ارزیابی عملکرد تأمین‎‍کنندگان لارج با رویکرد تکنیک فرصت از دست ‎‍رفته بر مبنای فاصله در فضای قطبی OPLO-POCOD

نوع مقاله : مقاله پژوهشی- فارسی

نویسندگان

1 گروه مدیریت، دانشکده علوم اداری و اقتصاد، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

2 دانشکده مهندسی صنایع و مدیریت دانشگاه صنعتی شاهرود، شاهرود، ایران

چکیده

امروزه یکی از مسئولیت‎‍های مهم مدیران سازمان، ارزیابی و انتخاب تأمین‎‍کننده است. انتخاب صحیح تأمین‎‍کنندگان مواد و خدمات، تأثیرات مثبتی در عملکرد کلی سازمان دارد. یکی از مهم‌ترین بخش‎‍های زنجیرۀ تأمین صنعت تولید فرآورده‎‍های نفتی بهطور عام و صنعت تولید قیر به‌طور خاص، پیمانکاران حمل هستند که وظیفۀ تحویل محصول به مشتری (به‌عنوان توزیع‎‍ کننده) را دارند. در این مطالعه، عملکرد پیمانکاران حمل طرف قرارداد شرکت نفت جی بر مبنای مشخصه‎‍ها و الزامات مربوط به زنجیرۀ تأمین لارج ارزیابی‌ شده است. معیارهای منتخب برای ارزیابی عملکرد پیمانکاران‌ اشاره‌شده با توجه به پیشینۀ تحقیق و نظر کارشناسان صنعت (‌روش دلفی فازی) مشخص شدند. در مرحلۀ بعد، وزن معیارها طبق نظر خبرگان و با استفاده از تکنیک بهترین ـ بدترین به دست آمد. درنهایت بر‌اساس تکنیک جدید فرصت از دست ‎‍رفته بر مبنای فاصله در فضای قطبی (oplo -pocod)، ارزیابی و رتبه‎‍بندی پیمانکاران در بررسی موردی پژوهش انجام شد. نتایج حاصل از سوی اعضای گروه خبره نیز‌ تأیید و استقبال شد و این از اعتبار روش جدید رتبه‎ ‍بندی حکایت داشت.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Evaluating the Performance of Large Suppliers Using Opportunity Loss-Based Polar Coordinate Distance (OPLO-POCOD Technique)

نویسندگان [English]

  • Dariush Mohamadi zanjirani 1
  • Reza Sheikh 2
1 Department of Management, Faculty of Administrative Sciences and Economics, University of Isfahan, Isfahan, Iran
2 Faculty of Industry and Management, Shahrood University of Technology, Shahrood, Iran
چکیده [English]

Purpose: To effectively manage supply chain processes, various strategies and approaches have been proposed, particularly four key strategies: lean, agile, resilient, and green supply chain strategies. This study assesses the performance of transportation contractors linked to the Jey Oil Refining Company, evaluating them based on the characteristics and requirements relevant to a large supply chain.
Design/methodology/approach: The research methodology is based on practical objectives and utilizes survey data collection techniques. Methodologically, the study employs an analytical-descriptive approach. The statistical population for this research consists of transportation contractors linked to Jey Oil Refining Company for the ranking component. Furthermore, the design and refinement of performance evaluation indicators involve managers, experts, and specialists from the company's logistics department. The current study applies fuzzy Delphi methods, the Best-Worst Technique, and the Lost Opportunity Technique based on distance in polar coordinates (OPLO POCOD).
Findings: According to the findings, the criteria of A1, i.e., ‘the amount of monthly withdrawal of the product compared to the amount of remittances’ and A3, i.e., ‘reduction in delay times’ were identified with the highest (0.12) and lowest (0.05) weights, respectively. Additionally, contractor 1 was ranked first with the lowest degree of Probability of Achievement (POA) and the highest degree of liquidity (DOL).
Research limitations/implications: Given the comprehensive nature of the criteria associated with the extensive approach to multi-criteria decision-making, it is advisable that researchers utilize this framework as a valuable tool for evaluating and ranking supply chain facilities. This can be accomplished by either integrating additional criteria beyond those outlined in the current study or by adjusting the existing criteria. Acknowledging the multitude of studies and methodologies available for assessing and ranking alternatives in multi-criteria decision-making problems and uncertain contexts, it would be advantageous to compare the method proposed in this research with other established approaches. Furthermore, future research should investigate the significance and impact of various criteria on the final outcomes of this study to validate the robustness of the approach and to perform a sensitivity analysis. It is also suggested that researchers, particularly in situations where data are primarily qualitative, consider employing the OPLO-POCOD technique, which is based on uncertain fuzzy sets—specifically interval-valued fuzzy sets, intuitionistic fuzzy sets, and neutrosophic fuzzy sets.
Practical implications: Based on the criteria and sub-criteria established in this study for evaluating logistics service providers, it is possible to assess the performance of transportation contractors. Consequently, this research can aid logistics managers in evaluating the efficiency of their logistics systems and enable them to select preferred suppliers based on comprehensive criteria. Furthermore, it offers insights for adjusting purchasing strategies and enhancing interactions with suppliers. By employing the methods and criteria outlined in this study, logistics managers will be empowered to evaluate the performance of the service providers under their oversight and, if necessary, facilitate improvements in areas where suppliers may be underperforming.
Originality/value: The OPLO-POCOD method presents a novel approach to addressing multi-criteria decision-making (MCDM) problems. This method incorporates the concept of lost opportunities, transforming them into distances in polar coordinates, thereby enabling a more comprehensive evaluation of available options. Overall, the OPLO-POCOD method provides a distinctive perspective on MCDM challenges by integrating lost opportunity and polar coordinate distance. This integration can potentially enhance the accuracy and efficacy of decision-making across diverse fields.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Best-Worst Method
  • LARG Supply Chain
  • Supply Chain
  • OPLO-POCOD Technique
  • Supplier Performance Evaluation

1- مقدمه

امروزه محیط کسب و کار در حال تغییر است و به‌طور فزاینده‎‍ای پیچیده و پویا می‎‍شود. شرکت‎‍ها دیگر به‌عنوان نهادهای منفرد و مستقل در رقابت با یکدیگر دوام نمی‌آورند. در عوض، رقابت در بین زنجیره‎‍های تأمین مختلف رخ می‎‍دهد. برای رقابتی‌ماندن و تقویت مزیت‎‍های رقابتی، شرکت‌های متعلق به یک زنجیرۀ تأمین باید به اولویت‎‍های رقابتی همچون هزینه، کیفیت، تحویل و انعطاف‌پذیری توجه ویژه‎‍ای داشته باشند. به‌منظور مدیریت فرایندهای یک زنجیرۀ تأمین، استراتژی‎‍ها و رویکردهای گوناگونی مطرح شده است که چهار استراتژی مهم و مطرح شامل استراتژی ناب، چابک، تاب‌آور و سبز است.

زنجیرۀ تأمین ناب، یک استراتژی بر‌اساس کاهش هزینه و افزایش انعطاف‎‍پذیری، با تمرکز بر بهبود فرآیندها از‌طریق کاهش یا حذف ضایعات است. زنجیرۀ تأمین چابک به‌دنبال توانایی پاسخ‎‍گویی سریع و به‌صرفه در مقابل تغییرات پیش‎‍بینی‌نشدۀ بازار و سطوح رو به افزایش آشفتگی‎‍های محیطی است (Vinodh et al., 2013). تاب‎‍آوری به توانایی زنجیرۀ تأمین در تطبیق با اختلالات پیش‌بینی‌نشده اشاره می‌کند که با توانایی سیستم در بازگشت به حالت اصلی یا رسیدن به حالت جدیدی که مطلوب‎‍تر باشد، در ارتباط است‌ (Carvalho & Cruz-Machado, 2011). زنجیرۀ تأمین سبز نیز بیانگر یک تفکر زیست‌محیطی یکپارچه در حوزۀ مدیریت زنجیرۀ تأمین است و شامل طراحی محصول سبز، انتخاب منابع سبز، بازاریابی سبز، مصرف سبز، فرآیندهای ساخت سبز، تحویل سبز محصول نهایی به مصرف‌کننده و مدیریت چرخۀ عمر محصول پس از پایان عمر مفید آن می‎‍شود‌
(Govindan et al., 2015). به‌منظور نیل به اولویت‎‍های رقابتی ‌اشاره‌شده، پژوهشگران بر این باورند که شرکت‎‍ها باید از هر چهار استراتژی مدیریت زنجیرۀ تأمین بهره‎‍مند شوند (Machado & Duarte, 2010).

