ارزیابی عملکرد تأمین‎‍ کنندگان در مواجهه با داده ‎‍های ناقص رویکرد ترکیبی DEA فازی و OPA

نوع مقاله : مقاله پژوهشی- فارسی

نویسندگان

1 کارشناسی ارشد مدیریت صنعتی، دانشکدۀ حکمرانی، دانشگاه شاهد، تهران، ایران

2 دانشیار گروه مدیریت صنعتی، دانشکدۀ حکمرانی، دانشگاه شاهد، تهران، ایران

چکیده

در بازار رقابتی، عملکرد تأمین‎‍ کنندگان یکی از عوامل کلیدی موفقیت کسب‌وکار است؛ بنابراین ارزیابی، رتبه‎‍ بندی و انتخاب تأمین ‎‍کنندگان برای سازمان‎‍ها نه‎ ‍تنها عامل مهمی در کسب سود محسوب می‎‍شود، عامل‎‍ مؤثری در کیفیت تولید محصول، ارائۀ خدمات و فعالیت‎‍های تجاری است. این انتخاب نیازمند به‎‍ کارگیری روش‎‍های مناسب ارزیابی عملکرد است که یکی از روش‎‍های مناسب، تحلیل پوششی داده‎‍ هاست. با توجه به اینکه تحلیل پوششی داده‎‍ها قضاوت انسانی را در نظر نمی‎‍گیرد، رویکرد اولویت ترتیبی با رفع این نقص، داده‎‍های دنیای واقعی و قضاوت انسانی را متعادل می‎‍کند. ترکیب این دو روش، رویکرد‎‍ مفیدی برای انتخاب تأمین‎‍ کننده است، مشکلات مربوط به چندین متخصص و ناقص‎‍ بودن اطلاعات را حل می‎‍کند و همچنین تصمیم‎‍گیری با ریسک کمتر را به‍ همراه دارد. در این پژوهش شاخص‏ها پس از استخراج، با استفاده از آزمون دوجمله‎‍ای و روش دلفی فازی در قالب 15 شاخص پالایش شدند. این شاخص‎‍ها شامل 8 شاخص ورودی، 7 شاخص خروجی، 4 شاخص کمی و 11 شاخص کیفی‎‍اند؛ سپس از‎‍طریق پرسش‎‍نامه، داده‎‍های مورد نیاز هر‎‍یک از شاخص‎‍ها دربارۀ 45 تأمین‎‍کننده جمع ‎‍آوری شد. به‎‍ منظور رتبه‎‍بندی تأمین‎‍کنندگان ابتدا از روش تحلیل پوششی داده‎‍ها استفاده شد. طبق نتایج به دست آمده 30 تأمین ‎‍کننده، واحدهای کارا شناسایی شدند. برای حل این مشکل از رویکرد اولویت ترتیبی استفاده شد. مدل ترکیبی، وزن هر‎‍یک از ورودی‎‍ها و خروجی‎‍ها را محاسبه و از مقادیر از دست رفته پشتیبانی کرد و پس از آن کارایی تأمین‎‍ کنندگان به شکل دقیق‎‍تری محاسبه و اقدام به رتبه‎‍ بندی تأمین‎‍کنندگان شد. نتایج نشان داد قدرت تمیز مدل پیشنهادی بسیار بالاتر از مدل سنتی تحلیل پوششی داده‎‍هاست.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

A Hybrid Fuzzy DEA-OPA Framework for Supplier Performance Evaluation under Data Incompleteness

نویسندگان [English]

  • Mona Hemmati 1
  • Saeed Safari 2
  • Reza Abbasi 2
1 Department of Industrial Management, Faculty of Governance, Shahed University, Tehran, Iran
2 Department of Industrial Management, Faculty of Governance, Shahed University, Tehran, Iran
چکیده [English]

