شناسایی و ارزیابی راهکارهای کاهش بهای تمام ‏شدۀ محصولات پتروشیمی با استفاده از رویکرد پویایی‌شناسی سیستم

نوع مقاله : مقاله پژوهشی- فارسی

نویسندگان

1 کارشناسی ارشد مدیریت MBA، دانشکده مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران

2 استادیار گروه مدیریت صنعتی، دانشکده مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران

3 دکتری مدیریت تحقیق در عملیات، دانشکده مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران

چکیده

شرکت‌های فعال در صنعت پتروشیمی به‌علت عملکرد نامتوازن و ناموفق در پیش‌بینی و کنترل پیچیدگی‌های محیطی در توسعه و حتی حفظ سهم بازار با مشکلات گوناگونی مواجه شده‌اند و به دنبال استفاده از سیستم‌های بهای تمام‌شدۀ ارتقایافته برای کنترل و برنامه‌ریزی هزینه هستند. پژوهش حاضر به مدل‌سازی و شبیه‌سازی پویایی‌هایی سیستم تولید و بهای تمام‌شدۀ محصولات پتروشیمی در یکی از شرکت‌های تولیدی نوپا (شرکت صنایع پتروشیمی تخت جمشید) با هدف ارائۀ راهکارهایی برای کاهش بهای تمام‌شده توجه کرده است. براساس شبیه‌سازی رفتار مدل و نتایج تحلیل حساسیت با مشارکت برنامه‌ریزان، پنج راهکار شامل 1- افزایش بودجۀ تولید مواد اولیه و کاهش بودجۀ افزایش ظرفیت تولید؛ 2- افزایش بودجۀ تحقیق و توسعه؛ 3- افزایش درصد تخصیص سود به پاداش کارکنان از محل سود انباشتۀ شرکت؛ 4- افزایش بودجۀ خرید قطعات و تجهیزات و 5- افزایش سرمایۀ سهامداران برای راه‌اندازی طرح‌های توسعۀ شناسایی و رفتار متغیرهای بهای تمام‌شده و سود با توجه به هر یک از راهکارها و نیز راهکارهای ترکیبی تجزیه‌وتحلیل شد. نتایج نشان داد تأثیر راهکارهای ترکیبی از راهکارهای انفرادی، بیشتر است و درنهایت، اجرای ترکیبی چهار راهکار به‌طور هم‌زمان، اثر بسزایی هم در کاهش بهای تمام‌شده و هم در افزایش سود شرکت در افق زمانی شبیه‌سازی دارد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Identifying and evaluating strategies to reduce the cost of petrochemical products using the system dynamics approach

نویسندگان [English]

  • Seyed Nikan Shahidi Nia 1
  • Mahnaz Hosseinzadeh 2
  • Marzieh Samadi Foroushani 3
1 Department of MBA, Faculty of Management, University of Tehran, Iran
2 Department of Industrial Management, Faculty of Management, University of Tehran, Tehran, Iran
3 Department of Industrial Management, Faculty of Management, University of Tehran, Tehran, Iran
چکیده [English]

Purpose: Companies operating in the petrochemical industry have faced many problems due to unbalanced and unsuccessful performance in predicting and controlling environmental complexities in developing and even maintaining market share and using cost-effective systems. This study aims to model and simulate the dynamics of the production system and the cost price of petrochemical products in Takht-e-Jamshid Petrochemical Company (TJPC) as a start-up company; and suggest solutions for reducing the cost price.
 
Design/methodology/approach: According to the complexity of the system and its inherent dynamism, System Dynamics (SD) approach has been applied to model and simulate the production system of TJPC using the time series data of the company. Furthermore, different structural and behavioral tests and sensitivity analyses have been performed to validate the model.   
 
Findings: Five strategies were developed based on the simulation and sensitivity analysis results and the planners' viewpoints. They were i) increasing the production budget of raw materials and reducing the budget of production capacity expansion; ii) increasing the research and development budget; iii) increasing the percentage of profit allocation to employees’ rewards out of the accumulated profit of the company; iv) increasing the budget of purchasing spare parts and equipment; and v) increasing the shareholders' capital to launch development plans. In addition, individual and combined strategies were incorporated into the model's structure. According to the results, implementing the four combined solutions reduced the cost and increased the company's profit in the simulated time horizon, simultaneously and significantly.
 
Research limitations/implications: Some factors affecting the production and cost systems were considered as exogenous variables. For example, fluctuations in the selling prices of goods and purchasing price of raw materials, arising from various sources such as changing exchange rates, inflation rate, and political relations, were not considered in the model. However, by the model's sensitivity analysis, the effect of each change on the system behavior is predictable.
Practical implications - The petrochemical industry has the highest volume of exports and added value of hydrocarbon resources. It produces millions of tons of polymer products and plays a crucial role in supplying feed to downstream industries, not relying on exports and preventing the sale of crude in the country. Therefore, providing solutions to reduce costs in this industry will benefit both the government and the people.
 
Social implications: Reducing costs and increasing profits in the petrochemical industry will lead to the country's economic growth and reduce poverty in the society, consequently.
Reducing costs and increasing profits in the petrochemical industry result in national economic growth. They also reduce poverty in society, consequently.
 
Originality/value: There is limited research in identifying cost reduction strategies in the petrochemical industry. The focus of most studies in other industry sectors is on reducing public costs in products' production and consumption cycle to seek cost reductions in marketing, distribution, and after-sales. The developed model addresses the dynamics of the complex economic system of a petrochemical company via modeling and simulation. Therefore, the developed system dynamics framework provides a guideline for modeling the cost reduction strategies in the petrochemical industry.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Cost system
  • System Dynamics (SD)
  • Petrochemical industry
  • Takht-e-Jamshid Petrochemical Company (TJPC)

1- مقدمه

صنعت پتروشیمی به‌عنوان زیرمجموعه‌ای از صنعت نفت کشور، که بیشترین حجم صادرات و ارزش افزوده از منابع هیدروکربنی را به خود اختصاص داده است، با تولید میلیون‌ها تن محصول پلیمری، نقش اصلی تأمین خوراک صنایع پایین‌دستی، اتکانکردن به صادرات نفت و جلوگیری از خام‌فروشی را در کشور دارد (شکوهی و همکاران، 1399). مصرف‌کنندۀ عمدۀ محصولات خام نفتی، شرکت‌های پتروشیمی است. واحدهای تولیدکنندۀ محصولات پتروشیمی به‌علت فراهم‌بودن منابع نفتی و فنّاوری وارداتی دردسترس و سرمایه‌گذاران خارجی، جذابیت نسبتاً زیادی دارد. در سال‌های اخیر، شرکت‌های فعال در صنعت پتروشیمی ایران به‌علت عملکرد نامتوازن و حتی ناموفق در پیش‌بینی و کنترل نامناسب مخاطرات و پیچیدگی‌های محیطی در توسعه و حتی حفظ سهم بازار با مشکلات گوناگونی مواجه شدند (کاویانی و همکاران، 1396). صنعت پتروشیمی در پی سیستم‌های بهای تمام‌شدۀ ارتقایافته برای توانمندکردن مدیران در پاسخ به فشار روزافزون برای کنترل هزینه و برنامه‌ریزی تولید در شرایط عدم اطمینان محیطی است (خواجوی و همکاران، 1395). عوامل بسیاری در قیمت تمام‌شدۀ محصولات اثرگذار است که شامل تمامی هزینه‌های جاری و ثابت شرکت است. برخی عوامل در کنترل شرکت‌ها قرار دارد؛ اما بسیاری از عوامل از محیط خارجی شرکت‌ها، شرایط بازار، تأمین‌کنندگان و رقبا متأثر است (قائم‌مقامی، ۱۳۹۴)؛ مانند تغییرات نرخ ارز و نوسان‌ها در قیمت خوراک و مواد اولیه. قیمت تمام‌شدۀ تأمین مواد اولیه، یکی از مواردی است که نقش مهمی در قیمت فروش کالا دارد. صنعت پتروشیمی، که بیشترین سهم را در صادرات غیرنفتی کشور به خود اختصاص می‌دهد، به‌عنوان مهم‌ترین بخش تبدیلی، نفت و گاز را به محصولات باارزش تبدیل می‌کند که همین مشتقات، موجب تولید محصولات بسیار متنوع پایین‌دستی می‌شود؛ اما گاهی این مزیت به‌علت افزایش برخی هزینه‌ها ازجمله اکتشاف، استخراج، تولید و انتقال مواد اولیه، خود باعث افزایش قیمت مواد اولیه می‌شود. پژوهش حاضر در جست‌وجوی راهکارهایی برای کاهش هزینه‌های تولید و ثبات بهای تمام‌شدۀ محصولات تولیدی صنایع پتروشیمی در شرکت خصوصی صنایع پتروشیمی تخت جمشید است که توجه ویژه‌ای به سودآوری و درآمدزایی در این حوزه دارد. با توجه به آمار ارائه‌شده از این شرکت و مطالعۀ صورت‌های مالی آن، بهای تمام‌شدۀ دو محصول اصلی و نهایی این شرکت (استایرن بوتادین رابر SBR و پلی بوتادین رابر PBR) به‌صورت سه‌ماهه قابل مشاهده است (جدول شمارۀ 1).

 

جدول 1- قیمت تمامشدۀ برخی از محصولات اصلی شرکت صنایع پتروشیمی تخت جمشید

دورۀ مالی 1397-1398

استایرن بوتادین رابر SBR

پلی بوتادین رابر  PBR

هزینه (میلیون ریال)

تن

هزینه/ تن

هزینه (میلیون ریال)

تن

هزینه/ تن

سهماهۀ اول

398115

8500

83706/46

140055

2334

0064/60

سهماهۀ دوم

602994

6246

54083/96

226159

2465

7481/91

سهماهۀ سوم

292578

5845

05612/50

96418

3140

7064/30

 