یکی از مهم‌ترین و کلیدی‎‍ترین مؤلفه‎‍ها در موفقیت یک زنجیرۀ تأمین، انتخاب تأمین‎‍کنندۀ مناسب است. امروزه سازمان‎‍هایی مزیت رقابتی خود را حفظ می‌کنند که ویژگی‎‍ها و مؤلفه‎‍های تأمین‌کنندگان مرتبط با آنها، با استراتژی‎‍های رقابتی سازمانشان در یک راستا باشد؛ بنابراین انتخاب معیارهای مناسب برای ارزیابی تأمین‎‍کنندگان، از اهمیت ویژه‎‍ای برخوردار است.

با عنایت به اینکه امروزه سازمان‎‍ها نهادهایی مستقل در نظر گرفته نمی‎‍شوند و موفقیت آ‎‍نها در گرو عملکرد مطلوب عناصر زنجیرۀ تأمین آنهاست و با توجه به اینکه یک زنجیرۀ تأمین برای نیل به مزیت‎‍های رقابتی، باید اولویت‎‍های مربوط به استراتژی لارج را مد‌نظر قرار دهد (Machado & Duarte, 2010) و با توجه به اینکه استراتژی‎‍های تأمین‎‍کنندگان باید با استراتژی‎‍های زنجیرۀ تأمین سازمان هم‎‍راستا باشد، چنین نتیجه‎‍گیری می‎‍شود که به‌منظور ارزیابی عملکرد تأمین‎‍کنندگان، بهتر است اولویت‎‍های مربوط به رویکرد لارج را مد‌نظر قرار دهیم و معیارها و مشخصه‎‍های فنی را که برای سنجش عملکرد تأمین‌کنندگان لازم است، با توجه به این استراتژی‎‍های چهارگانه و اصلی زنجیرۀ تأمین انتخاب کنیم.

در مطالعۀ حاضر ابتدا مجموعه‎‍ای از مهم‌ترین معیارهای ارزیابی با توجه به اولویت‎‍های زنجیرۀ تأمین لارج، از چارچوب نظری تحقیق گردآوری و با استفاده از روش دلفی فازی، پالایش شده است؛ سپس درجۀ اهمیت این معیارها به کمک تکنیک BWM (روش بهترین-بدترین) مشخص شده و در‌نهایت با تکنیک فرصت از دست رفته بر مبنای فاصله در فضای قطبی[i]، رتبه‎‍بندی نهایی گزینه‎‍های تصمیم در جامعۀ آماری پژوهش انجام شده است.

2- ارکان اصلی مقاله (مفاهیم، مبانی نظری)

