نوع مقاله : مقاله پژوهشی- فارسی
نویسندگان
1 دانشیار، گروه مدیریت صنعتی، دانشکده اقتصاد، مدیریت و حسابداری، دانشگاه یزد، یزد، ایران
2 دانشجوی دکتری مدیریت صنعتی، دانشکده مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران
3 دانشجوی دکتری، گروه مدیریت صنعتی، دانشکده اقتصاد، مدیریت و حسابداری، دانشگاه یزد، یزد، ایران
چکیده
کلیدواژهها
عنوان مقاله [English]
نویسندگان [English]
Purpose: In the current context, where steel companies are confronting global challenges such as energy price fluctuations, geopolitical crises, and environmental constraints, the necessity for accurate risk identification and the formulation of suitable mitigation strategies is more pressing than ever. This study aims to investigate supply chain risks in the steel industry using scientific methods like the PESTEL framework and robustness analysis, and to propose strategies for alleviating the impacts of these risks.
Design/methodology/approach: After identifying the problem, and to select an appropriate strategy for the steel industry, robustness analysis was employed to evaluate the resilience and vulnerability of decisions in a risk-laden future. Within this approach, the PESTEL method was utilized to identify the most critical indicators related to the industry and to determine the associated threats and opportunities, enabling the design of potential scenarios based on these indicators. Finally, the Best-Worst Method was applied to rank the scenarios according to their likelihood of occurrence. The statistical population of this study includes managers, experts, and specialists in the steel industry who are directly involved in supply chain and risk management. A non-random, purposive sampling method was used to ensure that the selected individuals possessed the necessary expertise and experience in the fields of supply chain and risk management.
Findings: Based on the PESTEL table and the relevant influencing factors, 216 feasible and implementable scenarios were identified. Through expert consultation, 36 scenarios were selected as the most probable. After ranking them using the Best-Worst Method, the weights and ranks of the scenarios were determined. The top 14 scenarios were identified as the most likely to occur. Upon examining these 14 scenarios, they were categorized into four main groups of solvable strategies through robustness analysis. Finally, the robustness and vulnerability scores of the primary strategies were calculated, and the success rate of each strategy under risk conditions was presented.
Research limitations/implications - Among the limitations of this study is the reliance on specific data and analyses derived from expert opinions. While these opinions are valuable, they may be subject to personal biases or the limited experiences of the experts. Additionally, due to the unique characteristics of the steel industry and its environmental conditions, the findings of this research may not be entirely generalizable to other industries or countries. Such simplification may have overlooked certain real aspects of the risks involved in practical implications. This research has enabled the provision of practical insights and applicable strategies for managing supply chain risks in the steel industry, allowing final decisions to be made with minimal risk.
Social implications: Contributing to the enhancement of sustainability and competitiveness for companies in the steel industry is one of the social outcomes of this research. Reducing supply chain risk in these sectors is highly impactful, particularly in an environment where steel companies encounter global challenges such as energy price fluctuations, geopolitical crises, and environmental constraints. In other words, by managing supply chain risk in the steel industry, a significant step is taken toward a green supply chain, whose positive outcomes directly influence the surrounding environment, and toward a sustainable supply chain that operates with consideration for social, economic, and environmental issues throughout the entire supply chain.
Originality/value: Compared to earlier studies, this research aims to present various scenarios by integrating expert opinions and considering the effects of external events through a combined application of scientific methods such as Robustness Analysis and the Best-Worst Method. This approach allows decision-makers to make final choices with greater confidence and enhanced precision. Among the other distinctions of this research compared to prior studies is the introduction of novel managerial strategies, including the use of artificial intelligence for more accurate risk prediction and the application of blockchain technology as an innovative tool for improved supply chain risk management.
کلیدواژهها [English]
زنجیرۀ تأمین[i] یکی از اجزای اصلی و حیاتی هر شرکت است که تولید، طراحی و عملکرد کارآمد آن شرکت را تضمین و یا دربارۀ آن بحث و بررسی میکند (Azaron et al., 2008). زنجیرۀ تأمین، زنجیرهای سلسلهوار از شرکتهاست که برای برآوردن تقاضای مشتریان سازماندهی میشود و از تأمینکننده، تولیدکننده، توزیعکننده و مشتریان شکل گرفته است. از دید بسیاری از محققان، مدیریت زنجیرۀ تأمین[ii] متشکل از یک فرآیند مدیریت استراتژیک است که از تهیه، جابهجایی و ذخیرهسازی مواد، قطعات و محصولات تشکیل شده است و به حداکثر سود و رضایت مشتریان منجر میشود. دو دهۀ اخیر رویدادهای گوناگونی زنجیرههای تأمین جهانی را بهطور درخور توجهی تحت تأثیر خود قرار داده و باعث شده است تا مدیریت ریسک زنجیرۀ تأمین یکی از اساسیترین دغدغهها و مباحث با اهمیت در سازمانها به حساب بیاید. ارتباط با شرکتهای بالادست و پاییندست و همچنین شیوۀ ارتباطات درونی یک زنجیرۀ تأمین موجب شده است که بسیاری از شرکتها با موانع و ریسکهایی مواجه شوند.
چنین مشکلات و ریسکهایی، پیامد عدم قطعیت تعریف میشود (Khalilabadi et al., 2020) . بهطور کلی ریسک، یک احساس خطر از عدم اطمینان است که تأثیر آن بهصورت کمی تعیین میشود. ریسکها معضلات بسیاری را در طول هر زنجیرۀ تأمین ایجاد کنند؛ برای مثال ریسکها جریان محصولات را قطع میکنند، درآمد زنجیرۀ تأمین را به میزان چشمگیری کاهش میدهند، بر رضایت مشتریان تأثیر میگذارند و درنتیجه حیات یک شرکت یا سازمان را تحت تأثیر شدید خود قرار میدهند (Al-Ayed & Al-Tit, 2023). در بازارهای فعلی جهانی که ماهیت رقابتی بالایی دارند، شرکتها باید با در نظر گرفتن این ریسکها و بررسی اهمیت آنها، راهکارهایی را برای حل آنها ارائه دهند. در بسیاری از موارد، کوچکانگاشتن این ریسکها و عواقب آنها، بسیاری از شرکتها و سازمانها را بهسمت نابودی و حذف از بازار سوق داد. بهدلیل افزایش رقابت، تنوع راهحلهای تکنولوژیکی و انتظارات نامحدود مشتری، جهانیشدن سیستمهای کسب و کار و سازمانها، ریسکهای زنجیرۀ تأمین هر شرکت و سازمان افزایش یافته است (Valinejad & Rahmani, 2018). همچنین موارد دیگری ازجمله اختلال در زنجیرۀ تأمین، عدم قطعیت در تقاضا، عدم قطعیت در عرضه و نوسانات اقتصادی نمونهای از این ریسکها هستند(Vishnu et al., 2019) . خطرات زیستمحیطی نیز مانند حوادث فاجعهبار همچون جنگها، مشکلات سیاسی و اجتماعی، نوسانات بازار و رویدادهای پیشبینینشده همچون سیل و زلزله و تصادفات نیز ماهیت هر زنجیرۀ تأمین را تهدید میکند ( ;Khalilabadi et al., 2020Olatunji & Ayoola, 2024). بهمنظور کاهش آسیبپذیری زنجیرۀ تأمین و کاهش تأثیر اختلالات و همچنین دستیابی به استحکام و انعطافپذیری بیشتر، توجه به ریسک و عدم قطعیتها بسیار اساسی و مهم است. سازمانها بهطور پیوسته با ریسکهای جدید مواجه میشوند که به همین دلیل نیاز به مدیریت ریسک زنجیرۀ تأمین در هر سازمان بیش از پیش حس میشود. مدیریت ریسک زنجیرۀ تأمین[iii] یک رویکرد نظاممند و دارای چهارچوب برای دستیابی به اهداف فوق ارائه میدهد و خطرات ریسکها را تا حد پذیرفتنی کم میکند و یا از بین میبرد (Baryannis et al., 2019).
صنعت فولاد یکی از بخشهای مهم و استراتژیک در اقتصاد جهانی و ایران شناخته میشود. این صنعت بهدلیل پیچیدگیهای زنجیرۀ تأمین، ازجمله وابستگی به تأمین مواد اولیه، تولید و توزیع محصولات نهایی، در معرض ریسکهای زیادی قرار دارد. عواملی مانند نوسانات قیمت مواد اولیه، تغییرات تقاضای بازار، تحریمهای بینالمللی و اختلالات حملونقل، خطرات جدی را برای پایداری و کارایی زنجیرۀ تأمین فولاد به وجود میآورند. مدیریت این ریسکها برای تضمین تداوم تولید و حفظ سهم بازار، اهمیت ویژهای دارد.