بررسی آمار این شرکت در بهای تمام‌شدۀ محصولات، نشان می‌دهد نوسان‌های شدیدی در نرخ بهای تمام‌شده وجود دارد که این نوسان‌ها موجب بروز مشکل در تصمیمات مدیریت شرکت می‌شود؛ بنابراین، برای بهبود وضعیت موجود و ثبات در بهای تمام‌شده و کاهش حداکثری آن، این مجموعه، راهکارهای مختلفی پیش رو دارد که البته امکان اجرایی‌کردن همۀ آنها به‌علت مشکلات بودجه عملی نیست؛ بنابراین، آگاهی از نتیجۀ بلندمدت این تصمیمات پیش از اجرا برای شرکت، بسیار مهم است. در مسیر کاهش بهای تمام‌شده، چشم‌اندازهای توسعۀ مختلفی در برنامۀ اصلی این شرکت قرار دارد. تجهیزات و ماشین‌آلات، که از ملزومات اصلی و اولیۀ تولید محصول است، به‌علت طول عمر زیاد آنها یا نبود امکان استفاده از خدمات جانبی برای بهبود بهره‌وری، موجب نبود امکان تولید صددرصدی کارخانه می‌شود که این موضوع ازجمله علل مهم افزایش قیمت تمام‌شدۀ محصول به‌علت افت میزان تولید است (معصومی، 1389). همچنین، با توجه به اینکه دارایی‌های نامشهود، منبع اصلی سود رقابتی را تشکیل می‌دهد، ارائۀ محصول علاوه بر منابع مشهود، به دانش و دارایی‌های نامشهود نیز بستگی دارد؛ بنابراین، یکی از مسائل بسیار تأثیرگذار در شرکت‌های تولیدی، توجه به منابع انسانی است. همچنین، طرح‌های توسعۀ دیگری نیز برای تولید و فراهم‌کردن بخشی از خوراک و مواد اولیۀ مصرفی این شرکت در دست برنامه‌ریزی است که احتساب هزینه‌ها و منافع ایجاد این طرح‌ها برای بررسی تأثیر آن بر قیمت تمام‌شده و سودآوری، مهم است. در مسیر توسعه با توجه به هزینۀ زیاد این طرح‌ها باید هزینۀ برنامه‌ها، بازده آنها در بلندمدت در کاهش بهای تمام‌شدۀ محصولات و افزایش فروش و سودآوری این شرکت تجزیه‌وتحلیل شود؛ بنابراین، در این پژوهش با استفاده از رویکرد پویایی‌شناسی سیستم، متغیرهای درگیر در سیستم بهای تمام‌شدۀ محصولات تولیدی شرکت پتروشیمی تخت جمشید شناسایی و روابط علّی میان آنها تبیین می‌شود؛ سپس، با مدل‌سازی پویایی سیستم، رفتار متغیرهای مؤثر شبیه‌سازی می‌شود تا آثار بلندمدت راهکارهای پیش روی شرکت را شناسایی و تجزیه‌وتحلیل کند و درنهایت، بهترین راهکارهای کاهش بهای تمام‌شدۀ محصولات پتروشیمی را برای تصمیم‌گیران و برنامه‌ریزان توسعۀ شرکت صنایع پتروشیمی تخت جمشید ارائه دهد.

 

2- مبانی نظری پژوهش و بررسی پیشینه

سیستم مدیریت بها شامل سلسله روش‌های نظام‌یافته‌ای است که هدف آن، برنامه‌ریزی، کنترل، کاهش و حذف هزینه‌های بدون ارزش افزوده در فرایند زنجیرۀ ارزش است. (درگاهی، 1394). بهای تمام‌شده به علاوۀ حاشیۀ سود به‌طور عمده، مبنای قیمت‌گذاری در بازار است. بهای تمام‌شدۀ زیاد محصول باعث کاهش قدرت رقابت‌پذیری بنگاه می‌شود و درنهایت، درآمد فروش و سود حاصل از فروش محصولات را کاهش می‌دهد (کلری[i]، 2015؛ کینگ و کلارکسون[ii]، 2015). استفاده از سیستم بهای تمام‌شده در اتخاذ تصمیم‌های استراتژیک، مهم است (مایگا و همکاران[iii]، 2014). صنعت پتروشیمی، محیط مناسبی برای بررسی سیستم بهای تمام‌شده است. این صنعت، بسیار به دنبال سیستم‌های بهای تمام‌شدۀ ارتقایافته برای توانمندکردن مدیران در پاسخ به فشار روزافزون برای کنترل هزینه و برنامه‌ریزی در این صنعت در حال تغییر، چالشی و در شرایط عدم اطمینان محیطی است (خواجوی و همکاران، 1395). ظرفیت تولیدات پتروشیمی ایران تا سال 2025 منطبق با برنامه‌ریزی تولید از 73 تا 78 میلیون تن خواهد بود و ارزش محصولات از 26 تا 36 میلیون دلار در سال 2025 خواهد رسید که حوزۀ مطالعات گسترده‌ای را برای بررسی چگونگی افزایش ارزش محصولات پتروشیمی فراهم می‌آورد (فرشاه و همکاران[iv]، 2020). اتوماسیون سیستم‌های اصلی تولید محصولات پتروشیمی با بهینه‌سازی عملیات تولید و لجستیک، بهره‌وری نیروی کار، افزایش بهره‌وری تجهیزات، بهبود تحقیق و توسعه و توسعۀ محصول بر رشد تولید ناخالص ملّی تأثیر می‌گذارد (شینکویچ و همکاران[v]، 2020). شرکت ملّی صنایع پتروشیمی ایران به‌عنوان سیاستگذار و پشتیبان برنامه‌ریزی توسعه و تولید پایدار صنعت پتروشیمی در گزارش عملکرد این صنعت، بیشترین چالش در صنعت پتروشیمی را کمبود خوراک و تأمین مواد اولیه (47 درصد) و تعمیرات تجهیزات و قطعات (23 درصد) گزارش کرده است (گزارش ارزیابی عملکرد صنعت پتروشیمی ایران، 1395). همچنین، بررسی صورت‌های مالی حسابرسی‌شدۀ مجتمع‌های پتروشیمی فعال عضو بورس، نشان‌دهندۀ کاهش فروش و افزایش ناخواستۀ موجودی‌های انبار در سال‌های اخیر است. ارائۀ چارچوب منعطف برای قیمت‌گذاری خوراک گاز، حمایت از صادرات، رفع موانع تولید رقابت‌پذیر (اسماعیلی‌پور ماسوله و همکاران، 1396) و طراحی دقیق و هوشمندانۀ نهاد تنظیم مقرراتِ بخشی، برای صنایع پتروشیمی، با توجه به مؤلفه‌های بومی برای بازار بین مجتمع‌های پتروشیمی به‌عنوان راهکارهای چالش‌های این صنعت در نظر گرفته می‌شود (شکوهی و همکاران، 1399).

در بررسی پیشینۀ پژوهش، مطالعات گسترده‌ای در بررسی هزینه و بهای تمام‌شدۀ محصولات و خدمات وجود دارد. دسته‌ای مطالعات مانند کدیر و همکاران[vi] (2020) به بررسی سیستمی و مدل‌سازی برآورد هزینۀ محصول و خدمات تولیدی توجه کرده‌اند. باکسودیرونا[vii] (2017) و ماریانتی و همکاران[viii] (2020) روش‌های محاسبۀ هزینه و بهای تمام‌شدۀ محصولات را در شرکت‌های صنعتی نوپا ارائه کردند. خی و همکاران[ix] (2018) سیاست‌های قیمت‌گذاری خدمات بر مبنای هزینۀ تمام‌شده را در یک زنجیره تأمین حلقه بسته بررسی کردند. در دسته مطالعات دیگری نیز پژوهش‌های حوزۀ مدیریت بهای تمام‌شدۀ محصولات در صنعت پتروشیمی متمرکز بر مدل‌سازی ریاضی و مدل‌سازی پویایی سیستم به‌طور گسترده بررسی شده است. در جدول شمارۀ 2، برخی از پژوهش‌های مرتبط به‌طور خلاصه ارائه شده است.

 

جدول 2- برخی مطالعات حوزۀ کاهش هزینه و مدیریت بهای تمام‌شدۀ محصول در صنعت پتروشیمی

پژوهشگران

هدف پژوهش

روش‌شناسی

یافته‌های پژوهش

کاون و همکاران[x] (2020)

چارچوب تصمیم‌گیری جامع ترکیبی از مدل‌های پیش‌بینی قیمت و برنامه‌ریزی تولید برای عملکرد صنعت پتروشیمی

پویایی‌شناسی سیستم، رگرسیون و شبکۀ عصبی

در این پژوهش، یک چارچوب تصمیم‌گیری بر مبنای سه مدل پویایی سیستم، رگرسیون خطی چندگانه و شبکۀ عصبی مصنوعی، برای پیش‌بینی دقیق قیمت محصولات ارائه شده است. در این چارچوب، بیشترین سودآوری در کارخانۀ پتروشیمی تضمین می‌شود.

علی و فیصل[xi] (2020)

ساختار سرمایه و عملکرد مالی: موردی از صنعت پتروشیمی عربستان

تحلیل آماری شاخص‌های مالی

عملکرد شرکت‌های پتروشیمی تحت کنترل برخی عوامل داخلی و خارجی شامل اندازه، تقاضا، هزینه تولید، جریان‌های سودآور محصولات و سرمایۀ کم عواملی خارجی است که رشد کلی صنعت پتروشیمی عربستان را به وجود می‌آورد.

بهنامی و همکاران (2019)

یکپارچه‌سازی آشتی داده‌ها در حسابداری هزینه جریان مواد: مورد تصفیه‌خانۀ فاضلاب پتروشیمی

حسابداری هزینه جریان‌های مواد در فرایند تولید

رویکرد توسعه‌یافته، مجموعۀ قابل اتکایی از داده‌ها را برای پیاده‌سازی حسابداری هزینه جریان مواد در سیستم فراهم می‌کند. استفاده از این رویکرد به تصمیم‌گیرندگان کمک می‌کند عملکردهای اقتصادی را با اطمینان بیشتری ارتقا دهند.

ویانلو و همکاران[xii] (2019)

رویکرد تحلیل هزینه و سود برای مدیریت ایمنی صنعتی در صنایع پتروشیمی

تحلیل هزینه و سود

راهکارهای ارزیابی بازرسی موجب تجزیه‌وتحلیل هزینه و سود و انتخاب اقدامات لازم برای جلوگیری از حوادث غیرمترقبه برای کاهش هزینه‌های تولید می‌شود.

لئو و همکاران[xiii] (2018)

مدل پویایی سیستم توسعۀ استراتژی سود شرکت‌های پتروشیمی

پویایی‌شناسی سیستم

مدل پویایی‌شناسی سیستم این پژوهش براساس ابتکارات، تجزیه‌وتحلیل آماری، آثار فصلی و روابط بین عوامل تأثیرگذار بر قیمت نفت تأثیر طراحی شده است و استراتژی‌های سودآوری را ارائه می‌دهد.

مالیشوا و همکاران[xiv] (2018)

چالش‌های شرکت در تولید محصولات پتروشیمی رقابتی

پویایی‌شناسی سیستم

ترکیبی از پشتیبانی لجستیکی فرایندهای تجاری با استفاده از پویایی‌شناسی سیستم و مدیریت چرخۀ عمر محصولات پتروشیمی ارائه شده است که موجب سودآوری، خودکفایی و توسعۀ رقابتی می‌شود.