در الگویی که مهری بابادی و همکاران[ii] (1401) برای ارزیابی عملکرد زنجیرۀ تأمین لارج در صنایع نفت و گاز ارائه دادند، مدل‌ یکپارچه‌ای از شیوه‎‍های مدیریت زنجیرۀ تأمین لارج و سنجه‎‍های ارزیابی عملکرد آن در صنایع نفت و گاز‌ شبیه‎‍سازی و با استفاده از رویکرد پویایی‎‍شناسی سیستم، اثر شیوه‎‍های مدیریت زنجیرۀ تأمین لارج در صنعت نفت و گاز بر عملکرد زنجیرۀ تأمین آزموده شد. نتایج نشان داد که شیوه‎‍های فرهنگ مدیریت ریسک، برنامه‎‍ریزی پیشرفتۀ منابع، گواهینامۀ ایزو ۱۴۰۰۱ و چشم‌انداز بلندمدت بازار در زنجیرۀ تأمین لارج نفت و گاز همگرا هستند و باعث تقویت عملکرد زنجیره می‎‍شوند. اکبرزاده و صفایی قادیکلایی[iii] (1399) در پژوهشی که با عنوان «ارزیابی و تحلیل اهمیت - عملکرد اقدامات زنجیرۀ تأمین لارج در صنایع لبنی» انجام دادند، ابتدا با مرور پیشینۀ تحقیق‌، اقدامات زنجیرۀ تأمین لارج را استخراج‌ کردند؛ سپس با روش دلفی فازی و با نظرسنجی از خبرگان، مهم‌ترین این اقدامات را انتخاب‌ و با روش تحلیل شبکه و دیمتل فازی، درجۀ اهمیت آنها را محاسبه کردند و درنهایت، تحلیل شکاف را با استفاده از تکنیک تحلیل اهمیت - عملکرد انجام دادند. صفایی قادیکلائی و محمدنژاد چاری[iv] (1394) پژوهشی را با عنوان «تبیین الگوی مفهومی اولویت‎‍بندی تأمین‎‍کنندگان زنجیرۀ تأمین در پارادایم لارج» و با هدف شناسایی شاخص‎‍های ارزیابی تأمین‎‍کنندگان بر‌اساس رویکرد لارج انجام دادند؛ برای مثال برای رویکرد ناب شاخص‎‍های انعطاف‌پذیری، کنترل فرایند، حذف اتلاف، به‌کارگیری افراد و بهینه‌سازی را شناسایی کردند‌ که این شاخص‎‍ها دارای هجده زیرشاخص‌اند. همچنین برای رویکردهای دیگر شاخص‎‍های گوناگون همراه با زیرشاخص‎‍های مربوطه را ارائه کردند. قاضی‌زاده و همکاران[v] (1394) در پژوهشی با عنوان «تجزیه وتحلیل مدیریت زنجیرۀ تأمین لارج با استفاده از تکنیک دیمتل در شرکت سایپا» و با هدف یکپارچه‌سازی رویکردهای چهارگانۀ زنجیرۀ تأمین، ابتدا معیارهای مربوط به رویکردهای چهارگانۀ زنجیرۀ تأمین را با توجه به پیشینۀ تحقیق و نظر خبرگان صنعت گردآوری کردند و سپس بهترین معیارها را با نظرسنجی کارشناسان در فهرست نهایی آوردند. در انتها با استفاده از تکنیک دیمتل، ساختار روابط بین معیارها و میزان اثرگذاری و اثرپذیری آنها را بررسی کردند. اثرگذارترین معیارها در این تحقیق، به ترتیب عبارت بودند از رویکرد تاب‎‍آور، هزینه و کیفیت محصول. آقایی و همکاران[vi] (1392) هزینه، کیفیت عملکرد، زمان تحویل و پایداری و ثبات را محرک‎‍های چابکی (عواملی که باعث احساس نیاز به چابکی در فرآیندها می‌شوند) در زنجیرۀ تأمین معرفی‌ و پاسخگویی، انعطاف‎‍پذیری، سرعت و توسعه را به‌عنوان توانمندی‎‍های چابکی (عواملی که قدرت لازم برای پاسخگویی به تغییرات را ایجاد می‎‍کنند)، در سه دسته فرآیندهای تدارکات، توزیع، بازاریابی و فروش ‌ بررسی کردند. به‌طور کلی در این پژوهش، در‌مجموع بیست و سه مؤلفۀ چابکی بر‌اساس پیشینۀ پژوهش و نظرسنجی از خبرگان صنعت پخش انتخاب شد. نتایج پژوهش نشان داد که این مؤلفه‎‍ها در‌مجموع در دوازده سطح جای می‎‍گیرند؛ دو سطح اول مربوط به اهداف چابکی، سطوح سه تا هشت مربوط به توانمندی‎‍های فرآیندی چابکی و سه سطح آخر نیز مربوط به توانمند سازهای چابکی یا ارائه‌دهندگان چابکی است. با توجه به نتایج حاصل از پژوهش، توانمندسازهای کارکنان ضرورتی انکارناپذیر و قدم نخست در ایجاد چابکی است. الفت و همکاران[vii] (1390) در پژوهش خود، مقتضیات لازم (محرک‌ها، موانع، اقدامات و نتایج)‌ برای دستیابی به مدیریت زنجیرۀ تأمین سبز‌ را شناسایی و بر‌اساس مطالعات پیشین، فعالیت‎‍های اجرایی را برای دستیابی به مدیریت زنجیرۀ تأمین سبز، در یازده حوزه با استفاده از تکنیک تاپسیس فازی در صنعت خودروسازی اولویت‎‍بندی کردند. با توجه به نتایج پژوهش اقدام اجرایی طراحی برای محیط‌زیست، همکاری‎‍های زیست‌محیطی با ذینفعان و مدیریت ضایعات، به ترتیب دارای اولویت اول تا سوم بودند. دیوسالار و همکاران[viii] (2020) در پژوهش خود با عنوان «یک الگوی مبتنی بر اسکور برای ارزیابی عملکرد زنجیرۀ تأمین لارج با استفاده از روش تصمیم‎‍گیری چند معیاره»، الگویی را برای ارزیابی عملکرد زنجیرۀ تأمین لارج ارائه کردند. در این مدل از شاخص‎‍های مدل اسکور به‌عنوان معیارهای ارزیابی عملکرد و از اقدامات برگرفته از رویکرد لارج به‌عنوان گزینه‎‍های ارزیابی استفاده شده است. به‌منظور تعیین وزن شاخص‌‌ها نیز از تکنیک DANP بهره برداری‌ و در‌نهایت برای رتبه‌بندی گزینه‌ها از روش ویکور استفاده شد. آزودو و همکاران[ix] (2016) در پژوهش خود، شاخصی را برای ارزیابی سطح لارج‌بودن زنجیرۀ تأمین ارائه کردند. آنها در ابتدا هر سازمان را به‌صورت انفرادی بر‌اساس هر‌یک از رویکردهای چهارگانۀ لارج‌ سنجش و ارزیابی کردند؛ پس از آن مقدار شاخص لارج را برای هر سازمان ‌محاسبه و در‌نهایت یک رتبه‎‍بندی را بر مبنای این شاخص ارائه کردند. ماچادو و دارت[x] (2010) در مدلی که در نتیجۀ پژوهش‎‍های خود برای ارزیابی و بهبود عملکرد زنجیرۀ تأمین و به‌منظور حداقل‎‍سازی هزینه‌های کل سیستم و برآورده‎‍کردن نیازهای مشتریان ارائه کردند، رویکرد‌های جدیدی را در مدیریت زنجیرۀ تأمین معرفی کرده‎‍اند. در میان این رویکردها، پنج الگویی که در بهبود عملکرد زنجیرۀ تأمین تأثیر بسزایی دارند و شایسته توجه خاص‌اند، عبارت‌اند از: ناب، چابک، تاب‌آور‌، سبز و استعدادپرور که با عنوان رویکردهای زنجیرۀ تأمین (LARGT) معرفی شده‎‍اند. آنها به‌منظور بهبود عملکرد زنجیرۀ تأمین، مرور‌ گسترده‌ای در رویکرد زنجیرۀ تأمین LARGT انجام دادند و شاخص‎‍های عملکرد را در ارتباط با هر رویکرد‌ معرفی کردند که کاربرد آنها در مدیریت زنجیرۀ تأمین، به بهبود عملکرد زنجیره منجر خواهد شد. آزودو و همکاران (2016) در پژوهش خود با عنوان «توازن بین رویکردهای ناب، چابک، تاب‌آور و سبز در مدیریت زنجیرۀ تأمین»، که در صنعت خودروسازی انجام دادند، به این نتیجه رسیدند که شاخص‎‍های منتخب برای مدیریت بهتر زنجیرۀ تأمین در استراتژی ناب، شامل‌ تولید بهنگام و تمرکز جغرافیایی با تأمین‎‍کنندگان، چابک: سیستم تولید چند‌محصولی و هماهنگ‎‍سازی حمل‎‍ونقل با تولید، انعطاف‎‍پذیر: سهام راهبردی و حمل ‎‍و نقل انعطاف‎‍پذیر و سبز شامل گواهینامۀ ISO 14001 و بسته‎‍بندی سازگار با محیط‌زیست است. کابرال و همکاران[xi] در سال (2012) در پژوهشی با عنوان «یک مدل تصمیم‎‍گیری برای مدیریت زنجیرۀ تأمین ناب، چابک، تاب‎‍آور و سبز»، رویکرد مدیریت زنجیرۀ تأمین لارج را با استفاده از تکنیک فرآیند تحلیل شبکه در صنعت خودروسازی فولکس واگن‌ بررسی کردند. آنها چهار شاخص شامل زمان، هزینه، سطح خدمات و کیفیت محصول را شاخص‎‍های کلیدی عملکرد زنجیرۀ تأمین در نظر گرفتند. بورتولوتی و همکاران[xii] (2015) در پژوهش خود الزامات و مؤلفه‎‍های مدیریت ناب را‌ کاهش زمان راه‌اندازی، تحویل به‌موقع از سوی تأمین‎‍کنندگان، تجهیزات برای صفحه‎‍آرایی جریان پیوسته، کانبان، فرآیند کنترل آماری، نگهداری و تعمیر مستقل، گروه حل مشکل، آموزش کارکنان، رهبری مدیریت ارشد برای کیفیت، همکاری تأمین‎‍کنندگان، مشارکت مشتری و بهبود مداوم در نظر گرفتند. نتایج نشان داد برای پیاده‎‍سازی موفق مدیریت ناب، اتخاذ شیوه‎‍های نرم و توسعۀ فرهنگ سازمانی مؤثر است. پرومانگارن و همکاران[xiii] (2014) از مفهوم تولید ناب برای کاهش هزینه‎‍های کل سیستم و همچنین کاهش ضایعات در سراسر زنجیرۀ تأمین صنایع لاستیک استفاده کردند. آنها ازطریق نقشه‎‍برداری جریان ارزش، فعالیت‌های اضافی و غیر ارزش افزوده را شناسایی و علل ریشه‎‍ای آنها را در زنجیره جست‌وجو کردند؛ آنگاه پیشنهادهای عملی را برای کاهش و یا از بین بردن آنها ارائه کردند. یکی از مواردی که این پژوهشگران آن را تجزیه و تحلیل کردند، مسیریابی وسایل نقلیه برای کاهش هزینه‎‍ها ازطریق شبیه‎‍سازی کامپیوتری است. پورویز و همکاران[xiv] (2014) در پژوهش خود با توجه به معنای انعطاف‌پذیری در شبکه‌های تأمین، انعطاف‌پذیری فروشنده و منبع، بر‌اساس ناب، چابک و ناب- چابک را بررسی کردند. این پژوهش مفهوم ناب چابک را گسترش داد‌ و سیستم ناب چابک را با 1) سیستم فروشندۀ انعطاف‎‍پذیر، یعنی ترکیبی از فروشندۀ چابک و شیوۀ‌ منبع‎‍یابی ناب و 2) سیستم انعطاف‎‍پذیر منبع، یعنی ترکیبی از فروشندگان ناب و شیوۀ منبع‎‍یابی چابک را بر‌اساس نوع زنجیرۀ تأمین، ازلحاظ طول زمان چرخۀ محصول و همچنین سطح پاسخگویی و ثبات تقاضا بررسی کردند. سکوادی و همکاران[xv] (2013) بر‌اساس معادلات ساختاری، زنجیرۀ تأمین چابک و ناب را در صنعت پوشاک تایوان‌ مطالعه کردند. با توجه به نتایج آنها، چابکی ویژگی است که دارای اولویت اول برای صنعت پوشاک شناخته شد. با‌ وجود این، طبق نتایج پژوهش، الزامات رویکرد ناب نیز به زنجیرۀ تأمین صنعت پوشاک کمک می‌کند تا کاراتر عمل کند. آزودو و همکاران (2016) شاخص‎‍های سبز و تاب‌آوری را برای ارزیابی سبز‌بودن و تاب‎‍آور‌بودن زنجیرۀ تأمین صنایع خودرو ارائه کردند. روش پژوهش مدل ارزیابی یکپارچۀ ارائه‌شده بر‌اساس فعالیت‎‍های تاب‌آور و سبز است که با توجه به اهمیت تعیین وزن شاخص‎‍ها در صنعت خودرو، از روش دلفی استفاده شده است. نتایج این پژوهش نشان می‎‍دهد رویکرد مدیریت زنجیرۀ تأمین تاب‎‍آور برای رقابت‎‍پذیری صنعت خودرو مؤثرتر است. تاب‎‍آوری زنجیره را در قالب چهار ویژگی اصلی انعطاف‎‍پذیری، سرعت، رؤیت‎‍پذیری و همکاری می‎‍دانند. در این پژوهش، توانمندهایی از زنجیرۀ تأمین شناسایی می‎‍شوند که به‌وسیلۀ آنها تأثیرات منفی وقفه‎‍ها کاهش یابد، همچنین چگونه پشتیبانی‌شدن این توانمندها به‌وسیلۀ مدیریت ریسک اثر‌بخش‌ بررسی شد. نتایج پژوهش نشان می‎‍دهد که مدیریت ریسک زنجیرۀ تأمین و مدیریت دانش به‌واسطۀ بهبود توانمندی‎‍های انعطاف‎‍پذیری، شفافیت، زمان پاسخگویی و همکاری بر قابلیت تاب‎‍آوری زنجیرۀ تأمین تأثیر مثبت دارند. از طرفی قابلیت تاب‎‍آوری زنجیرۀ تأمین نیز‌ به کاهش آسیب‎‍پذیری و تأثیرات منفی در زنجیرۀ تأمین منجر می‎‍شود.

