نوع مقاله : مقاله پژوهشی- فارسی
نویسندگان
1 استادیار گروه مدیریت دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
2 کارشناس ارشد مدیریت بازرگانی دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
3 کارشناس ارشد مدیریت صنعتی دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
چکیده
کلیدواژهها
موضوعات
عنوان مقاله [English]
نویسندگان [English]
Among many enterprise assets, technology is a critical driving force for the purposes of performance, behavior and better business decisions. However, the management of technology provides a systematic approach to full utilization of a technology-based organization. Knowledge of agile manufacturing and agile workforce to develop the concept of agility in organizations has been reviewed by investigators. Based on the review of literature in both areas (management, technology and agility), the indicators presented in the form of a questionnaire proved their reliability and validity. After evaluation of these components, results in a steel factory in Kashan Desert indicate a strong relationship and significant management and technical capabilities of agility. To examine the impact of the technology management on capabilities of agility, some questionnaires are examined and prioritized in terms of influence.
کلیدواژهها [English]
1- مقدمه
تکنولوژی در اقتصاد رقابتی امروز، نقش مهم و حیاتی ایفاء می کند و پرواضح است که استراتژیهای رقابت جهانی به طور فزایندهای در حال تبدیل به تکنولوژیهستند که به سمت بسترهایی بسیار پویا، با سرعت بالا و محیطی پر تلاطم حرکت کردهاند (باداوی1، 1998). در سالهای اخیر، تکنولوژی پیشرفتهایی با سرعتی چشمگیر داشته است. تکنولوژی در هر جنبه از زندگی ما نفوذ کرده و اساسا راه زندگی و انجام کسب و کار را تغییر داده است. ظهور محصولات نوآورانه عمدتا مبتنی بر بازار است و خلق ارزش، یک چالش پیش روی صنایع تکنولوژیمحور بوده و به همین علت تکنولوژی برای برخورداری مزیت رقابتی، ضروری شدهاند (باداوی، b2009).
به واسطه توسعه سریع تکنولوژی در سالیان اخیر، بخشهای خاصی از مطالعات مدیریت که بیش از 30 مورد بود را تحت پوشش قرار میداد، که یکی از این موارد مدیریت تکنولوژی بود. (وانگ و هونگ2، 2009). مدیریت توسعه تکنولوژی، یک چالش جهانی است و نقش تکنولوژی در پیشرفت کشورهای در حال توسعه پیچیده و بحث برانگیز است. پذیرش وسیعی وجود دارد نسب به این موضوع که دانش فنی و مهارت الزاماتی هستند برای رقابت (باربوسا و وایدیا3، 1997 ; حسین و ساشیل4، 1997)، اما ممکن است نیروهای ترویج یکپارچگی جهانی با ایجاد و حفظ خود مختاری محلی در تضاد باشند (هیپکین و بنت5، 2003). موفقیت مدیریت تکنولوژی در گرو این است که فرآیند نوآوری و توسعه تکنولوژی و استفاده از تکنولوژی در کسب و کار و صنعت، مدیریت شود. از سوی دیگر؛ یکی از مهمترین توانمندیهایی که بنگاهها برای کاهش زمان پاسخگویی، بهبود انعطافپذیری و افزایش توان رقابتی بدان نیاز دارند، قابلیت چابکی است(ملا حسینی و مصطفوی، 1387). مرور ادبیات پژوهش ازجمله گولدمن و همکاران(1995)، کروسیتو و یوسف(2003)، ون استرهوت(2006)، شرهی و همکاران ( 2007)، بیانگر این است که از عوامل اساسی که باعث ایجاد و ارتقای چابکی سازمان میشود، تکنولوژی است. بدیهی است تکنولوژی به عنوان یک منبع کلیدی در قابلیتهای چابکی، مدیریت آن نیز میتواند تاثیرگذار باشد. علیرغم تحقیقات انجام شده در حوزه مورد بحث، شکافی که قابل مشاهده است، بررسی تاثیر فعالیتهای مدیریت تکنولوژی بر قابلیتهای چابکی است و این پژوهش با هدف پر کردن این خلاء نظری و کاربردی در یک صنعت کلیدی کشور یعنی فولاد طراحی و انجام شده است. بنابرین، مساله اصلی پژوهش این است که فعالیتهای مدیریت تکنولوژی6 (شناسایی، اکتساب، بهرهبرداری، محافظت، یادگیری و انتخاب تکنولوژی) چگونه و به چه میزان بر قابلیتهای چابکی7 در کارخانه فولاد کویر کاشان تاثیرگذار است؟
اهمیت این پژوهش از بعد نظری بدین صورت است که در مطالعات انجام شده، فعالیتهای مدیریت تکنولوژی و قابلیتهای چابکی به صورت مجزا به کار رفته است و در این پژوهش به علت اهمیت این متغیرها در پاسخگویی به محیطهای پویا به صورت همزمان مدلسازی شده است که در مطالعات پیشین به آن توجه نشده بود. از بعد عملی نیز با توجه به این که جامعه آماری این پژوهش در کارخانه فولاد کویر کاشان بوده است و این شرکت به عنوان یک شرکت زیربنایی در صنعت کشور مطرح است و در بلند مدت محصولات این شرکت میتواند در صادرات غیر نفتی نیز نقش موثری داشته باشد، لذا، انجام پژوهش در شرکت مذکور میتواند زمینهای برای انجام تحقیقات بعدی باشد و حتی پژوهشهای انجام شده داخلی و خارجی مرتبط با موضوع پژوهش، در صنعت مذکور انجام نشده است و از این جهت نوآوری این پژوهش قابل توجیه است و نهایتا این پژوهش با پیگیری مساله اصلی پژوهش در شرکت مورد مطالعه، به دنبال راهکارهایی است که بتوان مطالعه فعالیتهای (فرایند) مدیریت تکنولوژی و رابطه آن با قابلیتهای چابکی به عنوان ابزاری برای بهتر عمل کردن در محیط پویای امروزی و نیازهای متغیر مشتریان در کسب و کار های داخلی و خارجی بهره برد تا این شرکت ها به مزیت رقابتی پایدار دستیابند.
2- مروری بر ادبیات پژوهش
این بخش به بررسی مرور ادبیات مدیریت تکنولوژی و فعالیتهای آن و همچنین ادبیات مربوط به قابلیتهای چابکی و ارتباط بین متغیرهای پژوهش پرداخته است.
2-1- تاریخچه و تعاریف مدیریت تکنولوژی
یکی از مباحثی که در دنیای امروز مورد توجه زیادی قرار گرفته است، بحث مدیریت تکنولوژی است. بر سر این موضوع که سه فاکتور مهم استراتژیکی در سازمانهای مدرن وجود دارد که سبب خلق مزیت رقابتی میشود، بحثهایی مطرح است. نخستین فاکتور رهبری استراتژیک است. رهبری موثر ، توسعه سازمان در مسیر درست و تولید محصولات در جهت پاسخ به نیاز بازار را تضمین میکند. دومین فاکتور داشتن کارکنانی توانمند و باانگیزه است. آنها سازمان را به جلو حرکت میدهند. عامل سوم مدیریت تکنولوژی مناسب است. مهم این است که تکنولوژی شرکت، آن را به درستی برای رسیدن به وضعیتی موثر و رقابتی هدایت کند(هریسون و سامسون8، 2003).
