نوع مقاله : مقاله پژوهشی- فارسی
نویسندگان
1 استادیار دانشگاه پیام نور واحد حسن آباد تهران
2 استادیار دانشگاه پیام نور واحد ری
3 دانشجو کارشناسی ارشد مهندسی صنایع، دانشگاه پیام نور واحد تهران
چکیده
کلیدواژهها
عنوان مقاله [English]
نویسندگان [English]
Failure to observe ergonomic issues in workplace, leads to reduce efficiency and quality and increase costs for both employers and employees. Several studies have been done on the role of ergonomics in reducing muscle-skeletal discomfort, increasing productivity, improving quality of work life, safety and overall efficiency of the organization, and optimizing the fitness between human ergonomics experts - machine and environment for improving the system. But today, ergonomics issues have been considered as a strategy to improve productivity and improve system efficiency and performance. In this study, a structural modelling approach has been developed to examine the various aspects of ergonomics such as physiology of work ergonomics, occupational biomechanics, psychology and engineering anthropometry that have effects on the implementation of total quality management system. The result of this study shows that occupational biomechanics factor has the most influence on the implementation of total quality management system.
کلیدواژهها [English]
1- مقدمه
ظـهور سازمانهای اجـتماعی و گسترش روز افزون آنها، از ویژگیهای بارز تـمدن بشری است؛ به طوری که با توجه به عوامـل گوناگـون مکانی و زمانی و ویژگیها و نیازهای خاص جوامع مختلف، همه روزه انـواع سـازمانهای اجتماعی ظـهور و گسترش مییابد و بر تعدادشـان افزوده میشود (رضاییان، 1386). اما واقعـیت این است که بسـیاری از سازمانها در سالیان اخیر، حرکت خود در برای کیفیت را به استقرار نظام مدیریت کیفیت بر اساس سری ISO 9000 و مدلهای مشابه معطوف کردهاند. انتظار اولیه این سازمانها جلـب اعتماد مشتریان و کـارفرمایان به عـنوان ارائه دهنده خدمـات و محصولات تعهد شده بوده ولـی بدرستی انتـظارات دیگری در ذهـن آنان مطرح شـده و آن ارتقای سـطح کیفی سازمان و محصول همـگام با پیشـرفت جهانی بوده اسـت، لکن در عمـل مشاهده میشود که نه تنها در کشور ما، بلکه در سـایر نقاط جهان سازمانها در دستیابی به انتظارات ثانویه خود به تجربیاتی در یک دامنه وسیعی دست یافتهاند و آن این است که یک مـلت به واسطه شهروندانش و یک سـازمان به وسیله کارکـنانش شناخته میشود و پیشرفت و پویایی یک سـازمـان به وسیله سـلامتی و تندرستی کـارکنان مشخص میشود (کاشیاپ[1]، 2010). بنا بر آمار سازمان بینالمللی کار[2] ، سالانه 250 میلیون حادثه در جهان اتفـاق میافتد که درآنها 335000 نفر جان خود را از دست میدهند (حـوادث راننـدگی و خـانـگی در این آمار لحاظ نشده است). همچنین، سالانه 160 میلیون بیماری شغلی در جهان دیده میشود که به فوت 1100000 نفر منجر میگردد. همچنین، 4 درصد تولید ناخالص ملی در جهان به لـحاظ این حـوادث و بیماریها هـدر میرود (شرعی، 1385). نادیده گـرفتن ایـمنی و بهداشـت کـار مـوجب زیان اقتصادی قابـل توجـهی میشود که تأثیرات جدی بر بهرهوری دارد. میزان بروز حوادث شغلی منجر به مرگ در کشورهای در حال توسعه 3 تا 4 برابر کشورهای توسعه یافته است؛ و این حوادث معمولاً به صورت غیر عمدی هستند. در کشـور ما سالیانه حدود 14 هزار حادثه شغلی رخ میدهد (پورشریفی، 1389).
علـم ارگونومی از رابطه بین انسان، محیط و ابزار سخن میگوید و سعی دارد با شناخت تعامل بین این سه عامل، بیشترین بـهره وری را بـرای اهـداف تکـاملی مقـوله کـار در سیـستم پـیچیده تکنولوژی امروزی آشکار سازد. وظیفه مهم این علم، تعیین کردن این است که کدام قسمت از فشارهای کاری انسان که در وضعیت جدید ناشی از تغییر شرایط تکنیکی شده است، حذف یا تابع آن وضعیت شود و چگونه میتوان از تواناییهای خاص انسان در این زمینه به بهترین نحو استفاده کرد (شهریار احمدی، 1386).
در مـقابـل سازمانهایی که استقـرار استانداردهای سـریISO 9000 و اخذ گواهی مربوطه را گامی موثر بر پیشبرد اهداف نظام مدیریت کیفیت جامع دیدهاند، بسیاری از سازمانها پویایی لازم را در این حرکت خود احساس ننمودهاند.
با توجـه به این که در جامعه ما بیش از هـزاران سـازمان در برای استقرار ISO 9000 حرکت کـردهاند و تجربههای جهانی نشـان میدهد که این تعداد روز به روز افزایش خواهد یافت، موضوع عدم پویایی لازم دارای اهمیتی فـراتـر از یک موضـوع صرفاً نـظری و دارای ابعاد بسـیار وسیعی در اقتصاد، فرهنگ و صنعت است.
اگر این موضـوع بدرستی تحلیل نگـردد، خیـل عظیمی از صنایع و ارائـهدهندگان خدمـت در پیشرفـت خود دچـار مشکل خواهند شد و منافع لازم از استقرار مدل ISO 9000 یا مدلهای مشابه را برای نظام کیفیت خود کسب نخواهند نمود (مالک، 1380). در مقـابل، در صورت درک صحیح از عوامل تأثیرگذار ارگونومی، بر این تجربیات و عمل به آن میتوان انتظار داشت که درصد قابل توجهی از کـاربران مدیریت کیفیت جامع مبتنی بـر مـدل ISO 9000 در مسیر صحـیح و بـا سـرعـت مـناسـب گـام بـرمیدارند.
2- ارگونومی
تعـریف رسمـی ارگونومی که به وسیله انجمن ملی ارگونومی[3] (IEA) تأیید شده به شرح زیر است:
ارگونومی (یا فاکتورهای انسانی) اصول علمی مرتبط با فهم تعامل بیـن انسان و سـایر عنـاصر یـک سیستم و حـرفهای اسـت کـه شامل تئوریها، اصول، دادهها و روشها برای طراحی مطابق با بهینهسازی آسـایـش و رفـاه افـراد و عملـکرد کـامـل سیستم است (پورشریفی، 1389). واژه ارگـونومی آمیزهای از دو واژه یونانی ارگـو[4] (به معنی کار) و نوموس[5] (به معنی قانون) است. در آمریکا، مهندسی عوامل انسانی[6] یا عوامل انسان مترادف واژه ارگـونومی دانسته شده است. ارگـونومی در اروپا، در فیزیولوژی کـار[7]، بیومکانیک[8] و طـراحی ایستگاه کـار[9] ریشه دارد، در حالی که عـوامل انسانی آمریکائیان، از فیزیولوژی تجـربی سـرچشمه گـرفته، بر عملکرد انسانی و طراحی سامانهها متمرکز است (اکبری، 2004).