Purpose: In competitive markets, supplier performance is a crucial factor in determining business success. High-performing suppliers generate value for buyers and boost a company’s competitiveness. Therefore, evaluating, ranking, and selecting suppliers has a significant impact on profitability, product quality, service delivery, and overall operations. Effective supplier selection can greatly lower procurement costs and enhance organizational competitiveness, making robust evaluation methods like Data Envelopment Analysis (DEA) essential. This paper aims to propose a hybrid approach for supplier performance evaluation.
Design/methodology/approach: A thorough literature review identified essential supplier selection criteria. Based on these criteria, a questionnaire was created and distributed to managers, academics, and industry experts. The collected data underwent statistical analysis using SPSS and the Fuzzy Delphi Method to refine and finalize the criteria. Supplier performance was subsequently analyzed using Fuzzy DEA and the Ordinal Priority Approach (OPA). Fuzzy DEA assesses suppliers under uncertainty, while OPA combines human judgment and balances empirical data with expert insights.
Findings: The hybrid Fuzzy DEA-OPA model effectively integrates expert opinions and quantitative data for supplier evaluation. When expert knowledge is scarce, the model compensates for data gaps by utilizing available information. Emphasizing expert input also fosters innovative insights. Implementing a weighted Min-Max approach in the multi-objective model enables decision-makers to modify the weights assigned to DEA and OPA objectives. This method is versatile, applicable not only to sustainable supplier evaluation but also to various selection challenges by adjusting inputs and outputs.
Research limitations: Due to the limited number of suppliers at the studied company and the necessity to maintain an appropriate ratio between inputs, outputs, and decision-making units (DMUs), the number of evaluation indicators was limited. Future research should broaden the scope by incorporating more DMUs and a wider range of indicators. Generalizing findings necessitates caution, as the study concentrated on a specific product within Semnan Regional Electric Company.
Practical implications: The model can be adapted to assess other suppliers and components within the organization, although the selection criteria and their weights may need recalibration. The key prioritized criteria included compliance with standards, R&D capability, and technological expertise—indicating that electric utilities should focus on these aspects in procurement. Combining expert judgment with empirical data enhances evaluation accuracy when faced with incomplete information. While equal weights were assigned to OPA and DEA in this study, the model’s flexibility permits adjustments to methodological influence. If the work experience of experts varies significantly, it is advisable to apply the model considering different scenarios of work experience and education. 
Social implications: Transparent supplier evaluation fosters partnerships with entities that adhere to ethical, social, and environmental standards. Models that incorporate environmental indicators promote sustainable practices. Hybrid approaches, such as Fuzzy DEA-OPA, assist policymakers in establishing better criteria and support high-performing businesses in the face of data uncertainty. Ultimately, precise supplier assessment enhances product quality and supply chain resilience, contributing to a safer, more robust society.  
Originality/value: Effective supplier selection necessitates advanced evaluation methods. While DEA effectively manages multiple inputs and outputs, it neglects human judgment. The Ordinal Priority Approach (OPA) addresses this shortcoming by integrating expert perspectives. Merging these methods establishes a robust framework that tackles multiple experts, incomplete data, input/output weighting, missing values, and lower-risk decision-making—providing substantial value for complex supplier selection.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Supplier Evaluation and Ranking
  • Hybrid DEA-OPA Model
  • Data Envelopment Analysis
  • Ordinal Priority Approach

a.               1- مقدمه

در میان موضوعات مدیریت زنجیرۀ تأمین مربوط به فرآیند خرید، انتخاب تأمین‎‍کننده یکی از مهم‎‍ترین فعالیت‎‍های واحد خرید شرکت‎‍هاست و واحد خرید نقش اساسی در اثربخشی و کارایی سازمان دارد؛ زیرا تصمیمات خرید تأثیر مستقیمی بر‎‍ کاهش قیمت‎‍ها، توانایی سودآوری و انعطاف‎‍پذیری شرکت‎‍ها دارد (Mwikali, 2012) ؛ در طول سال‌ها، روش‌های متعددی برای ارزیابی تأمین‌کنندگان پیشنهاد شده است. با این حال، کارشناسان معتقدند که در عمل، هیچ روش بهینۀ واحدی برای ارزیابی تأمین‌کنندگان وجود ندارد؛ در‎‍نتیجه، شرکت‌ها رویکردهای مختلفی را برای این موضوع بر‎‍اساس نیازهای خاص خود به کار می‌گیرند. این تنوع، شناسایی بهترین روش ارزیابی و انتخاب تأمین‌کننده را چالش‌برانگیز می‌کند (Azimian et al., 2017)؛ بنابراین در پاسخ به افزایش رقابت‎‍پذیری، کوتاه‎‍شدن چرخۀ عمر محصول و تغییرات سریع در نیازها و سلایق مشتریان، بیشتر شرکت‎‍ها بر توسعۀ قابلیت‎‍های بلندمدت تأمین‎‍کنندگان خود تمرکز کرده‏اند که نشان‎‍دهندۀ اهمیت ارزیابی و انتخاب تأمین‎‍کنندگان است (Markabi & Sabbagh, 2014). انتخاب درست تأمین‎‍کنندگان نیازمند به‎‍کارگیری روش‎‍های مناسب برای ارزیابی عملکرد آنهاست که یکی از ابزارهای مناسب برای سنجش کارایی، تحلیل پوششی داده‎‍ها و توانایی آن در به‎‍کارگیری ورودی‎‍ها و خروجی‎‍های چندگانه در ارزیابی است؛ اما با توجه به اینکه تحلیل پوششی داده‎‍ها [i]، قضاوت انسان را در نظر نمی‎‍گیرد، روش رویکرد اولویت ترتیبی[ii] برای چگونگی قضاوت انسان مطرح می‎‍شود و داده‎‍های دنیای واقعی و قضاوت انسانی را متعادل می‎‍کند. ترکیب این دو روش، رویکرد‎‍ مفیدی برای انتخاب تأمین‎‍کننده است، مسائل مربوط به چندین متخصص و ناقص‎‍بودن اطلاعات را حل می‎‍کند و همچنین تصمیم‎‍گیری با ریسک کمتر را به‎‍همراه دارد، وزن ورودی‎‍ها و خروجی‎‍ها را محاسبه و مقادیر از دست رفته را پشتیبانی می‎‍کند.