بررسی چارچوب نظری حاکی از آن است که تاکنون ارزیابی عملکرد تأمین‌کنندگان لارج با تکنیک OPLO-POCOD انجام نشده است و از نوآوری‎‍های این تحقیق، استفاده از تکنیک جدید OPLO-POCOD برای ارزیابی عملکرد تأمین‎‍کنندگان لارج است. مزیت روش OPLO-POCOD این است که رویکرد جدیدی را برای حل مسائل تصمیم‎‍گیری چند معیاره (MCDM) معرفی می‎‍کند. این روش مبتنی بر مفهوم فرصت از دست‎‍ رفته و با بیان آن به‌صورت فاصله در فضای مختصات قطبی، دیدگاه منحصر به ‌فردی را دربارۀ مسائل MCDM فراهم می‌کند. این امر به تصمیم‎‍گیری دقیق‌تر و مؤثرتر در حوزه‎‍های مختلف منجر می‌شود. استفاده از مختصات قطبی، امکان نمایش ملموس‎‍تری را از فواصل ارزیابی‌ فراهم می‎‍کند؛ به‌طوری که فاصلۀ کمتر نشان‌دهندۀ فرصت از دست رفتۀ کمتر است.

3- روش‎‍شناسی پژوهش

پژوهش حاضر در صدد ارزیابی و انتخاب تأمین‎‍کننده، به‌طور خاص پیمانکاران حمل فرآورده‌های نفتی در صنعت نفت، با توجه به معیارهای زنجیرۀ تأمین لارج است؛ بنابراین روش پژوهش بر‌اساس هدف، کاربردی و بر‌اساس نحوۀ گردآوری داده‌ها، پیمایشی و از حیث شیوۀ مطالعه به روش توصیفی-تحلیلی شکل گرفته است. جامعۀ آماری پژوهش حاضر در بخش رتبه‎‍بندی شامل‌ پیمانکاران حمل طرف قرارداد با شرکت پالایش نفت جی‌اند و در بخش طراحی و پالایش شاخص‎‍های ارزیابی عملکرد، شامل مدیران، کارشناسان و خبرگان بخش لجستیک در این شرکت‌اند. در پژوهش حاضر از روش‎‍های زیر استفاده شده است.

3-1- دلفی فازی

دلفی فازی‌ روشی برای دستیابی به توافق از دیدگاه خبرگان مبتنی بر اصول محاسبات منطق فازی و سیستم استنتاج فازی است. در این روش، کوشش می‌شود تا با استفاده از اعداد فازی و محاسبات فازی دیدگاه خبرگان بهتر بازنمایی شود. در الگوریتم دلفی فازی برای غربالگری، ابتدا باید یک طیف فازی مناسب برای فازی‌سازی عبارات کلامی پاسخ‌دهندگان ایجاد شود. برای این منظور، از روش‌های توسعۀ طیف فازی یا طیف‎‍های فازی رایج استفاده می‌شود؛ سپس نظرات کارشناسان بر‌اساس متغیرهای زبانی فازی جمع‎‍آوری‌ و در مرحلۀ دوم، تجمیع می‎‍شود. یک روش مرسوم برای تجمیع مجموعه‎‍ای از اعداد فازی مثلثی حداقل l، میانگین m و حداکثر u است.

(1)

 

پس از تجمیع فازی نظرات کارشناسان، مقادیر باید فازی‎‍زدایی شوند. همچنین پس از انتخاب روش مناسب و غیرفازی‌سازی مقادیر برای غربالگری، باید یک آستانه‌ محاسبه شود. این آستانه معمولاً 0.7 است؛ اما بر‌اساس نظر محقق در مطالعات مختلف متفاوت است. شاخص‌هایی که مقداری کمتر از آستانه داشته‌اند، حذف و روش دلفی برای مرحلۀ بعدی تکرار می‎‍شود. تکرار مراحل دلفی تا جایی ادامه پیدا می‌کند که دیگر شاخصی حذف یا اضافه نشود‌.

3-2- روش بهترین- بدترین

روش بهترین-بدترین، از جدیدترین و کاراترین روش‌های تصمیم‌گیری چندمعیاره است که به‌منظور وزن‌دهی عوامل و معیارهای تصمیم‌گیری به کار می‌رود. رضایی[xvi] (2015)‌ برای اولین بار این روش را معرفی کرده است. در روش بهترین-بدترین، بهترین و بدترین شاخص‌ها را تصمیم‌گیرنده مشخص می‌کند و سپس مقایسۀ زوجی بین هرکدام از این دو شاخص، که بهترین و بدترین‌اند، با دیگر شاخص‌ها انجام می‌شود. آنگاه مسئله به یک مسئلۀ برنامه‌ریزی خطی تبدیل می‌شود؛ به این گونه که وزن شاخص‌ها به‌ صورتی به دست آید که تفاوت‌های مطلق اوزان حداقل شود. مراحل روش بهترین-بدترین به شرح زیر است:

الف) تعیین مجموعه معیارهای تصمیم‌گیری: در این مرحله، مجموعه معیارهای در نظر گرفته می‌شود که در تصمیم‌‌گیری به کار می‌رود؛

ب) تعیین بهترین (مهم‌ترین معیار) و بدترین (معیار با حداقل مطلوبیت) معیار: در این مرحله، بهترین و بدترین معیارها به‌طور کلی و بدون مقایسه شناسایی می‌‌شود؛

ج) تعیین اولویت‌بندی بهترین معیار (B) بر تمام معیارهای دیگر، با استفاده از عددی بین 1 و 9 به‌صورت برداری به‌ شرح زیر:

 اولویت بهترین معیار بر معیارهای j را نشان می‌دهد. بدیهی است که خواهد بود.

(2)

 

د) تعیین اولویت تمام معیارها بر بدترین معیار (W) با استفاده از یک عدد بین 1 و 9. برداری به شرح زیر حاصل می‌شود:

اولویت معیار j بر بدترین معیار را نشان می‌دهد. بدیهی است که  خواهد بود؛

(3)

 

و) تعیین بردار بهینۀ وزن‌ها، یعنی وزن مطلوب برای معیارها جایی است که برای هر جفت  و ، روابط به شرح زیر باشد:

(4)

 و  

برای برآوردن این شرایط باید راه‌حلی پیدا شود که در آن حداکثر اختلاف مطلق بین و برای همۀ jها به حداقل برسد.

با توجه ‌به غیر‌منفی‎‍بودن ( ) و شرایط مجموع وزن‌ها ( )،‌ مسئلۀ زیر مطرح می‌شود:

(5)

 

مسئلۀ بالا به مسئلۀ زیر تبدیل می‌شود:

(6)

 

حل مسئلۀ بالا وزن‌های بهینۀ و را به دست می‌آورد.