در شرایط فعلی که شرکتهای فولادی با چالشهای جهانی مانند نوسانات قیمت انرژی، بحرانهای ژئوپلیتیکی و محدودیتهای محیطزیستی مواجهاند، به شناسایی دقیق ریسکها و ارائۀ راهکارهای مناسب برای کاهش آنها بیش از پیش نیاز است. این پژوهش تلاش دارد تا با استفاده از رویکردهای علمی همچون روش PESTEL و تحلیل استواری، ریسکهای زنجیرۀ تأمین را در صنعت فولاد بررسی کند و راهبردهایی را برای کاهش آثار این ریسکها ارائه دهد. هدف اصلی، کمک به ارتقای پایداری و رقابتپذیری شرکتهای فعال در این صنعت است.
از این رو، این پژوهش بر آن است تا ریسکهای زنجیرۀ تأمین مطالعهشده را با روش PESTEL شناسایی و سپس با استفاده از روش بهترین-بدترین آنها را رتبهبندی و درنهایت راهبردهای متناسب با سناریوهای مختلف را با روش تحلیل استواری بررسی و ارزیابی کند. برای این منظور در بخش پیشینۀ تحقیق به حوزۀ زنجیرۀ تأمین، ریسکهای زنجیرۀ تأمین و در ادامه به انواع ریسکهای زنجیرۀ تأمین اشاره میشود. در انتهای این بخش نیز، روشهای حل ریسک زنجیرۀ تأمین در این حوزه توضیح داده میشود. در بخش سوم، روششناسی پژوهش شامل روش PESTEL، بهترین-بدترین و تحلیل استواری شرح داده میشود. در بخش چهارم، دربارۀ نتایج و یافتههای پژوهش بحث و در بخش پایانی بحث و نتیجهگیری انجام میشود.
امروزه نیز یکی از جدیترین مسائلی که نهتنها کارایی و حتی بقای صنایع را دچار معضل کرده است، ریسک به وجود آمده در طول زنجیرۀ تأمین است. پیچیدگی کسب و کارها، سختی در کسب اطلاعات دقیق و مفید، رقابت شدید، تنوع در خواستههای مشتریان و غیره، باعث افزایش ریسک در زنجیرۀ تأمین میشود.
در طول تاریخ، عوامل مختلفی همواره موجب تهدید کسب و کارها شدهاند. ریسک همیشه در کسب و کار و زنجیرۀ تأمین وجود داشته است، حتی خیلی قبل از اینکه اصطلاحات زنجیرۀ تأمین و مدیریت زنجیرۀ تأمین بخشی از واژگان مهم کسب و کارها شود. بهطور کلی ریسکها بهدلیل اطلاعنداشتن دقیق از آینده رخ میدهند و باعث میشوند بین آنچه در واقعیت اتفاق میافتد و آنچه سازمانها و یا شرکتها برنامهریزی کردهاند، اختلاف به وجود آید (Abdel-Basset et al., 2019).
در سالهای اخیر، حجم درخور توجهی از کارهای تحقیقاتی را محققان این حوزه انجام دادهاند. خلاصهای از اقدامات انجامشده بهوسیلۀ محققان در گذشته، در جدول (1) بیان شده است.
|
ردیف |
نویسنده |
نام مجله |
عنوان |
روش و خلاصۀ پژوهش |
|
1 |
راجارام و تانگ[iv] (2001) |
European Journal of Operational Research |
تأثیر جایگزینی محصول بر تجارت خردهفروشی |
بررسی تأثیرات وجود محصولات جایگزین بر سود در زمان عدم قطعیت تقاضا |
|
2 |
نورمن و جانسون[v] (2004) |
International journal of physical distribution & logistics management |
رویکرد مدیریت ریسک زنجیرۀ تأمین فعال اریکسون پس از حادثۀ جدی زیر تأمینکننده |
تأثیر تأمینکنندۀ فرعی و شرکت بیمه بر ریسک زنجیرۀ تأمین |
|
3 |
تانگ[vi] (2006) |
International journal of production economics |
مدیریت ریسک زنجیرۀ تأمین |
مدلهای کمی مختلف ریاضی را برای مدیریت خطرات زنجیرۀ تأمین بررسی کردند |
|
4 |
روغانیان و همکاران[vii] (2007) |
Applied Mathematics and Computation |
مشکل برنامهریزی چند سطحی خطی چند هدفه برای برنامهریزی زنجیرۀ تأمین |
ارائۀ برنامههای کاربردی برای مقابله با مشکلات زنجیرۀ تأمین شامل عدم قطعیت تقاضای بازار، ظرفیت تولید و در دسترس بودن منابع و استفاده از برنامهریزی دو سطحی |
|
5 |
آذرون و همکاران[viii] (2008) |
International Journal of Production Economics |
یک رویکرد برنامهریزی تصادفی چند هدفه برای طراحی زنجیرۀ تأمین با در نظر گرفتن ریسک |
ترکیب تکنیک دستیابی به هدف و تکنیک پارتو برای تصمیمگیری در شرایط ریسک زنجیرۀ تأمین و برنامهریزی تصادفی چند هدفه برای طراحی زنجیرۀ تأمین تحت عدم قطعیت |
|
6 |
پیدرو و همکاران[ix] (2009) |
Fuzzy Sets and Systems |
بهینهسازی فازی برای برنامهریزی زنجیرۀ تأمین تحت عدم قطعیت عرضه، تقاضا و فرایند |
پیشنهاد مدل برنامهریزی ریاضی فازی برای برنامهریزی زنجیرۀ تأمین که عرضه، تقاضا و عدم قطعیتهای فرایند را در نظر میگیرد |
|
7 |
آذرون و همکاران (2009) |
Operations Research Proceedings |
رویکردهای برنامهریزی تصادفی چند هدفۀ تعاملی برای طراحی شبکههای زنجیره تأمین قوی |
استفاده از رویکرد برنامهریزی تصادفی چند هدفه (دو مرحلهای) برای طراحی زنجیرۀ تأمین قوی |
|
8 |
میرزاپور و همکاران[x] (2011) |
International Journal of Production Economics |
یک مدل بهینهسازی چند منظورۀ قوی برای برنامهریزی تولید چند مجموعهای چند محصولی در زنجیرۀ تأمین تحت عدم قطعیت |
پیشنهاد مدل برنامهریزی صحیح چند منظورۀ قوی برای مقابله با برنامهریزی تولید کل |
|
9 |
چن و فن[xi] (2012) |
Transportation Research Part E: Logistics and Transportation Review |
برنامهریزی سیستم زنجیرۀ تأمین بیواتانول تحت عدم قطعیت عرضه و تقاضا |
ایجاد یک چارچوب مدلسازی یکپارچه که برای حمایت از برنامهریزی سیستم سوخت زیستی آینده در شرایط عدم قطعیت به کار میرود |
|
10 |
یان و همکاران[xii] (2016) |
Sustainability |
راهبرد هماهنگی قرارداد زنجیرۀ تأمین با جایگزینی تحت اختلال عرضه و تقاضای تصادفی |
پیشنهاد قرارداد بازخرید برای هماهنگی بیشتر زنجیرۀ تأمین در شرایط ریسک تقاضا |
|
11 |
فراهانی و همکاران[xiii] (2017) |
Computers & Industrial Engineering |
یک مدل موجودی با در نظر گرفتن یک راهبرد برای کاهش خطر ریسک در زنجیرۀ تأمین با محصولات جایگزین |
طراحی مدلی برای مقابله با ریسک تقاضا در زنجیرۀ تأمین با استفاده از محصولات جایگزین |
|
12 |
راجاگوپال و همکاران[xiv] (2017) |
Computers & Industrial Engineering |
مدلهای تصمیمگیری برای کاهش خطر زنجیرۀ تأمین |
مرور ادبی سیستماتیک و تجزیه و تحلیل جامع مدلهای تصمیمگیری برای کاهش خطر زنجیرۀ تأمین |
|
12 |
گوویندان و چنگ[xv] (2018) |
Computers & Operations Research |
پیشرفت در برنامهریزی تصادفی و بهینهسازی قوی برای برنامهریزی زنجیرۀ تأمین |
بررسی برنامهریزی زنجیرۀ تأمین ازطریق پیشرفت برنامهریزی تصادفی و بهینهسازی قوی |
|
13 |
داروم و همکاران[xvi] (2018) |
cleaner production |
یک مدل موجودی بازیابی اختلال در زنجیرۀ تأمین با ذخیرهسازی ایمنی و ملاحظۀ انتشار کربن |
ارائۀ یک مدل بازیابی از یک زنجیرۀ تأمین دو مرحلهای در معرض ریسک عرضه |
|
14 |
هانگ و همکاران[xvii] (2018) |
Industrial Management & Data Systems. |
مدیریت ریسک تدارکات تحت عدم قطعیت |
پنج ریسک اصلی در فرایند تدارکات شناسایی شده است که جدا از خلاصهکردن راهبردهای فعلی، پیشنهادهایی برای تسهیل انتخاب راهبرد برای مدیریت ریسکهای تدارکات ارائه شده است. |
|
15 |
سویرچک و شوزدا[xviii] (2019) |
International Journal of Management and Decision Making |
برنامهریزی تقاضا، رامکننده و محرک ریسک عملیاتی: شواهدی از زنجیرههای تأمین اروپا |
بررسی آثار شیوههای برنامهریزی تقاضا بر اختلالات ناشی از ریسک عملیاتی |
|
16 |
خلیلآبادی و همکاران[xix] (2020) |
Computers & Industrial Engineering |
یک روش برنامهریزی تصادفی چند مرحلهای برای کاهش خطر زنجیرۀ تأمین ازطریق جایگزینی محصول |
مقابله با ریسک زنجیرۀ تأمین با استفاده از جایگزینی محصول در صورت کمبود محصول |
|
17 |
بییر و همکاران[xx] (2020) |
International Journal of Production Research |
روشهای کاهش ریسک در ساختارهای پیچیدۀ زنجیرۀ تأمین |
یک مرور سیستماتیک بر پیشینۀ مدیریت ریسک زنجیرۀ تأمین و بررسی مدلهای موجود |
|
18 |
دهقانی و همکاران[xxi] (2021) |
Omega |
انتقال مجدد فعال در زنجیرۀ تأمین خون: یک روش برنامهریزی تصادفی |
ارائۀ یک مدل پیشنهادی حمل و نقل بر مبنای تقاضای نامشخص خون درخواستی هر بیمارستان بهمنظور کاهش ریسک زنجیرۀ تأمین در فضای تصادفی |
این پژوهش در مقایسه با کارهای پیشین، با دخیلکردن نظرات خبرگان و در نظر گرفتن تأثیرات رویدادهای خارجی، با استفادهای ترکیبی از روشهای علمی همچون روش تحلیل استواری و روش بهترین- بدترین، در ارائۀ سناریوهای متفاوتی میکوشد که تصمیمگیرندگان در آن با اطمینان بیشتر و دقتی بیش از پیش، به اخذ تصمیمات نهایی روی میآورند.