توسلی و همکاران[iii] (2020)، پایداری تأمین‎‍کنندگان را با یک مدل جدید تحلیل پوششی داده‏های تصادفی-فازی ارزیابی کردند. آنها‎‍ یک مدل جدید تحلیل پوششی داده‎‍ها را برای ارزیابی عملکرد تأمین‎‍‌کنندگان دربارۀ پایداری ارائه دادند که ‎‍ تأمین‎‍کنندگان را در زمینۀ پایداری، رتبه‌بندی و عملکرد تأمین‎‍کنندگان را با توجه به داده‌های تصادفی و داده‌های فازی در یک چارچوب یکپارچه ارزیابی کرد. محمودی و همکاران[iv] (2021)، در پژوهشی با عنوان «تصمیم‎‍گیری چند معیاره در مقیاس بزرگ با مقادیر گم‎‍شده»، به‎‍دنبال ارائۀ چارچوبی جامع برای فرآیند تصمیم‎‍گیری با استفاده از داده‎‍های بزرگ، حتی زمانی که ناقص است، بودند. این رویکرد انعطاف‌پذیر، تعاملی، هوشمند و یکپارچه بود و زمان و هزینه‌های محاسباتی را به میزان درخور توجهی برای تصمیم‌‎‍گیرندگان کاهش می‌داد. یعقوب‏پور شیخ زاهدی و همکاران[v] در سال 2024، مدل تحلیل پوششی داده‎‍های معکوس را برای بهبود کارایی از‎‍طریق افزایش خروجی‎‍ها بررسی کردند که هدف این مقاله معرفی یک رویکرد جدید برای تخمین مقادیر ورودی با افزایش تدریجی ارزش هر خروجی واحدهای تصمیم‌گیری در طول فرآیند ارزیابی و در‎‍نتیجه حفظ یا بهبود کارایی هزینه بود. جدیدی و همکاران [vi](2024) با کمک دو روش حل، رویه‎‍ای را برای انتخاب از بین راه‎‍حل‎‍های مختلف برای مسئلۀ انتخاب تأمین‎‍کنندۀ چند معیاره پیشنهاد دادند که برای تصمیم‎‍گیرندگان سودمند است. با توجه به بررسی پیشینۀ گسترده دربارۀ انتخاب و ارزیابی تأمین‎‍کنندگان، مشخص است که از مدل‎‍های متفاوتی برای حل مسئلۀ انتخاب و ارزیابی تأمین‎‍‎‍کنندگان استفاده شده است؛ اما کماکان در پژوهش‎‍های انجام‎‍شده، توجهی به داده‎‍های از دست رفته نشده است. به همین دلیل در این پژوهش، به داده‎‍های از دست رفته و ناقص‎‍ توجه شده و مسئلۀ اصلی تحقیق این است که چگونه با استفاده از ترکیب دو روش‎‍ تحلیل پوششی داده‎‍های فازی و رویکرد اولویت ترتیبی عملکرد تأمین‎‍کنندگان‎‍ در مواجهه با داده‎‍های ناقص ارزیابی شود؟

