهشگران داخلی صنایع ETO پیشنهاد می‎‍شود راهکار‌های احصا‌شده در این پژوهش را در شرکت‌های پروژه‌محور خود به‌صورت عملی اجرا کنند و نتایج حاصل‌شده را در یک دورۀ زمانی میان‎‍مدت‌ بررسی کنند. همچنین به نظر می‎‍رسد میزان اثرگذاری و اولویت هر‌یک از راهکارهای ارائه‌شده، به‌صورت اختصاصی در صنایع مختلف اعم از هواپیماسازی، صنایع دریایی، صنعت ساختمان و ... موضوعی است که‌ به بررسی در تحقیقات آتی نیاز دارد؛ بنابراین، به‌عنوان یکی از محورهای پژوهشی به دیگر محققان پیشنهاد می‎‍شود.

 

Adrodegari, F., Bacchetti, A., Pinto, R., Pirola, F., & Zanardini, M. (2015). Engineer-to-order (ETO) production planning and control: An empirical framework for machinery-building companies. Production Planning and Control, 26(11), 910–932. https://doi.org/10.1080/09537287.2014.1001808.
Alatalo, M. (2024). Order Specification Management: evaluation and path to improvement, Thesis of Master of Science in Economics and Business Administration, [School of Technology and Innovations, University of Vaasa].
Azevedo, S. G., Carvalho, H., & Cruz-Machado, V. (2011). A proposal of LARG Supply Chain Management Practices and a Performance Measurement System. International Journal of E-Education, e-Business, e-Management and e-Learning, January, 7–14. https://doi.org/10.7763/ijeeee.2011.v1.2.
Bandyopadhyay, P. K., & Kim, B. (2022). A framework for supply chain coordination strategy in Indian engineering manufacturing and automobile sectors. Benchmarking, 29(2), 573–595. https://doi.org/10.1108/BIJ-11-2020-0572.
Berterand, J.W.M. & Munstlag, D.R. (1993). Production control in engineer-to-order firms. International Journal of Production Economics, 30-31(C), pp. 3-22. https://doi.org/10.1016/0925-5273(93)90077-X.
Birkie, S. E., & Trucco, P. (2016). Understanding dynamism and complexity factors in engineer-to-order and their influence on lean implementation strategy. Production Planning and Control, 27(5), 345–359. https://doi.org/10.1080/09537287.2015.1127446.
Blackhurst, J., Craighead, C. W., Elkins, D., & Handfield, R. B. (2005). An empirically derived agenda of critical research issues for managing supply-chain disruptions. International Journal of Production Research, 43(19), 4067–4081. https://doi.org/10.1080/00207540500151549.
Blackhurst, J,. Dunn, K. S., & Craighead, C.W. (2011). An empirically derived framework of global supply resiliency. Journal of Business Logistics, 32(4), 374-391. doi:10.1111/j.0000-0000.2011.01032.x.
Carvalho, A. N., Oliveira, F., & Scavarda, L. F. (2015). Tactical capacity planning in a real-world ETO industry case: An action research. International Journal of Production Economics, 167, 187–203. https://doi.org/10.1016/j.ijpe.2015.05.032.
Carvalho, H., Azevedo, S. G., & Cruz-Machado, V. (2012). Agile and resilient approaches to supply chain management: Influence on performance and competitiveness. Logistics Research, 4(1–2), 49–62. https://doi.org/10.1007/s12159-012-0064-2.
Cameron, N.S., Braiden, P.M. (2004). Using business process re-engineering for the development of production efficiency in companies making engineered to order products. Int. J. Production Economics, 89(2004), 261–273. https://doi.org/10.1016/S0925-5273(02)00448-6.
Chen, Z., & Hammad, A. W. A. (2023). Mathematical modelling and simulation in construction supply chain management. Automation in Construction, 156(October), 105147. https://doi.org/10.1016/j.autcon.2023.105147.
Chiang, C. Y., Kocabasoglu-Hillmer, C., & Suresh, N. (2012). An empirical investigation of the impact of strategic sourcing and flexibility on firm's supply chain agility. International Journal of Operations & Production Management, 32(1), 49-78. DOI:10.1108/01443571211195736.
Christopher, M., & Peck, H. (2004). Building the Resilient Supply Chain. International Journal ofLogisticsManagement, 15(2), 1-13. https://doi.org/10.1108/09574090410700275.
Cigolini, R., Gosling, J., Iyer, A., & Senicheva, O. (2022). Supply chain management in construction and engineer-to-order industries. Production Planning and Control, 33(9–10), 803–810. https://doi.org/10.1080/09537287.2020.1837981.
Duchi, A. S. (2017). Models and practices of cooperation between R&D and Engineering in an ETO operations environment. Supporting product development and order-specification processes. https://doi.org/https://doi.org/10.3929/ethz-b-000174250
Espadinha-Cruz, P., Grilo, A., Puga-Leal, R., & Cruz-Machado, V. (2111, December). A model for evaluating lean, agile, resilient and green practices interoperability in supply chains. In 2111 IEEE International Conference. DOI:10.1109/IEEM.2011.6118107.