زنجیرۀ تأمین شامل شبکهای از افراد، منابع، سازمانها، شرکتها، واسطهها، فعالیتها و فناوریهای دخیل در ایجاد، تولید و فروش یک محصول و یا ارائۀ خدمت به مشتری و ایجاد ارزش است (Stadtler, 2014). یک زنجیرۀ تأمین شامل همهچیز، از تحویل مواد اولیه از تأمینکننده به سازنده تا تحویل نهایی آن به کاربر نهایی و مشتری میشود (Hugos, 2018). به فرایندی که نظارت بر مواد، اطلاعات و امور مالی از تأمینکننده به تولیدکننده و سپس به عمدهفروش و به خردهفروش و درنهایت به مصرفکننده منتقل میکند، مدیریت زنجیرۀ تأمین میگویند. در یک تعریف کلی ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺯﻧﺠﻴﺮۀ ﺗﺄﻣﻴﻦ، یکپارچهﺳﺎﺯﻱ فرایندهای ﻛﻠﻴﺪﻱ ﻛﺴﺐ ﻭ ﻛﺎﺭ است که ﺍﺯ ﻛﺎﺭﺑﺮ ﻧﻬﺎﻳﻲ ﺗﺎ ﺗﺄﻣﻴﻦﻛﻨﻨﺪۀ ﺍﺻﻠﻲ را در بر دارد و ﺗﺄﻣﻴﻦ ﻣﺤﺼﻮﻻﺕ، ﺧﺪﻣﺎﺕ ﻭ ﺍﻃﻼﻋﺎﺗﻲ ﺭﺍ را ﺑﺮ ﻋﻬﺪﻩ ﺩﺍﺭﺩ ﻛﻪ ﺑﺎﻋﺚ ﺍﻳﺠﺎﺩ ﺍﺭﺯش ﺍﻓﺰﻭﺩﻩ ﺑﺮﺍﻱ ﻣﺸﺘﺮﻳﺎﻥ درونسازمانی و برونسازمانی ﻭ ذینفعان ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﻣﻲﺷﻮﻧﺪ. در یک دستهبندی کلی، زنجیرۀ تأمین براساس معیار روند آن بهصورت شکل (1) تقسیم میشود (Serdarasan, 2013):
شایان ذکر است که با توجه به تحقیقات دیگر، زنجیرۀ تأمین در هشت مدل رایج زیر نیز بیان شده است و در همۀ آنها دو بعد پاسخگویی و بهرهوری بسیار حائز اهمیت است:
در شرایط کنونی جوامع، ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﻣﻮﺿﻮﻋﺎﺕ اساسی ﺩﺭ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺯﻧﺠﻴﺮۀ ﺗﺄﻣﻴﻦ، کارایی زنجیرۀ تأمین ﻭ هماهنگی ﻣﺆﺛﺮ ﺑﻴﻦ ﺍﺟﺰﺍی ﺁﻥ است که نتایج خود را در ﺭﺿﺎﻳﺘﻤﻨﺪﻱ ﻣﺸﺘﺮﻳﺎﻥ نشان میدهد. به همین منظور، نیاز به زنجیرۀ تأمینی امن و بدون ریسک است که جریان اطلاعات، مواد، محصولات و سرمایه در طول این زنجیره و بین شرکتها حفظ شود (de Oliveira et al., 2017). با توجه به افزایش پیچیدگی و ارتباط متقابل زنجیرههای تأمین مدرن، پیشبینی نوع و ماهیت تحولات، نامطمئن و تأثیر یک اقدام، دشوار یا حتی غیرممکن شده است (Chopra & Sodhi, 2014; Mizrak, 2024). بهطور کلی با طولانیترشدن و پیچیدهترشدن زنجیرههای تأمین، که ناشی از تغییرات در بازار جهانی است، شرکتها در برابر ریسکهای پیرامونی آسیبپذیر میشوند. ﺑﺴﻴﺎﺭﻱ از پژوهشگران به ﻭﺟﻮﺩ ﺭﻳﺴﻚ ﺩﺭ ﺯﻧﺠﻴﺮۀ ﺗﺄﻣﻴﻦ شرکتها و سازمانهای ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻭ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺻﺤﻴﺢ ﺁﻥ ﺩﺭ سالهای پیشین ﺗﻮﺟﻪ کردهاند. با بررسی تحقیقات گذشته، اثبات شده است که ریسک مرتبط با زنجیرۀ تأمین، معمولاً به شکل اختلال، بر ارائۀ سطوح خدمات خاص ازطریق مدیریت موجودی یا تعیین زمان استفاده از یک یا چند تأمینکننده متمرکز بود. ریسکها و عدم قطعیتها بیشتر کارایی عملیاتی زنجیرۀ تأمین را مختل میکند و از این رو بر سود شرکت تأثیر منفی میگذارد (Kumar et al., 2010)؛ از این رو، ارزیابی آسیبپذیری اهمیت مییابد که مجموعۀ وسیعتری از تهدیدها و ضعفها و همچنین منابعی را برای بازیابی عملکرد زنجیرۀ تأمین در بر میگیرد. ریسک زنجیرۀ تأمین زمانی رخ میدهد که جریان مواد یا خدمات در طول زنجیرۀ تأمین به هر دلیلی متوقف شود (Kim et al., 2015). شرایط درونسازمانی و برونسازمانی بر ریسکهای زنجیرۀ تأمین تأثیر میگذارد و باعث شدتیافتن یا ضعیفشدن آن میشوند (Li et al., 2015).
مدیریت ریسک به اجرای راهبردها و برنامههایی برای مدیریت شبکههای زنجیرۀ تأمین ازطریق ارزیابی ریسک ثابت و کاهش آسیبپذیریها برای اطمینان از انعطافپذیری در زنجیرۀ تأمین اشاره دارد (Ghadge et al., 2012; Mizrak, 2024). به بیانی دیگر، مدیریت ریسک زنجیرۀ تأمین، یک رویکرد سیستماتیک و مرحلهای برای شناسایی، ارزیابی، رتبهبندی، کاهش و نظارت بر ریسکهای احتمالی در زنجیرۀ تأمین است (Aqlan & Lam, 2016). بهطور خلاصه به هر عملی مدیریت ریسک میگویند که باعث میشود رویدادهای پرخطر و دارای ریسک در طول زنجیرۀ تأمین کنترل و یا مرتفع شود.
زنجیرههای تأمین با طیف گستردهای از عدم قطعیتها ازجمله تقاضا، عرضه، هزینهها و عدم قطعیتهای زمان سروکار دارند. همانطور که بیان شد، اولین مرحله در فرایند مدیریت ریسک زنجیرۀ تأمین، شناسایی ریسک زنجیرۀ تأمین است. این مرحله شامل کشف تمام ریسکهای مرتبطی است که عملیات شرکت را مختل میکنند. شرکتها در این مرحله باید فهرستی از ریسکهای زنجیرۀ تأمین را شناسایی و براساس اهمیت، آنها را رتبهبندی کنند. به همین منظور شناسایی خطرات و ریسکهای احتمالی در زنجیرۀ تأمین بسیار مهم واقع شده است.