b.               2- مفاهیم و مبانی نظری

تکامل ارزیابی عملکرد به‎‍طور جدایی‌ناپذیری با توسعۀ نظریه‌های مدیریت و مکاتب مدیریت مرتبط است. هنگام بررسی علت وجودی ارزیابی عملکرد، دو دیدگاه اصلی پدیدار می‌شوند: دیدگاه سنتی که بر ارزیابی به‎‍عنوان ابزاری برای قضاوت و بازخورد تأکید دارد و دیدگاه مدرن که بر رشد، توسعه و بهبود مستمر تأکید بیشتری دارد و ارزیابی را فرآیندی پویا می‌بیند که عملکرد آینده را هدایت می‌کند (Safari & Azar, 2020)‎‍. انتخاب یک تأمین‎‍کنندۀ کارآمد، مزایایی مانند کاهش هزینه‎‍های تولید، بهبود کیفیت محصول، تحویل به‎‍موقع و انعطاف‎‍پذیری را برای برآورده‎‍کردن نیازهای مشتری‎‍ به‎‍همراه دارد. پیچیدگی این انتخاب مشهود است؛ زیرا تصمیم‎‍گیرندگان باید جنبه‎‍های کیفی و کمی زنجیرۀ تأمین را درک کنند. تصمیمات مربوط به ارزیابی، انتخاب و مدیریت عملکرد تأمین‎‍کنندگان وزن درخور توجهی برای کسب و کارها دارد (Magableh, 2024). تحلیل پوششی داده‎‍ها ابزار‎‍ قدرتمندی برای اندازه‎‍گیری کارایی است؛ اما در آن محدودیت‏هایی وجود دارد که باید در نظر گرفته شوند. در برخی شرایط، داده‎‍های موجود برای تجزیه و تحلیل کارایی، بیشتر به‎‍صورت داده‎‍های کیفی و زبانی خواهد بود و مدل تحلیل پوششی داده‎‍ها، قضاوت انسانی را در نظر نمی‎‍گیرد. رویکرد اولویت ترتیبی یک پیشرفت مهم در نظریۀ تصمیم‌گیری چند معیاره است. این روش را عطایی و همکاران[vii] (2020) ارائه کردند. رویکرد اولویت ترتیبی برای به‎‍کارگیری قضاوت انسانی مطرح می‎‍شود و داده‎‍های دنیای واقعی و قضاوت انسانی را متعادل می‎‍کند. رویکرد اولویت ترتیبی از تصمیم‎‍گیری فردی و گروهی و همچنین محاسبۀ وزن معیارها، کارشناسان و گزینه‎‍ها پشتیبانی می‎‍کند. در‎‍واقع، سه بعد اساسی تصمیم‎‍گیری شامل کارشناسان، معیارها و گزینه‏های جایگزین را به‎‍طور هم‎‍زمان در نظر می‎‍گیرد. در رویکرد اولویت ترتیبی، به‎‍جای مقایسۀ زوجی یا ماتریس تصمیم، به رتبه‌بندی ویژگی‌ها و جایگزین‌ها نیاز است (Ataei et al., 2020).

رویکرد اولویت ترتیبی، رتبۀ گزینه‎‍ها و وزن کارشناسان را به‎‍صورت موازی محاسبه می‎‍کند. نقاط قوتی چون مستقل از عادی‎‍سازی، مقایسۀ زوجی، مجموعۀ داده‎‍های کامل، راه‎‍حل‎‍های ایده‎‍آل مثبت/منفی و روش‎‍های میانگین‎‍گیری برای جمع‎‍آوری نظرات کارشناسان، آن را نسبت‎‍به دیگر ابزارهای تصمیم‎‍گیری برتری می‎‍دهد. علاوه بر این، به تصمیم‎‍گیرندگان این امکان را می‎‍دهد‎‍ برای مواردی که دانش یا تجربۀ کافی دربارۀ موضوع ندارند، برخی از موارد را بدون پاسخ رها کنند تا دقت و قابلیت اطمینان داده‎‍های خروجی را بهبود بخشد (Mahmoudi et al., 2022). رویکرد اولویت، ترتیبی انعطاف‎‍پذیری دارد و امکان پردازش اطلاعات کافی و نامشخص را فراهم می‎‍کند. در صورت نا‎‍آگاهی دربارۀ ویژگی‏های خاص تصمیم، این الگوریتم اطلاعات کافی و مطمئن را به دست می‎‍آورد (Pamucar et al., 2023). مزایای استفاده از رویکرد اولویت ترتیبی این است که‎‍ وزن متخصصان، معیارها و گزینه‎‍های جایگزین در مسائل تصمیم‏گیری گروهی را بدون استفاده از روش‎‍های دیگر تصمیم‎‍گیری چند معیاره[viii] محاسبه می‎‍کند، مستلزم مقایسۀ سادۀ بین کارشناسان، معیارها و گزینه‎‍های جایگزین به‎‍عنوان داده‎‍های ورودی است که فرآیند تصمیم‎‍گیری را عملی، ساده و چابک می‎‍کند‎‍ و هنگامی که کارشناسان دانش کافی را برای ارائۀ یک معیار‎‍ ندارند، از داده‎‍های ورودی ناقص پشتیبانی می‏کند (Mahmoudi et al., 2022).