مدیریت تکنولوژی در دهه 1980 شکل گرفت. مدیریت تکنولوژی به یک مورد بسیار با اهمیت تبدیل شده است و به عنوان یکی از مهمترین عوامل در رقابت بینالمللی محسوب میشود (ون ویک9، 1988)
تاثیر تکنولوژی توسط فعالان، دانشگاهیان و دولت به عنوان یک سر منشا مزیت رقابتی برای صنایع تولیدی به طور گسترده و وسیع پذیرفته شده است. به منظور تحقق بخشیدن به این مزیت رقابتی، درک هر دو وجه یعنی تکنولوژیهای خاص و راههای آنها در کارخانههایی که میتوانند به بهترین نحو مدیریت تکنولوژی را انجام دهند، بسیار مهم بود. این مسائل که از اهمیت فزایندهای برخوردار هستند، به عنوان سرعت توسعه تکنولوژی و افزایش پیچیدگی شناخته میشوند. افزایش سطح فعالیت در بخش مطالعات مدیریت تکنولوژی یک نشانه از این روند است. برای مثال، کلارک و ریولر10 (1993) یک فهرست از مقالات چاپ شده در زمینه علوم و مدیریت تکنولوژی که شامل بیش از 10000 منبع بیشتر از 3000 منبع در سال 1981 بود ، ارائه کردند.
در گزارش سال 1987 شورای ملی تحقیقات11، یکی از نخستین تعاریف مدیریت تکنولوژی را بیان کرده است. در این گزارش اظهار شده است که
” مدیریت تکنولوژی مهندسی، علوم و مدیریت را به منظور پرداختن به برنامهریزی، توسعه و پیادهسازی قابلیتهای تکنولوژیکی برای شکل دادن و تحقق اهداف استراتژیک و عملیاتی یک سازمان، به یکدیگر
وصل می کند “ (شورای ملی تحقیقات، 1987; ستیندامار و همکاران12،b2009; باداوی، a2009; چانارن و جولی13، 1999; فال و همکاران14، 2001; لی هوا و خلیل15، 2006; وو و همکاران16، 2012). این تعریف تا حدودی ترکیبی از هر دو جنبه تکنولوژی یعنی بعد سخت مثل علوم و مهندسی و بعد نرم است (فال و همکاران، 2004). از آن به بعد تعاریف دیگری نیز آمده است که حتی تعدادی از آنها به پوشش شاخههای فرعی مدیریت تکنولوژی پرداختهاند. هر تعریف جدید علتی است که نشان میدهد، در این زمینه اصلاحاتی صورت گرفته است و پیشرفتی صورت پذیرفته است.
رشته مدیریت تکنولوژی دارای سابقه بیش از 50 سال است و در مسائل خاص از تحقیقات موسسه مهندسین برق و الکترونیک17 (IEEE) در مجله مدیریت مهندسی18 در سال 2004 و مجله تحقیقات مدیریت تکنولوژی19 در سال 2007 نشان داده شده است (ربرتس20، 2004; لارسون21، 2007). مدیریت تکنولوژی به یک رشته تائید شده در 20 سال گذشته با ظهور سازمانهای تخصصی و حرفهای (مانند انجمن بین المللی مدیریت تکنولوژی22 (IAMOT)، پورتلند مرکز بین المللی برای مدیریت تکنولوژی و مهندسی23 (PICMET) و موسسه اروپایی برای تکنولوژی و نوآوری در مدیریت24 (EITIM)) و افزایش سریع در تعداد نشریات و برنامههای تحصیلی در این زمینه در اواخر دهه 80 میلادی، تبدیل شده است (آلن25، 2004; ربرتس، 2004; بال و ریگبی26، 2005). اگر تغییرات مشاهده شده در رشته مدیریت تکنولوژی در بازه زمانی 1996 تا 2008 گسترش یافته است، بی درنگ معلوم است که نوآوری حرف نخست را در موضوعات اصلی در مدیریت تکنولوژی میزند (ستیندامار و همکاران، a2009). به عنوان مثال، یک مطالعه که به بررسی مقالات منتشر شده در مجله Technovation پرداخته است، دو موضوع عمده را شناسایی کرده است که از این قرار است: نوآوری تکنولوژی و مدیریت تکنولوژی (نیمبیسان و ویلمن27، 2004). در این تحقیق بیان میشود که 84 درصد از مقالات این مجله مربوط به این موضوعات بوده است یا به شکلی به آن وابسته بوده است. در مطالعهای دیگر در موسسه مهندسین برق و الکترونیک این را نشان داده است که روشهای قبلی آکادمیک در رشته مدیریت تکنولوژی آن را به 4 بخش تقسیم کرده بود، که عبارت است از: توسعه محصول جدید، اشاعه محصول جدید، نوآوری و توسعه فن آوری (پیلکینگتن28، 2006).
بر طبق پیشنهاد شورای ملی تحقیقات در سال 1987، مدیریت تکنولوژی به عنوان محل ادغام دو رشته علمی ، یعنی مدیریت و علوم تکنولوژی شناخته شده است که میتوان در شکل 1 آن را دید.
شکل1- مدیریت تکنولوژی نتیجه اغام ( چانارتن و جوئی، 1999)
تجزیه و تحلیل ادبیات پیشین این را نشان میدهد که لیستهایی از فرآیندها / قابلیتها/ فعالیتهای مدیریت تکنولوژی وجود دارد (ربرتس، 1988;
جدول 1- مقایسه چارچوب فرآیند مدیریت تکنولوژی (انصاری و همکاران(1393).
|
لوینو بارنارد |
رابرتز |
کوتک |
داگسون |
سومانث |
شورایملی تحقیقات |
راشو همکاران |
گرگوری |
ستیندامارو همکاران |
|
|
تشخیص وضع موجود |
پویش |
|
آگاهی |
شناسایی، ارزشیابی |
جستجو، آگاهی |
شناسایی |
شناسایی |
|
|
|
تمرکز |
استراتژی |
|
|
استراتژی، انتخاب-ارزیابی |
انتخاب |
انتخاب |
|
تولید دانش و تبدیل آن به ابزار |
ایده، فرمول بندی، حل مسئله، راه حل اولیه |
منابع |
همکاری، تحقیق و توسعه، توسعه محصول جدید |
اکتساب، پیشرفت |
تحقیق وتوسعه |
اکتساب، ایجاد قابلیت |
اکتساب |
اکتساب |
|
تطبیق تجهیزات با ملزومات کاربر |
توسعه تجاری، استفاده کردن، اشاعه |
پیاده کردن |
تجاری سازی، عملیات |
ارتقا، رها کردن |
یکپارچه نمودن، پیاده سازی، منسوخ کردن |
پیاده سازی، بهره برداری |
بهره برداری |
بهره برداری |
|
|
|
|
|
|
|
|
محافظت |
محافظت |
|
پشتبانی سازمان (عملکرد،افراد) |
|
آموختن |
|
|
|
یادگیری |
|
یادگیری |
گرگوری29، 1995; کتک30، 1998; داگسن31، 2000; لوین و بارنارد32، 2008; ستیندامارو همکاران، a2009). همانگونه که در جدول 1 نشان داده شده است ، ممکن است بسیاری از این فعالیتها نامهای مختلفی داشته باشند، اما در واقع آنها در عمل به دنبال دستیابی به قابلیتهای تکنولوژیکی هستند. به عنوان مثال عنوانی که در مطالعات ربرتس (1988) ” تجاریسازی “ نام نهاده شده است در مطالعات گرگوری (1995) ” بهره برداری “ تلقی شده است ، البته تنوع زبانی در ادبیات آکادمیک نیز تاثیر گذار بوده است. برای مثال جنرال الکتریک به تازگی نام ” مرکز تحقیقات جهانی “ خود را به ” خانه سحر و جادو “ تغییر داده است (لارسون، 2007).