ژائو و همکاران[xv] (2017)

مدل یکپارچۀ پالایشگاه و کارخانۀ پتروشیمی برای بهینه‌سازی برنامه‌ریزی تولید در سطح شرکت پتروشیمی

برنامه‌ریزی غیرخطی مختلط

برای بهینه‌سازی برنامه‌ریزی تولید واحدهای فرآوری در پالایشگاه و کارخانۀ اتیلن پتروشیمی، یک مدل برنامه‌ریزی غیرخطی مختلط طراحی شده است. رویکرد یکپارچه در مقایسه با روش ترتیبی سنتی، در سود کلی شرکت بهبود ایجاد می‌کند.

یوسفی بابادی و همکاران (2017)

مدل صف چندمنظورۀ قابل اعتماد از یک شبکۀ زنجیره تأمین پتروشیمی تحت عدم اطمینان

برنامه‌ریزی عدد صحیح مختلط

اهداف مدل، حداقل تأخیر در ارائۀ محصولات، هزینۀ کل و هزینۀ حمل‌ونقل است. مدل مکان‌های بهینه برای یک مرکز توزیع، مرکز جمع‌آوری و تخصیص بهینۀ مناطق مشتری را مشخص می‌کند.

آزاد و قدسی‌پور (1396)

مدل‌سازی و سیاست‌گذاری نظام نوآوری در صنعت پتروشیمی

پویایی‌شناسی سیستم

اعطای پاداش توسط صنعت به واحدهای فنّاورانه نشان می‌دهد صنعت باید پاداش‌ها را موزون و براساس عملکرد هر فنّاوری اختصاص دهد تا سود صنعت افزایش یابد.

خواجوی و همکاران (1395)

تأثیر کارکردهای سیستم بهای تمام‌شده بر باور مدیریت در صنعت پتروشیمی

تحلیل آماری و رگرسیون خطی

نتایج، نشان‌دهندۀ تأثیر مثبت و معنادار متغیرهای جزئیات اطلاعات، طبقه‌بندی اطلاعات و گزارش انحراف‌ها بر باور مدیریت از مفیدبودن اطلاعات است.

سلطانیان و همکاران (1394)

تحلیل سیاست قیمت‌گذاری خوراک محصولات پتروشیمی با رویکرد سیستم‌های پویا

پویایی‌شناسی سیستم

یکی از بهترین سیاست‌ها را ارتباط بین قیمت‌های فروش و خوراک اوره و آمونیاک دانسته‌اند که بر این اساس هم قیمت، عادلانه‌تر تعیین می‌شود و هم به سودآوری صنعت ضربه وارد نمی‌شود.

عباسی و رستگار (1390)

ارزیابی هزینه فرصت ازدست‌رفته در پروژه‌های شرکت پتروشیمی جم

محاسبۀ شاخص‌های اقتصادی

نتایج حاصل از بررسی چهار پروژه نشان داد بهای تمام‌شدۀ واقعی همۀ پروژه‌ها بیشتر از بودجۀ آنها و متوسط هزینه فرصت ازدست‌رفتۀ پروژه‌ها بیشتر از مخارج سرمایۀ آنهاست.

 

با توجه به بررسی پیشینۀ پژوهش‌ها، تا آنجا که از دید پژوهشگران گذشت، دربارۀ شناسایی راهکارهای کاهش بهای تمام‌شده در صنعت پتروشیمی، پژوهش‌های بسیار محدودی وجود دارد و بیشتر پژوهش‌ها در سایر صنایع نیز بیشتر بر بعد کاهش هزینه‌های عمومی در چرخۀ تولید و مصرف محصولات تمرکز دارد؛ به‌گونه‌ای که بیشتر در پی کاهش هزینه‌های بازاریابی، پخش و خدمات پس از فروش بوده‌اند. با توجه به مسئلۀ پژوهش حاضر، به مدل‌سازی و شبیه‌سازی سیستم بهای تمام‌شدۀ محصولات شرکت صنایع پتروشیمی تخت جمشید توجه می‌شود تا آثار بلندمدت راهکارهای مدیریت بهای تمام‌شدۀ محصولات پتروشیمی پیش روی مدیران شرکت بررسی و درنهایت، بهترین استراتژی برای کاهش بهای تمام‌شدۀ محصولات این شرکت شناسایی شود.

 

 

3- روش‌شناسی پژوهش

پژوهش حاضر، مبتنی بر رویکرد پویایی‌شناسی سیستم، مدل‌سازی و شبیه‌سازی سیستم بهای تمام‌شدۀ محصولات پتروشیمی شرکت پتروشیمی تخت جمشید را بررسی کرده است. روش‌شناسی پویایی‌شناسی سیستم، گام‌هایی را دربرمی‌گیرد که عبارت است از: گام اول: شناسایی و تعریف مسئله. مهم‌ترین گام در مدل‌سازی، شناسایی و تعریف مسئله (چارچوب‌بندی مسئله) است؛ گام دوم: شناسایی فرضیه‌های پویا. هنگامی که مسئله تعریف و افق زمانی مناسب برای آن تعیین شد، مدل‌سازان، نظریه‌ای به نام فرضیۀ پویا ارائه می‌کنند؛ گام سوم: 1- ارائۀ مدل مفهومی (نمودار حلقۀ علّی). پس از شناسایی فرضیه‌های پویا، ساختن مدل مفهومی (نمودار حلقۀ علّی) رابطۀ پدیده‌ها را بیان می‌کند. گام سوم: 2- ترسیم نمودار جریان مدل؛ گام چهارم: شبیه‌سازی و اعتبارسنجی مدل و گام پنجم: تعریف سناریوهای مختلف، انتخاب و پیاده‌سازی راه حل مناسب (استرمن، 2000). متناسب با روش‌شناسی پویایی سیستم، فرایند اجرایی گام‌های پژوهش، همانگونه که در شکل شمارۀ 1 مشاهده می‌شود، تعریف شده است.

 

شکل 1- فرایند اجرایی گام‌های پژوهش مدلسازی پویایی سیستم بهای تمامشدۀ محصولات پتروشیمی

 

مدل پویایی‌شناسی سیستم با مشارکت گروهی تصمیم‌سازان و بر مبنای داده‌ها و اطلاعات آماری شرکت صنایع پتروشیمی تخت جمشید طراحی شده است. این شرکت شامل یک واحد تولید استایرن بوتادین رابر (SBR) به روش پلیمریزاسیون امولسیونی سرد با ظرفیت سالانه، ۳۰ هزار تن و یک واحد تولید پلی بوتادین رابر (PBR) به روش پلیمریزاسیون محلولی با کاتالیست زیگلر ناتا با ظرفیت سالانه، ۱۸ هزار تن در سایت ۲ منطقۀ ویژۀ اقتصادی ماهشهر واقع شده است (صنایع پتروشیمی تخت جمشید، 1399). مشارکت‌کنندگان، منتخبی از مدیران ارشد سازمانی در حوزۀ سرمایه‌گذاری و مالی، مدیریت منابع انسانی، بازرگانی و فروش و تحقیق و توسعه در نظر گرفته شدند.

 

4- یافته‌های پژوهش

همانگونه که پیش‌تر گفته شد، صنعت پتروشیمی، به‌عنوان مهم‌ترین بخش تبدیلی، نفت و گاز را به محصولات باارزش تبدیل می‌کند که همین مشتقات، موجب تولید محصولات بسیار متنوع پایین‌دستی می‌شود؛ اما گاهی این مزیت به‌علت افزایش برخی هزینه‌ها ازجمله اکتشاف، استخراج، تولید و انتقال مواد اولیه، خود باعث افزایش قیمت مواد اولیه می‌شود. همچنین، نبود برنامه‌ریزی، سبب می‌شود قیمت همین مواد اولیۀ گران‌قیمت صنایع نهایی، به‌علت واسطه‌گری‌ها افزایش یابد و بازار بیشتری را از صادرکنندگان سلب کند. ماشین‌آلات و تجهیزات فرسوده و بی‌کیفیت، از دیگر عوامل افزایش قیمت تمام‌شده است. تجهیزات به‌علت طول عمر زیاد و نبود امکان استفاده از خدمات جانبی برای ارتقای بهره‌وری آنها، ظرفیت تولیدی کارخانه را کاهش می‌دهد و به‌علت افت تولید، زمینۀ افزایش قیمت را فراهم می‌کند. از دیگر عوامل تأثیرگذار در بهای تمام‌شده، بهره‌وری کارکنان است. با استفاده از روش‌های مختلف افزایش بازده کارکنان می‌توان موجب افزایش انگیزۀ آنان شد و بهره‌وری خط تولید را افزایش و درنهایت، بهای تمام‌شده را کاهش داد. بر این مبنا، فرضیه‌های پویای پژوهش حاضر با توجه به پویایی سرمایه‌گذاری در طرح‌های توسعه‌ای افزایش ظرفیت تولید، تولید بخشی از مواد اولیه و افزایش برنامه‌های انگیزشی کارکنان و سرمایه‌گذاری در خرید تجهیزات و اثر بر بهای تمام‌شدۀ محصولات تولیدی شرکت پتروشیمی تخت جمشید توسعه داده شده‌ است. مدل پویایی سیستم، آثار بلندمدت راهکارهای پیش روی برنامه‌ریزان توسعۀ شرکت را ارزیابی می‌کند. براساس فرضیه‌های پویای پژوهش، زیرسیستم‌ها و تعاملات بین اجزای آن طراحی شده است. در شکل شمارۀ 2، نمودار زیرسیستم بهای تمام‎شدۀ محصولات پتروشیمی تخت جمشید نشان داده شده است.

 

 

شکل 2- نمودار زیرسیستم بهای تمامشدۀ محصولات پتروشیمی تخت جمشید (TJPC)

 

با توجه به مبانی نظری و بررسی پیشینه و مصاحبه با مدیران ارشد شرکت پتروشیمی تخت جمشید و چند تن از مدیران و صاحب‌نظران صنعت پتروشیمی، متغیرهای تأثیرگذار بر فرایند تولید محصولات پتروشیمی و سیستم بهای تمام‌شده شناسایی شد؛ سپس با مشارکت تصمیم‌گیران، روابط علّی و معلولی، همانگونه که در شکل شمارۀ 3 مشاهده می‌شود، طراحی شد. درادامه، برای افزایش درک از ساختار سیستم، برخی از حلقه‌های مدل، که معرف مهم‌ترین فرضیه‌های پویای مدل است، در جدول شمارۀ 3 معرفی و تحلیل شد.