c.                3- روش‎‍شناسی پژوهش

پژوهش حاضر، پژوهشی کمی و از‎‍لحاظ هدف در زمرۀ پژوهش‎‍های کاربردی قرار می‎‍گیرد. ازنظر روش تحلیل داده‎‍ها نیز در دستۀ مدل‎‍سازی ریاضی و ازلحاظ گردآوری اطلاعات، میدانی و کتابخانه‎‍ای است. جامعۀ آماری برای شناسایی شاخص‎‍ها و دیگر داده‎‍های مورد نیاز برای مدل‎‍سازی، 30 نفر از خبرگان شرکت برق و کارشناسان دانشگاهی‎‍اند که دربارۀ موضوع اطلاعات کافی دارند و به روش نمونه‎‍گیری غیر تصادفی هدفدار برای جمع‎‍آوری اطلاعات انتخاب شدند. پرسش‎‍نامۀ شناسایی و اولویت‎‍بندی شاخص‎‍های انتخاب تأمین‎‍کننده بین این افراد توزیع شد. بخش دیگر جامعۀ این پژوهش برای اولویت‎‍بندی شاخص‎‍ها، ارزیابی تأمین‎‍کنندگان و دیگر داده‎‍های مورد نیاز کارشناسان شرکت با حداقل سابقۀ 18 سال‎‍اند که علت این امر هم تخصصی‎‍بودن محتوای پرسش‎‍نامه است. پرسش‎‍نامۀ ارزیابی شاخص‎‍ها در اختیار آنان قرار داده شد و هدف رتبه‎‍بندی اهمیت شاخص‎‍ها با توجه به نظرات کارشناسان بود.

به‎‍منطور تجزیه و تحلیل اطلاعات پس از مطالعۀ پیشینۀ پژوهش و شناسایی معیارهای انتخاب تأمین‎‍کننده، معیارهای استخراج‎‍شده در غالب پرسش‎‍نامه در اختیار مدیران و خبرگان شامل استادان و کارشناسان قرار گرفت و پس از جمع‎‍آوری برای پالایش معیارهای انتخاب تأمین‎‍کننده از آزمون‎‍های آماری و نرم‎‍افزار اس‎‍پی‎‍اس‎‍اس و همچنین روش دلفی فازی استفاده و در‎‍نهایت شاخص‎‍های نهایی تعیین شد. به‎‍منظور اعتبارسنجی مدل براساس اعتبار محتوایی مدل پیشنهادی براساس مبانی نظری تحلیل پوششی داده‎‍ها و اولویت ترتیبی طراحی‎‍ و اصول اساسی این دو رویکرد در آن رعایت شده است. همچنین پارامترها و شاخص‎‍های انتخاب‎‍شده برای ارزیابی تأمین‎‍کنندگان، مبتنی بر پیشینۀ معتبر و مشورت با متخصصان صنعت (تعداد و زمینۀ تخصص) بوده است. نظرات خبرگان در اصلاح و تأیید نهایی شاخص‎‍ها نیز لحاظ شده است. براساس اعتبار همگرا، نتایج مدل ترکیبی DEA-OPA با خروجی‎‍های روشDEA مقایسه شده است. براساس اعتبار تشخیصی، مدل قدرت تفکیک و تمیز بیشتری بین تأمین‎‍کنندگان با سطوح عملکردی متفاوت نسبت‎‍به مدل DEA دارد. به‎‍عبارتی اختلاف معناداری بین گروه‎‍های کارا و ناکارا مشاهده شد. براساس ارزیابی با داده‎‍های واقعی و مطالعات موردی، مدل روی داده‎‍های واقعی اعمال شد. نتایج نشان داد که مدل ترکیبی DEA-OPA قادر است ناسازگاری‎‍های روش‎‍های تک‎‍بعدی را کاهش دهد (ترکیب DEA و OPA موجب بهبود دقت در شناسایی تأمین‎‍کنندگان کارا و ناکارآ شد)‎‍. براساس مزیت ترکیب DEA و OPA، ترکیب DEA با OPA به مدل اجازه داد ناکارایی عملیاتی و الزامات استراتژیک را هم‎‍زمان پوشش دهد. این رویکرد از محدودیت‎‍های ذاتی هر روش (مانند نادیده‎‍گرفتن ترجیحات تصمیم‎‍گیرنده در DEA یا وابستگی به داده‎‍های ذهنی در OPA) می‎‍کاهد و براساس تأییدپذیری تمام مراحل پیاده‎‍سازی مدل (شامل کدهای نرم‎‍افزاری، فرمول‎‍های ریاضی‎‍ و مجموعۀ داده‎‍ها) در بخش مکمل مقاله یا پیوست‎‍ ارائه می‎‍شود تا امکان بازتولید نتایج را محققان دیگر فراهم کنند. ابزار‎‍ استفاده‎‍شده در این پژوهش نیز به‎‍منظور تجزیه و تحلیل داده‎‍های جمع‎‍آوری‎‍شده، تحلیل پوششی داده‎‍های فازی و رویکرد اولویت ترتیبی بود. در این پژوهش به داده‎‍های از دست رفته و ناقص‎‍ توجه ‎‍و با استفاده از ترکیب دو روش تحلیل پوششی داده‏های فازی و رویکرد اولویت ترتیبی،‎‍ این مشکل حل شد.