ستیندامارو همکاران (a2009) موضوع مدیریت تکنولوژی را از طریق لنز نظریه قابلیتهای پویا به بررسی گذاردند و آنها مدیریت تکنولوژی را نوعی از قابلیتهای پویا با هدف توضیح روشی در شرکتی که منابع را اختصاص میدهد و فرآیندهایی برای نوآوری دایر می کند، استدلال می کنند و این که چگونه مدیریت تکنولوژی منبع و فرآیندهای موجود را تولید و مستقر می کند و فعالیتهای مدیریت تکنولوژی را بهبود میبخشد و این که کجا منابعی جدید را فراهم می کند. بدین ترتیب، قابلیت مدیریت تکنولوژی میتواند به عنوان ترکیبی از منابع و فرآیندهایی شناخته شود که سبب توسعه، گسترش و حفاظت برای مدیریت کردن تکنولوژی میشود (وو و همکاران، 2012).
پنج فرآیند این چارچوب به طور گسترده ای پذیرفته شده است و بر همین اساس محققان زیادی بر عامل دیگری به نام یادگیری متمرکز شده اند. برای مثال ، ستیندامار و همکاران (a2009) بیان می کنند که شکلهای یادگیری یکی از بخش های مهم و حیاتی مهارت تکنولوژیکی است که شامل بازتاب پروژه های فناوری و فرآیندهای داخلی و خارجی انجام شده، است(وو6 و همکاران، 2012).
بهرهبرداری از تکنولوژیها به منظور ایجاد مزایا و یا سودهایی که شرکت به دنبال به دست آوردن آنها است. بهره برداری به تجاریسازی درآوردن بازمی گردد اما بهره برداری یک وظیفه مدیریتی وسیعتری است وقتی سودهای مورد انتظار ممکن است از طریق پیادهسازی ، جذب و بهرهبرداری از این تکنولوژیها در داخل شرکت بهدست آورده شوند. بدیهی است، تجزیه و تحلیل شکل 1 نشان میدهد که ممکن است بر یک مدل عمومی توافق وجود داشته باشد. نتیجه لیست فعالیتها حالتی بخصوص از ترکیب دو مطالعه اصلی ، یعنی گرگوری (1995) و راش و همکاران33 (2007) بوده است. مدل نهایی، شش فعالیت عمومی مدیریت تکنولوژی، به شرح زیر است:
1- فنآوریهای شناسایی شده که برای کسب و کار مورد اهمیت هستند. شناسایی تنها به توسعههای تکنولوژیکی محدود نمیشود بلکه شامل تغییرات بازار نیز هست. شناسایی شامل جستجو، حسابرسی، جمع آوری داده ها و فرآیندهای اطلاعاتی است.
2- فنآوریهای گزینش شده می بایست از سازمان حمایت کنند. انتخاب، یک فرآیند تصمیمگیری است که مربوط به مسایل استراتژیک به حساب میآید، که نیازمند ارزیابی موثر و یا ارزیابی ظرفیت است. به همین علت است که انتخاب با درک خوب از اهداف استراتژیک و اولویتهای توسعه یافته شروع میشود و سپس با تطبیق دادن تکنولوژی با استراتژی کسب و کار کمک میکند.
3- اکتساب فنآوریهای انتخاب شده. تصمیمات اکتساب به انتخابهای میان گزینههای خرید یا ایجاد همکاری مربوط است، از زمانی که تکنولوژیها از طریق برخی شکلهای همکاری داخلی یا خرید از توسعه دهندگان خارجی توسعه داده شده باشند و یا پس از اکتساب، نیاز به جذب است که شامل جا به جایی تکنولوژی از بخش تحقیق و توسعه به کارخانه و یا از شرکتی خارجی و یا شریک خارجی به داخل واحد ساخت است. دیگر مثال مانند فرآیندهایی که شامل تحولات تدریجی، بهبود فرآیند و بازاریابی هستند.
4- حفاظت از دانش و تخصص در محصولات و سیستمهای تولیدی تعبیه شده است. برای دستیابی به این قابلیت، نیاز به فرآیندهایی همچون حق امتیاز و نگهداری کارکنان است.
5- یادگیری از توسعه و بهره برداری از تکنولوژیها. این فعالیت یک بخش حیاتی از شایستگی تکنولوژیکی را شکل میدهد که شامل بازتابی از پروژههای تکنولوژی و فرآیندهایی است که در داخل و یا خارج شرکت انجام شدهاند (ستیندامار و همکاران، a2009).
فهرست فعالیتهای مدیریت تکنولوژی شامل قابلیتهای نوآوری نمیشود و این به دو علت است. اولا، قابلیت نوآوری یک سطح بالاتر از یکپارچگی قابلیتها تعریف شده است، که آن توانایی مدیریت چندین قابلیت است (لاوسن و سامسن34، 2001; وانگ و همکاران35، 2008). ثانیا، هر یک از فعالیتهای مدیریت تکنولوژی دارای عنصر نوآوری در درون خود است. برای مثال، فعالیت اکتساب دارای یک سهم زیادی از فعالیت نوآوری در درون خود است که شامل تولید، خدمات و فرآیندی نوآوری در شرکت است (تتلینگ و همکاران36، 2008).
2-1-1- چارچوب مدیریت تکنولوژی
اصطلاح چارچوب، اشاره به درک و ارتباط ساختار و روابط درون یک سیستم برای یک هدف تعریف شده، است. در حالی که مطالعات مدیریت تکنولوژی فراوان است، اما پیشنهادات اندکی مبنی بر کاربرد عملی اصول مدیریت تکنولوژی صورت گرفته است و تعداد اندکی چارچوب و مدل مفهومی پذیرفته شدهای زیربنای آن قرار گرفته است (فال و همکاران، 2004). در چارچوب مدیریت تکنولوژی، ارائه شده در شکل 2، فعالیتهای مدیریت تکنولوژی که شناسایی، انتخاب، اکتساب، بهرهبرداری و حفاظت از فناوری هستند به طور معمول به هم وصل شده و یا در فرآیندهای اصلی کسب و کار قرار گرفتهاند. یکی از مزایای چارچوب مدیریت تکنولوژی این است که قابلیت اجراء در هر شرکت با هر اندازهای را دارا است (ستیندامار و همکاران، a2009).
شکل 2.- چارچوب مدیریت تکنولوژی(فال و همکاران، 2004)
2-2- تاریخچه و تعاریف چابکی سازمانی
با توجه به رقابت جهانی، شرکت ها و سازمانها، به دنبال دستیابی به روشهایی برای کاهش هزینه، بهبود کیفیت و برآوردن نیازهای دائما در حال تغییر مشتریان خود، هستند(قبادیان37، 1994). سرعت شاید مهم ترین ثروت در هزاره سوم و عصر جدید موسوم به عصر اطلاعات باشد. برای کاستن زمان پاسخگویی و بهبود انعطافپذیری باید شکل کاملاً جدیدی از سازمانها به وجود آیند که برای این منظور اصطلاح چابکی سازمانی برای نخستین بار به کار گرفته شد. چابکی یعنی توانایی فائق آمدن بر چالشهای غیرمنتظره برای مقابله با تهدیدات بی سابقه محیط کاری و کسب مزیت و سود از تغییرات به عنوان فرصتها (جعفرنژاد و شهائی، 1386). سازمانها به منظور همگامی با تغییرات سریع در ا ین بازارهای بسیار رقابتی باید روشهای سنتی مدیریت را کنار بگذارند. سازمانها با ایجاد مشارکتهای پویا، از طرفی با یک دیگر متحد می شوند واز طرف د یگر به صورت مشترک با یکدیگر برای برآورده ساختن نیازهای متغیر بازار رقابت، و در نهایت به هدف
برنده – برنده دست پیدا میکنند (لو و همکاران38، 2003).
سازمان چابک سازمانی است که توان پاسخگویی سریع و اثربخش به تغییرات ایجاد شده در محیط خود را داشته باشد (لین و همکاران39، 2006). عرصه کسب و کار امروز عرصه رقابت است و سازمانها از هر نوع که باشند بایستی برای بقا در محیط رقابتی و متغیر تجاری و بهرهبرداری از تغییرات پیرامون خود به توان پاسخگویی سریع در راستای تامین نیازهای متنوع مشتریان که ویژگی یک سازمان چابک است، دستیابند (شریفی و ژانگ40،1992).