3-3 تکنیک فرصت از دست رفته بر مبنای فاصله در مختصات قطبی (OPLO-POCOD)

فرصت از دست ‎‍رفته یک مفهوم اساسی در اقتصاد و مدیریت است که پایه‎‍ای برای تعیین ارزش مرتبط با اطلاعات استفاده می‌شود. تکنیک OPLO-POCOD را اولین بار شیخ و صنفی[xvii] در سال 2024 معرفی کردند. این تکنیک بر مبنای ایدۀ اساسی فرصت از دست ‎‍رفته استوار است و با سنجش فرصت از دست ‎‍رفته، هر گزینه ‌جایگاه گزینه‎‍ها را نسبت‌به بهترین وضعیت، بر‌اساس فاصله در فضای مختصات قطبی نشان می‌دهد. تحلیل بر‌اساس تکنیک پیشنهادی، ضمن درک بهتر تصمیم‌گیرندگان در انتخاب گزینه‎‍ها، آنها را قادر می‌کند تا تصمیمات آگاهانه‎‍تری بگیرند. الگوریتم اجرایی این تکنیک به شرح ذیل است:

گام 1. تشکیل ماتریس تصمیم اولیه‌

ماتریس تصمیم اولیه  X متشکل از m گزینه و n معیار، بر‌اساس اطلاعات دریافتی از تصمیم‎‍گیرنده ایجاد می‎‍شود.

(7)

 

گام 2. تشکیل ماتریس فرصت از دست‎‍ رفته (OPL)‌

در این مرحله، فرصت از دست‎‍ رفتۀ گزینه‎‍ها برای همۀ معیارها به دست می‎‍آید. فرصت از دست ‎‍رفته عبارت است از اختلاف هر مقدار در یک ستون با بیشترین مقدار همان ستون (در صورتی که ماهیت معیار سود یا مثبت باشد‌) و اختلاف هر مقدار در یک ستون، با کمترین مقدار همان ستون (در صورتی که ماهیت معیار زیان یا منفی باشد).

(8)

 

 

 بهترین مقدار

بهترین مقدار در معیارهای مثبت، حداکثر و برای معیارهای منفی، حداقل است.

(9)

 

 

(10)

 

 

بر‌اساس معادلۀ 2تا 4، ماتریس OPL با استفاده از فرصت‎‍های از دست ‎‍رفته و به دست آمده، تشکیل می‌شود.

(11)

    

 

گام 3. تشکیل ماتریس زوج مرتب

ماتریس زوج مرتبی بر‌اساس عناصر ماتریس تصمیم اولیه و ماتریس فرصت از دست ‎‍رفته تشکیل می‌شود.

(12)

.

 

 

گام 4. تشکیل ماتریس فاصله در فضای قطبی‌

در این گام فاصلۀ هر نقطه از بهترین مقدار برای آن معیار محاسبه می‌شود. در اینجا‌ یک نقطه  است و نقطۀ دیگر بهترین مقدار معیار مربوطه به‌صورت  است .شایان ذکر است که فرصت از دست ‎‍رفته برای بهترین مقدار، همواره صفر است. در فضای مختصات، فاصلۀ بین دو نقطه بر‌اساس معادلۀ زیر محاسبه می‎‍شود.

(13)

 

and  and  and .

(14)

 

کسینوس زاویۀ دو بردار، طبق معادلۀ 9 به دست می‎‍آید.

(15)

 

درنهایت با توجه به مقادیر به دست آمده، ماتریس فاصلۀ D تشکیل می‎‍شود.

(16)

 

گام 5. تشکیل ماتریس فاصلۀ وزنی‌

با توجه به اینکه ارزش معیارها ممکن است یکسان نباشند، بنابراین وزن هر معیار باید مد‌نظر قرار گیرد. ماتریس فاصلۀ وزنی  بر‌اساس رابطۀ زیر محاسبه می‎‍شود.

(17)

 

(18)

 

گام 6: محاسبۀ فاصلۀ کل‌

در این گام فاصلۀ کل برای هر گزینه بر‌اساس همۀ معیارها، با جمع مقادیر هر سطر در ماتریس فاصلۀ وزنی طبق رابطۀ زیر به دست می‎‍آید.

 

(19)

 

(20)

گام 7. محاسبۀ درجۀ فرصت از دست‎‍ رفته و درصد فرصت به دست آمده‌

درجۀ فرصت از دست ‎‍رفته (DOL) و درصد فرصت به دست ‎‍آمدۀ (POA) هر گزینه بر‌اساس روابط زیر محاسبه می‎‍شود.

(21)

در اینجا

 

(22)

 

بدیهی است که DOL بین صفر و یک است. فرصت از دست رفتۀ صفر به این معناست که گزینۀ مدنظر در تمامی معیارها بهترین بوده است و هرچه این عدد به صفر نزدیک‌تر باشد، به این معناست که فرصت از دست ‎‍رفتۀ کمتری برای گزینه وجود دارد و رتبۀ بالاتری را در ارزیابی نسبت‌به دیگران دارد و دربارۀ POL بر‌عکس است. هر‌چه به عدد 100 نزدیک باشد، به معنای کسب موفقیت بالاتر و فرصت کسب‌شدۀ بهتری است.

4- مطالعۀ کاربردی و یافته‌های پژوهش

در بررسی موردی مطالعۀ حاضر، 5 پیمانکار حمل و نقل طرف قرارداد با شرکت نفت جی، به‌عنوان جامعۀ آماری تحقیق انتخاب شد. شرکت پالایش نفت جی که با سرمایه‎‍گذاری صندوق بازنشستگی کارکنان صنعت نفت تأسیس شده است، با ظرفیت اسمی 1،800،000 تن، بزرگ‌ترین واحد تولیدکنندۀ انواع قیر در منطقۀ خاورمیانه است. عطف به چارچوب نظری پژوهش، علاوه بر اینکه معیارهای مربوط به حوزۀ لجستیک و حمل با در نظر گرفتن رویکردهای ناب چابک تاب‌آور و سبز استخراج شدند، تعداد 7 معیار نیز با توجه به نظر خبرگان و کارشناسان شرکت، طی یک مصاحبۀ گروهی اضافه شد؛ سپس پرسش‌نامۀ دلفی در اختیار ۶ نفر از مدیران و کارشناسان خبرۀ شرکت قرار گرفت و پس از توزیع و جمع‎‍آوری پرسش‌نامۀ دلفی فازی، میانگین نظرات خبرگان دربارۀ هر‌یک از معیارها محاسبه شد. در ادامه میزان اختلاف نظر هر کارشناس از میانگین تعیین و محاسبات به دست آمده، به‌همراه پرسش‌نامۀ جدید دلفی در اختیار خبرگان قرار گرفت‌ و فرایند نظرسنجی تکرار شد. پس از نظرسنجی دوم، بار دیگر میانگین نظرات خبرگان محاسبه و با میانگین نظرات حاصل از نظرسنجی اول مقایسه شد. با توجه به اینکه اختلاف مقادیر میانگین برای معیارهای‌ بررسی‌شده در دو نوبت نظرسنجی کمتر از 0.2 به دست آمد، معیار دیگری حذف نشد و اجماع خبرگان حاصل شد‌. در این مرحله، پرسش‌نامۀ نظرسنجی خبرگان به‌صورت بسته طراحی شده است. همچنین برای تعیین معیارهای مناسب، پرسش‌نامۀ جداگانه‌ای در هر رویکرد طراحی شده است؛ اما فرایند و نحوۀ محاسبۀ آ‎‍نها در روش دلفی فازی یکسان است. با توجه به اینکه آستانۀ تحمل 0.7 در نظر گرفته شده است، معیارهایی در نظرسنجی دوم انتخاب نشد که نمرۀ برابر یا بالاتر از این مقدار را کسب کرده‌اند. جدول 1، فهرست معیارهای منتخب را در مرحلۀ نهایی‌ نشان می‌دهد.