d.               4- مطالعۀ کاربردی و یافته‏ها

تحلیل پوششی داده‎‍ها یک مدل ریاضی غیر پارامتری برای ارزیابی کارایی نسبی واحدهای تصمیم‎‍گیری است که در آن هر واحد تصمیم‎‍گیری، یک جعبۀ سیاه در نظر گرفته می‎‍شود؛ به این معنا که نحوۀ تبدیل ورودی‎‍ها به خروجی‎‍ها به‎‍طور مستقیم‎‍ بررسی نمی‎‍شود. تحلیل پوششی داده‎‍ها، یک چارچوب کلی برای ارزیابی تأمین‎‍کنندگان در مدیریت مواد و تأمین در غیاب وزن معیارها به کار می‎‍رود (Vörösmarty & Dobos, 2020). مدل‌های تحلیل پوششی داده‎‍های فازی نسبت‎‍به مدل‌های تحلیل پوششی داده‎‍های معمولی، مسائل دنیای واقعی را به‎‍طور واقعی‎‍تر نشان می‎‍دهد. همچنین اجازه می‎‍دهند تا داده‎‍های زبانی به‎‍طور مستقیم‎‍ در مدل‎‍های تحلیل پوششی داده‎‍ها‎‍ استفاده شوند (Lertworasirikul et al., 2003). در ادامه، مجموعه‎‍ها، پارامترها و متغیرها به‎‍صورت جدول 1 تعریف می‎‍شوند:

                                                                           i.            جدول 1- تعریف مجموعه‎‍ها، پارامترها و متغیرها

1. Table 1- Definition of sets, parameters, and variables

داده‎‍های ورودی واحد تصمیم‎‍گیری

 

داده‎‍های خروجی واحد تصمیم‎‍گیری

 

مجموعه‎‍ای از واحدهای تصمیم‎‍گیری

 

تابع هدف

 

وزن هر ورودی

 

وزن هر خروجی

 

مقدار ورودی i ام از واحد j ام

 

مقدار خروجی r ام از واحد j ام

 

مقدار واحد تصمیم‎‍گیری هدف در ورودی i ام

 

مقدار واحد تصمیم‎‍گیری هدف در خروجی r ام

 

 

مدل‎‍های برنامه‎‍نویسی کسری زیر به‎‍ترتیب برای گرفتن بهترین مقادیر ممکن  و  استفاده می‎‍شوند.

(1)

Max                    

St.

 

 

 

 

(2)

Max                                       

 

St.

 

 

 

(3)

Max                                         

St.