در سال 1991 میلادی گروهی از متخصصان صنعتی مشاهده کردند که نرخ افزایش تغییرات در محیط تجاری از توانایی های سازمانهای تولیدی سنتی در جهت تطبیق و سازگاری با آن، سریعتر و شتابانتر است. این سازمانها در استفاده از مزایای فرصتهایی که برای آنها ارائه میشد ، ناتوان بودند و این ناتوانی در تطبیق با شرایط تغییر ممکن بود در بلندمدت باعث ورشکستگی و ناکامیشان شود (هرمزی41، 2001). بنابراین، برای نخستین بار، پارادایمی جدید در گزارشی که عنوانش استراتژی بنگاههای تولیدی در قرن بیست و یکم از دیدگاه متخصصان صنعتی بود به وسیله مؤسسه ایاکوکا منتشر و به همگان معرفی شد (داو42، 1994). بلافاصله، عبارت تولید چابک به طور مشترک با انتشار این گزارش مورد استفاده عموم قرار گرفت (گاناسکاران و همکاران43، 2001).
در آغاز دهه 1990، مفهوم چابکی، به عنوان شیوهای نوین برای مدیریت محیط متغیر رقابت ظهور یافت. از دهه 1990 تا هم اکنون نشریات زیادی پیرامون چابکی منتشر شده و سعی در ارائه تعریفی جدید، از این مفهوم داشتهاند (شرهی و همکاران44، 2007). این پارادیم جدید، راه حلی متفاوت برای کسب مزیت رقابتی صنایع است (شریفی و ژانگ، 2001).
مفهوم چابکی در سازمانها به کارکرد تولیدی و مفهوم سیستمهای تولید منعطف باز میگردد. تولید چابک را میتوان ناشی از ویژگیهایی دانست که درطول قرن بیستم معرف تو لید بودند، از جمله عقلانیت، استانداردسازی و حذف عدم قطعیتها (وایت و همکاران45، 2005). همچنین، تولید چابک را میتوان به عنوان مجموعهای از ابزارها، تکنیکها و طرحهایی که یک کارخانه یا شرکت را قادر میسازد که تحت تغییرات غیر قابل پیشبینی رشد کند. تولید چابک نه تنها یک کارخانه را قادر میسازد که پاسخگوی سریع نیازهای مشتریان باشد، بلکه به پیکربندی مجدد عملیات و اتحاد استراتژیک برای پاسخگویی به تغییرات پیش بینی نشده در بازار، سرعت میبخشد. در شرایط کلی، تولید چابک شامل توانایی واکنش سریع به تغییرات محیط و تغییرات فنی است (آنابلا و همکاران46، 2012)
چابکی را میتوان به صورت مفهومی مدیریتی حول پاسخگویی به بازارهای متلاطم و پویا و تقاضاهای مشتریان توصیف کرد. در واقع، چابکی نه تنها درگیر پاسخگویی به مشتریان است بلکه با بهرهبرداری و کسب مزیّت از این تغییرات به عنوان فرصت، نیز مرتبط است. به منظور فراهم آوردن پاسخگویی شرکتها باید در چندین حوزه مثل، توسعه محصول، ساخت ولجستیک دارای قابلیتهای منطبق باشند در هر یک از این حوزه ها، به شایستگیهای خاصی برای فراهم آوردن ا ین قابلیتها نیاز است (جعفرنژاد و درویش، 1388). چابکی شرکت باید از چابکی سیستمهای کسب و کار، سازمانی، عملیاتی و حمل و نقل به دست آید (هوآنگ و نف47، 1999).
اخیرا تعریفی که از چابکی پذیرفته شده است، این مفهوم را به عنوان توانایی سازمان در پاسخگویی سریع و اثربخش به تغییرات ایجاد شده در تقاضای بازار برای تامین تقاضاهای متنوع مشتریان، عنوان میکند. مدلهایی که در زمینه چابکی وجود دارند انگشتشمار بوده و نخستین و مهمترین آنها توسط شریفی و ژانگ معرفی شده است که در واقع اساسی برای شکلگیری سایر مدلهای چابکی است. عناصر تشکیل دهنده این مدل عبارتند از: محرکهای چابکی که فشارها و تغییراتی هستند از جانب محیط متغیر کسب و کار و تجارت که بر سازمان تحمیل شده و آن را وادار میکند که برای کسب و بقای مزیت رقابتی در جستجوی روشهای نوین باشند. قابلیتهای چابکی، شامل قابلیتهای اساسی برای پاسخگویی مثبت به تغییرات و کسب مزیت از این طریق هستند. عوامل اجرایی چابکی، ابزارهایی هستند که از طریق آنها قابلیت های چابکی به دست میآید (رحیمنیا و مقدسیان 48 ، 2010).
2-2-1- قابلیتهایچابکی
موسسات و سازمانهای چابک برای رسیدن به تغییر، عدم اطمینان و عدم قابلیت پیشبینی در محیط کاری خود، به شماری از توانمندیهای متمایز نیازمند هستند که قابلیتهای چابکی نامیده میشوند (مولوی، 1391).
قابلیتهای چابکی، عبارت است از توانایی هایی که باید در سازمان ایجاد شود، تا سازمان از قدرت مورد نیاز برای پاسخگویی به تغییرات برخوردار باشد (شریفی و ژانگ، 2001) در یک طبقه بندی کلی از قابلیتهای اصلی چابکی، این قابلیتها چهار عنصر اصلی را در بر می گیرند، که به عنوان مبنای حفظ و توسعه چابکی به شمار میروند (ژانگ49، 2011)
قابلیتهای چابکی و مولفههای آنها را میتوان به صورت شکل 3 نشان داد.
شکل3 -. مدل مفهومی چابکی (رحیمنیا و مقدسیان، 2010)
جدول2 -. قابلیتهای چابکی و مولفههای آنها (شرهی و همکاران،2007)
|
شاخص اصلی |
تعریف |
زیر شاخص |
|
پاسخگویی
|
1- احساس درک و پیش بینی تغییرات 2- عکس العمل آنی به تغییرات 3- امکان بهربرداری از تغییر
|
1- حفظ و ارتقای روابط با مشتریان 2- کاهش هزینه ها 3- ارتقای کیفیت 4- محصولات مشتری محور 5- معیارهای اندازهگیری مشتری گرا 6-قدرت پاسخگویی به تقاضا به محض دریافت سفارش 7- افزایش تناوب ارتقای خدمت |
|
شایستگی |
1-چشم انداز استراتژیک 2-تکنولوژی مناسب 3-مدیریت تغییر 4-نیروی انسانی شایسته و دانشی 5-یکپارچه سازی
|
1-تصمیم گیری غیر متمرکز 2-تاکید برشایستگی های اساسی 3-ساختار مشوق نوآوری 4-روابط مبتنی براعتماد 5- اهداف و معیارهای تیم محور 6- تعهد مدیریت ارشد به اقدامات چابک
|
|
انعطاف پذیری |
انعطاف پذیری در حجم محصول/ در مدل/درکارکنان/ انعطاف پذیری سازمانی |
1-توانایی کارکنان در مقابله با تغییرات ناگهانی 2-امکان ویژه سازی محصولات 3-امکان معرفی محصول جدید 4- توانایی ارائه محصولات |
|
سرعت |
سرعت در معرفی محصول جدید به بازار/سرعت در انجام عملیات/سرعت و به موقع بودن حمل |
1- ارتباطات مجازی 2-سرعت کشف بازارهای جدید 3-قابلیتهای داده کاوی 4- تسهیلات برای تصمیم گیری سریع 5- میزان تاکید بر برون سپاری |
2-2-2-. بهبودقابلیتهایچابکیدرسازمان
در آینده و در حین رقابت در محیط رقابتی پویا، شرکتها و سازمانها باید به فکر توسعه قابلیتها و استفاده از چابکی به عنوان مزیت رقابتی باشند. از مشکلات تمرکز بر بهبود چابکی، پویایی و نیز اقتضایی بودن قابلیتی است که از پیش توسط سازمان ذکر شده است. چابکی در اینجا به عنوان یک راه بیپایان از بهبود مستمر قلمداد میشود، و از آن جا که هیچ طرحی برای اندازهگیری چابکی در ادبیات این تئوری ذکر نشده است، تعیین سطح خاصی از چابکی مورد نیاز دشوار است. در این راستا، فوکورکا و فلیدنر50 (1998) بر اساس نظرات ناکان51 (1986) نیز نظرات فردوس و دی میر52(1990) مدلی را برای بهبود قابلیت چابکی طراحی نموده اند. این مدل حاکی از آن است که شرکتهایی که بدون در نظر گرفتن سایر قابلیتهای عملکردی، بر بهبود چابکی تأکید میکنند، احتمالاً با شکست و ناکامی مواجه خواهند شد. پیش از شروع به ایجاد و کاربرد چابکی، لازم است مبنای شایستگی در سایر ویژگیهای رقابتی مشخص شود (فردوس و دی میر، 1990).