با توجه به پژوهشهای انجامشده، در حالت کلی ریسک زنجیرۀ تأمین به دو بخش ریسکهای کلان بلندمدت (ریسک چگونگی بازار در بلندمدت) و ریسکهای خرد کوتاهمدت (مانند ریسک عدم قطعیت تقاضا کالا) تقسیم میشود. پیامد ریسکهای خرد در ایجاد هزینههای تحمیلی مشاهدهشدنی و این در حالی است که ریسکهای کلان بهدلیل عدم قطعیت بیشتر، دارای پیامدهای بسیار بزرگتر و مخربتر نظیر از بین رفتن کسب و کار میشوند. در جدول (2)، نمونههایی از مطالعات انجامشده در حوزۀ شناسایی انواع ریسکهای زنجیرۀ تأمین بیان شده است.
|
منبع |
موضوع بررسیشده |
انواع ریسکهای شناساییشده |
|
|
ریسک شبکۀ تأمین |
ریسک راهبردی - ریسک عملیات - ریسک عرضه - ریسک مشتری - ریسک کاهش ارزش دارایی - ریسک رقابتی - ریسک شهرت - ریسک مالی - ریسک مالی - ریسک نظارتی |
||
|
ریسک زنجیرۀ تأمین |
داخلی برای شرکت - خارجی برای شرکت اما داخلی برای زنجیرۀ تأمین - خارجی زنجیرۀ تأمین (محیطی) |
||
|
ریسک زنجیرۀ تأمین |
ریسک عرضه - ریسک تقاضا - ریسکهای عملیاتی - ریسک امنیتی - ریسک کلان - ریسک سیاست - ریسکهای رقابتی - ریسک منابع |
||
|
ریسک زنجیرۀ تأمین |
ریسک تأمین مواد اولیه - ریسکهای فرایند - ریسک تقاضا - یسک مالکیت فکری - ریسک رفتاری - ریسک سیاسی/اجتماعی |
||
|
منابع ریسک زنجیرۀ تأمین |
ریسک تقاضا - ریسک عرضه - ریسک نظارتی، قانونی و بوروکراتیک - ریسک زیرساخت - ریسک رویداد فاجعه بار |
||
|
ریسک زنجیرۀ تأمین |
ریسک زیستمحیطی - ریسک صنعت - ریسک سازمانی - ریسک خاص مشکل - ریسک تصمیمگیرنده |
||
|
ریسک زنجیرۀ تأمین |
ریسکهای داخلی (تقاضا، تولید و توزیع، ریسکهای عرضه) ریسکهای خارجی (حملات تروریستی، بلایای طبیعی، نوسانات نرخ ارز) |
||
|
ریسک زنجیرۀ تأمین |
ریسک تقاضا - ریسک تأخیر - ریسک اختلال - ریسک موجودی - ریسک شکست تولید - ریسک ظرفیت فیزیکی - ریسک تأمین - ریسک سیستم - ریسک حاکمیتی - ریسک حمل و نقل |
||
|
آسیبپذیریهای زنجیرۀ تأمین |
ریسک آشفتگی - ریسک تهدیدهای عمدی - ریسک فشارهای خارجی - ریسک محدودیت منابع - ریسک حساسیت - ریسک قابلیت اتصال |
||
|
ریسک زنجیرۀ تأمین |
ریسک عرضه - ریسک تقاضا - ریسک فرایند - ریسک خطرات زیستمحیطی |
||
|
ریسک زنجیرۀ تأمین |
ریسکهای کلان (طبیعی، ساختۀ دست بشر) - ریسکهای خرد (تقاضا، تولید، عرضه، زیرساخت) |
||
|
ریسک زنجیرۀ تأمین |
ریسک تقاضا - ریسک تولید - ریسک تأمین مواد اولیه - ریسک اطلاعات - ریسک حمل و نقل - ریسک مالی - ریسک خرد محیطی |
||
|
ریسک زنجیرۀ تأمین |
ریسک محیطی - ریسک اقتصادی - ریسک مرتبط با تولید - ریسک ناشی از نیروی کار |
||
بررسی انواع روشهای حل ریسک زنجیرۀ تأمین، امکان درک بهتر از هدف و چشمانداز پژوهش را فراهم میکند. همچنین با بررسی این روشها و به دست آوردن دستهبندی جامع از رویکردهای حل مسئله، شکافهای موجود بهتر شناسایی و روشهای بهینه توسعه داده میشود (Okoye et al., 2024). با توجه به تفاوت در رویکردهای مقابله با ریسکها، روشهای حل ریسک نیز متفاوت است. بهطور کلی در یک دستهبندی جامع، روشهای حل ریسک زنجیرۀ تأمین به سه دستۀ زیر تقسیم میشود (Paul et al., 2021).
بهطور کلی روشهای تجربی به روشی برای انجام یک تحقیق براساس آزمایش و مشاهده بهجای حدس و گمان نظری اشاره دارد. یک رویکرد تجربی بینش ارزشمندی را دربارۀ جنبۀ رفتاری مدیریت ریسک زنجیرۀ تأمین ارائه میدهد (Tubis et al., 2021). ازجمله روشهای تجربی، به برخی ابزارها مانند مدلسازی معادلات ساختاری، حداقل مربعات جزئی، تحلیل عاملی اکتشافی و تحلیل رگرسیون سلسلهمراتبی اشاره میشود. البته شایان ذکر است که استفاده از روشهای تجربی در تحقیقات ریسک در زنجیرۀ تأمین، به دادههای مبتنی بر شواهد اولیه نیاز دارد که در آن خروجی مطمئن و برای مدیریت ریسکهای زنجیرۀ تأمین، کاربردی است.
به روشهای حلی که دادهها و نتایج آن ازطریق ارتباطات باز و جلسات متمرکز به دست میآید تا مسئلۀ مدنظر حل شود، روش کیفی میگویند (Behzadi et al., 2018). این روشها برای درک بهتر ریسک بسیار مؤثرند و در مواقعی کمک میکنند که درک محقق از صنعت و زنجیرۀ تأمینی خاص دچار مشکل شود (Polyviou et al., 2022). ازجمله روشهای کیفی مهم، به روشهای مطالعۀ موردی، مصاحبه و نظرسنجیها اشاره میشود.
یکی از اصلیترین روشهای حل مسائل در دنیای امروزی، روشهای کمیاند. با توجه به فراوانی متغیرها و افزایش بعدهای مسائل و ارتباطات گستردۀ مشکلات، روشهای قبلی دارای کارایی کمتری نسبتبه روشهای کمیاند. روشهای کمی برای توجیه راهبردهای پایدارتر، دوام و پایدارترکردن ارتباطات زنجیرۀ تأمین بسیار از سوی پژوهشگران توصیه شدهاند (Berger et al., 2023). مدلهای کمی دارای روشهای حل متعددیاند. در شرح زیر، نمونۀ مدلهای کمی و روشهای حل آنها بههمراه تحقیقات انجامشده در آن حوزه بیان شده است:
رویکرد بهینهسازی چند هدفه با در نظر گرفتن اهداف متعدد در هر مرحله از یک زنجیرۀ تأمین، مدلی را برای مرتفعکردن مشکلات ارائه میدهد. در این رویکرد، راهبرد، درخواستها و محدودیتهای اعضای زنجیرۀ تأمین در هر سطح در نظر گرفته میشود. این رویکرد زمانی به کار میرود که تصمیمات بهینه باید در صورت وجود ارتباط بین دو یا چند هدف متضاد اتخاذ شود (Trisna et al., 2016). این رویکرد شامل بیش از یک تابع هدف برای بهینهسازی همزمان است.
هدف اصلی در این پژوهش، شناسایی و تحلیل ریسکهای زنجیرۀ تأمین و ارائۀ راهبردهای مناسب برای کاهش این ریسکهاست؛ از این رو، بهدلیل ماهیت پیچیده و چندبعدی ریسکها و نیاز به ارائۀ راهحلهای دقیق و اتکاپذیر، استفاده از روشهای کمی، مناسبترین رویکرد انتخاب شده است. این روشها بهدلیل توانایی آنها در پردازش حجم بالای دادهها، تحلیل دقیق و ارائه نتایج عددی مطمئن، ابزارهای مؤثری را برای تحلیل و مدیریت ریسکها فراهم میکنند(Trisna et al., 2016) .