پیشرفت تکـنولوژی و اتوماتیک شـدن ابزار و وسایل با پیشرفت در زمینه ارگـونومـی همـراه نبوده است. اگر در هنگام انتقال تکنولوژی، کاربرد علم ارگونومی نادیده گرفته شود، درنتیجه تکنولوژی وارداتی در سطح کلان هیچ تناسبی با شرایط اقلیمی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی جامعه نداشته و همچنین، در مقیاس خرد با فیزیک بدنی و خصوصیات روانی کاربران آن در تضاد است. در نتیجه این همه تضاد و تناقض، برنامه توسعه صنعتی این جوامع با شکست مواجه خواهد شد، همان گونه که تا کنون نیز چنین بوده است. فراموش کردن کارآیی ارگونومی در هنگام انتقال تکنولوژی در جوامع در حال توسعه، فقر بهداشتی را دامن زده و برمیزان سوانح و حوادث می افزاید، همچنین، انگیزه نیروهای کاری را کاهش داده و فشارهای روانی و بیماریهای شغلی را افزایش میدهد در نتیجه میزان بهرهوری بشدت افت مینماید و در مسیر پیشرفت و توسعه یافتگی موانع فراوانی، سد راه خواهد شد. (صمدی، 1385).
امروزه با توجه به ماشینی شدن زندگی اغلب افراد، عوامل آسیب رسانی شغلی نیز دستخوش تغییرات فراوانی شدهاند. برای نمونه، بسیاری از باربرداریهای سنـگین تـوسـط ماشینها صـورت گـرفته و کارکنان مجبور به انـجام چنین فعالیتهایی نیستند، امـا از سـوی دیگر، همین زنـدگی صنعتی، انسان را در معرض آسیبهای جـدیدی قـرار داده اسـت کــه از آن جمـله میتوان به حفظ پوسچرهای استاتیک طولانی مدت که بعضاً با حفظ اجسام خــارجی در دست نیز همراهند، اشاره نمود (صمدی، 1385).
کمتر فعالیتی را میتوان یافت که عاری از هر گونه عامل تهدیدکنندهای باشد؛ از این رو، حفظ و صیانت از نیروی انسانی به عنوان رسالتی مهم مطرح میگردد و در این بین بخش عمدهای از مواردی که سلامت جسمی و روحی کاربران را به خطر میاندازد، به شرایط ارگونومی محیطهای کاری مربوط است (فدوی، 1377). ارگونومی با ارزیابی قابلیتها و محدودیتهای انسان (بیومکانیک و آنتروپومتری)، استرسهای کاری و محیطی (فیزیولوژی کار و روانشناسی صنعتی)، نیروهای استاتیک و دینامیک روی بدن انسان (بیومکانیک)، احتیاط (روانشناسی صنعتی)، خستگی (فیزیولوژی کار و روانشناسی صنعتی)، طراحی و آموزش و طراحی ایستگاه کاری و ابزارها (آنتروپومتری و مهندسی) سر و کار دارد. هدف ارگونومی آن است که در طراحی ابزار و وسایل کار و سیستمهای فنی و تولیدی نیز در طراحی محیط کار، نیازها و خصوصیات جسمی و روحی انسانها در نظر گرفته شود تا در عین نیل به افزایش بازدهی تولید، به سلامت و بهداشت و راحتی انسانها نیز به بیشترین حد توجه شده باشد (ورمزیار، 1388).
ارگـونومـی علمـی چنـد نظامه است که در چـهار حـیطه عـمده، روانشناسی مهندسی[10]، فیزیولوژی کار، بیومکانیک شغلی و آنتروپومتری[11] فعالیت میکند (صادقی، 1379).
1- روانشناسی مهندسی، جنبههای پردازش اطلاعات مرتبط با کار، بررسی میشود. از دیدگاه ایمنی و بهداشت حرفهای این بعد از ارگونومی، طراحی روشهای کار با هدف کاهش حوادث ناشی از خطاهای انسانی محسوب میشود. رهنمود روانشناسی مهندسی بیشتر شامل فاکتورهای محیطی فیزیکی و شیمیایی مانند سر و صدا، روشنایی، رنگ، تهویه، گرما، سرما، چیدمان اشیا، مواد شیمیایی و مدت زمان انجام کار است که میتوانند بر روی ایمنی، سلامتی و آسایش افراد تأثیر بگذارند(دمیستر[12]، 1387) صـدای زیـاد، نور نامنـاسب، دمـای بالا یا پایین، شلوغی، کمبود حریم خصوصی و ناتوانی در شخصی سازی محیط کار میتواند مشکلات روحی- روانی بر کارکنان در بر داشته باشد (امینی، 1388).
2- در فیزیولوژی کار، تبادلات انرژی و متابولیسم بدن مطرح است. مفاهیم خستگی، بررسی کارهای ایستا و پویا و رژیمهای کار و استراحت از دیدگاه فیزیولوژی کار تجزیه و تحلیل می گردد. این مساله خود باعث میشود تنشهای گوناگون که فرد را تهدید میکنند، کاهـش یـابند (پورشریفی، 1389). تنـش یا فشـار روانـی میتواند موجب اختلال در سـوخت و سـاز بـدن (متابولیسم) شود، ضـربان قلـب را بـالا برد، باعث افزایش فشـار خـون گـردد، سـردرد بیاورد و فرد را مستعد حمله قلبی کند (وهابی، 1385).
3- در مباحث بیومکانیک شغلی ویژگیهای مکانیکی اندامهای بدن بررسی می شود. در این حیطه، حرکت اندامها و اعمال نیرو در بافتهای مختلف بدن تجزیه و تحلیل میشود. به کمک این معادلات میتوان الگوها و ابعاد مناسب ایستگاههای کاری را با هدف کاهش فشارهای مکانیکی خارجی بر بدن به دست آورد. به طور خلاصه میتوان گفت که چگونگی انتقال نیرو و حرکت دادن اجسام و ابزارآلات، از جمله مباحث بیومکانیک شغلی هستند (سیدی، 1387). فشار مداوم ناشی از ثابت بودن یک وضـعیت بدن و یا حرکات تـکراری آن بـر روی عضـلات بـدن به ایجاد خستگی موضعی در آنها منجر میشود، به عـبارتی، این فـشار باعـث کاهش فعالیت و کارایی عضلات خواهد شد (هلاندر[13]، 1386).