بهبود کیفیت، پیش شرط ضروری برای بهبود و توسعه سایر قابلیتهای رقابتی است. شرکتها و سازمان پس از دستیابی به سطح قابل قبولی از کیفیت، باید کماکان به فکر توسعه کیفیت باشند و در عین حال برنامهها و راهکارهایی را برای بهبود قابلیت اطمینان تهیه و تنظیم نمایند. هنگامی که سطح قابل قبولی از قابلیت اطمینان به دست آمد، در عین تداوم دو فعالیت قبل، سازمانها باید به انعطا پذیری، پاسخگویی و قابلیت سازگاری روی آورند. مبتنی بر بهبود موفقیت آمیز در عرصه قابلیتهای انعطافپذیری، شرکتها و سازمانها میتوانند به سمت چابکی و چالاکی گام بردارند. بهعلاوه، تلاشهای بهبود کیفیت، قابلیت اطمینان و انعطافپذیری بیشتر است (مدرس یزدی و جعفرنژاد، 1385).
2-2-3-ارتباط بین متغیرهای پژوهش: مرور پیشینه پژوهش
مطالعات انجام شده از جمله کودیش و همکاران53، (1995)، گولدمن و همکاران(1995)، کروسیتو و یوسف(2003)، ون استرهوت(2006)، شرهی و همکاران( 2007) نشان میدهد که ملزومات چابکی سازمانی برای سریع واکنش دادن به متغیرهای محیطی، نیازمند مجموعهای از عوامل و منابع از جمله تکنولوژی مدیریت آن است که بتواند به تغییرات تقاضای مشتریان در محیط بازار و تغییرات غیرقابل پیش بینی پاسخ دهد. به همین علت شرکتها در رابطه با تکنولوژی نیازمند مجموعه فرایندها (فعالیتهایی) هستند که برای پاسخگویی به نیاز مشتریان به صورت چابک عمل کنند و تحقق این امر در محیط پویای امروزی در ایجاد قابلیتهایی است که زمینه این امر را فراهم سازد. مطالعاتی که زائین و همکارانش54(2005) در رابطه با تکنولوژی و چابکی سازمانی در شرکتهای ساختوساز مالزی انجام دادند، به این نتیجه رسیدند که سیستمهای سخت افزاری یا کاربران تکنولوژی تاثیر مستقیمی بر چابکی سازمان دارد. همچنین، پژوهش تسنگ و همکاران(2011)، از میان 12 توانمندساز در نظر گرفته شده، مدیریت تکنولوژی، به عنوان یکی از مهمترین توانمندسازهای چابکی شناخته شد. در ایران نیز مطالعهای توسط زنجیرچی و الفت (1389) با عنوان نقش فناوری در دستیابی به چابکی در شرکتهای الکترونیک انجام شد. در این مطالعه، فناوری از سه بعد تولید، محصول و اطلاعات به عنوان عامل تاثیر گذار بر چابکی بررسی شده بود و نتایج حاصل از این مطالعه نیز نشان داد که تمامی ابعاد فناوری به شکل معنیداری میتوانند تغییرات چابکی را توجیه نمایند. همچنین، مطالعه انجام شده توسط مولوی و همکاران(1392) در صنعت هوایی ایران نشان میدهد از میان 7 توانمندساز در نظر گرفته شده، مدیریت تکنولوژی، به عنوان دومین توانمندساز شناخته شد. این مطالعات نشان میدهد مدیریت تکنولوژی یکی از نظامهای مهم مدیریتی در چابکی است. همچنین، مرور ادبیات مرتبط با مدیریت تکنولوژی(مطابق شکل 1) نشان میدهد که شش فعالیت اساسی برای نظام مدیریت تکنولوژی قابل تبیین است. با این حال تاکنون مطالعهای که تاثیر این فعالیتهای ششگانه را بر قابلیتهای چابکی بررسی کند انجام نشده است و در این مطالعه هدف این است تا با ایجاد و تبیین مدلی، به بررسی نقش فعالیتهای مدیریت تکنولوژی در قابلیتهای چابکی سازمان مورد مطالعه پرداخته شود.
شکل 4-. مدل مفهومی پژوهش
3- مدل مفهومی و فرضیههای پژوهش
برای انجام تحقیقات علمی و نظاممند، چارچوبی علمی و نظری مورد نیاز است که اصطلاحاً مدل مفهومی نامیده میشود. در این تحقیق، مدل مفهومی مطابق شکل 4 با توجه به یافتههای ادبیات و نظر خواهی از خبرگان پیشنهاد شده است. بر اساس این مدل، فرضیهها عبارتند از:
1) فعالیت های مدیریت تکنولوژی بر قابلیتهای چابکی در کارخانه فولاد کویر کاشان تاثیر دارد.
a) اکتساب تکنولوژی بر قابلیتهای چابکی در کارخانه فولاد کویر کاشان تاثیر دارد.
b) بهره برداری تکنولوژی بر قابلیتهای چابکی در کارخانه فولاد کویر کاشان تاثیر دارد.
c) شناسایی تکنولوژی بر قابلیتهای چابکی در کارخانه فولاد کویر کاشان تاثیر دارد.
d) محافظت تکنولوژی بر قابلیتهای چابکی در کارخانه فولاد کویر کاشان تاثیر دارد.
e) یادگیری تکنولوژی بر قابلیتهای چابکی در کارخانه فولاد کویر کاشان تاثیر دارد.
f) انتخاب تکنولوژی بر قابلیتهای چابکی در کارخانه فولاد کویر کاشان تاثیر دارد.