در میان روشهای مختلف حل ریسک، روشهای کمی مانند بهترین-بدترین و تحلیل استواری، چارچوب اصلی پژوهش به کار گرفته شدهاند. این روشها با توجه به قابلیتهای تحلیلی بالا، امکان رتبهبندی و ارزیابی ریسکها را بهصورت دقیق فراهم و به محققان کمک میکنند تا با در نظر گرفتن متغیرهای متعدد، تصمیمات بهینهای اتخاذ کنند. بهعلاوه، روشهای کمی بهدلیل برخورداری از مبانی ریاضی و آماری، قدرت پیشبینی و تحلیل عمیقتری را نسبتبه روشهای کیفی یا تجربی ارائه میدهند. تحلیل استواری یکی از بهترین ابزارها در شرایطی است که تعداد عوامل تأثیرگذار بر محیط زیاد است و عدم قطعیت و ریسک وجود دارد. تحلیل استواری روشی است که در حوزۀ تحقیق در عملیات نرم جای گرفته و مبتنی بر پارادایم تفسیری است (Rosenhead, 2002). این رویکرد را برای اولین بار لوینز[xxxix] در سال 1968، در حوزۀ تحلیل تصمیمات تحت شرایط ریسک ارائه داد و هدف این روش، یافتن نتایج پایدار و مستقل از جزئیات مدلهای خاص بود. در ادامه، این مسیر نیز پژوهشهای روزنهاد[xl] (2002) نقش مهمی در توسعۀ روش تحلیل استواری ایفا کرد (Vanĩcek et al., 2023). این روش از ابزارهایی همچون تصمیمهای متوالی، سناریوها و ماتریس استواری استفاده میکنند. در زمانی که ریسک بنیادی دربارۀ آینده وجود دارد و یا تصمیمها باید بهصورت مرحلهبندی اجرا شوند، در حالی که عدم قطعیت وجود دارد، تحلیل استواری ازجمله روشهای پرکاربرد به حساب میآید (Joorbonyan et al., 2024). در زمان عدم قطعیت و با توجه به شاخصها و عوامل گوناگونی که بر مسئله و تصمیمگیری تأثیرگذارند، نیاز است تصمیماتی که اخذ میشود، در مقابل طیف وسیع از آیندههای ممکن، انعطافپذیری لازم و ماندگاری بالایی داشته باشند (Mehregan et al., 2022). در فضای عدم قطعیت، تحلیل استواری روشی است که پیامدهای تصمیمها را در امتداد زمان برای پژوهشگر واضحتر بیان میکند. با استفاده از تحلیل استواری، میزان استواری و ناتوانی یک تصمیم در آیندهای توأم با ریسک، محاسبه میشود و درنهایت تصمیمی اخذ میشود که نهتنها نتایج پذیرفتنی و رضایتبخشی ارائه میکند، دارای نتایج نامطلوب کمتری هم هست. در کنار این روشها، پستل ابزاری است که به سازمانها کمک میکند تا نمایی کاملتر و تحلیلی جامعتر از محیط خارجی خود داشته باشند. استراتژیهای مناسبی را برای مقابله با تغییرات ایجاد کنند. در این پژوهش، از این ابزار بهمنظور ایجاد سناریوهای ممکن استفاده شده است (Kansongue et al., 2023).
بنابراین، استفاده از روشهای کمی در این پژوهش، رویکرد اصلی انتخاب شده است؛ زیرا این روشها توانایی مدلسازی و تحلیل دقیق ریسکهای زنجیرۀ تأمین را دارند و امکان ارائۀ راهحلهای بهینه و اجرایی را برای صنعت فولاد فراهم میکنند.
هدف اصلی این پژوهش شناسایی، تحلیل و رتبهبندی ریسکهای زنجیرۀ تأمین در صنعت فولاد است. در این راستا، پژوهش بهدنبال ارائۀ راهبردهایی بهینه و کاربردی برای کاهش آثار ریسکها با استفاده از روشهای کمی مانند روش بهترین-بدترین[xli] و تحلیل استواری است. همچنین پژوهش بر آن است تا با استفاده از چارچوب PESTEL، عوامل محیطی مؤثر بر ریسکها را شناسایی و درنهایت به بهبود مدیریت ریسک در زنجیرۀ تأمین صنعت فولاد کمک کند. پس از شناخت مسئله و بهجهت انتخاب راهبرد مناسب برای صنعت مربوطه، از تحلیل استواری استفاده شده است. تحلیل استواری ساختار پذیرفتنی در مسائلی ایجاد میکند که ریسک و عدم اطمینان وجود دارد و تصمیمها اصولاً بهصورت متوالی اتخاذ میشوند (Fathi et al., 2024). در دل این روش با استفاده از روش پستل، مهمترین شاخصهای مربوط به صنعت مربوطه شناسایی و تهدیدها و فرصتها مشخص شده است تا براساس این شاخصها سناریوهای ممکن طراحی شود. درنهایت با استفاده از روش بهترین – بدترین، سناریوها براساس احتمال رخداد آنها رتبهبندی خواهد شد.
جامعۀ آماری این پژوهش شامل مدیران، کارشناسان و متخصصان صنعت فولاد است که بهطور مستقیم با زنجیرۀ تأمین و مدیریت ریسک در این صنعت سر و کار دارند. این افراد با داشتن تجربه و دانش کافی در زمینۀ مدیریت زنجیرۀ تأمین، اطلاعات مطمئنی را برای شناسایی و ارزیابی ریسکها ارائه میدهند. از میان جامعۀ آماری، نمونهای بهصورت هدفمند انتخاب شده است که در قالب جدول (3) نشان داده شده است. در این پژوهش، از نمونهگیری غیر تصادفی و هدفمند استفاده شده است تا اطمینان حاصل شود که افراد انتخابشده دارای تخصص و تجربۀ لازم در حوزۀ زنجیرۀ تأمین و مدیریت ریسکاند. حجم نمونه با توجه به دسترسی به خبرگان و با رعایت اصول علمی و تعداد کافی برای تحلیلهای انجامشده در روشهای کمی، تعیین شده است.
|
ردیف |
تخصص |
سمت |
سطح تحصیلات |
میزان سابقه |
|
1 |
مدیریت تولید |
مدیر کارخانۀ گندلهسازی اردکان |
دکتری |
15 |
|
2 |
مهندسی صنایع |
مدیر کارخانۀ آهن اسفنجی اردکان |
دکتری |
17 |
|
3 |
بازاریابی |
مدیر واحد فروش |
کارشناسی ارشد |
12 |
|
4 |
بازاریابی |
مدیر واحد خرید |
کارشناسی ارشد |
14 |
|
5 |
مهندسی صنایع |
مدیر واحد لجستیک |
دکتری |
19 |
|
6 |
مهندسی متالورژی |
مدیر واحد طرح و برنامه |
دکتری |
27 |
|
7 |
مدیریت صنعتی |
مدیر واحد برنامهریزی تولید |
کارشناسی ارشد |
18 |
|
8 |
مدیریت استراتژیک |
مدیر واحد راهبردی |
کارشناسی ارشد |
23 |
|
9 |
_ |
واحد صادرات |
_ |
_ |
|
10 |
مهندسی برق-الکترونیک |
مدیر واحد ارتباط با صنعت دانشگاه یزد |
دکتری |
14 |
در زمانیکه ریسک بنیادی دربارۀ آینده وجود دارد و یا تصمیمها باید بهصورت مرحلهبندی اجرا شوند، در حالی که عدم قطعیت وجود دارد، تحلیل استواری ازجمله روشهای پر کاربرد به حساب میآید. با استفاده از تحلیل استواری، توانایی بررسی و تحلیل تصمیمهای استراتژیک ایجاد و همچنین میزان استواری و ناتوانی یک تصمیم در آیندهای توأم با ریسک، محاسبه و درنهایت تصمیمی اخذ میشود که نهتنها نتایج پذیرفتنی و رضایتبخشی ارائه کند، دارای نتایج نامطلوب کمتری نیز باشد (Neumayer & Plümper, 2017). هدف از ارائۀ این رویکرد، ایجاد گزینه برای تصمیمگیری در شرایط توأم با ریسک، تصمیمگیری بهتر و ایجاد برنامهای منعطف برای دستیابی به اهداف است. در این پژوهش سعی شده است تا محتملترین سناریوهای ممکن، که استواری بالاتر و شانس موفقیت بیشتری نسبتبه دیگران دارند، تعیین و استخراج و براساس آنها راهکارهایی برای تصمیمگیری مؤثر ارائه شود. مراحل روش تحلیل استواری نیز، در شکل (2) ارائه شده است.
در این روش معمولاً تعداد مشخصی از تعهدات پیوسته و بازۀ زمانی محدود نسبتبه افق برنامهریزی انتخاب میشود. همچنین بهجهت بررسی عملکرد، محدودهای برای جداسازی عملکرد پذیرفتنی از عملکرد نامناسب، ایجاد میشود. بر این اساس، استواری هر تصمیم در آیندههای چندگانه طبق رابطۀ (1) به دست میآید (Namen et al., 2010):
|
(1) |
|
یا به عبارتی:
|
|
|
همچنین ناتوانی یک تصمیم در آیندههای چندگانه نیز طبق رابطۀ (2) محاسبه میشود (Namen et al., 2010):
|
(2) |
|
یا به عبارتی:
|
|
|
این رویکرد شامل شش گام زیر است:
یکی از راههای تشخیص شاخصهای حوزۀ مورد مطالعه، استفاده از مدل PESTEL است. این مدل تغییرات، اتفاقاتی را در نظر میگیرد که خارج از کنترل شرکت است. همچنین رویدادهایی را شناسایی میکند که باعث ایجاد شانسهای بزرگ برای سازمان میشود و شرایط افول سازمانی را نیز بررسی میکند (Matović, 2020). در ادامه در جدول (4)، فرم کلی مؤلفههای سناریو نشان داده شده است. شایان ذکر است که روش PESTEL با توجه به رویکرد جامع خود در شناسایی و بررسی عوامل و همچنین براساس مطالعات پیشینی که از این ابزار استفاده کردهاند، ادعا میشود این روش از روایی بالایی برخوردار است و قادر است عواملی را بررسی کند که بر ریسک زنجیرۀ تأمین مؤثرند. همچنین تأیید خبرگان صنعت مطالعهشده بر منطقیبودن جوابهای یافتهشده به دست آمده است و گواهی بر اعتبار آن است .