4- آنتروپومتری عبارت است از اندازهگیری سیستماتیک بدن با استفاده از وسـایل انـدازهگیـری (صدر ابرقویی، 1388). آنتروپومتری، به سنجش ابعاد فیزیکی بدن و کاربرد دادههای ابعادی در اصلاح شرایط فیزیکی ایستگاههای کار میپردازد و از آنجایی که یکی از علل فشارهای وارد بر اندامها، عدم تطابق ابعاد محل کار با ویژگیهای ابعادی بدن کارگر یا کاربر است، دادههای آنتروپومتریک را میتوان به طور مؤثری در طراحی تجهیزات، ایستگاههای کار، ابزارآلات و محصولات به کار بست (هرمان[14]، 2000). آنتروپومتری علم اندازهگیری ابعاد بدن انسان با توجه به نژاد، جنس، سن و سایر تفاوتهای فردی و گروهی است. کاربردهای آن در طراحی صنعتی، پزشکی، پوشاک و طراحی لباس و اغلب طراحیهای تجهیزات نظامی است. این علم در طراحی ایستگاههای کار و فراهم آوردن اطلاعات اولیه کمک میکند. رهنمود آنتروپومتری به دو صورت استاتیک یا ساختاری و دینامیک یا کاربردی مورد بررسی قرار میگیرد. آنتروپومتری استاتیک، اندازه اندامهای مختلف بدن در شرایط ثابت و بدون تحرک بررسی میشود و در آنتروپومتری دینامیک، دامنه حرکت و اندامها و چگونگی حرکات نیز بررسی می گردد (حیدری، رفیعیامامی، 1388).
3- مدیریت کیفیت جامع[15] (TQM)
تشخیص سازمانهای پیشرو و اینکه آنها چگونه در این مسیر قدم برداشتهاند، موضوعی بوده است که پیوسته مورد توجه نظریه پردازان و صاحبان صنایع بوده است. با کمی انعطاف پذیری و دوری از مباحث تخصصی میتوان فرمـول مشـترکی را در نظریات و تجربیات مختلف پیدا نمود که عبارتند از:
1 ـ دستیابی به استراتژی مناسـبی برای سـازمان که در آن به وجوه مختلف توجه شده باشد و به عنوان یک ارزش برای تیم مدیریت سازمان مطرح باشد.
2 ـ ایجاد محیطی مناسب از نظر روابط انسانی.
3ـ استفاده مناسب و مؤثر از ابزارهای مدیریت کیفیت (میکائیل جی فاکس[16]، 2007).
تعریف و پیادهسازی یک استراتژی مناسب برای سازمان در کشور مـا به مدیریت استراتژیک مشهور اسـت. در بـررسی سـازمانهـای پیشرو مشاهده میشود که مشتریگرایی یک محور اساسی در هدف گذاریهای کلان بوده و درک نیازهای حال و آتی مشتریان به صورت عمیق و حتی تأثیر گذاری بینیازی مشتریان به صورت نیاز سازی مطرح بوده است. در کنار مشتریگرایی لازم اسـت به سـایر جنبههای مهم توجه شود که میتوان نیروی انسانی، سازماندهی، تکنولوژی، خلاقیت، فرایندها و امور مالـی نام برد (میکائیل جی فاکس، 2007). در سـالیان اخیر موفقیت سـازمانهـا در شامل نمودن تأمین کنندگان در استراتژی خود نیز کاملاً مشهود شده اسـت. در این نگرش استراتژی تأمینکنـندگان نیـز جزئی از سـازمان دیده میشوند و همراه نمودن آنها در دستیابی به اهداف کلان سازمان مطـرح میشود و تاکـید بر ایجاد منافع مشترک با تأمین کنندگان در برای ارزش افزوده، بخصوص برای مشتریان است. این حرکت اخیراً به عنوان زنجیره تأمین[17] مطرح بـود، پیش بینی مـیشود در دهه آینده جهش سـازمانها بیش از بیش به این رویکرد متکی باشد(فرشید و شهریاری، 1381).
در بررسی عمیقتر سازمانهای پیشرو معاصر میتوان دید که آنها تنها با اتکــا به مجمـوعهای از استراتژیهـای موفق به جلو حرکت ننمودهاند. عامل دیگری که باید به آن توجه نمود، ایجاد محیطی پویا از نظـر روابط انسانی است. این واقعیتی غیرقابل انکار است که سازمـانهای ژاپنی توانـستند با تـوجه به موضوع روابـط انسـانی به موفقیت چشمگیری دست یابند، اما عامـل تکـمیل کننده حرکـتهای فـوق را میتوان استفاده از تکنیـکهای بهبـود کیفیت دانست. تکنـیکهای بهبود کیفـیت بیپایان مـیباشند و باید انتظار داشـت که هـر روزه تکنیـکهای جدید مـطرح شود. قطعاً روشهای آمـاری در میان این تکنیکها همیشه به عـنوان عـامـلی اسـاسی مطرح بوده است و کلیه نظریه پردازان بر آن تاکید داشتهاند که میتوان از دمینگ[18]، جـوران[19] و ایشیکاوا تنها به عـنوان نمونههایی نام برد(بنیاد کیفیت اروپا[20]، 1381).
کلیه سازمانهای پیشرو به حفظ دست آوردهای خود حساسند، لذا در این زمینـه وجود یک سـیستم رسمی برای طرحریزی و استانداردسازی فرایندها مـطرح میشود، اما مجدداً ذکـر نکتهای در این مـورد ضروری است و آن افت سیـستمهـای صلـب و بـدون تغییر است. بعضـاً خود سیستم و استانداردهـای کــاری میتوانند از بهبود جلوگیری نمایند و دلیل بر سکون گردند؛ لذا در حالی که سازمانهای پیشرو دارای سیستمهـای دقـیق و طـرحریزی شـده هستند، امـا همـیشه تـحـرک در سیستم را به عـنوان یک ارزش مطرح نمودهاند و میتوان چرخه برنامه ریزی، اجرا، بررسی و اقدام اصلاحی را در حرکت آنان یافت که به چرخه دمینگ[21] (PDCA) نیز معروف است.
سازمانهایی که از کلیه عوامل فوق به نحو مناسبی برای ایجاد و تحرک و پیشروی استفاده نمودهاند، کم و بیش نام رویکرد خود را TQM نهاده، چنانکه از مباحث پیداست، TQM چیزی نیست که بتوان به آن دست یـافت، بلـکه ابزاری است که با استفاده از آن سـازمان به نـحو مؤثر و کارایی به سمت آرمان[22] (vision) خود حرکـت میکنند. درک ما از TQM بخصوص در جزئیات هر روزه در حـال تغیـیر است و با توجه به تجربیات جدید و رقابت تنگاتنگ که در صحنه کیفیت به وجود میآید، ویژگـیهای جدیدی از آن مـطرح میشـود که برای مثال میتوان رویکرد شش سیگما[23]نام برد که در چند سال اخیر مطرح شده است.