Fatouh, T., & Rego, N. (2023). Shipbuilding Engineer-To-Order Supply Chain: a Systematic Literature Review. Procedia Computer Science, 219 (2023), 1868–1876.
Gosling, J., & Naim, M. M. (2009). Engineer-to-order supply chain management: A literature review and research agenda. International Journal of Production Economics, 122(2), 741–754. https://doi.org/10.1016/j.ijpe.2009.07.002.
Hicks, C., McGovern, T., & Earl, C. F. (2000). Supply chain management: A strategic issue in engineer to order manufacturing. International Journal of Production Economics, 65(2), 179–190. https://doi.org/10.1016/S0925-5273(99)00026-2.
Lee, P. K. C, Yeung, A.C.L & Cheng, T.C.E. (2009). Supplier alliancesandenvironmentaluncertainty: An empiricalstudy. Int. J. Production Economics 120, 190–204. doi:10.1016/j.ijpe.2008.07.019.
Mello, M. H., Strandhagen, J. O., & Alfnes, E. (2015). The role of coordination in avoiding project delays in an engineer-to-order supply chain. Journal of Manufacturing Technology Management, 26(3), 429–454. https://doi.org/10.1108/JMTM-03-2013-0021.
Monostori, L., Erdos, G., Kádár, B., Kis, T., Kovács, A., Pfeiffer, A., & Váncza, J. (2010). Digital enterprise solution for integrated production planning and control. Computers in Industry, 61(2), 112–126. https://doi.org/10.1016/j.compind.2009.10.008.
Mupparichalil, A. (2020). A literature review and analysis of Lean supply elements in Engineer-To-Order (ETO) setting. July. https://ntnuopen.ntnu.no/ntnu-xmlui/handle/11250/2776949%0Ahttps://ntnuopen.ntnu.no/ntnu-xmlui/bitstream/handle/11250/2776949/no.ntnu%3Ainspera%3A59138211%3A59139145.pdf?sequence=1.
Pettit, T., Fiksel, J., & Croxton, K. (2010). Ensuring Supply Chain Resilience: Development of a Conceptual Framework. Journal of Business Logistics, 31 (1), 1-21. DOI:10.1002/j.2158-1592.2010.tb00125.x
Powell, D., Strandhagen, J.O., Tommelein, I., Ballard, G., & Rossi, M. (2014). A new set of principles for pursuing the lean ideal in engineer-to-order manufacturers. Procedia CIRP 17, 571–576. DOI:10.1016/j.procir.2014.01.137
Pfohl, P., Gallus, & D., Thomas. (2011). Interpretive structural modeling of supply chain risks, Int. J. Phys. Distrib. Logist. Manag. DOI: 10.1108/09600031111175816.
Reitsma, E., Haug, A., Hilletofth, P., & Johansson, E. (2025). Engaging with ‘Engineer for Supply Chain’ (EfSC): insights from two engineer-to-order manufacturers. Production Planning and Control, 36(3), 378–393. https://doi.org/10.1080/09537287.2023.2273989.
Reitsma, E., Haug, A., Hilletofth, P., & Johansson, E. (2024). A conceptualization and empirical investigation of strategic sourcing approaches for engineer-to-order manufacturers. Production Planning and Control, 0(0), 1–19. https://doi.org/10.1080/09537287.2024.2414331.
Rezaei, R. (2015). Best-worst multi-criteria decision-making method. Omega, 53, June 2015, 49-57.https://doi.org/10.1016/j.omega.2014.11.009.
Sahu, A. K., Datta, S., & Mahapatra, S. S. (2016). Evaluation and selection of resilient suppliers in fuzzy environment: Exploration of fuzzy-VIKOR. Benchmarking, 23(3), 651–673. https://doi.org/10.1108/BIJ-11-2014-0109.
Shurrab, H., Jonsson, P., & Johansson, M. I. (2022). A tactical demand-supply planning framework to manage complexity in engineer-to-order environments: insights from an in-depth case study. Production Planning and Control, 33(5), 462–479. https://doi.org/10.1080/09537287.2020.1829147.
Tachizawa, E. M., & Gimenez, C. (2010). Supply flexibility strategies in Spanish firms: Results from a survey. International Journal of Production Economics, 125(1), 215-225. doi:10.1016/j.ijpe.2009.11.020.
Tang, C. S. (2006). Robust strategies for mitigating supply chain disruptions. International Journal of Logistics Research and Applications: A Leading Journal of Supply Chain Management, 9(1), 33-45. http://dx.doi.org/10.1080/13675560500405584.
Warfield, J.N. (1994). A Science of Generic Design: Managing Complexity through Systems Design. 2nd ed., Iowa State University Press, Ames, IA. ISBN:978-0813822471.
Wenzel, A., Hingst, L., & Nyhuis, P. (2023). Anticipatory Inventory Management For Realizing Robust Production Processes In Engineer-To-Order Manufacturing: A Modeling Approach. [Proceedings of the Conference on Production Systems and Logistics], April, 676–686. https://doi.org/10.15488/13487.
Wu, P. Chen. Q., Chen, Y., Zou, J. (2023). ISM-MICMAC based safety risk sources analysis and control measures for underground engineering of urban rail transit projects. Journal of Engineering Research, 11(3), 100076. 10.1016/j.jer.2023.100076.