                                                                                       i.            جدول 1- فهرست معیارهای منتخب

1. Table 1- List of selected criteria

رویکرد

معیار

کد معرف

ناب

تحویل به‌موقع

L1

پایین‌بودن نرخ تحویل‌های اشتباه

L2

رضایت مشتریان

L3

کیفیت بارگیری

L4

چابک

مقدار برداشت ماهانۀ محصول نسبت‌به مقدار حواله‌ها

A1

تغییر در میزان بارگیری و تحویل محصول با توجه به نیاز مشتری

A2

کاهش در زمان‎‍های تأخیر

A3

بهبود روابط با مشتری

A4

تاب‌آور

تعداد کامیون کشندۀ تحت مالکیت

R1

همکاری در شرایط بحرانی و خاص

R2

سبز

تعداد کامیون کشندۀ زیر 25 سال

G1

نوسازی ناوگان حمل

G2

                       ii.             

پس از تعیین مناسب‌ترین معیارها برای ارزیابی عملکرد پیمانکاران حمل، وزن معیارها با روش بهترین _ بدترین محاسبه شد. جدول 2 وزن‎‍های به دست آمده را برای معیارها‌ نشان می‎‍دهد.

                                                                       iii.            جدول 2- درجۀ اهمیت معیارهای ارزیابی عملکرد

1. Table 2- the degree of importance of performance evaluation criteria

سبز

تاب آور

چابک

ناب

 

G2

G1

R2

R1

A4

A3

A2

A1

L4

L3

L2

L1

معیار

07/0

09/0

08/0

07/0

07/0

05/0

07/0

13/0

06/0

08/0

11/0

12/0

وزن

 

پیاده‌سازی تکنیک OPLO-POCOD

 گام 1. تشکیل ماتریس تصمیم اولیه‌

نتیجۀ حاصل از اندازه‎‍گیری شاخص‎‍های کمی و کیفی (مقادیر میانگین دیفازی‌شدۀ اعضای خبره) در رابطه با پیمانکاران‌ ارزیابی‌شده در قالب یک ماتریس تصمیم و مطابق جدول 3 محاسبه شده است.

                                                                                         iv.            جدول 3- ماتریس تصمیم اولیه

1. Table 3- Primary decision matrix

سبز

تاب‌آور

چابک

ناب

 

G2

G1

R2

R1

A4

A3

A2

A1

L4

L3

L2

L1

معیار

افزایشی

افزایشی

افزایشی

افزایشی

افزایشی

افزایشی

افزایشی

افزایشی

افزایشی

افزایشی

افزایشی

افزایشی

مطلوبیت

0/75

11

0/86

16

0/87

0/9

0/72

0/87

0/86

0/87

0/91

0/82

پیمانکار1

0/84

8

0/68

9

0/7

0/63

0/57

0/65

0/72

0/75

0/82

0/68

پیمانکار2

0/88

6

0/7

12

0/57

0/65

0/66

0/67

0/78

0/77

0/74

0/73

پیمانکار3

0/81

6

0/8

14

0/81

0/83

0/74

0/79

0/76

0/81

0/87

0/79

پیمانکار4

0/86

7

0/65

7

0/63

0/71

0/61

0/6

0/73

0/74

0/75

0/63

پیمانکار5

 

گام 2. تشکیل ماتریس فرصت از دست ‎‍رفته‌

با توجه به روابط 2تا 6، ماتریس opl مطابق جدول 4 تشکیل شده است.

                                                                                   v.            جدول 4- ماتریس فرصت از دست ‎‍رفته

1. Table 4- Matrix of lost opportunities

سبز

تاب‌آور

چابک

ناب

 

G2

G1

R2

R1

A4

A3

A2

A1

L4

L3

L2

L1

معیار

افزایشی

افزایشی

افزایشی

افزایشی

افزایشی

افزایشی

افزایشی

افزایشی

افزایشی

افزایشی

افزایشی

افزایشی

مطلوبیت

0/13

0

0

0

0

0

0/02

0

0

0

0

0

پیمانکار1

0/04

3

0/18

7

0/17

0/27

0/17

0/22

0/14

0/12

0/09

0/14

پیمانکار2

0

5

0/16

4

0/3

0/25

0/08

0/2

0/08

0/04

0/17

0/09

پیمانکار3

0/07

5

0/06

2

0/06

0/07

0

0/08

0/1

0/06

0/04

0/03

پیمانکار4

0/02

4

0/21

9

0/63

0/19

0/13

0/26

0/13

0/13

0/16

0/19

پیمانکار5

 

گام 3. تشکیل ماتریس زوج مرتب

بر‌اساس روابط 10 و 11 ، ماتریس فرصت از دست ‎‍رفته مطابق جدول 5 و 6 استخراج شد.

                                                                                  vi.            جدول 5- ماتریس فرصت از دست ‎‍رفته

1. Table 5- Matrix of opportunity losess

 

 

                                                                                                                     vii.             

                                                                          viii.            جدول 6- ادامۀ ماتریس فرصت از دست‎‍ رفته

1. Table 6- Matrix of opportunity losess(continue)

 

 

گام 4. ایجاد ماتریس فاصله در فضای قطبی

طبق روابط 7 تا 10، ماتریس فاصله مطابق جدول 7 محاسبه می‎‍شود.

                                                                                ix.            جدول 7- ماتریس فاصله از بهترین مقدار‌

1. Table 7- Distance matrix from the best value

سبز

تاب‌آور

چابک

ناب

 

G2

G1

R2

R1

A4

A3

A2

A1

L4

L3

L2

L1

معیار

افزایشی

افزایشی

افزایشی

افزایشی

افزایشی

افزایشی

افزایشی

افزایشی

افزایشی

افزایشی

افزایشی

افزایشی

مطلوبیت

0/18

0

0

0

0

0

0/03

0

0

0

0

0

پیمانکار1

0/06

4/24

0/25

9/9

0/24

0/38

0/24

0/31

0/2

0/17

0/13

0/2

پیمانکار2

0

7/07

0/23

5/66

0/42

0/35

0/11

0/28

0/11

0/11

0/24

0/13

پیمانکار3

0/1

7/07

0/08

2/83

0/08

0/1

0

0/11

0/14

0/08

0/06

0/04

پیمانکار4

0/03

5/66

0/3

12/73

0/67

0/27

0/18

0/37

0/18

0/18

0/23

0/27

پیمانکار5

 

گام 5. تشکیل ماتریس وزنی فاصله در فضای قطبی‌

ماتریس وزنی فاصله در فضای قطبی مطابق جدول 8 حاصل می‎‍شود.

                                                                            x.            جدول 8- ماتریس وزنی فاصله از بهترین مقدار‌

1. Table 8-Weighted matrix of the distance from the best value

سبز

تاب‌آور

چابک

ناب

 

G2

G1

R2

R1

A4

A3

A2

A1

L4

L3

L2

L1

معیار

افزایشی

افزایشی

افزایشی

افزایشی

افزایشی

افزایشی

افزایشی

افزایشی

افزایشی

افزایشی

افزایشی

افزایشی

مطلوبیت

0/07

0/09

0/08

0/07

0/07

0/05

0/07

0/13

0/06

0/08

0/11

0/12

وزن

0/013

0

0

0

0

0

0/002

0

0

0

0

0

پیمانکار1

0/004

0/382

0/02

0/693

0/017

0/019

0/017

0/04

0/012

0/014

0/014

0/024

پیمانکار2

0

0/636

0/018

0/396

0/03

0/018

0/008

0/037

0/007

0/009

0/026

0/015

پیمانکار3

0/007

0/636

0/007

0/198

0/006

0/005

0

0/015

0/008

0/007

0/006

0/005

پیمانکار4

0/002

0/509

0/024

0/891

0/047

0/013

0/013

0/048

0/011

0/015

0/025

0/032

پیمانکار5

 

گام 6. محاسبۀ فاصلۀ کل و درجۀ فرصت از دست ‎‍رفته (DOL) و درصد فرصت کسب‎‍ شده (POA)‌

بر‌اساس روابط 13 تا 16، مقادیر فرصت از دست رفته و فرصت کسب‌شده مطابق جدول 9 به دست آمده است.