در این میان، سازمـانها عـلاقـهمندنـد که دریابنـد تا چه حد در استقرار و نتیجهگیری از رویکردهای TQM موفق بوده و در جهت پاسخگویی به این نیاز، مـدلهای تعالی کسب و کار مطرح شدهاند که مـیتوان از مــدل جــایزه دمینگ به عنـوان قـدیمیترین مدل (1951) و همچنین مدلهای مالکوم بلدریج[24] (MBNQA) و مدل بنیاد کیفیت اروپا[25] (EFQM) نام برد. مـدلهای اخیر به ســازمانها این امکان را میدهد که پختگی رویکرد خود در به کارگیری TQM را ارزیابی نمایند و با تحلیل نتایج این ارزیابی به برنامهای برای اقدامات اصلاحی دست یابند (میکائیل جی فاکس، 2007).
4- مطالعه الزامات ISO 9001: 2000 در مقابله با وجوه اصلی TQM
با مـطـالـعـه الــزامات ISO 9001: 2000 (و همچـنین ISO 9001: 1994) میتوان دید که به طور کلی میان رویکرد TQM و مدلهای فوق فرقی وجود ندارد (شهریاری و فرشید، 1381). در تاریخ 15 نوامبر 2008 (25 آبان 1387) ویرایش جـدید اسـتانـدارد ایــزو 2008 : 9001 (ویرایش چهارم) منـتشر شد که تغییرات این ویرایش نسـبت به استـاندارد ایزو 2000 : 9001 انــدک بــوده و تغیـیــرات اســاســی در آن دیــده نمیشود (بابایی، 1388).
اهم ویژگیهایی از TQM که در مدل ISO 9001: 2008 یافت میشود، به طور خلاصه عبارتند از:
1 ـ سیکل PDCA؛
2 ـ سیستم گرایی و استاندارد سازی برای حفظ دستاورده؛
3 ـ مشتریگرایی؛
4 ـ تدوین اهداف کیفی سازمان و پایهگذاری آنان در فعالیتها و سطوح مربوطه؛
5 ـ تحلیل دادهها با استفاده از روشهای آماری؛
6 ـ بهبود مستمر (شهریاری و فرشید، 1381)
اکنون که یک ارگونومی مناسب (مثلاً ایستگاه کاری، شغل مناسب و طراحی سازمان)، به بهبود عملکرد نیروی انسانی و کاهش ریسک و جراحات و در نتیجه منجر به بهبود محصول و کیفیت فرایند می انجامد و با درک مفهوم TQM نیز میتوان اطمینان حاصل نمود که با پیاده سازی TQM به نیازهای روانی کارکنان توجه خواهد شد(الوارودی تاویرا[26]، 2003)؛ این سؤال مطرح است که اصول ارگونومی که از رابطه بین انسـان، محیط و ابزار سخـن میگوید و سعی دارد با شناخت تعامل بین این سه عامل، بیشترین بهره وری را برای اهداف تکاملی مقوله کار در سیستم پیچیده تکنولوژی امروزی آشکار سازد، به چه اندازه میتواند بر نظام مدیریت کیفیت جامع مبتنی بر استـاندارد ISO 9001: 2008 تأثیر بگذارد؟
5- طرح تحقیق
هدف مقاله شناسایی و اولویتبندی عوامل ارگونومیک محیط کار بر اجرای سیستم مدیریت کیفیت جامع است.
همانگونه که در شکل 1 ملاحظه میشود، متغیرهای چهارگانه این پژوهش در قالب یک مدل به تصویر کشیده شده است. در این مدل فرضی و اولیه، سیستم مدیریت کیفیت جامع مبتنی بر استاندارد ایزو ISO 9001: 2008 متغیر وابسته و عوامل ارگونومیک متغیرهای مستقل هستند.
شکل 1. مدل مفهومی تحقیق
6- روش تحقیق
پژوهش حاضر از لحاظ روش و ماهیت از نوع توصیفی- کاربردی است. جامعه آماری این پژوهش کلیه مهندسان و سرکارگران کارخانجات واگن سازی شهرستان زرند اعم از رسمی قطعی تمام وقت، آزمایشی تمام وقت، قرارداد کار معین و پیمانی با مدرک کارشناسی ارشد، کارشناسی، کاردانی و دیپلم است که تعداد آنها 100 نفر است و در حوزههای اداری، بدنه سازی، قطعه سازی، مونتاژ، تعمیر و نگهداری، کنترل کیفیت و رنگ مشغول به خدمت هستند. است که از این تعداد 95 درصد مرد، 6 درصد در حوزه اداری، 30 درصد در رده سنی 40-31 سال و 38 درصد دارای تحصیلات دانشگاهی (فوق دیپلم و بالاتر) هستند. برای برآورد پارامترهای جامعه به علت کم بودن و در دسترس بودن پاسخگویان از روش سرشماری کل جامعه استفاده شد.
برای گردآوری دادهها از دو روش کتابخانهای و میدانی استفاده شد. ابزار جمع آوری دادهها، پرسشنامه است. این پرسشنامه با 53 سؤال تنظیم شده است که بخش اول شامل 31 سؤال برای سنجش عوامل ارگونومیک محیط کار و بخش دوم شامل 22 سؤال برای سنجش اجرای سیستم مدیریت کیفیت جامع مبتنی بر استاندارد ایزو 9001: 2008 است. متغیرهای این پژوهش بر اساس ارزش، متغیرهایی کمی و مقیاس اندازه گیری آنها فاصلهای است. برای اندازهگیری متغیرها، از طیف لیکرت پنج درجهای استفاده شده است.
برای آزمون روایی سوالها هم از اعتبار محتوا و هم از اعتبار عاملی استفاده شده است. برای سنجش اعتبار محتوایی پرسشنامه از نظرهای اساتید و خبرگان استفاده شد. برای آزمون اعتبار عاملی پرسشنامه، نخست، چون شاخص کفایت نمونهبرداری (KMO) برابر با 783/0(نزدیک به یک) توانایی دادهها برای تحلیل عاملی تایید شد. سپس روایی سازهای پرسشنامه با استفاده از روش تحلیل عاملی تأییدی[27](CFA) آزمون شد و با توجه به آمارههای به دست آمده و نتایج الگوی تحلیل عاملی تأییدی، برازش منطقی و قابل قبول بودن پرسشنامه آزمون شد. ارزیابی روایی سازهای پرسشنامه با توجه به شاخصهای X2/Df، GFI، IFI، TLI، NFI، CFI نشان داده شد و برای تحلیل دادههای این پژوهش، نخست از آمار توصیفی، دادههای مربوط به جمعیت شناختی نمونه و همچنین دادههای هر یک از متغیرهای عوامل ارگونومیک و سیستم مدیریت کیفیت جامع مبتنی بر استاندارد ایزو ISO 9001: 2008 بر اساس فراوانی، میانگین و... خلاصه و طبقهبندی شده و در قالب جدول توصیف شده است.