شکل 3- نمودار علّی و معلولی سیستم بهای تمام‌شدۀ محصولات پتروشیمی

 

جدول 3- تشریح حلقه‌های نمودار علّی و معلولی سیستم بهای تمامشدۀ محصولات پتروشیمی

حلقۀ تشدید/ تعدیل‌کننده

تشریح حلقۀ نمودار علّی

حلقۀ تقویت‌کنندۀ طراحی و راه‌اندازی طرح‌های توسعه (R1)

کاهش بهای تمام‌شدۀ محصول، افزایش سود، افزایش تخصیص سود به بخش تحقیق و توسعه، افزایش پژوهش‌ها دربارۀ طرح توسعه، افزایش طراحی و راه‌اندازی طرح‌های توسعه، افزایش تولید بخشی از مواد اولیه توسط خود مجموعه، کاهش خرید مواد اولیه، کاهش هزینۀ مواد اولیه، کاهش بهای تمام‌شدۀ محصول

حلقۀ تقویت‌کنندۀ فروش بازار داخلی (R2)

افزایش تولید، افزایش فروش بازار داخلی، افزایش فروش، افزایش سود، افزایش بودجۀ خرید قطعات یدکی و تجهیزات، افزایش خرید قطعات تجهیزات باکیفیت، کاهش ازکارافتادگی تجهیزات و ماشین‌آلات، کاهش استهلاک، افزایش ظرفیت تولید، افزایش تولید

حلقۀ تقویت‌کنندۀ صادرات (R3)

افزایش تولید، افزایش صادرات، افزایش فروش بازار خارجی، افزایش سود، افزایش بودجۀ تحقیق و توسعه، افزایش پژوهش‌ها دربارۀ طرح‌های توسعه، افزایش ظرفیت تولید، افزایش تولید

حلقۀ تقویت‌کنندۀ انگیزۀ کارکنان

افزایش سود، افزایش پاداش کارکنان، افزایش انگیزۀ کارکنان، افزایش بازده خط تولید، افزایش تولید، افزایش صادرات، افزایش فروش، افزایش سود

حلقۀ تقویت‌کنندۀ خرید قطعات و تجهیزات باکیفیت (R4)

افزایش سود، افزایش بودجۀ خرید قطعات یدکی و تجهیزات، افزایش خرید قطعات و تجهیزات باکیفیت، کاهش ازکارافتادگی ماشین‌آلات و دستگاه‌ها، کاهش هزینۀ نگهداری و تعمیرات ماشین‌آلات و دستگاه‌ها، کاهش هزینه‌های سربار متغیر و استهلاک و تعمیرات، کاهش هزینۀ سربار، کاهش بهای تمام‌شدۀ محصول، افزایش سود

حلقۀ تعدیل‌کنندۀ هزینه‌های سربار متغیر و استهلاک و تعمیرات (B1)

افزایش سود، افزایش بودجۀ خرید قطعات و تجهیزات، افزایش خرید قطعات و تجهیزات باکیفیت، افزایش هزینه‌های سربار متغیر و استهلاک و تعمیرات، افزایش هزینۀ سربار، افزایش بهای تمام‌شدۀ محصول، کاهش سود

حلقۀ تعدیل‌کنندۀ فروش بازار داخلی (B2)

افزایش تولید، افزایش فروش بازار داخل، کاهش فروش بازار خارجی، کاهش فروش، کاهش سود، کاهش بودجۀ خرید قطعات و تجهیزات، افزایش استهلاک، کاهش ظرفیت تولید، کاهش تولید

 

پس از آن، برای ساخت نمودار به جریان روندهای متغیرها در طول زمان توجه و مبتنی بر مفروضات مدل و با توجه به روندها، براساس نوع متغیرها و قوانین سیستمی و توابع ریاضی و رگرسیونی ارتباط متغیرها فرموله شد. شکل شمارۀ 4، نمودار جریان سیستم بهای تمام‌شدۀ محصولات پتروشیمی را نشان می‌دهد. درادامه، پس از تشریح مفروضات مدل جریان، جزئیات مدل‌سازی و روابط متغیرهای اصلی و پارامترهای مدل بیان می‌شود.

 

 

شکل 4- نمودار جریان سیستم بهای تمامشدۀ محصولات پتروشیمی

 

با توجه به اینکه در فرایند تولید محصولات پتروشیمی، از تعداد زیادی مواد شیمیایی در کنار خوراک مصرفی استفاده می‌شود، تمامی اطلاعات مربوط به آنها به‌صورت متوسط سالانه در متغیری به نام مواد اولیه بیان شده است. همچنین، مقادیر ارائه‌شده برای افزایش ظرفیت تولید مواد اولیه نیز با توجه به طرح‌های ایجادشده و برآیندی از طرح‌های مشابه و هزینه‌های آنها لحاظ شده است. علاوه بر این، این شرکت، دو محصول متفاوت تولید می‌کند که هر کدام درجه‌های متفاوتی دارد؛ بنابراین، درکل، این مجموعه، ۵ محصول متفاوت تولید می‌کند که تمامی اطلاعات واردشده در این چرخه به‌صورت میانگین قیمتی و ظرفیت تولید این محصولات است و با توجه به نزدیک‌بودن قیمت تمام‌شده و فروش آنها این میانگین کاملاً قابل استفاده و قابل مطالعه است. علاوه بر مفروضات ذکرشده، تغییرات نرخ ارز و قیمت تعیین‌شده از جانب دفتر صنایع پایین‌دستی پتروشیمی برای مواد اولیه به‌صورت میانگین چهار سال اخیر لحاظ شده است. با در نظر گرفتن مفروضات ذکرشده، روابط ریاضی بین متغیرها و ثابت‌های مدل با استفاده از داده‌های شرکت پتروشیمی تخت جمشید تعریف شده است. جزئیات روابط ریاضی حاکم بر متغیرها در جدول شمارۀ 4 و مقادیر ثابت مدل در جدول شمارۀ 5 ارائه شده است.

جدول 4- متغیرهای اصلی و روابط ریاضی حاکم بر متغیرهای سیستم بهای تمامشدۀ محصولات پتروشیمی

متغیر

روابط ریاضی

واحد

سود

INTEG (درآمد– هزینه- تخصیص از سود به بودجۀ تحقیق و توسعه- پاداش کارکنان-بودجۀ خرید قطعات و تجهیزات، مقدار اولیۀ سود)

Million Rial

بودجۀ قابل تخصیص برای تحقیق و توسعه

INTEG (تخصیص از سود به بودجۀ تحقیق و توسعه+تخصیص بودجه برای تولید مواد اولیۀ جدید+سرمایۀ شرکت برای تحقیق و توسعه-تخصیص بودجه برای توسعۀ ظرفیت تولید، مقدار اولیۀ بودجۀ تحقیق و توسعه)

Million Rial

درآمد

 

Million Rial/Year

هزینه

 

Million Rial/Year

کل هزینۀ مواد اولیه

(متوسط قیمت مواد اولیۀ خریداری‌شده×کل مواد اولیۀ خریداری‌شده)+(متوسط قیمت هر واحد مواد اولیۀ تولیدشده×مواد اولیۀ تولیدشده)

Million Rial/year

پاداش کارکنان

 

Million Rial/Year

ظرفیت تولید

INTEG (استهلاک – ظرفیت تولید، مقدار اولیۀ ظرفیت تولید)

Ton

بودجۀ خرید قطعات یدکی و تجهیزات

INTEG (افزایش بودجۀ خرید قطعات و تجهیزات-تخصیص بودجه برای خرید قطعات باکیفیت-تخصیص بودجه برای خرید قطعات بی‌کیفیت، مقدار اولیۀ بودجه)

Million Rial

طول عمر تجهیزات

12×((1+(تخصیص بودجه برای خرید قطعات باکیفیت×درصد افزایش طول عمر تجهیزات به‌ازای هر واحد تخصیص بودجه به قطعات باکیفیت)+(تخصیص بودجه برای خرید قطعات بی‌کیفیت×درصد افزایش طول عمر به‌ازای هر واحد تخصیص بودجه به قطعات بی‌کیفیت))

Year

تخصیص بودجه برای خرید قطعات باکیفیت

IF THEN ELSE (بودجۀ خرید قطعات یدکی و تجهیزات×درصد تخصیص بودجۀ خرید قطعات به قطعات باکیفیت)/ متوسط قیمت هر کد قلم قطعات و تجهیزات باکیفیت>=تعداد کل کد قلم‌های قطعات یدکی و تجهیزات مورد نیاز، تعداد کل کد قلم‌های قطعات یدکی و تجهیزات مورد نیاز×متوسط قیمت هر کد قلم قطعات و تجهیزات باکیفیت، (بودجۀ خرید قطعات یدکی و تجهیزات×درصد تخصیص بودجۀ خرید قطعات به قطعات باکیفیت))

Million Rial/ Year

انگیزۀ کاری کارکنان

INTEG (تغییرات انگیزه، مقدار اولیۀ انگیزۀ کاری کارکنان)

Percent

میزان ازکارافتادگی تجهیزات

SMOOTH(LOOKUP چگونگی تغییرات ازکارافتادگی به‌ازای تغییرات انگیزۀ کارکنان (اثر تغییرات انگیزۀ کاری کارکنان بر حفاظت و نگهداشت تجهیزات)×نرخ ازکارافتادگی تجهیزات، زمان تغییر میزان ازکارافتادگی)

Dmnl

چگونگی تغییرات ازکارافتادگی به‌ازای تغییرات انگیزه

GRAPH[(0,0) (100,10)], (0,1.2), (10,1.18), (20,1.12), (30,1.08), (40,1), (50,1), (60,1), (70,1), (100,1)

Dmnl

بهای تمام‌شدۀ هر واحد

(متوسط درصد استفاده‌شدن قطعات و تجهیزات در خط تولید*(تخصیص بودجه برای خرید قطعات بی‌کیفیت+تخصیص بودجه برای خرید قطعات باکیفیت)+هزینه)/ میزان تولید محصولات

Million Rial/ Ton

تغییر در ساخت و راه‌اندازی افزایش ظرفیت

DELAY1 (نرخ افزایش ظرفیت به‌ازای هر واحد بودجه×تخصیص بودجه برای توسعۀ ظرفیت تولید، زمان ساخت و راه‌اندازی پروژۀ افزایش ظرفیت تولید)

Ton/ Year

افزایش ظرفیت تولید مواد اولیه

DELAY1 (تخصیص بودجه برای تولید مواد اولیۀ جدید×نرخ افزایش ظرفیت تولید مواد اولیه به‌ازای هر واحد بودجۀ اختصاصی، زمان لازم برای افزایش ظرفیت تولید)

Ton/ Year

بازده خط تولید

LOOKUP چگونگی تغییرات بازده به‌ازای تغییرات انگیزه (اثر تغییرات انگیزۀ کاری کارکنان بر بازده خط تولید)

Dmnl

چگونگی تغییرات بازده به‌ازای تغییرات انگیزه

GRAPH[(0,0) (100,10)],  (0,0.83),(10,0.85),(20,0.88),(30,0.9),(40,0.91),(50,0.92),(100,0.92)

Dmnl

بودجۀ قابل تخصیص برای تحقیق و توسعه

INTEG (سود+سرمایۀ شرکت برای تحقیق و توسعه – تخصیص بودجه برای تولید مواد اولیۀ جدید-تخصیص بودجه برای توسعۀ ظرفیت تولید، مقدار اولیۀ بودجۀ تحقیق و توسعه)