4- روششناسی پژوهش
این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ ماهیت همبستگی و از نظر شیوه گردآوری داده از نوع توصیفی پیمایشی است. جامعهی آماری این پژوهش، مدیران و کارشناسان کارخانه فولاد کویر کاشان در سال 1392 است. از میان 90 نفر از کارشناسان واحدهای مورد مطالعه، تعداد 72 نفر حاضر به پاسخگویی شدند. در این پژوهش به منظور جمع آوری داده های مورد نیاز، از پرسشنامه استفاده شد و برای نمره گذاری پرسشنامه ها از مقیاس فاصله ای لیکرت شامل پنج گزینه کاملا مخالفم، مخالفم، بینابین، موافقم و کاملا موافقم و با نسبت دادن به ترتیب نمرات 1 تا 5 استفاده شده است. پرسشنامه علاوه بر سوال های جمعیت شناختی، از دو بخش تشکیل شده بود که بخش اول در مورد فعالیت های مدیریت تکنولوژی است و آیتم های مربوط به هر فعالیت از مطالعات ستیندامار وهمکاران(2009 و 2010) بر اساس مرور ادبیات پژوهش شناسایی شد و سپس به طراحی سوالات اقدام گردید و بخش بعدی در مورد قابلیتهای چابکی بود که از سوالات استانداردی استفاده شد که در مطالعات شریفی و ژانگ(1999) به کار رفته بود که این سوالات نیز پس از تعدیل جزئی مورد استفاده قرار گرفت و روایی سوالات با استفاده از نظر اساتید و خبرگان مربوطه تایید شد. برای تعیین پایایی پرسشنامه نیز از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد که این ضریب برای هریک از سازههای پژوهش بالاتر از 71/0 و برای کل پرسشنامه پژوهش 95/0 برآورد گردید. بنابراین سوالات پرسشنامه پایایی لازم را دارند (شکل3).
جدول3.- نتایج محاسبه ضریب آلفای کرونباخ
|
مولفه های پژوهش |
آلفای کرونباخ |
|
|
فعالیت های مدیریت تکنولوژی |
اکتساب |
79/0 |
|
بهره برداری |
75/0 |
|
|
شناسایی |
90/0 |
|
|
محافظت |
94/0 |
|
|
یادگیری |
81/0 |
|
|
انتخاب |
71/0 |
|
|
قابلیتهای چابکی |
پاسخگویی |
76/0 |
|
شایستگی |
71/0 |
|
|
انعطاف پذیری |
75/0 |
|
|
سرعت |
94/0 |
|
|
فعالیت های مدیریت تکنولوژی |
92/0 |
|
|
قابلیتهای چابکی |
75/0 |
|
|
کل پرسشنامه |
95/0 |
|
به منظور تجزیه و تحلیل دادههای گردآوری شده، از روشهای آمار توصیفی، استنباطی و معادلات ساختاری استفاده شده است. برای توصیف متغیرهای جمعیتشناختی، روشهای مختلف آمار توصیفی همچون جدول توزیع فراوانی مطلق، درصد و میانگین و انحراف معیار به کار گرفته شده است و در بخش آمار استنباطی، از روشهای آزمون همبستگی پیرسون و آزمون t-value ، تحلیل عامل تاییدی و معادلات ساختاری و با نرم افزارهای SPSS و Smart PLS در راستای تبیین اجزای مدل و روابط بین آنها تجزیه و تحلیل شده اند. در این پژوهش روایی سازه به وسیله تحلیل عاملی تاییدی بررسی شده است.
5- یافتههای پژوهش
5-1-آمار توصیفی
64 نفر از کارشناسان واحدها مرد و 8 نفر زن هستند. از نظر سنی 32 نفر بین 26 تا 35 سال، 31 نفر بین 36 تا 45 سال، 13 نفر بالای 45 سال هستند. 18 نفر از مدیران دارای تحصیلات دیپلم و زیر دیپلم، 61 نفر دارای تحصیلات کارشناسی و 21 نفر دارای تحصیلات کارشناسی ارشد و بالاتر هستند. از نظر سابقه مدیریتی 69 نفر از کارشناسان دارای سابقه مدیریتی 1 تا 5 سال هستند و 24 نفر از کارشناسان دارای سابقه مدیریتی 6 تا 10 سال و 7 نفر سابقه مدیریتی 11 تا 15 سال بود. لازم به ذکر است که پست مدیریتی این کارشناسان در این پژوهش مدنظر نبوده و فقط سابقه مدیریتی آنها لحاظ شده است(شکل 4).
جدول 4.- ویژگیهای جمعت شناختی نمونه
|
متغیر |
طبقات |
فراوانی |
درصد فراوانی |
|
جنسیت |
مرد |
64 |
89 |
|
زن |
8 |
11 |
|
|
سن |
26 تا 35 سال |
32 |
44 |
|
36 تا 45 سال |
31 |
43 |
|
|
بالای 45 سال |
9 |
13 |
|
|
تحصیلات |
دیپلم و زیر دیپلم |
13 |
18 |
|
کارشناسی |
44 |
61 |
|
|
کارشناسی ارشد و بالاتر |
15 |
21 |
|
|
سابقه مدیریتی |
1 تا 5 سال |
50 |
69 |
|
|
6 تا 10 سال |
17 |
24 |
|
|
11 تا 15 سال |
5 |
7 |
|
جمع |
|
72 |
100 |
5-2- نتایج آزمون همبستگی
به منظور آزمون فرضیه های پژوهش، ابتدا از آزمون همبستگی با استفاده از نرم افزارSPSS ، برای سنجش همبستگی بین متغیرها استفاده شد ولی ابتدا بایستی از نرمال یا غیر نرمال بودن توزیع داده ها آگاهی یافت تا این که در گام بعدی بتوان آمار( پارامتریک یا ناپارامتریک) مناسب را انتخاب نمود. لذا در ابتدا از آزمون کولموگروف- اسمیرنوف جهت رسیدن به این هدف استفاده شده است. طبق نتایج آزمون کولموگروف- اسمیرنوف، همانطور که در شکل 5 مشاهده میشود، هر دو متغیر مدیریت تکنولوژی و قابلیتهای چابکی از توزیع نرمال برخوردارند.
آزمون همبستگی پیرسون به عنوان آزمونی پارامتریک برای آزمون فرضیه های تحقیق استفاده میشود. نتایج آزمون همبستگی پیرسون در جدول 6 به نمایش درآمده است. با توجه به نتایج به دست آمده از آزمون همبستگی پیرسون، مشاهده میشود که ابعاد فعالیت های مدیریت تکنولوژی؛ اکتساب، بهرهبرداری، شناسایی، محافظت، یادگیری و انتخاب بر قابلیتهای چابکی تاثیر مثبت و معناداری وجود دارد.