 

 

 

با حل مدل های 3-1 برای هر واحد تصمیم‎‍گیری،‎‍ بهترین بازده نسبی فازی n واحد تصمیم‎‍گیری‎‍ به‎‍ دست می‎‍آید که براساس آن واحدهای تصمیم‎‍گیری ‎‍مقایسه و رتبه‎‍بندی می‎‍شود. در مدل ارائه‎‍شده، تابع هدف به‎‍دنبال بیشینه‎‍سازی مقادیر  و  است؛ به همین دلیل از مقدار فازی پایین در تابع هدف استفاده می‎‍شود. استفاده از مقدار فازی پایین در تابع هدف باعث می‎‍شود که مدل، حداقل مقدار ممکن را بیشینه کند که در‎‍واقع بدترین حالت ممکن را بررسی می‎‍کند و به تصمیمات پایدار و محتاطانه‎‍تر منجر می‎‍شود. مقدار فازی بالا یا میانگین در محدودیت‎‍ها به این دلیل است که مدل به‎‍سمت در نظر گرفتن شرایط سخت‎‍گیرانه‎‍تر هدایت شود‎‍ که باعث جلوگیری از نتایج بیش از حد خوش‎‍بینانه می‎‍شود و تضمین می‎‍کند که حتی در بدترین شرایط، محدودیت‏ها همچنان برقرار باشند و تصمیم نهایی عملی و‎‍ اجرایی باشد. مجموعه‎‍ها، پارامترها و متغیرها در رویکرد اولویت ترتیبی به‎‍صورت جدول 2 تعریف می‎‍شوند:

                                                                           ii.            جدول2- تعریف مجموعه‎‍ها، پارامترها و متغیرها

1. Table 2- Definition of sets, parameters, and variables

مجموعه‎‍ای از کارشناسان

I

مجموعه‎‍ای از شاخص‎‍ها

J

اندیس کارشناسان

i=(1,...,p)

اندیس شاخص ترجیحات

j=(1,…,m+s)

تابع هدف

Z

وزن jامین شاخص براساس نظر کارشناس iام در رتبه

 

رتبۀ کارشناس i

 

رتبۀ شاخص j

 

تعداد ویژگی‎‍های ورودی

m

تعداد ویژگی‎‍های خروجی

s

مراحل روش رویکرد اولویت ترتیبی به‎‍صورت زیر ارائه می‎‍شود:

  1. کارشناسان را مشخص و آنها را بر‎‍اساس عواملی مانند سابقۀ کاری یا مدرک تحصیلی و غیره مرتب کنید؛
  2. تعیین ویژگی‎‍های ورودی و خروجی و رتبه‎‍بندی آنها به‎‍وسیلۀ هر متخصص؛
  3. حل مدل (4) با استفاده از داده‎‍های مراحل قبل (Mahmoudi et al., 2021).

(4)

Max Z

St.

Z ≤ rᵢ ( rj (     

Z                    

           

                      

آزاد در علامت   

این مدل بر محاسبۀ امتیازهای کارایی برای مجموعه‎‍ای از واحدهای تصمیم‎‍گیری متمرکز است. هدف اصلی تعیین مقادیر بهینه برای  است که امتیاز کارایی Z را با توجه به محدودیت‎‍های داده‎‍شده به حداکثر می‎‍رساند. هدف حداکثرکردن مقدار Z است که نشان‎‍دهندۀ امتیاز کارایی برای واحدهای تصمیم‎‍گیری است. هدف به حداکثر رساندن کارایی و در عین حال به حداقل رساندن ورودی‎‍ها یا حداکثر‎‍کردن خروجی‎‍هاست. محدودیت اول مجموعۀ قیودی برای Z است که به امتیازهای کارایی مربوط می‎‍شوند و اطمینان می‎‍دهند که Z کمتر یا مساوی عبارت خاصی بر‎‍اساس وزن‎‍هاست. محدودیت دوم مجموعۀ قیودی برای Z است که به امتیازهای کارایی و محاسبۀ Z کمک می‎‍کند. محدودیت سوم تضمین می‎‍کند که مجموع  ها برابر یک است. این محدودیت به نرمال‎‍کردن وزن‎‍ها کمک می‎‍کند. پس از حل مدل (4)، وزن صفات با استفاده از معادلۀ (5) تعیین می‎‍شود.

(5)

 

پس از حل مدل3-1 مقادیر  و  به دست می‎‍آید که‎‍ به محاسبۀ کارایی واحد تصمیم‎‍گیری هدف کمک می‎‍کند؛ با این حال این مدل‌ها برای ترکیب با مدل رویکرد اولویت ترتیبی به‎‍دلیل محدودیت  ،  و  نامناسب‎‍اند؛ پس به شکل دیگری از مدل 1-3 نیاز داریم تا‎‍ همان کارایی را به دست آوریم. در اینجا دو لم و یک قضیه بررسی می‎‍شود که برای پژوهش حاضر ضروری است.

لم 1: فرض کنید که  راه‎‍حل بهینۀ مدل 3-1 است؛ بنابراین ) = (  (  طرح‎‍ریزی واحد تصمیم‎‍گیری jام در مرز کارآمد نامیده می‎‍شود.