Million Rial/Year

تخصیص از سود به بودجۀ تحقیق و توسعه

 

Million Rial/Year

تخصیص بودجه برای خرید قطعات بی‌کیفیت

(تعداد کل کد قلم‌های قطعات یدکی و تجهیزات مورد نیاز-(تخصیص بودجه برای خرید قطعات باکیفیت/ متوسط قیمت هر کد قلم قطعات و تجهیزات باکیفیت))×متوسط قیمت هر کد قلم قطعات و تجهیزات بی‌کیفیت

Million Rial/ Year

درآمد فروش داخلی

تقاضای داخلی×قیمت ثابت تعیین‌شده در بورس به‌وسیلۀ دفتر صنایع پایین‌دستی

×درصد تأمین تقاضای داخل توسط شرکت

Million Rial/ Year

میزان صادرات

میزان تولید محصولات-(درصد تأمین تقاضای داخل توسط شرکت×تقاضای داخلی)

Ton/ Year

قیمت بازار خارجی

IF THEN ELSE (1.17× بهای تمام‌شدۀ هر واحد)>=متوسط قیمت ژورنال خارجی، متوسط قیمت ژورنال خارجی، (بهای تمام‌شدۀ هر واحد+ متوسط قیمت ژورنال خارجی)/2)

Million Rial/ton

استهلاک

DELAY FIXED (ظرفیت تولید/ طول عمر تجهیزات , 0, 0)

Ton/ Year

تعداد کل کد قلم‌های قطعات یدکی و تجهیزات مورد نیاز

 DELAY FIXED(تعداد کد قلم کالاهای نیاز به خرید به‌ازای هر واحد ظرفیت

×ظرفیت تولید , 1, 0)

Good/year

 

جدول 5- برخی متغیرهای ثابت و مقادیر آن در مدل سیستم بهای تمامشدۀ محصولات پتروشیمی

مقدار

واحد

متغیر

مقدار

واحد

متغیر

58/0

1/Year

درصد تخصیص سود به بودجۀ تحقیق و توسعه

15/0

1/Year

درصد تخصیص بودجۀ خرید قطعات به قطعات باکیفیت

150000

Million Rial/Year

مقدار تزریق سالیانۀ سرمایه ازطریق سهامداران

6/50

Million Rial/Good

متوسط قیمت هر کد قلم قطعات و تجهیزات باکیفیت

008/0

1/Year

درصد تخصیص سود به پاداش کارکنان

23/29

Million Rial/Good

متوسط قیمت هر کد قلم قطعات و تجهیزات بی‌کیفیت

2945/0

1/Year

درصد تخصیص سود به خرید قطعات و تجهیزات

144

Million Rial/Stop

هزینۀ متوسط تعمیرات به‌ازای هر واحد ازکارافتادگی

005/0

1/Year

درصد تخصیص بودجه برای مواد اولیۀ جدید

436/9

Million Rial/Ton

هزینۀ سربار متغیر به‌ازای هر واحد تولید

94/0

1/Year

درصد تخصیص بودجه برای توسعه ظرفیت تولید

27523

Million Rial/Year

هزینۀ سربار ثابت

03/0

Ton/Million Rial

نرخ افزایش ظرفیت تولید مواد اولیه به‌ازای هر واحد بودجۀ اختصاصی

133336

Million Rial/Year

هزینۀ نیروی انسانی

0173/0

Ton/Million Rial

نرخ افزایش ظرفیت به ازای هر واحد بودجه

1/32

Million Rial/Ton

متوسط قیمت مواد اولیۀ خریداری‌شده

0575/0

Good/Ton

تعداد کد قلم کالاهای نیاز به خرید به‌ازای هر واحد ظرفیت

96/0

1/Year

بازده خط تولید مواد اولیه

94

Million Rial/Ton

متوسط درصد استفاده‌شدن قطعات و تجهیزات در خط تولید

21

Million Rial/Ton

متوسط قیمت هر واحد مواد اولیۀ تولیدشده

62

Million Rial/Ton

قیمت ثابت تعیین‌شده در بورس به‌وسیلۀ دفتر صنایع پایین‌دستی

008/0

1/Year

درصد تخصیص سود به پاداش کارکنان

برای اعتبارسنجی مدل، علاوه بر آزمون کفایت مرز مدل توسط خبرگان، آزمون سازگاری ساختار و ابعاد مدل در نرم‌افزار ونسیم و آزمون بازتولید رفتار و شبیه‌سازی اولیه در افق زمانی پنج‌ساله با گام‌های زمانی سه‌ماهه انجام شد. برای آزمون بازتولید رفتار مدل، شاخص RMSPE[xvi] محاسبه شد که یکی از روش‌های آماری تأیید رفتار است. این شاخص، مجذور مربع میانگین اختلاف داده‌های واقعی (At) و داده‌های شبیه‌سازی‌شده (St) را اندازه‌گیری می‌کند. برای تأیید رفتار سیستم، این شاخص باید کمتر از 1/0 باشد. نتایج آزمون اعتبار رفتاری متغیرهای سود و میزان تولید محصولات پتروشیمی در جدول شمارۀ 6 ارائه شده است.

 

 

 

جدول 6- آزمون اعتبار رفتاری برخی متغیرهای مدل سیستم بهای تمامشدۀ محصولات

متغیر اصلی مدل

سه‌ماهۀ سوم

1397

سه‌ماهۀ چهارم

1397

سه‌ماهۀ اول

1398

سه‌ماهۀ دوم

1398

RMSPE

سود

مقدار واقعی

366751

372591

394948

401780

01/0

مقدار شبیه‌سازی‌شده

358300

389900

390561

400250

میزان تولید محصولات

مقدار واقعی

53/4

57/4

62/4

67/4

01/0

مقدار شبیه‌سازی‌شده

53/4

57/4

65/4

68/4

 

با پشت سر گذاشتن موفقیت‌آمیز آزمون‌های اعتبارسنجی، شبیه‌سازی در افق زمانی پنج‌ساله (1399-1404) در نظر گرفته شده است. درادامه، رفتار متغیرهای کلیدی سیستم کاهش بهای تمام‌شدۀ محصولات پتروشیمی تخت جمشید بررسی می‌شود (شکل شمارۀ 5). بررسی رفتار متغیر بهای تمام‌شده با توجه به روند فعلی شرکت به‌گونه‌ای است که با استفاده از طرح‌های توسعۀ در حال راه‌اندازی و پس از بهره‌برداری از آنها خودبه‌خود به‌علت سرشکن‌شدن قیمت‌ها و هزینه‌های تولید بهای تمام‌شده کاهش می‌یابد؛ اما این روند کاملاً مطلوب نیست. بررسی رفتار متغیر ظرفیت تولید در افق شبیه‌سازی نشان می‌دهد درابتدا به‌علت اینکه هنوز سیستم به بهره‌وری صددرصدی نرسیده است، ظرفیت کامل 45 هزار تنی برآورده نمی‌شود؛ اما پس از سال 1399، که شرکت در اوج بهره‌وری بوده است، به‌علت جدیدبودن تمامی تجهیزات جدید، سیستم با بیشترین ظرفیت کار می‌کند؛ اما با ادامۀ این فرایند به‌علت وجود استهلاک در سیستم و خرابی‌های پیش‌آمده، از ظرفیت صددرصدی مجموعه کاسته می‌شود و پس از بهره‌برداری پروژه، افزایش ظرفیت تولید دوبارۀ این متغیر رو به افزایش است که روند مثبتی است؛ اما با ارائۀ سیاست‌های مختلفی، ظرفیت تولید را در این بازه بیش‌ازپیش می‌توان افزایش داد. بررسی رفتار متغیر سود در افق شبیه‌سازی نیز نشان می‌دهد در ابتدای بهره‌برداری این شرکت، سود در پایین‌ترین سطح بوده است؛ اما پس از ثبات در تولید در میانه بازه زمانی به مقدار مناسبی افزایش پیدا می‌کند و به ثبات می‌رسد. پس از بهره‌برداری از طرح‌های توسعه و افزایش ظرفیت تولید سود نیز به‌علت افزایش حجم تولید و افزایش صادراتی که به‌تبع آن شکل می‌گیرد، افزایش می‌یابد.

 

 

شکل 5- رفتار شبیه‏سازی شدۀ متغیرهای بهای تمام شده، ظرفیت تولید و سود با توجه به ادامۀ روند کنونی

 

پس از شبیه‌سازی و بررسی رفتار متغیرهای مدل، با توجه به نتایج تحلیل حساسیت چندمتغیرۀ مونت کارلو (شکل شمارۀ 6) متغیرهایی که بیشترین دامنۀ تغییرات را در رفتار مدل ایجاد می‌کرد و به‌اصطلاح، نقاط اهرمی مدل شناسایی شد. تغییر رفتار متغیر هدف تحلیل حساسیت، نشان‌دهندۀ حساس‌بودن مدل به تغییرات مقادیر برخی متغیرهای برون‌زاست.

 

مقدار تزریق سالیانۀ سرمایۀ سهامداران

( 0-450000 میلیون ریال در سال)

درصد تخصیص بودجه برای مواد اولیۀ جدید (0-35 درصد)

درصد تخصیص سود به بودجۀ تحقیق و توسعه (40-70 درصد)

 

 

 

 

 

 

شکل 6- تحلیل حساسیت مونت کارلو برخی از متغیرهای برونزای مدل سیستم بهای تمامشدۀ محصولات پتروشیمی

 

در طی انجام‌دادن مصاحبه‌ها با متخصصان صنعت پتروشیمی و به‌ویژه مدیران ارشد و کارشناسان صنایع پتروشیمی تخت جمشید، راهکارهایی برای کاهش بهای تمام‌شده و در پی آن، افزایش سودآوری شرکت پیشنهاد شد. از بین راهکارهای پیشنهادشده، با توجه به نتایج تحلیل حساسیت مدل، راهکارهایی برای بررسی به‌عنوان سیاست‌های کاهش بهای تمام‌شدۀ شرکت انتخاب و بررسی شد. درادامه، سیاست‌ها توضیح داده می‌شود.

سیاست اول- افزایش تخصیص بودجۀ تولید مواد اولیه و کاهش تخصیص بودجۀ افزایش ظرفیت تولید

براساس بررسی‌های گذشته و تأثیر این متغیر در کاهش بهای تمام‌شده، این تصمیم اتخاذ شد که از مقدار تخصیص‌یافتۀ طرح‌های توسعه‌ای، که موجب افزایش ظرفیت تولید می‌شود، کاسته شود و بودجه به اجرای طرح‌ها برای تولید بخشی از مواد اولیه مانند بوتادین و استایرن اختصاص یابد که از خوراک‌های اصلی این شرکت است. در اعمال این راهکار در مدل، بودجۀ اختصاص‌یافته به افزایش ظرفیت تولید از ۹۴ درصد به ۶۵ درصد کاهش یافت و بودجۀ اختصاص‌یافته به افزایش ظرفیت تولید مواد اولیه به ۳۵ درصد افزایش یافت که بخشی از بودجۀ انباشت‌شدۀ طرح‌های توسعه را نیز به خود اختصاص داده است.