به منظور ارزیابی الگوی پیشنهادی، رویکرد دو مرحلهای آندرسون[28]و گربینگ[29] (1988) استفاده شد. در مرحله اول الگوی اندازهگیری و در مرحله دوم بخش ساختاری الگو بر پایه نتایج مرحله اول برازش مدل اولیه پژوهش (فرضیه فرعی) با استفاده از الگویابی معادلات ساختاری[30] (SEM) بررسی و در صورت عدم برازش مدل اولیه، مدل اصلاحی ارائه میشود. همچنین، تاثیرات مستقیم، غیرمستقیم و کلی متغیرها بر اساس تحلیل مدل مسیر محاسبه میشود. تمامی تحلیلها با استفاده از نرم افزارهای Spss18 و 18 Amos انجام گرفت.
برای آزمودن اثرهای واسطهای در الگوی پیشنهادی و معنی داری آنها از روش بارون[31] و کنی[32] (1986) و آزمون سوبل[33] (1982) استفاده شد. تعیین کفایت برازش الگوی پیشنهادی با استفاده از چندین شاخص برازندگی شامل مقدار کای دو، شاخص هنجار شده مجذور کای دو (نسبت مجذور کای بر درجات آزادی)، شاخص برازندگی هنجار شده[34](NFI)، شاخص برازندگی تطبیقی[35] (CFI)، شاخص برازندگی افزایشی[36](IFI)، شاخص توکر- لویس[37](TLI) و جذر میانگین مجذورات خطای تقریب[38](RMSEA) انجام گرفت.
برای مشخص کردن اولویت عوامل اثرگذار پس از اصلاح مسیرهای پیشنهادی و منطبق با مبانی نظری در مدل نهایی بر اساس ضرایب β استاندارد شده با توجه به میزان این ضرایب از بزرگ به کوچک اولویت بندی عوامل اثرگذار مشخص گردید. برای اندازهگیری میزان پایائی از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده است. مطابق با جدول 1 نتایج این مقدار بر اساس پاسخهای ارائه شده توسط 31 نفر از افراد نمونه، برای هر یک از متغیرهای پژوهش و ابعاد آنها محاسبه شد، که نشان داد همبستگی خوبی بین سؤالهای پرسشنامه وجود دارد.
جدول 1. آلفای کرونباخ پرسش نامهها
|
معیارهای مورد پرسش |
آلفای کرونباخ |
|
عوامل ارگونومیک |
8893/0 |
|
سیستم مدیریت کیفیت جامع مبتنی بر استاندارد ایزو 9001: 2008 |
9161/0 |
با عنایت به سال تاسیس کارخانجات واگن سازی، اغلب آزمودنیها جوان بین 20 تا 40 سال سن (70 درصد)، مرد (95 درصد)، دارای تحصیلات دانشگاهی (38 درصد فوق دیپلم و بالاتر)، به صورت تمام وقت (97 درصد) با سابقه کار کمتر از 2 سال (16 درصد) و دارای مشاغل غیر اداری (94 درصد) مشغول به خدمت هستند. در ادامه یافتههای توصیفی این پژوهش، شاخصهای آماری متغیرهای مورد مطالعه مطابق جدول 2 و 3 است.
جدول 2. شاخصهای آماری متغیرهای تحقیق
(تعداد نمونه=100)
|
شاخصهای آماری متغیر |
میانگین |
انحراف معیار |
دامنه تغییرات |
|
بیومکانیک شغلی |
4700/10 |
19368/2 |
5/9 |
|
فیزیولوژی کار |
0150/16 |
59609/2 |
14 |
|
روانشناسیمهندسی |
0950/11 |
99665/3 |
5/15 |
|
آنتروپومتری |
3050/8 |
04729/2 |
5/9 |
جدول 3. شاخصهای آماری متغیرهای تحقیق
(تعداد نمونه=100)
|
شاخصهای آماری متغیر |
میانگین |
انحراف معیار |
دامنه تغییرات |
|
مستندسازی فرایندها |
5150/3 |
63347/0 |
4 |
|
مدیریت منابع |
3480/3 |
7350/0 |
8/3 |
|
تحقق محصول |
5300/3 |
67018/0 |
4 |
|
تعهد و مسؤولیت مدیریت |
4100/3 |
66810/0 |
6/3 |
|
اجرای فرایند اندازهگیری وپایش |
4100/3 |
66810/0 |
6/3 |
8- تحلیل عاملی تأئیدی
پیش از ارزیابی الگوی ساختاری به منظور نشان دادن رابطه بین متغیرهای نشانگر با سازههای مکنون مربوط، بر روی متغیرهای مکنون تحلیل عاملی تأییدی انجام گردید. پس در مرحله اول مایلیم به این پرسش پاسخ دهیم که آیا هر یک از این مدلهای اندازهگیری تدوین شده برای سازهها حائز حداقل معیارهای علمی تعریف شده هستند یا خیر؛ بنابراین، لازم است تا هر یک از مدلهای اندازهگیری را جداگانه تحلیل کنیم. بر مبنای اتخاذ چنین روشی، در واقع یک مدل چهار عاملی برای عوامل ارگونومیک و یک مدل پنج عاملی برای اجرای سیستم مدیریت کیفیت جامع مبتنی بر استاندار ایزو ISO 9001: 2008 در نظر گرفته میشود. البته، در تحلیل عاملی تأییدی چرخش یافته، گویه ها یا سؤالهای فیزیولوژی در یک عامل بار نشدند و در بین عاملهای دیگر به صورت پراکنده قرار گرفتند، اما چون در تحلیل عاملی اولویت بر پایه نظری تحقیق استوار است، بنابر این، از تحلیل عاملی اکتشافی[39] برای گویهها یا سؤالهای فیزیولوژی کار استفاده شد و به این ترتیب با بار شدن این گویه ها در دو عامل، این مشکل رفع گردید؛ بنابر این تحلیل، سؤالهای روانشناسی مهندسی در عامل اول و سؤالهای بیومکانیک شغلی در عامل دوم، سؤالهای آنتروپومتری در عامل چهارم و سؤلهای فیزیولوژی کار به طور اکتشافی در دو عامل فیزیولوژی نشسته و فیزیولوژی ایستاده بار گردیدند.
مدلهای اولیه عوامل ارگونومیک و اجرای سیستم مدیریت کیفیت جامع مبتنی بر استاندار ایزو ISO 9001: 2008 از برازش نسبتاً خوبی برخوردار نبود، بنابر این پس از اصلاح و برآورد مجدد نتایج شاخصهای برازش مطلق، تطبیقی و مقصد نشان میدهد (جداول 4) که اصلاح انجام شده به طور قابل توجهی به بهبود مدلها یاری رسانده است تا جایی که میتوان آنها را تا حد زیادی به لحاظ علمی قابل قبول دانست. شاخصهای ارزیابی نیکویی برازش مدلهای اصلاحی و عدد مربوط به هر یک از آنها در جداول 4 ارائه شده است.