|
عامل |
شاخص |
حالت |
|
سیاسی |
Pi |
i=1, 2, 3, …, p |
|
اقتصادی |
Eci |
i=1, 2, 3, …, c |
|
اجتماعی |
Soi |
i=1, 2, 3, …, o |
|
فناورانه |
Ti |
i=1, 2, 3, …, t |
|
محیطی |
Eni |
i=1, 2, 3, …, n |
|
قانونی |
Li |
i=1, 2, 3, …, l |
روش بهترین- بدترین، روش تصمیمگیری چند معیاره است که رضایی[xlii] آن را در سال 2015 ارائه کرده است. در این روش، بهترین و بدترین شاخص را تصمیمگیرنده مشخص میکند و بین هریک از این دو معیار (بهترین و بدترین) و دیگر شاخصها، مقایسۀ زوجی انجام میشود؛ سپس یک مسئلۀ مینی ماکس[xliii] برای مشخصکردن وزن شاخصهای مختلف فرموله و حل میشود.
|
(3) |
|
درنهایت پس از مدلسازی و قراردادن دادهها در مدل، مدل ایجادشده با نرمافزار لینگو[xliv] حل میشود. پس از حل مدل، معیارها براساس وزن به دست آمده رتبهبندی میشوند. در این رابطه، همان نرخ سازگاری است. این نرخ سازگاری در بازۀ ]1 0[ قرار میگیرد و هرچه به صفر نزدیکتر باشد، مقایسات از سازگاری و ثبات بیشتری برخوردارند و هرچه به یک نزدیکتر باشد، مقایسات سازگاری و ثبات کمتری دارند.
فولاد از کالاهای راهبردی و اساسی جوامع مختلف است؛ بهطوری که پس از نفت خام، فولاد در جایگاه دوم ازنظر مصرف در کشورهای مختلف جهان است (Liu et al., 2021). کشور ایران بهدلیل وجود معادن ارزشمند سنگ آهن در خاک سرزمین خود، دارای پتانسیل بالا برای استفاده از صنایع فولادی است. صنایع فولادی بهدلیل ارتباط با مباحثی همچون سطح دانش، میزان اشتغالزایی، میزان توسعۀ فرهنگ، سطح فناوری کشور و غیره، یکی از شاخصههای توسعهیافتگی هر کشور محسوب میشوند. کارخانۀ فولاد اردکان یزد، اولین و بزرگترین پروژۀ خصوصی کشور در زمینۀ تولید آهن اسفنجی است که محصولات آن بهمنظور نیاز اولیۀ کارخانههای فولادسازی استفاده میشود؛ از این رو در بازار رقابتی حاضر نیاز است که شرکت با توجه به شرایط، استراتژی مناسب را اتخاذ کند.
در گام ابتدایی، مهمترین شاخصهای مربوط به صنعت فولاد شناسایی و تهدیدها و فرصتها مشخص شدند تا براساس این شاخصها سناریوهای طراحی شود. براساس تحقیقات پیشین، مهمترین عوامل خارجی مؤثر شامل عواملی سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فناورانه، قانونی و زیستمحیطیاند (Sorourkhah et al., 2017). این تکنیک، چهارچوبی است که عوامل ذکرشدۀ مؤثر را شناسایی و تحلیل و بررسی میکند (Jafari et al., 2020). جدول (5) شاخصهای تأثیرگذار بر مسئله و حالتهای مختلف آن را شرح میدهد.
|
عامل |
شاخص |
توضیح شاخص |
حالت |
|
سیاسی |
مذاکرات برجامی |
تأثیر توافقهای سیاسی بر دسترسی به بازارهای بینالمللی و تحریمها |
ایجاد توافق توافقنکردن |
|
اقتصادی |
نرخ ارز |
تأثیر نوسانات نرخ ارز بر هزینههای واردات مواد اولیه و صادرات محصولات |
افزایش یابد کاهش یابد ثابت بماند |
|
اجتماعی |
دید مردم نسبتبه فولاد ایرانی |
تأثیر نگرش جامعه بر تقاضای محصولات فولادی و برند شرکت |
دید مثبت دید منفی |
|
فناورانه |
فناوری جدید |
تأثیر دسترسی به فناوریهای نوین بر بهرهوری و رقابتپذیری شرکت |
قابل دسترس برای شرکت در دسترس نبودن برای شرکت |
|
قانونی |
مالیات تولید |
تأثیر تغییرات قوانین مالیاتی بر هزینهها و سودآوری شرکت |
افزایش یابد کاهش یابد ثابت بماند |
|
زیستمحیطی |
آلودگی کارخانه |
تأثیر فعالیتهای شرکت بر محیطزیست و قوانین مرتبط با آلودگی |
افزایش یابد کاهش یابد ثابت بماند |
همانطور که در جدول (5) مشاهده میشود، حالتهای مختلف شاخصها بیان شده است که سناریوهای متفاوتی بهدنبال دارد؛ برای مثال، در سناریوی اول ایجاد توافق، افزایش نرخ ارز، دید مثبت مردم به فولاد ایرانی، دسترسی به فناوری جدید، افزایش مالیات و افزایش آلودگی کارخانه رخ میدهد؛ بنابراین طبق جدول (5)، 216 سناریو بررسی و پیادهسازی میشود. در همین بین، باید در نظر داشت که از دیدگاه عملی، عوامل هفتگانه تأثیر یکسانی در راهبردها ندارند و همچنین میزان تأثیرپذیری و تأثیرگذاری آنها متفاوت است؛ از همین رو، در ادامه با توجه به تعداد بالای سناریوها، با نظر خبرگان 36 سناریو بهعنوان محتملترین سناریوها در نظر گرفته شد؛ سپس در گام بعدی، این 36 سناریو محتمل با استفاده از روش بهترین-بدترین رتبهبندی شدند که براساس این روش، سناریوهایی که در رتبههای ابتدایی قرار میگیرند، احتمال رخداد بیشتری دارند. پس از رتبهبندی با استفاده از روش بهترین-بدترین، وزن سناریوها و رتبۀ آنها در جدول (6) مشاهده میشود.
|
کد |
رتبه |
وزن |
کد |
رتبه |
وزن |
|
S6 |
1 |
0458/0 |
S20 |
19 |
0267/0 |
|
S18 |
2 |
0456/0 |
S32 |
20 |
0266/0 |
|
S8 |
3 |
0438/0 |
S16 |
21 |
0250/0 |
|
S14 |
4 |
0430/0 |
S22 |
22 |
0249/0 |
|
S21 |
5 |
0387/0 |
S23 |
23 |
0245/0 |
|
S5 |
6 |
0381/0 |
S24 |
24 |
0229/0 |
|
S12 |
7 |
0363/0 |
S2 |
25 |
0229/0 |
|
S17 |
8 |
0331/0 |
S3 |
26 |
0227/0 |
|
S28 |
9 |
0328/0 |
S25 |
27 |
0220/0 |
|
S11 |
10 |
0321/0 |
S33 |
28 |
0211/0 |
|
S9 |
11 |
0319/0 |
S4 |
29 |
0209/0 |
|
S13 |
12 |
0315/0 |
S26 |
30 |
0190/0 |
|
S7 |
13 |
0309/0 |
S34 |
31 |
0187/0 |
|
S10 |
14 |
0306/0 |
S30 |
32 |
0187/0 |
|
S1 |
15 |
0294/0 |
S27 |
33 |
0148/0 |
|
S19 |
16 |
0303/0 |
S35 |
34 |
0139/0 |
|
S31 |
17 |
0289/0 |
S29 |
35 |
0128/0 |
|
S15 |
18 |
0271/0 |
S36 |
36 |
0118/0 |
در جدول (6)، نرخ سازگاری یا همان مقدار برابر با 0134/0 به دست آمده است که نشاندهندۀ سازگاری و ثبات مقایسههاست. در جدول (6) مشاهده میشود که S6، S18 و S8 به ترتیب در رتبههای اول، دوم و سوم قرار دارند. به عبارت بهتر، با توجه به شرایط بازار و شرکت این سناریوها بهعنوان بهترین سناریوهای اجرایی شناخته شدهاند. همچنین با توجه به رتبۀ سناریوهای S35، S29 و S36 که آخرین سناریوهای پیشنهادیاند، در شرایط حال حاضر بازار و شرکت برای پیادهسازی پیشنهاد نمیشوند. با توجه به وزن سناریوها در جدول (6)، 14 سناریوی ابتدایی بهعنوان محتملترین سناریوهای رخدادپذیر انتخاب شدند.