جدول 5.-آزمون کولموگروف اسمیرنف
|
متغیرهای پژوهش |
تعداد |
میانگین |
انحراف استاندارد |
آماره Z |
سطح معنی داری |
|
فعالیت های مدیریت تکنولوژی |
72 |
757/2 |
886/0 |
531/0 |
940/0 |
|
قابلیتهای چابکی |
72 |
794/2 |
833/0 |
650/0 |
792/0 |
جدول 6.- آزمون همبستگی پیرسون بین متغیرهای پژوهش
|
تعداد نمونه |
سطح معنی داری |
ضریب همبستگی |
متغیرهای وابسته |
متغیرهای مستقل |
|
72 |
000/0 |
777/0 |
پاسخگویی |
اکتساب |
|
72 |
000/0 |
753/0 |
شایستگی |
|
|
72 |
000/0 |
446/0 |
انعطاف پذیری |
|
|
72 |
001/0 |
384/0 |
سرعت |
|
|
72 |
000/0 |
710/0 |
پاسخگویی |
بهره برداری |
|
72 |
000/0 |
701/0 |
شایستگی |
|
|
72 |
000/0 |
558/0 |
انعطاف پذیری |
|
|
72 |
000/0 |
412/0 |
سرعت |
|
|
72 |
000/0 |
890/0 |
پاسخگویی |
شناسایی |
|
72 |
000/0 |
664/0 |
شایستگی |
|
|
72 |
000/0 |
566/0 |
انعطاف پذیری |
|
|
72 |
000/0 |
448/0 |
سرعت |
|
|
72 |
000/0 |
419/0 |
پاسخگویی |
محافظت |
|
72 |
000/0 |
653/0 |
شایستگی |
|
|
72 |
000/0 |
475/0 |
انعطاف پذیری |
|
|
72 |
000/0 |
785/0 |
سرعت |
|
|
72 |
000/0 |
713/0 |
پاسخگویی |
یادگیری |
|
72 |
000/0 |
685/0 |
شایستگی |
|
|
72 |
001/0 |
393/0 |
انعطاف پذیری |
|
|
72 |
001/0 |
377/0 |
سرعت |
|
|
72 |
000/0 |
749/0 |
پاسخگویی |
انتخاب |
|
72 |
000/0 |
687/0 |
شایستگی |
|
|
72 |
000/0 |
502/0 |
انعطاف پذیری |
|
|
72 |
000/0 |
495/0 |
سرعت |
5-3-روش PLS برای آزمون مدل
به منظور اعتبار سنجی ارزش محتوایی هر یک از شاخص ها در اندازهگیری مفاهیم مطرح شده، در این بخش، با روش مدل معادلات ساختاری، اعتبار مدل طراحی شده مورد آنالیز قرار می گیرد. مدل یابی معادلات ساختاری یک رویکرد جامع برای آزمون فرضیات، درباره روابط متغیرهای مشاهده شده و مکنون است (هومن، 1387). مدل یابی حداقل مربعات جزئی55 (PLS) در حوزه های متنوع از جمله حوزه منابع انسانی کاربرد دارد (ون56، 2010). نگرش لیزرل57 بر بیشینهسازی کواریانس و مدلیابی حداقل مربعات جزئی بر بیشینهسازی واریانس تمرکز دارد (لوریا و داچسی58، 2007). PLS نگرشی مبتنی بر واریانس است که در مقایسه با تکنیکهای مشابه معادلات ساختاری همچون لیزرل و ایموس59 نیاز به شروط کمتری دارد (لیلجاندر و همکاران60، 2009). به طور مثال بر خلاف لیزرل، مدلیابی مسیر PLS برای کاربردهای واقعی مناسبتر است، بهویژه هنگامی که مدلها پیچیدهتر هستند، بهرهگیری از این نگرش مطلوبتر خواهد بود (ون، 2010). البته مزیت اصلی آن در این است که این نوع مدلیابی نسبت به لیزرل و ایموس به تعداد کمتری از نمونه نیاز دارد (ویکسوم و واتسون61، 2001). در واقع PLS محدودیت حجم نمونه ندارد و نمونه انتخاب شده میتواند برابر یا کمتر از 30 باشد، که در این صورت نتایج نیز معتبر است (گری62، 2003). همچنین، به عنوان روشی قدرتمند در شرایطی که تعداد نمونهها و آیتمهای اندازهگیری محدود است و توزیع متغیرها میتواند نامعین باشد، مطرح میشود
(هایر و همکاران63، 1998).
5-4-ارزیابی مدل اندازگیری
در PLS دو مدل آزمون می شود؛ مدل اول، مدل اندازهگیری و مدل دوم، مدل معادلات ساختاری است (بنیفیس و همکاران64، 2012).
5-4-1- مدل اندازهگیری: شاخصهای برازش رایج در مدلهای اندازهگیری PLS برای 7 متغیر مکنون در قالب شکل3 ارائه شده است . سه شاخص مهم عبارتند از: پایایی بارهای عاملی65 ، پایایی مرکب66 (شاخص سازگاری درونی مدل اندازهگیری) و متوسط واریانس استخراج شده67 (درصدی از تغییرات متغیر مکنون که توسط متغیرهای مشاهده شده تبیین شده است).
پایایی آیتم ها و روایی همگرا در مدل بیرونی برآورد شده است. پایایی هریک از آیتمها، از طریق بارهای عاملی آیتم های مربوط به هر سازه به دست میآید. آیتمهایی که دارای بارهای عاملی حداقل 500/0 باشند، معنادار در نظر گرفته شده و در مدل باقی میمانند (هایر و همکاران ، 1998). ضرایب بارهای عاملی متغیرهای مشاهده شده در جدول7 برای هر متغیر مکنون محاسبه شده است که این ضرایب در محدوده 712/0تا 971/0 قرار دارد.
سازگاری درونی مدل به وسیله شاخص پایایی مرکب اندازهگیری میشود (ورتس و همکاران68 ، 1974). اگر شاخص پایایی مرکب برای هر سازه از 7/0بیشتر باشد؛ یعنی پایایی مرکب مدل مناسب است (بنیفیس و همکاران ، 2012). در مدل برازش شده در این پژوهش برای تمام متغیرها این شاخص بالای 84/0 بوده است (جدول 7).
جدول7. – شاخصهای برازش متغیرهای مکنون پژوهش در الگو بیرونی و درونی
|
AVE |
CR |
R2 |
بارهای عاملی |
آیتم ها |
انحراف معیار |
میانگین |
متغیر |
|
|
632/0 |
923/0 |
- |
782/0 |
q1 |
99/0 |
84/2 |
شناسایی تکنولوژی |
فعالیت های مدیریت تکنولوژی |
|
|
|
|
861/0 |
q2 |
|
|
|
|
|
|
|
|
751/0 |
q3 |
|
|
|
|
|
|
|
|
712/0 |
q4 |
|
|
|
|
|
|
|
|
835/0 |
q5 |
|
|
|
|
|
|
|
|
866/0 |
q6 |
|
|
|
|
|
|
|
|
742/0 |
q7 |
|
|
|
|
|
632/0 |
836/0 |
- |
868/0 |
q1 |
98/0 |
86/2 |
انتخاب تکنولوژی |
|
|
|
|
|
778/0 |
q2 |
|
|
|
|
|
|
|
|
804/0 |
q3 |
|
|
|
|
|
710/0 |
878/0 |
- |
903/0 |
q1 |
11/1 |
78/2 |
اکتساب تکنولوژی |
|
|
|
|
|
931/0 |
q2 |
|
|
|
|
|
|
|
|
670/0 |
q3 |
|
|
|
|
|
665/0 |
856/0 |
- |
806/0 |
q1 |
01/1 |
83/2 |
بهره برداری تکنولوژی |
|
|
|
|
|
886/0 |
q2 |
|
|
|
|
|
|
|
|
749/0 |
q3 |
|
|
|
|
|
849/0 |
957/0 |
- |
922/0 |
q1 |
17/1 |
59/2 |
محافظت تکنولوژی |
|
|
|
|
|
892/0 |
q2 |
|
|
|
|
|
|
|
|
928/0 |
q3 |
|
|
|
|
|
|
|
|
941/0 |
q4 |
|
|
|
|
|
567/0 |
867/0 |
- |
721/0 |
q1 |
94/0 |
60/2 |
یادگیری تکنولوژی |
|
|
|
|
|
856/0 |
q2 |
|
|
|
|
|
|
|
|
753/0 |
q3 |
|
|
|
|
|
|
|
|
729/0 |
q4 |
|
|
|
|
|
673/0 |
860/0 |
860/0 |
839/0 |
q1 |
03/1 |
90/2 |
پاسخگویی |
قابلیتهای چابکی(89/0 =R2 ) |
|
|
|
|
754/0 |
q2 |
|
|
|
|
|
|
|
|
864/0 |
q3 |
|
|
|
|
|
649/0 |
844/0 |
844/0 |
865/0 |
q1 |
07/1 |
70/2 |
شایستگی |
|
|
|
|
|
618/0 |
q2 |
|
|
|
|
|
|
|
|
903/0 |
q3 |
|
|
|
|
|
668/0 |
858/0 |
499/0 |
868/0 |
q1 |
06/1 |
81/2 |
انعطاف پذیری |
|
|
|
|
|
778/0 |
q2 |
|
|
|
|
|
|
|
|
804/0 |
q3 |
|
|
|
|
|
892/0 |
961/0 |
961/0 |
930/0 |
q1 |
22/1 |
74/2 |
سرعت |
|
|
|
|
|
932/0 |
q2 |
|
|
|
|
|
|
|
|
971/0 |
q3 |
|
|
|
|
شاخص متوسط واریانس استخراج شده که روایی همگرا بوده و نشان میدهد که واریانس هر سازه میتواند به وسیله نشانگرهای انتخاب شده تبیین شده باشد(فورنل و لاکر69، 1981) و حداقل مقدار توصیه شده برای سازه ها حداقل 5/0 است(باگوزی و یی70، 1988) این شاخص نشان میدهد که یک متعیر در مدل به طور متوسط بیش از نصف واریانس متغیرهای شاخص را تبیین کرده است. در مدل این پژوهش برای تمام متغیرها این شاخص بالای 58/0 است(جدول 7).