جدول 4. شاخصهای ارزیابی نیکویی برازش مدل اصلاحی
|
سیستم مدیریت کیفیت جامع |
عوامل ارگونومیک |
نحوه تشخیص نیکویی برازش |
علائم اختصاری شاخصها |
|
466/1 |
985/1 |
کمتر از 2 |
CMIN/DF |
|
867/0 |
752/0 |
حداقل 8/0 |
TLI |
|
724/0 |
645/0 |
حداقل 8/0 |
NFI |
|
887/0 |
78/0 |
حداقل 8/0 |
CFI |
|
675/0 |
601/0 |
حداقل 8/0 |
RFI |
|
892/0 |
786/0 |
حداقل 8/0 |
IFI |
|
614/0 |
573/0 |
حداقل 5/0 |
PNFI |
|
753/0 |
693/0 |
حداقل 5/0 |
PCFI |
|
069/0 |
10/0 |
حداکثر 08/0 |
RMSEA |
9- برآورد و آزمون مدل کامل:
پس از اطمینان نسبی از قابل قبول بودن مدلهای اندازه گیری حاضر در مدل معادله ساختاری تدوین شده در موقعیتی هستیم که میتوانیم به برآورد پارامترها و آزمون کلی و جزئی مدل اقدام کنیم. در وهله اول، کلیت مدل با استفاده از شاخصهای برازش کلی و در وهله دوم جزئیات مدل با استفاده از مقادیر گزارش شده برای پارامترها و معناداری تفاوت آنها با صفر، بویژه برای ضرایب تأثیر یا ساختاری تحلیل گردید.
همان طور که مشخص است، نتایج شاخصهای برازش کلی حاکی از آن است که از مدل برازش نسبتاً مناسبی برخوردار نیست (جدول 5). پس از اصلاح، برآورد مجدد شاخصهای برازش مطلق،
جدول 5. شاخصهای ارزیابی نیکویی برازش مدل
|
پس از اصلاح |
قبل از اصلاح |
نحوه تشخیص نیکویی برازش |
علامتهای اختصاری شاخصها |
|
851/1 |
964/1 |
کمتر از 2 |
CMIN/DF |
|
831/0 |
809/0 |
حداقل 8/0 |
TLI |
|
728/0 |
708/0 |
حداقل 8/0 |
NFI |
|
85/0 |
828/0 |
حداقل 8/0 |
CFI |
|
693/0 |
675/0 |
حداقل 8/0 |
RFI |
|
854/0 |
832/0 |
حداقل 8/0 |
IFI |
|
645/0 |
635/0 |
حداقل 5/0 |
PNFI |
|
753/0 |
743/0 |
حداقل 5/0 |
PCFI |
|
093/0 |
099/0 |
حداکثر 08/0 |
RMSEA |
تطبیقی و مقصد، نتایج نشان میدهد که (جدول 5) اصلاح انجام شده به طور قابل توجهی به بهبود مدل یاری رسانده است، تا جایی که میتوان آن را تا حد زیادی به لحاظ علمی قابل قبول دانست. تغییرات حاصل در شاخصهای ارزیابی نیکویی برازش در جدول 5 بیان شده است.
10-تحلیل شاخصهای برازش مدل نهایی
مقدار کای اسکوئر مدل نهایی نشان میدهد که نمیتوان تفاوت معنادار بین ماتریسهای کواریانس مشاهده شده و باز تولید شده را به لحاظ آماری معنادار تلقی کرد. در مجموع 75 پارامتر برآورد شد که با وجود 299 پارامتر غیر زاید در ماتریس مشاهده شده درجه آزادی مدل برابر 224 محاسبه شده است.
اکثر شاخصهای تطبیقی مقدار بالای 80/0 را نشان میدهند که به معنی توان مدل در فاصله گرفتن از یک مدل استقلال و نزدیک شدن به یک مدل اشباع شده بر مبنای معیارهای تعریف شده است. دو شاخص اصلی برازش مقصد (PNFI) و (PCFI) مقادیر بالای 60/0 را نشان میدهند که بیان میکند در تعریف پارامترهای آزاد، پژوهشگر از خود امساک نشان داده است و نمیتوان گفت که پایین آمدن کای اسکوئر مدل به علت تعداد زیاد پارامتر آزاد است.
شاخص RMSEA کمتر از 08/0 بوده، فاصله اطمینان 90/0 آن، در دامنه قابل قبول قرار دارد. این شاخص که با ترکیبی از خصایص شاخصهای مطلق، شاخصهای مقصد (تاکید بر درجه آزادی) و حجم نمونه محاسبه میشود، یکی از مهمترین شاخصهای برازش مدل محسوب میشود.
شاخصهای جزئی برازش (نسبت بحرانی و سطح معناداری آنها) نیز نشان میدهد که کلیه بارهای عاملی دارای تفاوت معناداری با صفر هستند (برای کلیه بارهای عاملی مقدار p≤0.05 برقرار بود). ضرایب مسیر[40] نیز بیانگر این مطلب هستند که به چه میزان هر متغیر وابسته از یک واحد تغییر در متغیر مستقل – به شرط ثابت نگاه داشتن سایر متغیرها - متأثر میشود.
بنابر این، بر طبق ضرایب ساختاری بتا (β ) بیومکانیک شغلی با اثر کلی 44/0 (به شرط ثابت نگاه داشتن سایر متغیرها) بیشترین تأثیر را بر اجرای سیستم مدیریت کیفیت مبتنی بر استاندارد ایزو 9001: 2008 دارد و به همین ترتیب، آنتروپومتری با اثر کلی 41/0 در رتبه دوم و در آخر روانشناسی مهندسی با اثر کلی 21/0، به عنوان عوامل تأثیر گذار ارگونومیک بر اجرای سیستم مدیریت کیفیت مبتنی بر استاندارد ایزو 9001: 2008 شناخته شدند و شاخه فیزیولوژی کار و اثرهای واسطهای بین عوامل ارگونومیک تأثیرگذار نبودند.
11- نتایج و بحث و بررسی
توسعه، ترقی، رقابت، استفاده بیشتر، پیشرفت تکنولوژی و تغییر رفتار کارکــنان، الـگـوی بیـماریهایـی که سلامـت انسـان را تهـدید میکرد، تغییر میدهد، چون کار جزء لاینفک زندگی بشری است. فقـدان تنـاسب مـیان تکـنولوژی و استفـاده کننده از آن، نتـایج منفی، از قبیـل، پایین بودن سـطـح و کیفـیت تولـید و بالا بودن جراحات و حوادث ناشی از کار سبب شده است. بنابراین، مـدیریت منـابع انسـانی و مدیریت تجهـیزات با استراتژی متنــاسب با اصــول ارگونومی، تنـاسب میـان تکـنولوژی و استفـاده کننده از آن را برطرف مینمایند و با تطبیق کــار با کــارگر با توجه به تفاوتهای فردی، بهبود روشهای اجرای کار، استانداردهای زمانی اجرای کار که انتظارات کارفرما را تأمین میکند، شناخت قابلیتها و محدودیتهای نیروی کار، شناخت و پاسخـگــویی به خواستههای مصـرف کـنندگـان، بـا در نــظر گـرفتن محدودیتها و نیازهای جسمانی و روانی آنها، بهــرهوری بالاتر و راحـتی بیشتر نیــروی کــار و رضایت گسترده مصرف کنندگان را تأمین میکنند.