سیاست دوم: افزایش بودجۀ تخصیصی تحقیق و توسعه

درابتدا، نظر تصمیم‌گیران بر این قرار داشت که افزایش بودجۀ تحقیق و توسعه به‌تمامی از محل سود انباشتۀ این شرکت حاصل شود. بررسی‌ها نشان داد تأثیر این سیاست در کاهش بهای تمام‌شده نسبت به کاهش سودآوری کل، بسیار ناچیز است؛ بنابراین، تصمیم بر این شد سیاستی اتخاذ شود که بخشی از افزایش بودجۀ تحقیق و توسعه از محل بودجۀ اختصاص‌یافته به خرید قطعات و تجهیزات و درصد کمی از آن از محل سود انباشته تأمین شود؛ بنابراین، تخصیص بودجۀ خرید قطعات و تجهیزات از سود از 5/29 درصد به ۲۰ درصد کاهش و سهم بودجۀ تخصیص‌یافتۀ تحقیق و توسعه از سود از مقدار ۵۸ درصد به ۶9 درصد افزایش یافت.

سیاست سوم: افزایش درصد تخصیص سود به پاداش کارکنان از محل سود انباشتۀ شرکت

در این سیاست باید حد تناسبی برای پاداش داده‌شده به کارکنان در نظر گرفته می‌شد؛ به‌گونه‌ای که نه آنچنان از سود انباشتۀ شرکت کم کند و نه آنقدر ناچیز باشد که تأثیری در افزایش انگیزش کارکنان و بهره‌وری سیستم نداشته باشد. برای طراحی این سناریو پس از هم‌اندیشی با تصمیم‌گیران شرکت، بنا شد درصد تخصیص سود به پاداش کارکنان از عددی که قبلاً کمتر از یک‌درصد بود، به ۴ درصد افزایش یابد و نتایج حاصل با نگاه کوتاه‌مدت و بلندمدت بررسی شود.

سیاست چهارم: افزایش بودجۀ خرید قطعات باکیفیت

در این سیاست، تأثیر کیفیت قطعات و تجهیزات استفاده‌شده در خط تولید بر هزینه‌ها و درنهایت، کاهش بهای تمام‌شده بررسی شد. برای این امر، درصد بودجۀ خرید قطعات و تجهیزات به قطعات باکیفیت از ۱۵ درصد ۶۵ درصد افزایش داده شده است. همچنین، عامل دیگری که درنهایت، بر بودجۀ تخصیص‌یافتۀ قطعات باکیفیت تأثیرگذار باشد، درصد تخصیص سود خرید قطعات و تجهیزات است که در اینجا نیز از مقدار 5/29 درصدی به ۳۲ درصد افزایش پیدا کرده است که این مقدار افزایش از محل سود انباشته تأمین می‌شود.

 

 

سیاست پنجم: افزایش مقدار تزریق سرمایۀ سالیانه از طرف سهامداران برای راه‌اندازی طرح‌های توسعه

در این سیاست، تزریق سرمایه ازطریق سهامداران اجرا شده و ایجاد طرح‌های توسعه افزایش یافته است تا ظرفیت تولید و تولید مواد اولیه افزایش یابد؛ بنابراین، محدودۀ متغیر از سالی ۱۵۰ هزار میلیون ریال به سالی ۴۰۰ هزار میلیون ریال تغییر یافته است.

شکل شمارۀ 7، نتایج شبیه‌سازی متغیر بهای تمام‌شده و سود را متأثر از سیاست‌های اجراشده نشان می‌دهد.

 

 

شکل 7- نتایج شبیه‌سازی متغیر بهای تمام‌شده و سود متأثر از سیاست‌های اعمال‌شده روی مدل

 

با توجه به شکل شمارۀ 7، درنتیجۀ اجرای سیاست نخست، بیشترین میزان کاهش بهای تمام‌شده در بین تمام سیاست‌ها به وجود می‌آید. علت اصلی کاهش بهای تمام‌شدۀ کاهش هزینه‌های تولید است. با اجرای سیاست نخست، تأمین بخشی از مواد اولیۀ مورد نیاز به جای تأمین‌شدن ازطریق خرید مواد اولیه، از تولیدات خود شرکت تأمین می‌شود و تولیدات داخلی شرکت، هزینۀ کمتری دارد؛ درنتیجه، درکل، هزینۀ مواد اولیه برای هر واحد تولید و بهای تمام‌شدۀ کل تا حد زیادی کاهش می‌یابد. این روند در سال‌های ابتدایی با شیب کمتری اتفاق می‌افتد و پس از گذشت چند سال به‌علت افزایش سود شرکت و بودجۀ تخصصی، با شیب بیشتری کاهش می‌یابد. رفتار متغیر سود با اعمال سیاست اول به مقدار زیادی افزایش پیدا می‌کند که علت آن این است که با تخصیص بخشی از بودجۀ افزایش ظرفیت تولید و بخشی از سود انباشته به تولید مواد اولیه، بهای تمام‌شده کاهش می‌یابد و درآمد نسبت به هزینه‌ها روند رو به رشد بیشتری دارد و درنتیجه، سودآوری افزایش پیدا می‌کند. این افزایش در سال‌های ابتدایی، بسیار ناچیز است؛ زیرا در آن سال‌ها افزایش ظرفیت تولید مواد اولیه، بسیار اندک است و هرچه به سال‌های انتهای دورۀ شبیه‌سازی نزدیک می‌شود، به‌علت بیشترشدن این ظرفیت سودآوری با شیب بیشتری افزایش می‌یابد.

 با اجرای سیاست دوم درعمل، بهای تمام‌شده تغییری نمی‌کند و فقط در سال پایانی دورۀ شبیه‌سازی، اندک کاهشی قابل مشاهده است. همچنین، اعمال این سیاست، هیچ تأثیری در افزایش سودآوری ندارد؛ زیرا فقط افزایش بودجۀ تحقیق و توسعه بدون تزریق مالی سهامداران، ظرفیت را آنچنان افزایش نمی‌دهد که موجب سوددهی زیادی شود.

اجرای سیاست سوم در کاهش بهای تمام‌شده، نقش بسزایی دارد؛ به‌گونه‌ای که با افزایش اندکی در پاداش کارکنان، بهره‌وری خط تولید افزایش می‌یابد و از همان سال‌های ابتدایی دورۀ شبیه‌سازی تا حد زیادی بهای تمام‌شده کاهش پیدا می‌کند و در سال آخر نیز با توجه به افزایش ظرفیت و افزایش سودآوری شرکت، پاداش تخصیص‌یافته نیز افزایش می‌یابد و به‌تبع آن، شیب کاهش بهای تمام‌شده بیشتر می‌شود. علاوه بر این، سیاست سوم، یکی از بهترین سیاست‌هایی است که سودآوری را افزایش می‌دهد. با تخصیص پاداش بیشتر به کارکنان با افزایش درصد تخصیص سود به پاداش پس از سال اول، که مقدار پاداش بسیار اندک است، با گذشت سال‌های میانی و در انتهای دورۀ شبیه‌سازی به‌علت افزایش سود شرکت و به‌تبع آن، پاداش کارکنان، انگیزۀ آنها به بالاترین سطح می‌رسد و در پی آن، از ظرفیت تولید با بیشترین بازده بهره‌برداری می‌شود. همچنین، با افزایش تولیدات شرکت، هزینه‌های ثابت تولید سرشکن می‌شود و با افزایش تولید، صادرات نیز افزایش می‌یابد و درآمد حاصل از آن، سود را تا حد بسیار زیادی افزایش می‌دهد.

اجرای سیاست چهارم نیز مانند سیاست اول، تأثیرگذاری بسیار زیادی دارد. این امر نشان می‌دهد متغیرهایی که به‌طور مستقیم در بهای تمام‌شده تأثیرگذار است، در کاهش بهای تمام‎شده، بیشترین نقش را دارد. در این سیاست نیز با افزایش بودجۀ خرید قطعات باکیفیت از راه افزایش درصد تخصیص بودجۀ قطعات باکیفیت و درکل، با افزایش‌دادن بودجۀ خرید قطعات از محل سود انباشته، بهای تمام‌شده تا حد زیادی کاهش می‌یابد که این مقدار در سال‌های اولیه به‌صورت معکوس عمل می‌کند. علت آن، هزینه‌هایی است که به سیستم تحمیل می‌کند؛ اما از سال‌های میانی دورۀ شبیه‌سازی با شیب بیشتری کاهش می‌یابد. علت آن، افزایش سودآوری و افزایش بودجۀ خرید قطعات و تجهیزات است. در سال‌های آخر به‌علت افزایش ظرفیت تولید و استهلاک بیشتر سیستم و به‌تبع آن، نیاز بیشتر به قطعات یدکی، هزینۀ کلی خرید قطعات افزایش می‌یابد و کمی از شیب آن کاسته می‌شود. این سیاست درابتدا شاید تأثیر به‌ظاهر مثبتی بر افزایش سود نداشته باشد؛ زیرا افزایش بودجۀ قطعات موجب کاهش سود انباشته می‌شود و هزینه‌ها را نیز به‌علت گران‌تربودن تأمین قطعات افزایش می‌دهد؛ اما پس از اجرای این سیاست و با توجه به طول عمر بیشتر قطعات باکیفیت و کمتربودن هزینۀ نگهداری و تعمیرات در هنگام استفاده از قطعات باکیفیت در سیستم، موجب بهره‌وری بیشتر سیستم می‌شود و استهلاک را به پایین‌ترین سطح می‌رساند و ظرفیت تولید در بیشترین حد خود باقی می‌ماند. همچنین، خرید قطعات باکیفیت، هزینۀ تعمیرات و نگهداری را کاهش می‌دهد و موجب می‌شود با کاهش بهای تمام‌شده و افزایش ظرفیت تولید، سودآوری افزایش یابد و درمجموع، هزینه‌های خرید این قطعات، که درابتدا پرداخت و بخشی از آن از سود انباشته تأمین شده بود، علاوه بر جبران‌شدن به سود شرکت نیز افزوده شود.

اجرای سیاست پنجم مانند سیاست دوم، تأثیر زیادی در کاهش بهای تمام‌شده در سال‌های ابتدایی ندارد؛ اما پس از سال‌های میانی و با افزایش ظرفیت تولید، هزینه‌های ثابت سرشکن و موجب کاهش بهای تمام‌شدۀ هر واحد می‌شود. این سیاست، که افزایش سرمایه ازطریق سهامداران است، تأثیر بسزایی در افزایش سود دارد و نسبت به سرمایۀ هنگفتی که هر سال باید سهامدار تزریق کند، افزایش سود توجیه‌پذیر است و در بلندمدت و پس از راه‌اندازی طرح‌های توسعه علاوه بر جبران هزینه‌ها، سود زیادی را نصیب سهامداران می‌کند.