پس از بررسی این 14 سناریو، با استفاده از روش تحلیل استواری، این سناریوها ازنظر راهبردهای حلشدنی در 4 دستۀ کلی دستهبندی شدند. هر راهبرد اصلی متشکل از چندین سناریو است که بهوسیله آن مرتفع میشود. راهبردهای اصلی[xlv] شامل مواردی همچون راهبرد یکپارچگی (MS1)، راهبرد تمرکز (MS2)، راهبرد تنوع (MS3) و راهبرد تدافعی (MS4) میشوند که سناریوهایی زیر را در خود جای میدهند:
|
|
|
درنهایت نمرات استواری و ناتوانی راهبردهای اصلی محاسبهشدۀ این روش به شرح جدول (7) است:
|
راهبرد |
MS1 |
MS2 |
MS3 |
MS4 |
|
استواری |
|
|
|
|
|
ناتوانی |
|
|
|
|
زنجیرۀ تأمین یکی از اجزای اصلی و حیاتی هر شرکت است که تولید، طراحی و عملکرد کارآمد آن شرکت را تضمین و یا دربارۀ آن بحث و بررسی میکند. زنجیرۀ تأمین، زنجیرهای سلسلهوار از شرکتهاست که برای برآوردن تقاضای مشتریان سازماندهی میشود و از تأمینکننده، تولیدکننده، توزیعکننده و مشتریان شکل گرفته است. دو دهۀ اخیر، رویدادهای گوناگونی زنجیرههای تأمین جهانی را بهطور درخور توجهی تحت تأثیر خود قرار داده و باعث شده است تا مدیریت ریسک زنجیرۀ تأمین یکی از اساسیترین دغدغهها و مباحث با اهمیت در سازمانها به حساب بیاید. بهمنظور کاهش آسیبپذیری زنجیرۀ تأمین و کاهش تأثیر اختلالات و همچنین دستیابی به استحکام و انعطافپذیری بیشتر، توجه به ریسک و عدم قطعیتها بسیار اساسی و مهم است. سازمانها بهطور پیوسته با ریسکهای جدید مواجه میشوند که به همین دلیل نیاز به مدیریت ریسک زنجیرۀ تأمین در هر سازمان بیش از پیش حس میشود. مدیریت ریسک زنجیرۀ تأمین یک رویکرد نظاممند و دارای چهارچوب را برای کاهش ریسک ارائه میدهد و خطرات ریسکها را تا حد پذیرفتنی کم میکند و یا از بین میبرد.
با استفاده از مدل PESTEL شاخصهای اصلی ریسک شناسایی شد. این مدل تمامی ریسکهای موجود در این حوزه را تعیین کرد. درنهایت، 36 سناریوی احتمالی شناسایی و با روش بهترین-بدترین، 14 سناریو بهعنوان محتملترین آنها مشخص شد. در روش تحلیل استواری، عوامل مختلف و تأثیرگذار بر شرکت و صنعت بررسی شد. سناریوهای مختلف در 4 دستهبندی اصلی براساس راهبرهای حلشدنی دستهبندی شدند. برای هریک از دستههای اصلی، راهبردهای مناسبی برای کاهش ریسک زنجیرۀ تأمین ارائه شد. در مطالعات قبلی، مانوج و منتزر (2008)، کومار و همکاران (2010) و هو و همکاران (2015)، ریسکهای زنجیرۀ تأمین را بررسی و شناسایی کردند. این مطالعات بینشهایی را دربارۀ کاربرد راهبردهای مدیریت ریسک با توجه به شرایط محیطی ارائه میدهند.
در تحقیقات پیشین، انواع مختلفی از ریسکهای زنجیرۀ تأمین شناسایی شدهاند. این ریسکها معمولاً در چند دستهبندی کلی مانند ریسکهای مرتبط با تأمینکنندگان، حمل و نقل، مسائل مالی، فناوری و اطلاعات و ریسکهای زیستمحیطی و قانونی قرار میگیرند. مشکلات مربوط به تأمینکنندگان، نظیر تأخیر در تحویل، کیفیت پایین کالاها یا حتی ورشکستگی تأمینکنندگان از مهمترین ریسکها محسوب میشوند. همچنین تأخیرهای ناشی از حمل و نقل، مسائل مربوط به حمل و نقل بینالمللی و مخاطرات ناشی از حوادث طبیعی یا سیاسی نیز، در این دستهبندی قرار میگیرند. علاوه بر این، نوسانات قیمت مواد اولیه و تغییرات نرخ ارز ریسکهای مالی زنجیرۀ تأمین را شکل میدهند و بر هزینههای سازمانها تأثیرگذارند.
استراتژیهای مدیریت ریسک زنجیرۀ تأمین که در تحقیقات پیشین بررسی شدهاند، بیشتر بر چند راهکار کلیدی متمرکز بودهاند. یکی از این استراتژیها، تنوعبخشی به تأمینکنندگان است که باعث کاهش وابستگی به یک منبع خاص و درنتیجه کاهش ریسک میشود. سازمانها همچنین برای افزایش انعطافپذیری خود در برابر ریسکها، به استفاده از چندین تأمینکننده روی میآورند. مدیریت قراردادهای تأمینکنندگان و استفاده از قراردادهای هوشمند نیز، یکی از ابزارهای مهم برای محافظت در برابر شرایط پیشبینیناپذیر محسوب میشود.
در مقایسه با تحقیقات پیشین، ریسکهای شناساییشده ازجمله ریسکهای تأمینکنندگان، اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی مشابهاند. همچنین استراتژیهای مدیریتی مانند تنوعبخشی به تأمینکنندگان برای بهبود ریسک تأمینکنندگان زنجیرۀ تأمین در هر دو مجموعۀ تحقیقات به چشم میخورد. این نشان میدهد که اصول کلی مدیریت ریسک زنجیرۀ تأمین، همچنان اهمیت خود را حفظ میکند و راهکارهای مؤثری در این زمینه شناخته میشوند.
اما تفاوتهایی نیز با تحقیقات پیشین وجود دارد. استراتژیهای نوین مدیریتی، مانند استفاده از هوش مصنوعی برای پیشبینی دقیقتر ریسکها و بهرهگیری از فناوری بلاکچین، بهعنوان فناوریهای نوآورانه در مدیریت بهتر ریسکهای زنجیرۀ تأمین در پژوهشها، با اهداف ارائۀ رویکردهای نوین ارائه شده است.
ریسک زنجیرۀ تأمین حیات شرکتها و صنایع را در ابعاد مختلفی تحت تأثیر خود قرار میدهد. با توجه به ماهیت ناتوانی شناخت دقیق ریسک، در بسیاری از موارد مرتفعکردن ریسکها بسیار حساس و سخت است. در این پژوهش هم تلاش بر این شد که صنایع مربوطه با استفاده از روش بهترین - بدترین و روش تحلیل استواری، که با چنین مسائلی همواره رو به رو هستند، را مرتفع کنند. هر چند مدل حل پژوهش بهصورت کلی طراحی شده است تا در آینده با توجه به تغییرات جوامع و فضای کسب و کار، توانایی تغییر و اصلاح را داشته باشد. در گام ابتدایی با استفاده از مدل PESTEL، شاخصهای اصلی ریسک شناسایی شد. این مدل تمامی ریسکهای موجود در این حوزه را تعیین کرد. در ادامۀ راه، براساس نظر و تجربۀ بالای خبرگان صنعت، از بین تمامی سناریوهای موجود، 36 سناریوی احتمالی شناسایی و با روش بهترین-بدترین، 14 سناریو بهعنوان محتملترین آنها مشخص شد. در روش تحلیل، عوامل مختلف و تأثیرگذار بر شرکت و صنعت بررسی شد که صنعت آنها را کنترل نمیکند. یکی از مزیتهای این روش، خروجی آن است که در نتایج، تصمیمات تحت شرایط ریسک را در سناریوهای مختلف بههمراه درصد موفقیت هر سناریو بیان میکند. درنهایت سناریوهای مختلف در 4 دستهبندی اصلی براساس راهبرهای حلشدنی دستهبندی شدند. در صورتی که سناریوهای رخ دهد، شرکت با استفاده از استراتژیهای یکپارچگی عمودی به بالا، استراتژیهای یکپارچگی عمودی به پایین و استراتژیهای افقی خود را بهجهت رسیدن به مقادیر بهینه یاری میدهد. در همین راستا، فعالیتهایی همچون فروش مستقیم محصولات به مشتریان و حذف واسطهها، خرید مواد اولیۀ مستقیم از تأمینکنندگان و حذف واسطههای این قسمت از زنجیرۀ تأمین و خرید شرکت رقبا را برای تسهیل چنین شرایطی انجام میدهد. در این قسمت پیشنهاد میشود شرکت بهمنظور ایجاد قراردادهای بلندمدت با تأمینکنندگان کلیدی و همچنین ایجاد برنامههای اضطراری برای تأمین منابع اقدام کند. در صورتی که سناریوهای رخ دهد، شرکت با استفاده از راهبردهای رسوخ در بازار، راهبردهای توسعۀ بازار و راهبردهای توسعۀ محصول خود را بهجهت رسیدن به مقادیر بهینه یاری میدهد. در همین راستا، فعالیتهایی همچون افزایش سهم بازار در بازارهای مورد فعالیت خود، ایجاد بازارهای جدید در مناطق جغرافیایی جدید و افزایش فروش با بهینهسازی محصولات و خدمات را برای تسهیل چنین شرایطی انجام میدهد. با توجه به نتایج در این بخش پیشنهاد میشود شرکت با بهرهگیری از تکنیکهای بازاریابی دیجیتال و استفاده از دادههای بزرگ در راستای شناسایی روندهای جدید بازار اقدام کند. در صورتی که سناریوهای رخ دهد، شرکت با استفاده از راهبردهای تنوع همگون، راهبردهای تنوع ناهمگون و راهبردهای تنوع افقی خود را بهجهت رسیدن به مقادیر بهینه یاری میدهد. در همین راستا، فعالیتهایی همچون ایجاد ارائۀ محصول یا خدمات جدید مرتبط با خود، ارائۀ محصول یا خدمات جدید غیر مرتبط با خود بهجهت جذب مشتری جدید و ارائۀ محصول یا خدمات جدید غیر مرتبط با خود و ارائه به مشتریان کنونی را برای تسهیل چنین شرایطی انجام میدهد. با توجه به نتایج این سناریو، بررسی رفتار مصرفکنندگان شامل بررسی میزان عرضه و تقاضا در نقاط جدید بازار، شناخت فرهنگها و نحوۀ تعامل در بازارهای گوناگون و همچنین توسعۀ بازار دیجیتال در این بخش شرکت را یاری میکند تا بهطور مؤثرتری در بازارهای جدید ورود و استراتژی بازاریابی و توسعۀ محصولات خود را طراحی کند. در صورتی که سناریوهای رخ دهد، شرکت با استفاده از راهبردهای مشارکت، راهبردهای کاهش، راهبردهای واگذاری، راهبردهای انحلال و راهبردهای ترکیب خود را بهجهت رسیدن به مقادیر بهینه یاری میدهد. در همین راستا، فعالیتهایی همچون ایجاد یک شرکت تضامنی موقت، تجدید در ساختارهای هزینهها، فروش یک بخش یا جزئی از شرکت، فروش تمام داراییهای شرکت و یا ترکیبی از موارد بیانشده را برای تسهیل چنین شرایطی انجام میدهد.