بنابراین، میتوان گفت توجه به ارگونومی از حد یک ابزار فراتر رفته، به یک استراتژی برای بهبود بهرهوری سیستم، ایجاد کار مناسب، پیشگیری از حوادث و بیماریهای ناشی از کار و بهبود راندمان و عملکرد انسان تبدیل شده است و نسل جدید ارگونومی مستقل از ملاحظات سازمانی و سیستم مدیریتی نمیتواند وجود داشته باشد؛ بنابراین، هنگام معرفی ارگونومی نیازمند آن هستیم که فرهنگ سازمانی و سیستم مدیریت را مد نظر قرار دهیم.
از این رو، اجرای عملیات طبق اصول ارگونومی و توجه به عامل سه جانبه انسان، ســازمان و تکــنولوژی هــمواره میتواند ضامن اصلی ایمنی و کارایی در سازمان باشد که عمدتاً به ازدیاد بهرهوری منجر میشود و تأثیر شــایان توجـهی بر افزایش تــولید، کــاهش هزینههای درمانی، پزشکی، کاهش فشارهای عصبی، روانی، افزایش رضایت شغلی، افزایش بهرهوری و به طور کلی افزایش درآمــد کلی و مـنافع اقتصادی را سبب میشــود. این در حــالی است که تعهد کارکنان بـرای اجرای مدیریت کیفیت جامـع حیاتی است. برنامهریزی ضعیف و نامنـظم سـازمـان، تلاشهای مدیریت کیفیت جامـع را در بسـیاری از سـازمانهـا به زوال مــیکشاند. بسیاری از کارکنــان فکر میکنند که این امــر با فلسفه مدیریت کیفیت جامع، که امنیت شغلی را برای کارکنان خوب آموزش دیده و مشارکت کننده فراهم میکند، متناقض است، روحیه کارکنان ضعیف میشود و انعطاف پــذیری سازمان آن گونه که انتظار میرفت بهبـود نمییابـد، بـنابراین، تشخیص عوامل تأثیرگذار ارگونومیک بر سیستم مدیریت کیفیت جامع و همچنین، حمـایت مدیریت ارشد سـازمان، میتواند سازمانهای پیشرو را در بهبود بهرهوری سیستم و بهبود راندمان یاری رساند.
در این تحقیق با توجه به مدل ساختاری و محاسبه ضرایب ساختاری بتا (β ) متغیر نهفته بیومکانیک شغلی که توانایی تبیین متغیرهای مشاهده شده(ارتفاع دست، وضعیت مفصلها در هنگام انجام کار، موقعیت مچ دستها در مدت انجام کار، انجام کار در وضعیتهای مختلف، میزان فعالیت فیزیکی مورد نیاز، موقعیت سر و تنه در انجام کار) را دارد، با اثر کلی 44/0 بیشترین تأثیر را بر کارایی سیستم مدیریت کیفیت دارد. همتجو (1386) نیز معتقد است نقش بیومکانیک شغلی در شکلگیری کیفیت زندگی کاری از اهمیت زیادی برخوردار است و باعث بهبود راندمان کاری و افزایش بهرهوری میشود. از طرف دیگر، محسنی (1386)، وهابی (1385) و اکسنبرگ[41] (2009) بر این عقیدهاند که آموزش توصیههای بیومکانیک شغلی باعث کاهش درد و ناتوانیهای ناشی از کمر درد، بازوها و افزایش کیفیت شغلی کارکنان میشود و بی توجهی به اصول بیومکانیک شغلی موجب افزایش استرس کارکنان و کاهش بهرهوری سیستم میشود (پورشریفی،1389).
با توجه به تأثیر مستقیم سیستم مدیریت کیفیت بر عامل کیفیتگرایی و افزایش بهرهوری، بنابراین، نتیجه تحقیق با تحقیقات انجام شده همخوانی دارد.
با استفاده از اصول آنتروپومتری در طراحی، این امکان وجود دارد که افراد گوناگون با ابعاد بدنی متفاوت، آسایش و راحتی جسمانی خود را هنگام کار در ایستگاه کار بازیابند. بدون در نظر گرفتن این اصول در طراحی ایستگاههای کار، فرد ممکن است هنگام انجام وظیفه، وضعیت بدنی نامناسبی داشته باشد، که میتواند به خستگی، کاهش بهرهوری و گاهی آسیبهای بدنی منجر شود. آنتروپومتری، موضوعی تنها در پیوند با ارتفاع میز کار نیست، بلکه در آن گفتاری مانند دسترسی آسان به کنترلها و وسایل واردسازی اطلاعات به سامانه نیز مطرح میشود (اسکات[42]، 2008). نتایج حاصل از تحقیق، نشان میدهد که متغیر نهفته آنتروپومتری که توانایی تبیین متغیرهای مشاهده شده (مناسب بودن صندلی، مناسب بودن میز کار، مناسب صفحه نمایش دستگاه، میزان بلند شدن و نشستن در طول مدت کار، فضا برای پاها، مناسب بودن لوازم کار) را دارد، با اثر کلی 41/0 عامل دوم تأثیرگذار ارگونومیک بر اجرای سیستم مدیریت کیفیت است که نتایج محققانی چون سیدی (1388)، صمدی (1385)، ابوالفضلی و دیگران (1388) و فیزنت (1385) را مبنی بر اینکه افزایش آنتروپومتری باعث کاهش خستگی و افزایش بهرهوری و بهبود کیفیت کاری میشود، تأئید میکند که از خواستههای اجرای صحیح سیستم مدیریت کیفیت جامع است.