 

 

بررسی نتایج سیاست‌ها نشان می‌دهد سیاست اول، یعنی افزایش تخصیص بودجۀ تولید مواد اولیه و کاهش تخصیص بودجه به افزایش ظرفیت تولید، بهترین راهکار برای کاهش بهای تمام‌شده است؛ اما دربارۀ سودآوری در رتبۀ چهارم قرار دارد؛ پس برای بررسی بیشتر و انتخاب بهترین راهکارها، سیاست‌های مذکور با یکدیگر ترکیب می‌شود تا نتایج کامل‌تری به دست آید.

ترکیب سیاست‌ها: با توجه به نتایج اعمال سیاست‌ها، سیاست سوم مربوط به افزایش پاداش کارکنان و سیاست اول، که تخصیص بودجه به تولید مواد اولیه و کاهش بودجۀ افزایش ظرفیت تولید است، و سیاست پنجم تزریق سرمایۀ سالیانۀ سهامداران، موجب بهبود سیستم خواه ازلحاظ کاهش بهای تمام‌شده و خواه ازلحاظ افزایش سود می‌شود؛ بنابراین، باید در ترکیب سیاست‌ها مشخص شود که آیا بهتر است مقداری از سود، که به بخش‌های مختلف تخصیص می‌یابد، به بودجۀ تحقیق و توسعه افزوده شود یا به بودجۀ خرید قطعات و تجهیزات؛ بنابراین، سیاست‌های ترکیبی در قالب ترکیب سیاست‌های اول، دوم، سوم و پنجم و در حالت دیگر سیاست‌های اول، سوم، چهارم و پنجم دسته‌بندی شده است.

در سیاست ترکیبی اول، درصد تخصیص بودجۀ توسعۀ ظرفیت تولید از ۹۴ درصد به ۶۵ درصد کاهش می‌یابد و درصد تخصیص بودجۀ تولید مواد اولیه به ۳۵ درصد افزایش پیدا می‌کند. همچنین، درصد تخصیص سود به بودجۀ تحقیق و توسعه از ۵۸ درصد به ۶9 درصد افزایش می‌یابد که بخشی از آن از محل سود انباشته و بقیه از کاهش 5/29 درصد تخصیص سود به قطعات تجهیزات به ۲۰درصد حاصل می‌شود. درصد پاداش کارکنان از حدود 1 درصد به ۴ درصد و درنهایت، متغیر تزریق سرمایه ازطریق سهامداران نیز از ۱۵ میلیارد تومان در سال به ۴۰ میلیارد تومان افزایش می‌یابد.

در سیاست ترکیبی دوم، درصد تخصیص بودجۀ توسعۀ ظرفیت تولید از ۹۴ درصد به ۶۵ درصد کاهش می‌یابد و درصد تخصیص بودجۀ تولید مواد اولیه به ۳۵ درصد افزایش پیدا می‌کند. همچنین، درصد پاداش کارکنان از حدود 1 درصد به ۴ درصد و درصد تخصیص بودجه به خرید قطعات باکیفیت از 15 درصد به 65 درصد افزایش می‌یابد و درصد تخصیص سود خرید قطعات و تجهیزات نیز از مقدار 5/29 درصدی به ۳۲ درصد افزایش می‌یابد که این مقدار افزایش از محل سود انباشته تأمین می‌شود و درنهایت، متغیر آخر، یعنی تزریق سرمایه ازطریق سهامداران نیز از ۱۵ میلیارد تومان در سال به ۴۰ میلیارد تومان افزایش پیدا می‌کند. نتایج اجرای راهکارهای ترکیبی در کنار نتایج انفرادی راهکارها در شکل شمارۀ 8 دیده می‌شود.

 

شکل 8- شبیه‌سازی متغیر بهای تمام‌ده و سود متأثر از سیاست‌های ترکیبی اجراشده

5- بحث

پس از اجرای راهکارهای مختلف و اجرای ترکیبی آنها و مقایسۀ نتایج، نوبت به انتخاب بهترین راهکار برای کاهش بهای تمام‌شدۀ محصولات پتروشیمی تخت جمشید می‌رسد. همانگونه که توضیح داده شد، با اجرای سیاست‌ها به شکل انفرادی مشخص می‌شود که کدام سیاست در کاهش بهای تمام‌شده، بیشترین تأثیر را دارد؛ اما در کنار کاهش بهای تمام‌شده باید به مسئلۀ سودآوری شرکت نیز توجه کرد؛ زیرا کاهش بهای تمام‌شده بدون ایجاد سودآوری، امری بی‌معنی است. مقایسۀ سودآوری و بهای تمام‌شده در تمام راهکارها نشان داد راهکار برتر در کاهش بهای تمام‌شده، راهکار برتر در سودآوری نیست؛ بنابراین، راهکارها ترکیب شد که مقایسۀ نتایج آنها در جدول شمارۀ 7 دیده می‌شود.

 

جدول 7- مقایسۀ متغیرهای کلیدی سیستم با اجرای سیاست‌های انفرادی و ترکیبی

سیاست

رتبه در کاهش بهای تمام‌شده

رتبه در افزایش سود

سیاست

رتبه در کاهش بهای تمام‌شده

رتبه در افزایش  سود

نخست

3

6

پنجم

5

3

دوم

7

7

ترکیبی1

2

2

سوم

6

4

ترکیبی2

1

1

چهارم

4

5

 

 

 

 

با ترکیب‌کردن راهکارها این نتیجه حاصل می‌شود که ترکیب سیاست‌های اول، سوم، چهارم و پنجم، بیشترین بازده را دارد. این سیاست ترکیبی، بهای تمام‌شده را از همۀ سیاست‌های دیگر، بیشتر کاهش می‌دهد و در زمینۀ سودآوری به تمامی سیاست‌های دیگر برتری دارد که نتایج، کاملاً منطقی به نظر می‌رسد و توجیه‌پذیر است؛ زیرا در سیاست‌های قبلی مثلاً استفادۀ تنها از سیاست تزریق سرمایه از سوی سهامداران در کاهش بهای تمام‌شده و افزایش سودآوری، تأثیر زیادی نداشت که توجیه‌پذیر باشد؛ اما با ترکیب با سایر سیاست‌ها سودآوری بسیار خوبی ایجاد می‌کند و کاملاً توجیه‌پذیر به نظر می‌رسد و پس از چند سال، علاوه بر اینکه سرمایۀ سهامدار بازمی‌گردد، سودآوری شرکت را به سطح بسیار بالاتری نسبت به وضعیت فعلی می‌رساند.

 

5- نتیجه‌گیری و پیشنهادها

هدف اصلی این پژوهش، شناسایی و ارزیابی راهکارهای کاهش بهای تمام‌شدۀ محصولات پتروشیمی شرکت تخت جمشید بوده است. برای دستیابی به این هدف، از رویکرد پویایی‌شناسی سیستم بهره گرفته شده است. برای کاهش بهای تمام‌شدۀ محصولات با نگاهی به سودآوری بیشتر، راهکارهایی مطرح شد که عبارت است از:

  • افزایش تخصیص بودجۀ تولید مواد اولیه و کاهش تخصیص بودجه به افزایش ظرفیت تولید؛
  • افزایش بودجۀ تخصیصی تحقیق و توسعه؛
  • افزایش درصد تخصیص سود به پاداش کارکنان از محل سود انباشتۀ شرکت؛
  • افزایش درصد تخصیص بودجۀ خرید قطعات و تجهیزات بودجۀ خرید قطعات و تجهیزات باکیفیت و
  • افزایش مقدار تزریق سرمایۀ سالیانه از طرف سهامداران برای راه‌اندازی طرح‌های توسعه.

پس از شبیه‌سازی سیستم با راهکارهای انفرادی، راهکارهایی ترکیبی از این سیاست‌ها ارائه شد. با مقایسۀ نتایج به‌دست‌آمده، ترکیب سیاست‌های اول، سوم، چهارم و پنجم، بیشترین بازده را دارد. این سیاست ترکیبی، بهای تمام‌شده را از همۀ سیاست‌های دیگر، بیشتر کاهش می‌دهد و در زمینۀ سودآوری نیز به تمامی سیاست‌های دیگر، برتری دارد و در بلندمدت، ارزش افزودۀ زیادی برای شرکت ایجاد می‌کند.

در هیچ پژوهشی به مدل‌سازی سیستمی استراتژی کاهش بهای تمام‌شدۀ محصولات پتروشیمی در کشور توجه نشده است؛ بنابراین، مبنای دقیقی برای مقایسۀ نتایج با پژوهش‌های پیشین وجود ندارد. به‌طور کلی، یافته‌های پژوهش حاضر با یافته‌های شینکویج و همکاران (2020) در زمینۀ بهره‌وری تجهیزات و بهبود تحقیق و توسعه در برنامه‌ریزی افزایش تولید محصولات پتروشیمی همسوست. همچنین، بریافته‌های علی و فیصل (2020) دربارۀ اثر میزان تقاضا بر میزان سرمایه‌گذاری و هزینۀ تولید در رشد صنعت پتروشیمی تأکید می‌کند. نتایج پژوهش، نتایج اسماعیلی‌پور و همکاران (1396) را در زمینۀ چالش تأمین خوراک و مواد اولیه و چالش تعمیرات تجهیزات و قطعات در صنعت پتروشیمی تأیید می‌کند. در این پژوهش برای ساده‌سازی مدل، برخی عوامل مؤثر در سیستم تولید و بهای تمام‌شده به‌عنوان متغیرهای برون‌زا در نظر گرفته شد و از نوسان‌های قیمت‌های فروش کالا و خرید مواد اولیه، که از عوامل گوناگونی مانند نرخ ارز و تورم، مناسبات سیاسی و قیمت‌های تصویب‌شده از جانب دفتر صنایع پایین‌دستی پتروشیمی نشئت می‌گیرد، صرف نظر شده است. اگر این کار انجام نمی‌شد، وجود متغیرهای بسیار و درنتیجه، حلقه‌های بازخور فراوان، سبب پیچیدگی بیش‌ازحد مدل می‌شد و شبیه‌سازی را دشوار می‌کرد؛ بنابراین، در مدل ارائه‌شده، متغیرهای اصلی مد نظر قرارگرفته‌؛ ولی برای ساده‌سازی از برخی متغیرها و روابط صرف نظر شده است. البته با توجه به قابلیت تحلیل حساسیت مدل، تأثیر تغییر هر یک را بر رفتار سیستم می‌توان پیش‌بینی کرد. همچنین، به‌علت کمبود مطالعات در زمینۀ کاهش بهای تمام‌شدۀ محصولات پتروشیمی، استخراج عوامل تأثیرگذار براساس مشاوره از متخصصان و مدیران صنعت پتروشیمی و به‌ویژه مدیران پتروشیمی تخت جمشید انجام شده است.