                                                           xi.            جدول 9- درجۀ فرصت از دست رفته و درصد فرصت کسب‌شده

1. Table 9- Degree of opportunity lost and percentage of opportunity gained

رتبه

DOL

POA

 

1

0/997

0/003

پیمانکار1

4

0/749

0/251

پیمانکار2

3

0/76

0/24

پیمانکار3

2

0/82

0/18

پیمانکار4

5

0/674

0/326

پیمانکار5

 

گام 7. رتبه‎‍بندی گزینه‎‍ها‌

پیمانکاران‌ بررسی‌شده با توجه به مقادیر DOL و POA، همان‌طور که در جدول 9 نشان داده شده است، رتبه‎‍بندی شده‎‍اند. همچنین عملکرد پیمانکاران‌ اشاره‌شده در تمام معیارها در شکل 1 ترسیم و تحلیل شده است‌.

 

 

شکل 1- رتبه‎‍بندی پیمانکاران در استراتژی‎‍های چهارگانه

Fig. 1- Ranking of contractors in four strategies

با توجه به شکل 1، پیمانکار 1 دارای کمترین مجموع فرصت از دست رفته (0.003) است که آن را به مطلوب‎‍ترین گزینه تبدیل می‎‍کند و پیمانکار 5 با بیشترین مجموع فرصت از دست رفته (0.326)، در پایین‌ترین اولویت قرار می‎‍گیرد.

در تحلیلی مشابه و جزئی‎‍تر، عملکرد پیمانکاران به تفکیک معیارهای ناب، چابک، تاب‌آور و سبز‌ بررسی و در شکل‌های 2 تا 5 ترسیم شده است.

 

شکل 2- رتبه‎‍بندی پیمانکاران در استراتژی ناب

Fig. 2-  Ranking of contractors in Lean strategy

بر‌اساس معیارهای ناب، مشاهده می‌شود که رفتار پیمانکار 1 در تمامی معیارها کاملاً ناب بوده است؛ اما پیمانکاران 2 و 5 با بیشترین فرصت از دست‎‍ رفته (‌0.005 و 0.006) در معیار L1 و پیمانکاران 3 و 5 با مقادیر (0.005 و 0.005 ) در معیار L2، بیشترین فاصله را از ناب ‌دارند.

 

 

شکل 3- رتبه‎‍بندی پیمانکاران در استراتژی چابک

Fig. 3-  Ranking of contractors in agile strategy

بر‌اساس معیارهای چابک مشاهده می‌شو‎‍د که رفتار پیمانکار 1 در تمامی معیارها دقیقا چابک عمل کرده است؛ اما پیمانکاران 2 و 3 و 5 با بیشترین فرصت از دست ‎‍رفته با مقادیر (0.008-0.007 و 0.010) در معیار A1 و پیمانکاران 3 و 5 با (‌0.003 و 0.003) در معیار A2، بیشترین فاصله را از چابکی ‌دارند.

 

شکل 4- رتبه‎‍بندی پیمانکاران در استراتژی تاب‌آور

Fig. 4-  Ranking of contractors in resilience strategy

براساس معیارهای تاب‌آور مشاهده می‎‍شود که رفتار پیمانکار 1 در تمامی معیارها بدون فرصت از دست ‎‍رفته است؛ اما دقیقاً پیمانکاران 2 با (0.139) و 5 با (0.178) در معیار R1، بیشترین فرصت از دست‎‍ رفته را دارند.

 

شکل 5- رتبه‎‍بندی پیمانکاران در استراتژی سبز

Fig. 5- Rating of contractors in green strategy

بر‌اساس معیارهای تاب‌آور مشاهده می‎‍شود که رفتار پیمانکار 1 در معیارG2 با مقدار (0.003) فرصت از دست ‎‍رفته را دارد؛ اما پیمانکاران 3، 4 و 5 با بیشترین فرصت از دست ‎‍رفته (0.127و0.127 و 0.102) در معیار G1 بیشترین فاصله از سبز‌بودن را دارند.

 

 

5- بحث

یکی از مهم‌ترین و کلیدی‌ترین مؤلفه‎‍ها در موفقیت یک زنجیرۀ تأمین، انتخاب تأمین‎‍کنندۀ مناسب است. امروزه سازمان‎‍هایی مزیت رقابتی خود را حفظ می‌کنند که ویژگی‎‍ها و مؤلفه‎‍های تأمین‌کنندگان مرتبط با آ‎‍نها با استراتژی‎‍های رقابتی سازمان و زنجیرۀ تأمین آنها در یک راستا باشد؛ بنابراین انتخاب معیارهای مناسب و استراتژیک برای ارزیابی تأمین‎‍کنندگان، از اهمیت ویژه‎‍ای برخوردار است.

یکی از مهم‌ترین بخش‎‍های زنجیرۀ تأمین صنعت تولید فرآورده‎‍های نفتی به‌طور عام و صنعت تولید قیر به‌طور خاص، پیمانکاران حمل‌اند که وظیفۀ تحویل محصول به مشتری (به‌عنوان توزیع‌کننده) را دارند. در این پژوهش با ارائۀ الگوی جدید، عملکرد پیمانکاران حمل شرکت بر مبنای مشخصه‌ها و الزامات مربوط به زنجیرۀ تأمین لارج ارزیابی شد. در ابتدا با روش دلفی فازی، معیارهای منتخب برای ارزیابی عملکرد پیمانکاران با توجه به پیشینۀ تحقیق و نظر کارشناسان صنعت مشخص شدند. معیارهای‌ اشاره‌شده با استفاده از روش بهترین- بدترین تعیین وزن شدند و در‌نهایت رتبۀ پیمانکاران با تکنیک OPLO-POCOD محاسبه و تحلیل شد. بر‌اساس نتایج حاصل از تکنیک OPLO-POCOD که در جداول 9 نشان داده شد، پیمانکار 1 با کمترین فرصت از دست رفته (0.003) بر‌اساس معیارهای لارج، بهترین و پیمانکار 5 با بیشترین فرصت از دست رفته (0.326)، بدترین پیمانکار محسوب شد . پیمانکار 1 در تمامی معیارها به‌جز معیار سبز، الگویی برای دیگر پیمانکاران است؛ اما پیمانکار 1 باید در معیار سبز (G2) از پیمانکاران 3 و 5 الگو بگیرد. روش OPLO-POCOD، رویکرد جدیدی را برای رسیدگی به مشکلات تصمیم‎‍گیری چندمعیاره (MCDM) معرفی می‎‍کند. این روش، مفهوم فرصت از دست رفته را در بر می‎‍گیرد و آ‎‍نها را به فاصله در مختصات قطبی تبدیل می‎‍کند؛ بنابراین امکان ارزیابی جامع‌تری را برای گزینه‌ها‌ فراهم می‌کند. اگرچه در دیگر روش‌های MCDM، مفهوم فرصت از دست رفته نادیده گرفته می‌شود، با در نظر گرفتن فرصت‎‍های از دست رفتۀ احتمالی مرتبط با هر گزینه، تصمیم‌گیرندگان انتخاب‎‍های آگاهانه‎‍تری دارند. علاوه بر این، استفاده از مختصات قطبی، امکان نمایش ملموس‎‍تری را از فواصل‌ فراهم می‎‍کند. فاصلۀ کمتر در مختصات قطبی، نشان‌دهندۀ فرصت از دست رفتۀ کمتر است.

6- نتیجه‎‍گیری

هدف از این مطالعه، استفاده از تکنیک جدید فرصت از دست ‎‍رفته بر مبنای فاصله در مختصات قطبی، برای ارزیابی و انتخاب بهترین پیمانکار حمل با ویژگی‎‍های لارج است. به‌طور کلی، روش OPLO-POCOD با ترکیب فرصت از دست ‎‍رفته و فاصله در مختصات قطبی، دیدگاه منحصر به ‌فردی را دربارۀ مسائل MCDM فراهم می‌کند. این امر به تصمیم‎‍گیری دقیق‎‍تر و مؤثرتری در حوزه‌های مختلف منجر می‌شود.