شرایط محیط نقش بسیار مهمی در انجام کارها دارد. یک کار یکسان در دو شرایط و موقعیت جداگانه میتواند نتایج متفاوتی به بار آورد. عموماً شرایط و موقعیتهای محیطی مساعد برای انجام کار و متناسب با نوع کار، روند انجام کار را سرعت میبخشد. از عمومیترین شرایط محیطی، نور، فضا، سر و صدا و ... است؛ هر چند برای برخی مشاغل شرایط محیطی ویژه و اختصاصیتری نیاز است. تحقیقات مختلف مربوط به حوزه روانشناسی صنعتی و سازمانی نشان میدهد، انجام کار در محیطهای دارای نور مناسب، تهویه هوای مناسب و فضای کافی، تأثیر مثبتی روی شیوه عمل کارگران دارد. وجود اشعهها و عوامل شیمیایی زیان آور، سرما و گرما و سرو صدای زیاد، ازدحام و نبود محل کار اختصاصی، خطرات ایمنی و نور ناکافی، از جمله عوامل سازمانی به وجود آورنده استرس هستند (شهریاری احمدی، 1386). متغیر نهفته روانشناسی مهندسی که توانایی تبیین متغیرهای مشاهده شده (مدت زمان انجام کار، صدا، روشنایی، رنگ، گرما، سرما، تهویه، مواد شیمیایی، چیدمان اشیاء) را دارد، با اثر کلی 21/0، به عنوان آخرین عامل تأثیرگذار ارگونومیک بر اجرای سیستم مدیریت کیفیت شناخته شد که با نتایج حاصل از تحقیقات احمدپور (1388)، احقر (1386)، کاشیاپ و سینها[43] (2010)، ملک زاده (1384) و شرعی (1385) مبنی بر تأثیر افزایش روانشناسی مهندسی بر افزایش امنیت شغلی، کاهش استرس کارکنان و افزایش بهرهوری همخوانی دارد که این نتایج جزء اصول اولیه اجرای سیستم مدیریت کیفیت جامع است.
بر اساس نتایج این تحقیق، شاخه فیزیولوژی کار بر اجرای سیستم مدیریت کیفیت جامع تأثیرگذار نبود که با تحقیقات غفاری (2009)، کهلایی و دیگران (1387)، آقابیگی (1388) و باقری (1388) همخوانی ندارد. نتایج این تحقیقات نشان میداد که کاهش فیزیولوژی کار میتواند موجب اختلال در سوخت و ساز بدن (متابولیسم) شود، ضربان قلب را بالا برد، باعث افزایش فشار خون گردد، سردرد بیاورد و فرد را مستعد حمله قلبی کند و موجب از بین رفتن یا کاهش تواناییهای نیروی فعال شود که عنصر اصلی اجرای سیستم مدیریت کیفیت است.
12- محدودیتهای تحقیق
در این تحقیق همانند هر تحقیق دیگری محدودیتهایی وجود داشت که بر فرآیند تحقیق و دادهها تأثیرگذار بود. برخی از محدودیتها عبارتند از:
13- پیشنهادات
با توجه به تجزیه و تحلیل دادهها و نتایج به دست آمده در مورد متغیرها و مؤلفهها پیشنهادهای زیر ارائه میگردد:
13-1. پیشنهادهایی برای تحقیقات بعدی:
14- توصیههای کاربردی
در کشورهای در حال توسعه صنعتی، نخستین گام در راستای پیادهسازی ارگونومی، آموزش و ایجاد آگاهی نسبت به ارگونومی و متقاعد کردن مدیران ارشد و تصمیم گیرندگان در خصوص مزایای ارگونومی و نقش آن در بهبود بهرهوری سیستم، کاهش
بیماریهای ناشی از کار و حفظ سلامت نیروی کار است. نتایج تحقیق نشان میدهد که اگر فرصتی برای پیادهسازی ارگونومی در اختیار قرار گیرد، نه تنها میتواند به اهداف ارگونومی دست یافت بلکه با تاثیرات هم افزایی آن میتوان به فراتر از مسائل ارگونومی نیز دست یافت؛ بنابراین، پیشنهاد میشود رویکرد فرایندی ارگونومی زیر را ضمن رعایت رویکرد فرایند گرایی TQM ایجاد کرد:
-1. فرآیند ارگونومی
1- حمایتهای مدیریتی:
حمایت مدیران از برنامههای ارگونومی، مؤثرترین جزء در موفقیت برنامه است. نخستین گام در اجرای.
شکل 5. مدل ساختاری نهایی تحقیق
برنامه شفاف نمودن اهداف برنامه، تقسیم کار و تعیین مسؤولیت کارکنان مورد نظر برای دستیابی به اهداف و تخصیص منابع ضروری است. ایجاد محیطی امن در محیط کار، مستلزم تلاش و پیگیری مداوم و مهیا نمودن تسهیلات لازم است که تنها با حمایت و تعهد مدیران امکانپذیر است
2- مشارکت پرسنل:
کارکنان به عنوان منبع حیاتی برای به دست آوردن اطلاعات در خصوص خطرات محیط کار هستند. مشارکت آنها در افزایش توانایی مشکل، شناسایی خطرات بالقوه، افزایش انگیزه خودشان و رضایتمندی و پذیرش تغییرات محیطی کار مؤثر است. کارکنان میتوانند در ارائه نظرها و نگرانیهای محیط کار، طراحی محیط، تجهیزات، روشها، آموزش و ارزیابی برنامه همکاری نمایند.
3- شناسایی مشکل:
آگاهی ازعوامل استرسزا ارگونومی در محیط کار برای موفقیت برنامه ضروری است. برای به دست آوردن اطلاعات و شناخت عوامل خطر میتوان از مشاهده فعالیتها، انجام معاینات دورهای کارکنان و نظرهای کارکنان استفاده نمود.
4- روشهای کنترل و پیشگیری از خطر:
این مرحله شامل تجهیزات و فعالیتهای کاری و روشهای مراقبتی است که با به کار بردن این روشها تا حدود زیادی میتوان میزان آسیبهای وارد به کارکنان را کاهش داد. این مرحله بر اساس آنالیز محیط کار اتخاذ شود.
5- آموزش:
آموزش برای کارکنان و مدیران برای استفاده صحیح از راهکارهای شناخته شده ضروری است. بازآموزی میتواند در تقویت آموزشهای اولیه و توسعه محیط کار جدید مؤثر باشد.
6- نرم افزارهای شبیه سازی ارگونومیک
با استفاده از آزمونهای شبیهسازی و غیر مخرب وقتی یک فرایند یا ایستگاه کاری طراحی میشود، همه موارد تأثیرگذار ارگونومی پیش از آنکه طراحی تمام شود، بررسی شوند.
[1] Kashyap
[2] ILO (International Labor Office)
[4] Ergo
[5] nomos
[6] Human factors engineering
[7] Work physiology
[8] Biomechanics
[9] Work station design
[10] Engineering Psychology
[11] Anthropometry
[13] Helander
[14] Herman
[15] Total Quality Management
[16] Michael, J. Fox
[17] Supply Chain Management
[18] Deming
[19] Juran
[20] European Foundation
[21] Deming Cycle (Plan-Do-Check-Act)
[22] Ideal
[23] Six Sigma
[24] Malcolm Baldrige
[25] Model Quality Foundation Europe
[26] Alvaro, D. Taveira
[27] Confirmatory Factor Analysis
[28] Anderson
[29] Gerbing
[30] Structural Equation Modeling
[31] Baron
[33] Sobel
[34] Bentler-Bonett Index
[35] Comparative Fit Indices
[36] Fitness Index Increased
[37] Tucker-Lewis Index
38 Root Mean Square Error of Approximation
[39] Exploratory Factor Analysis
[41] Oxenburg
[42] Scott