5-4-2- مدل ساختاری
با استفاده از مدل معادلات ساختاری میتوان به بررسی فرضیهها و ضریب تبیین متغیرها پرداخت. از این رو میتوان با مقایسهی مقدار t محاسبه شده برای ضریب هر مسیر با مقدار بحرانی 96/1 تایید یا عدم تایید فرضیه پژوهشی را بررسی کرد. اگر مقدار t محاسبه شده از مقدار بحرانی کمتر و یا با آن مساوی باشد، فرضیه پژوهشی رد و در صورت بزرگتر بودن از مقدار بحرانی، فرضیه بیان شده تایید میشود. براساس خروجی به دست آمده، مقدار t در مدل پژوهش، فرضیهی اصلی و فرضیههای فرعی مورد تایید قرار گرفت. بدین ترتیب فعالیت های مدیریت تکنولوژی و ابعاد آن (اکتساب، بهرهبرداری، یادگیری، شناسایی، محافظت و انتخاب تکنولوژی بر قابلیتهای چابکی تاثیر مثبت و معنادار داشته است (جدول 8).
شاخص دیگر روایی معادلات ساختاری بر اساس ضرایب تبیین متغیرهای وابسته تعیین میشود و نشانگر واریانس تبیین شده سازه های مدل است(بنیفیس و دیگران، 2012)؛ به طوری که اگر میزان R2 متغیرهای وابسته مدل بالای 67/0 باشد خوب، بین 33/0 تا 67/0 متوسط و زیر 19/0 ضعیف طبقه بندی میشود. در مدل برازش این پژوهش ضرایب تبیین برای متغیر قابلیتهای چابکی برابر 89/0 است(جدول 7).
جدول8.- نتایج آزمون مربوط به فرضیه ها
|
شماره |
مسیر |
t-value |
نتیجه فرضیه |
|
H1 |
فعالیت های مدیریت تکنولوژی ← قابلیتهای چابکی |
4/91 |
تایید شد |
|
Ha |
اکتساب ← قابلیتهای چابکی |
3/4 |
تایید شد |
|
Hb |
بهره برداری ← قابلیتهای چابکی |
1/3 |
تایید شد |
|
Hc |
شناسایی ← قابلیتهای چابکی |
1/7 |
تایید شد |
|
Hd |
محافظت ← قابلیتهای چابکی |
8/11 |
تایید شد |
|
He |
یادگیری ← قابلیتهای چابکی |
4/2 |
تایید شد |
|
Hf |
انتخاب ← قابلیتهای چابکی |
8/2 |
تایید شد |
6- بحث و نتیجه گیری
همانگونه که تببیین شد هدف این پژوهش بررسی تاثیر فعالیتهای مدیریت تکنولوژی بر قابلیتهای چابکی سازمان است. مدل مستخرج از ادبیات و پیشینه پژوهش، بیانگر این است که فعالیتهای مدیریت تکنولوژی شامل شش فعالیت و قابلیتهای چابکی شامل چهار مولفه است. تحلیل دادهها نشان میدهد هر شش فعالیت بر چابکی سازمان مورد مطالعه به طور مستقیم تاثیرگذار است. یافتههای این پژوهش بینشهای جدیدی هم برای پژوهشگران آکادمیک و هم برای مدیران فراهم کرده است که در ادامه بدان پرداخته میشود.
بینش های تئوریک
این پژوهش، مدل توسعه داده شدهای است که تاکنون در پژوهشهای قبلی ارائه نشده است؛ گرچه مطالعات قبلی به تاثیر تکنولوژی به عنوان یکی از منابع کلیدی برای رقابت پذیری بنگاه اشاره کرده اند و این خود موجب افزایش درک پژوهشگران در مطالعات مدیریت تکنولوژی شده است و در این مطالعه شکافی که در مطالعات تجربی وجود داشت، تکمیل گردید. علاوه بر این تاثیر شش فعالیت مدیریت تکنولوژی به صورت جداگانه بر چابکی سازمان بررسی شده است که در سطح اطمینان بالایی تایید شده است و ضرایب تاثیر محاسبه شده موید این مطلب است. کمک دیگری که این پژوهش به ادبیات پژوهش میکند این است که شکاف موجود در ادبیات پژوهش برای اندازهگیری فعالیت های شش گانه مدیریت تکنولوژی تا حد زیادی پر کرده است. در این پژوهش بر اساس مبانی نظری موجود در ادبیات مدیریت تکنولوژی، آیتم های اندازهگیری برای هر یک از فعالیت های مدیریت تکنولوژی استخراج گردید که نتایج تحلیل عاملی تاییدی انجام شده، بیانگر اعتبار آنهاست و این نیز موجب توسعه ادبیات پژوهش در مدیریت تکنولوژی شده است.
بینشهای مدیریتی
این پژوهش دستاورهایی برای مدیران هم دارد. نتایج این پژوهش به مثابه یک چراغ راهنمایی برای مدیران بنگاه است که استقرار نظام مدیریت تکنولوژی به صورت جامع (در نظر گرفتن تمام فعالیت های نظام به صورت یکپارچه) نقش موثری در چابک شدن سازمان دارد. نتایج این پژوهش در کارخانه فولاد کویر کاشان حاکی از تاثیر مدیریت تکنولوژی بر قابلیتهای چابکی و همچنین ارتباطی معنی دار و مثبت بوده است و میتوان دریافت که در صورت بهکارگیری، پیاده سازی و یا ارتقاء مدیریت تکنولوژی، میتوان امیدوار بود که شرکت چابک خواهد بود یعنی با سرعت بیشتری به نیازهای مشتریان پاسخ داده، انعطاف پذیرتر بوده و ضمن داشتن شایستگی ها و مزایای ویژه در مقایسه با رقبا، کالاهایی با کیفیت و کارکنانی بهرهورتر و کاراتر داشت. بر اساس نتایج این پژوهش شش فعالیت مدیریت تکنولوژی بر قابلیتهای چابکی تاثیرگذارند در حالیکه وضعیت مدیریت تکنولوژی چندان مناسب نیست(میانگین نمره آنها 75/2 از 5 است).
7- محدودیتها و پیشنهادات تحقیقات آتی
این پژوهش دارای محدودیتهایی است؛ اول این که نتایج آن بر اساس دادههای یکی از بنگاههای صنعت فولاد ایران است که تعمیمپذیری آن را کاهش میدهد. بنابراین، پیشنهاد میشود در تحقیقات آتی، این مدل در سایر بنگاهها آزمون شود و نتایج آن با این پژوهش مقایسه و تحلیل گردند؛ دوم این که در این مطالعه صرفا به بررسی تاثیر فعالیتهای مدیریت تکنولوژی بر چابکی پرداخته شده در حالی که در استقرار یک نظام جامع مدیریت تکنولوژی در بنگاه علاوه بر فعالیت ها به ابزارهای پیادهسازی و انتشار این فعالیتها نیز توجه میشود و این خود یکی از محدودیتهای این پژوهش است که توصیه میشود در پژوهشهای آتی با کنکاشی دقیق در ادبیات پژوهش ابزار متناظر با هر فعالیت استخراج و تاثیر به کارگیری آنها در چابک شدن سازمان بررسی گردد.