با توجه به معیارها و زیرمعیارهای‌ استفاده‌شده در این پژوهش، برای ارزیابی تأمین‎‍کنندگان خدمات لجستیک، بر‌اساس این معیارها، میزان عملکرد پیمانکاران حمل و نقل بررسی می‌شود؛ بنابراین این تحقیق راهگشای مدیران لجستیک در ارزیابی عملکرد سیستم لجستیک است و این امکان را به آنها می‌دهد که تأمین‎‍کنندۀ مدنظر خود را تحت معیارهای لارج، برای تنظیم استراتژی‎‍های خرید و تعامل با تأمین‎‍کننده و بر‌اساس خروجی‌های این پژوهش انتخاب کنند. این پژوهش به مدیران لجستیک این امکان را می‌دهد که بر‌اساس روش‎‍ها و معیارهای استفاده‌شده در این پژوهش، عملکرد تأمین‎‍کنندگان خدمات تحت نظارتشان را ارزیابی کنند و در صورت نیاز از این طریق، عملکرد تأمین‎‍کنندگان خود را در بخش‎‍هایی توسعه بخشند که ضعیف‎‍تر است‌. سیستم لجستیک با معیارهای متعددی اعم از کیفی و کمی مواجه است که هر‌یک جنبه‎‍ی خاصی از عملکرد تأمین‌کنندگان خدمات آن را ارزیابی می‌کنند؛ بنابراین با توجه به جامعیت معیارهایی که رویکرد لارج برای مسائل تصمیم‎‍گیری چندمعیاره دارد، پیشنهاد می‎‍شود محققان علاوه بر معیارهای ذکر‌شده در این پژوهش و یا با تغییر این معیارها، از آن به‌عنوان ابزاری مفید برای ارزیابی عملکرد و رتبه‎‍بندی تسهیلات زنجیرۀ تأمین، استفاده کنند. با توجه به اینکه مطالعات و روش‎‍های متعددی برای ارزیابی و رتبه‌بندی گزینه‌ها در مسائل تصمیم‎‍گیری چندمعیاره و فضاهای دچار ابهام وجود دارد، در‌نتیجه مقایسۀ روش ارائه‌شده در این پژوهش با دیگر پژوهش‎‍ها، مفید واقع می‌شود. پیشنهاد دیگر برای پژوهش‎‍های آینده، بررسی اهمیت و تأثیر معیارهای مختلف بر نتیجۀ نهایی این پژوهش برای اطمینان از اثربخشی رویکرد و تحلیل حساسیت آن است. همچنین به محققان آتی پیشنهاد می‎‍شود در شرایطی که بسیاری از داده‌ها دارای ماهیت کیفی باشد، از تکنیک OPLO-POCOD مبتنی بر مجموعه‎‍های فازی تردیدی بازۀ مقدار، فازی شهودی، فازی نوتروسفیک .. استفاده کنند.

 

[i] Opportunity Losess Based Polar Coordinate Distance

[ii] Mehri babadi et al.

[iii] Akbarzadeh & Safaie

[iv] Saae Ghadkoae & Mohamadnead Chari

[v] Ghazzade et al.

[vi] Aghaie et al.

[vii] Olfat et al.

[viii] Divsalar et al.

[ix] Azevedo et al.

[x] Machado &  Duarte

[xi] Cabral et al.

[xii] Bortolotti et al.

[xiii] Promngurn et al.

[xiv] Purvis et al.

[xv] Sukwadi et al.

[xvi] Rezaei

[xvii] Sheikh & Senfi

 

 

 

This page intentionally left blank.

Aghaie, M., Khosravanian, H., & Ghazaberi, A. (2013) Agile distribution and supply chain pattern design with a combined approach of classic agility concepts and structural interpretive modeling: a process look at organizational agility: broadcasting industry. Management improvement, 7(20), 55-75 (In Persian).
Akbarzadeh, Z., & Safaei Ghadikolaei, A. (2020). Performance -importance evaluation and analysis of the large supply chain activities in the dairy industry (case study: Caleh Dairy Company). Industrial management studies, 57(18), 145-174. https://doi.org/10.22054/jims.2018.29605.1986. (In Persian).
Azevedo, S. G., Carvalho, H., & Cruz-Machado, V. (2016). LARG index: A benchmarking tool for improving the leanness, agility, resilience and greenness of the automotive supply chain. Benchmarking: An International Journal, 75(2). https://doi.org/120-139. 10.1108/BIJ-07-2014-0072.
Bortolotti, T., Boscari, S., & Danese, P. (2015). Successful lean implementation: Organizational culture and soft lean practices. International Journal of Production Economics, 160, 182-201. https://doi.org/10.1016/j.ijpe.2014.10.013.
Carvalho, H., & Cruz-Machado, V. (2011). Integrating Lean, Agile, Resilience and Green Paradigms in Supply Chain Management (LARG_SCM). Supply Chain Management, 2011, 27-48. https://doi.org/10.5772/14592.
Divsalar, M., Ahmadi, M., & Nemati, Y. (2020). A SCOR-Based model to evaluate LARG supply chain performance using a Hybrid MADM method. IEEE Transactions on Engineering Management, 69(4), 1101-1120. https://doi.org/10.1109/TEM.2020.2974030.
Ghazizade, M., Noruzzade, F., & Reisi Ghorban Abadi, H. (2015). Analyzing LARGe Supply Chain Management Using Dematel Technique in Saipa. Iranian Journal of Supply Chain Management, 17(48), 1-12. (In Persian).
Govindan, K., Azevedo, S. G., Carvalho, H., & Cruz-Machado, V. (2015). Lean, green and resilient practices influence on supply chain performance: interpretive structural modeling approach. International Journal of Environmental Science and Technology, 12(1), 15-34. https://doi.org/10.1007/s13762-013-0409-7.
Cabral, L., Grilo, A., & Cruz-Machado, V. ( 2012). Decision-making model for Lean, Agile, Resilient and green supply chain management, International Journal of Production Research, 50(17), 4830-4845. https://doi.org/10.1080/00207543.2012.657970.
Machado, V. & Duarte, S. (2010). Tradeoffs among Paradigms in Supply Chain Management. Proceedings of the 2010 International Conference on Industrial Engineering and Operations Management Dhaka, Bangladesh, January 9 – 10, 2010
Mehri babadi, E. O. , Iranzadeh, S. and fathi hafshejani, K. (2022). Presenting a Model for Evaluating LARG Supply Chain Performance in Oil and Gas Industries: A study on National Iranian South Oil Company). Iranian journal of management sciences17(65), 83-121.. (In Persian).
Olfat, L., Khatami Firoozabadi, A., & Khodaverdi, R. (2011). Requirements for implementing green supply chain management in the Iranian automotive industry. Iranian journal of management sciences, 6(21), 123-140. (In Persian).
Promngurn, J., Sirivongpaisal, N., Suthummanon, S., Kongkaew, W., & Penchamrat, P. (2014). An Application of Lean Supply Chain Management for Cost Reduction in Block Rubber Industry. Advanced Materials Research, 844, 450-453. https://doi.org/10.4028/www.scientific.net/AMR.844.450
Purvis, L., Gosling, J., & Naim, M. M. (2014). The development of a lean, agile and leagile supply network taxonomy based on differing types of flexibility. International Journal of Production Economics, 151, 100-111. https://doi.org/10.1016/j.ijpe.2014.02.002.
Rezaei, J. (2015). Best-worst multi-criteria decision-making method. Omega, 53, 49-57. https://doi.org/10.1016/j.omega.2014.11.009.
Safaie Ghadikolaie, a., & Mohamadnejad, Chari, F. (2015). Explaining the conceptual model of prioritizing supply chain suppliers in the Large paradigm. The first scientific research conference on new findings in management sciences, entrepreneurship and education in Iran, October 7- 8, 2015. (In Persian).
Sheikh, R., & Senfi, S. (2024). A Novel Opportunity Losses-Based Polar Coordinate Distance (OPLO-POCOD) Approach to Multiple Criteria Decision-Making. Journal of Mathematics, 2024(1), 43-62. https://doi.org/10.1155/2024/8845886.
Sukwadi, R., Wee, H. M., & Yang, C. C. (2013). Supply Chain Performance Based on the Lean-Agile Operations and Supplier-Firm Partnership: An Empirical Study on the Garment Industry in Indonesia. Journal of Small Business Management, 51(2), 297-311. https://doi.org/10.1111/jsbm.12016.
Vinodh, S., Ashwin, R., Varadharajan, AR., &a Subramanian, A. (2013). Application of fuzzy VIKOR for concept selection in an agile environment. International Journal of Advanced Manufacturing Technology, 65(5-8), 825-832. http://dx.doi.org/10.1007/s00170-012-4220-2