به‌علت اینکه در فرایند تولید از تعداد زیادی مواد شیمیایی در کنار خوراک مصرفی این شرکت استفاده می‌شود، تمامی اطلاعات مربوط به آنها به‌صورت اجمالی و متوسط سالانه به‌صورت متغیر به نام مواد اولیه بیان شده است. همچنین، مقادیر ارائه‌شده برای افزایش ظرفیت تولید مواد اولیه نیز با توجه به طرح‌های ایجادشده در این شرکت و برآیندی از طرح‌های مشابه و هزینه‌های آنها لحاظ شده است.

با وجود محدودیت‌های ذکرشده، در این پژوهش کوشیده شد علاوه بر افزودن به دانش موجود در زمینۀ کاهش بهای تمام‌شدۀ محصولات پتروشیمی، پیش‌زمینۀ مناسبی نیز برای مطالعات بعدی فراهم شود. پیشنهاد پژوهشگران در این زمینه شامل موارد ذیل است:

  • افزودن متغیرهای نرخ ارز، تورم، واکنش رقبا، نوسان‌های قیمت مواد اولیه برای بررسی دقیق‌تر سیستم؛
  • افزودن متغیرهای حامل‌های انرژی در محاسبۀ هزینه‌های سربار و بررسی تأثیرگذاری این متغیرها و ایجاد راهکارهای جدید برای کاهش بهای تمام‌شده، کاهش هزینه‌های حامل‌های انرژی و سرمایه‌گذاری در پروژه‌های مدیریت انرژی؛
  • ارزیابی راهکارهای کاهش آلودگی‌های محیط زیستی با توجه به چالش‌های محیط زیستی اخیر صنایع پتروشیمی در کشور و اثر بلندمدت بر مسئولیت اجتماعی و تقویت جایگاه تجاری شرکت؛
  • شناسایی عوامل تأثیرگذار دیگر در انگیزش کارکنان به غیر از پاداش نقدی و بررسی تأثیرگذاری آنها در ایجاد انگیزش کارکنان شرکت و افزایش بهره‌وری آنها؛
  • بررسی امکان تولید محصولات جدید، ورود به بازارهای جدید و بررسی تأثیر بازاریابی در روند فروش با دید افزایش سودآوری شرکت؛
  • بررسی و ارزیابی فرایندهای مربوط به خرید و تعمیر و نگهداری تجهیزات و قطعات، فرایندهای کنترل و نظارت و بازرسی پیشگیرانه برای کاهش نرخ ازکارافتادگی تجهیزات و
  • گسترش مرزهای مدل و در نظر گرفتن ذی‌نفعان اصلی صنعت پتروشیمی کشور و ارائۀ راهکارهای توسعۀ صنعت پتروشیمی بر مبنای مشارکت ذی‌نفعان و روش‌های تفکر نرم سیستمی مبتنی بر توافق ذی‌نفعان.

 

[i] Cleary

[ii] King and Clarkson

[iii] Nielsena et al

[iv] Farashah et al.

[v] Shinkevich et al.

[vi] Kadir et al.

[vii] Baxodirovna

[viii] Maryanti et al.

[ix] Xie et al.

[x] Kwon et al.

[xi] Ali and Feisal

[xii] Vianello et al.

[xiii] Lyu et al.

[xiv] Malysheva

[xv] Zhao et al.

[xvi] Root Mean Squared Percentage Error (RMSPE)

  • Abasi, E., and Rastegar, I. (2011). “Evaluation of the opportunity cost in Jam Petrochemical Company Projects”. Management Accounting, 3: 95-108. (in Persian).
  • Ali, A., and Faisal, S. (2020). “Capital structure and financial performance: A Case of Saudi Petrochemical Industry. The Journal of Asian Finance”, Economics, and Business, 7(7): 105-112.
  • Azad, S., and Ghodsipour, S. (2018). “Modeling and Policymaking the Techno-Sectoral Innovation System in Petrochemical Industry using System Dynamics”. Innovation Management Journal, 6(4): 29-62. (in Persian).
  • Azad, S., and Ghodsipour, S. (2017). “Modeling technological innovation system by system dynamics approach and analyzing functional indices Case study: technological innovation in developing catalysts for Iranian petrochemical industry”. Journal of Technology Development Management, 5(1): 39-64. Doi: 10.22104/jtdm.2018.2035.1710. (in Persian).
  • Baxodirovna, A.N. (2017). “The features of methods of calculation of the cost at the industrial enterprises of ferrous metallurgy”. International Journal of Research in Social Sciences, 7(3): 327-335.
  • Behnami, A., Benis, K.Z., Shakerkhatibi, M., Fatehifar, E., Derafshi, S., and Chavoshbashi, M.M. (2019). “Integrating data reconciliation into material flow cost accounting: The case of a petrochemical Waste water treatment plant”. Journal of Cleaner Production, 218: 616-628.
  • Cleary, P. (2015). “An empirical investigation of the impact of management accounting on structural capital and business performance”. Journal of Intellectual Capital, 16(3): 566 –586.
  • Dargahi, R. (2015). Industrial Accounting, Tehran: Negah Danesh Publications, Fifth Edition. (in Persian).
  • Farashah, V.H., Hosseini, S.H., Sazvar, Z., and Ganjavi, H.S. (2020). “An investigation on the petrochemical industry development in Iran: a system dynamics approach”. International Journal of Energy Technology and Policy, 16(5-6): 493-509.
  • Ghaem Maghami Hazaveh, M. (2015). “Identifying the factors affecting the reduction of production costs and prioritizing them based on multi-criteria decision making method, Case study of manufacturing company”, International Conference on Management, Economics and Industrial Engineering, Tehran, Iran. (in Persian).
  • Ismailipour Masouleh, E., and Garshasbi, A. (2016). “Identify challenges and provide solutions for the development of the petrochemical industry from the perspective of financial performance of listed companies”. Business Reviews, 14(80): 14-30. (in Persian).
  • Kadir, A.Z.A., Yusof, Y., and Wahab, M.S. (2020). “Additive manufacturing cost estimation models-A classification review”. The International Journal of Advanced Manufacturing Technology, 107(9): 4033-4053.
  • Kaviani, H., Shokohyar, S., and Fath abadi, H. (2018). “Identifying and Addressing the Contextual Factors Contributing to Strategic Thinking in the Petrochemical Industry”. Journal of Strategic Management Research, 23(67): 151-171. (in Persian).
  • Khajavi, S., Hallaj, M., and Sheykhi, A. (2016). “The Effect of Cost System Function on Managers Evaluations of the Relevance and Usefulness of Cost Data (Case Study: Iranian Petrochemical Industry)”. Quarterly financial accounting journal, 8(29): 132-156. (in Persian).
  • King, R., and Clarkson, P. (2015). “Management control system design, ownership, and performance in professional service organizations”. Accounting, Organizations and Society, 45: 24–39.
  • Kwon, H., Do, T.N., and Kim, J. (2020). “Comprehensive decision framework combining price prediction and production planning models for strategic operation of a petrochemical industry”. Industrial and Engineering Chemistry Research, 59(25): 11610-11620.
  • Lyu, B., Kwon, H., and Moon, I. (2018). “A novel system dynamics model for forecasting naphtha price”. Korean Journal of Chemical Engineering, 35(4): 1033-1044.
  • Malysheva, T.V., Shinkevich, A.I., Ostanin, L.M., Zhandarova, L.F., Muzhavleva, T.V., and Kandrashina, E.A. (2018). “Organization challenges of competitive petrochemical products production”. Revista ESPACIOS, 39(09): 28-42.
  • Maryanti, C.S., Rasjidin, R., Pusaka, S., and Praja, A.K.A. (2020). “Implementation of Activity based Costing System in Real Price Calculation of Cost of Goods Manufactured for the Determination of the Selling Pricing for Start-up Business: Fruit Combining”. In Proceedings of the 1st International Conference on Recent Innovations (ICRI 2018). 2706-2712.
  • Masoumi, SH., and Mohammad, M., and Tabarbaei, A. (2010). “The Role of Maintenance and Repair in Reducing Production Costs in Mazandaran Province Industries from a Management Perspective”, The First Integrated Maintenance and Repair Conference, Tehran, Institute of Productivity and Human Resources Studies. (in Persian).
  • Maiga, A.S., Nilsson, A., and Jacobs, F.A. (2014). “Assessing the interaction effect of cost control systems and information technology integration on manufacturing plant financial performance”. The British Accounting Review, 46(1): 77-90.
  • National Petrochemical Company of Iran (NPCI). (2021). https://en.nipc.ir/index.aspx?fkeyid=&siteid=107&pageid=3588.
  • Shinkevich, A.I., Barsegyan, N.V., Dyrdonova, A.N., and Fomin, N.Y. (2020). “Key directions of automation of petrochemical production”. In Journal of Physics: Conference Series. 1515(2): 022016. IOP Publishing.
  • Shokouhi, M., Mohtashami Pour, R., and Hosseinimehr, S. (2020). “The Investigation of Challenges of Iranian Petrochemical Industry within the Framework of General Policies on Resilient Economy”. Majlis and Rahbord, 27(102): 295-330. (in Persian).
  • Soltanian Telkabadi, H., Mohaghar, A., and Sadeghi Moghadam, M. (2016). “Pricing-Policy Analysis of Petrochemical Feed-Stock through Dynamic Systems Approach”. Journal of Industrial Management Perspective, 5(4): 59-78. (in Persian).
  • Sterman, J.D. (2000). Business Dynamics: Systems Thinking and Modeling for a complex word. Boston: Permission of the McGraw-Hill companies.
  • Takhte Jamshid Petrochimical Company (TJPC). (2021). http://78.157.60.102/en/aboutus/aboutco.
  • Vianello, C., Milazzo, M.F., and Maschio, G. (2019). “Cost–benefit analysis approach for the management of industrial safety in chemical and petrochemical industry”. Journal of Loss Prevention in the Process Industries, 58: 116-123.
  • Xie, J., Zhang, W., Liang, L., Xia, Y., Yin, J., and Yang, G. (2018). “The revenue and cost sharing contract of pricing and servicing policies in a dual-channel closed-loop supply chain”. Journal of cleaner production, 191: 361-383.
  • Yousefi-Babadi, A., Tavakkoli-Moghaddam, R., Bozorgi-Amiri, A., and Seifi, S. (2017). “Designing a reliable multi-objective queuing model of a petrochemical supply chain network under uncertainty: a case study”. Computers & Chemical Engineering, 100: 177-197.
  • Zhao, H., Ierapetritou, M.G., Shah, N.K., and Rong, G. (2017). “Integrated model of refining and petrochemical plant for enterprise-wide optimization”. Computers and Chemical Engineering, 97: 194-207.