در همین راستا، پیشنهاد میشود که در تحقیقات آتی تأثیر مدیریت ریسک زنجیرۀ تأمین صنایع فولادی بر انعطافپذیری زنجیرۀ تأمین، با توجه به جهت گیریهای هوش مصنوعی و بخش مداخلهگر اینترنت اشیا، شبیهسازی ریسک زنجیرۀ تأمین در صنایع فولادی با رویکرد تابآوری در شرایط تصادفی، ارزیابی موانع و راهبردهای مدیریت ریسک زنجیرۀ تأمین با رویکرد پایداری در شرایط تصادفی در صنایع فولادی و تحلیل جهتگیری ریسک زنجیرۀ تأمین و قابلیتهای مدیریت ریسک زنجیرۀ تأمین بههمراه مکانیسمهایی برای عملکرد کارای زنجیرۀ تأمین شرکتهای فولادی بررسی شود.
در راستای مدیریت بهتر ریسکهای زنجیرۀ تأمین پیشنهاد میشود که اقدامات ذیل برای بهبود کارایی زنجیرۀ تأمین و کاهش ریسکها انجام شود:
الف) تنوعبخشی به تأمینکنندگان
یکی از اصلیترین استراتژیها برای کاهش وابستگی و ریسک، استفاده از چندین تأمینکننده برای هر محصول است. این استراتژی، این امکان را به سازمانها میدهد تا در صورت بروز مشکل، با یکی از تأمینکنندگان (مانند تأخیر یا مشکلات کیفی)، از دیگر تأمینکنندگان بهرهمند شوند. توصیه میشود که مدیران نهتنها به منابع داخلی، به تأمینکنندگان بینالمللی نیز توجه کنند تا شبکۀ تأمین گستردهتری داشته باشند.
ب) استفاده از فناوریهای دیجیتال و دادهمحور
مدیران زنجیرۀ تأمین باید از فناوریهای نوین مانند اینترنت اشیا، هوش مصنوعی و سیستمهای ERP استفاده کنند تا امکان مانیتورینگ و تحلیل دادههای زنجیرۀ تأمین فراهم شود. این فناوریها ، این امکان را به مدیران میدهند که مشکلات بالقوه را پیش از وقوع شناسایی کنند و اقدامات پیشگیرانه را انجام دهند.
ج) ایجاد انعطافپذیری و انعطافپذیری عملیاتی
انعطافپذیری در زنجیرۀ تأمین به معنای داشتن ظرفیت اضافی و گزینههای جایگزین در مواقع بحرانی است. این انعطافپذیری ازطریق نگهداری موجودی مازاد از کالاهای حیاتی یا توسعۀ ارتباط با تأمینکنندگان جدید ایجاد میشود. همچنین، انعطاف در فرآیندهای تولید و توزیع به کاهش ریسکهای ناشی از تغییرات در تقاضا یا مشکلات در حمل و نقل کمک میکند.
د) توسعۀ شفافیت زنجیرۀ تأمین
افزایش شفافیت در زنجیرۀ تأمین ازطریق فناوریهایی مانند بلاکچین، ریسکهای مرتبط با عدم قطعیت را در زنجیرۀ تأمین را کاهش میدهد. بلاکچین این امکان را فراهم میکند که هر مرحله از فرآیند تولید و توزیع بهطور شفاف ردیابی شود و از وقوع نقصهای اطلاعاتی جلوگیری شود. این موضوع بهویژه در زنجیرههای تأمین بینالمللی اهمیت بالایی دارد که تعداد واسطههایش زیاد است
و) ارزیابی مداوم ریسکها و بهبود مستمر
مدیران ریسکهای زنجیرۀ تأمین را بهصورت مستمر ارزیابی و راهکارهای بهبود را پیادهسازی میکنند. استفاده از تحلیلهای منظم دادهها به مدیریت کمک میکند تا تغییرات جدید را در محیط کسبوکار یا عوامل خارجی را بهسرعت شناسایی و اقدامات لازم را انجام دهند.
این پژوهش از ترکیب روشهای PESTEL، بهترین-بدترین و تحلیل استواری برای تحلیل ریسکهای زنجیرۀ تأمین استفاده کرده است. این ترکیب روشها به پژوهش اجازه داده است تا ریسکهای محیطی را بهطور جامع شناسایی و سناریوهای محتمل را با دقت بیشتری ارزیابی کند. همچنین این پژوهش بهطور خاص بر صنعت فولاد متمرکز شده است که یکی از صنایع استراتژیک و پیچیده در ایران محسوب میشود. این تمرکز به پژوهش اجازه داده است تا بینشهای عملی و راهکارهای کاربردی را برای مدیریت ریسکهای زنجیرۀ تأمین در این صنعت ارائه دهد.
پژوهش حاضر با وجود دستاوردهای ارزشمند، دارای برخی محدودیتهاست که باید در تفسیر نتایج و تحقیقات آینده به آن توجه شود: اول اینکه بخشی از دادهها و تحلیلها براساس نظرات خبرگان جمعآوری شده است. اگرچه این نظرات ارزشمندند، ممکن است تحت تأثیر سوگیریهای شخصی یا تجربیات محدود خبرگان قرار گرفته باشند؛ دوم، نتایج این پژوهش ممکن است بهدلیل ویژگیهای خاص صنعت فولاد و شرایط محیطی ایران، بهطور کامل به دیگر صنایع یا کشورها تعمیمدادنی نباشد. درنهایت، برای مدیریتپذیربودن تحلیلها، برخی از پیچیدگیهای واقعی زنجیرۀ تأمین سادهسازی شدهاند. این سادهسازی ممکن است برخی از جنبههای واقعی ریسکها را نادیده گرفته باشد.
[i] Supply Chain
[ii] Supply Chain Management
[iii] Supply Chain Risk Management
[iv] Rajaram & Tang
[v] Norrman & Jansson
[vi] Tang
[vii] Roghanian et al.
[viii] Azaron et al.
[ix] Peidro et al.
[x] Mirzapour et al.
[xi] Chen & Fan
[xii] Yan et al.
[xiii] Farahani et al.
[xiv] Rajagopal et al.
[xv] Govindan & Cheng,
[xvi] Darom et al.
[xvii] Hong et al.
[xviii] Swierczek & Szozda
[xix] Khalilabadi et al.
[xx] Bier et al.
[xxi] Dehghani et al.
[xxii] Hendricks & Singhal
[xxiii] Christopher et al.
[xxiv] Manuj & Mentzer
[xxv] Tang & Tomlin
[xxvi] Wagner & Bode
[xxvii] Rao & Goldsby
[xxviii] Kumar et al.
[xxix] Tummala & Schoenherr
[xxx] Pettit et al.
[xxxi] Samvedi et al.
[xxxii] Ho et al.
[xxxiii] Gurtu & Johny
[xxxiv] Rahman et al.
[xxxv]. Modeling with Contract Negotiation
[xxxvi]. Modeling with Hierarchical Coordination
[xxxvii]. Modeling with Game Theory
[xxxviii]. Multi-objective optimization
[xxxix] Levins
[xl] Rosenhead
[xli] Best Worst Method
[xlii] Rezaei
[xliii] Minimax
[xliv] Lingo
[xlv]. The Main Strategies