لم 2: اگر ضرایب در مدل 3-1 مثبت باشند و  باشد، واحد تصمیم‎‍گیری jام کاراست.

مدل 6 برای CCR-DEA پیشنهاد می‎‍شود.

(6)

Max                                  

St.

 

 

 

 

قضیۀ 1: جایی که جواب بهینه مدل 2 است، داریم:

اثبات: مجموعۀ امکان تولید ) = ( (  مشابه مجموعۀ امکان تولید اصلی است. علاوه بر این، با توجه به اینکه ) تصویر مبتنی بر ورودی DMU بر روی مرز کاراست، این حالت یک نقطۀ کارا در نظر گرفته می‎‍شود (با توجه به لم‌های 1 و 2‎‍)؛ پس نتیجه می‎‍شود:

 

بر‎‍اساس اطلاعات ذکر‎‍شده پس از تعویض ) = ( (  در مدل6)، مدل7 به دست می‎‍آید.

(7)

Max

St.

 

 

 

هدف مطالعۀ حاضر استفاده از مدل 7، برای ترکیب آن با مدل رویکرد اولویت ترتیبی است که دارای ویژگی‎‍های زیر است: مدل 7، یک مدل تحلیل پوششی داده‎‍های فازی مبتنی بر مدل سی‎‍سی‎‍آر است. هدف مدل بیشینه‎‍سازی مقدار خروجی‎‍های وزنی نسبت‎‍‎‍به ورودی‎‍های وزنی است. محدودیت اول بیان می‎‍کند که کارایی محاسبه‎‍شده برای تمام واحدهای تصمیم‎‍گیری نباید بیشتر از یک باشد. محدودیت دوم نیز ‎‍وزن‎‍های نرمال‎‍شده را به دست می‎‍آورد که مجموع وزن‎‍ها برابر 1 است و تضمین می‎‍کند که وزن‎‍ها نرمال‎‍سازی شوند تا از مقیاس‎‍بندی نادرست جلوگیری شود.

در ادامه، ترکیب مدل تحلیل پوششی داده‎‍های فازی و رویکرد اولویت ترتیبی با کمک مدل 7 انجام شده است. به‎‍منظور در نظر گرفتن نظر خبرگان در حین اندازه‎‍گیری کارایی واحدهای تصمیم‎‍گیری در روش تحلیل پوششی داده‎‍ها، انجام برخی بهبودها در مدل اصلی تحلیل پوششی داده‎‍ها ضروری است. رویکرد اولویت ‎‍ترتیبی، یک روش جدید و قوی در زمینۀ تصمیم‎‍گیری چند ویژگی است که انواع مختلفی از مسائل تصمیم‎‍گیری چند ویژگی را با استفاده از مراحل ساده حل می‎‍کند؛ بنابراین، مطالعۀ حاضر‎‍ برای بهبود عملکرد مدل اصلی تحلیل پوششی داده‎‍ها با استفاده از رویکرد اولویت ترتیبی تلاش می‎‍کند. با در نظر گرفتن مدل‎‍های 4 و7، مدل چند هدفۀ 8‎‍ برای ایجاد تعادل بین مدل‎‍های تحلیل پوششی داده‎‍های فازی و رویکرد اولویت ترتیبی پیشنهاد می‎‍شود.

(8)

Max

Max

St.

 

 

Z ≤ rᵢ ( rj (     

Z                                         

                      

آزاد در علامت   

این مدل نشان‎‍دهندۀ یک مدل برنامه‎‍ریزی ریاضی برای تحلیل پوششی داده‎‍ها با تأکید بر مدل سی‎‍سی‎‍آر است. با توجه به اینکه مدل 8 یک برنامه‎‍ریزی خطی چند‎‍هدفه است، انتخاب یک رویکرد مناسب برای حل آن ضروری است. در این مطالعه از روش Min-Max وزنی استفاده شده است؛ زیرا وزن مخصوص هر تابع هدف را در نظر می‎‍گیرد. این روش نسبت‎‍به روش Min-Max برای تصمیم‎‍گیرندگان انعطاف‎‍پذیرتر است؛ زیرا گزینه‎‍ای برای تعیین این مسئله وجود دارد که کدام مدل باید نقش مهم‏تری را در نتایج بازی کند. با توجه به اینکه مقیاس اهداف تحلیل پوششی داده‎‍های فازی با هدف رویکرد اولویت ترتیبی متفاوت است، توابع هدف باید به توابع هدف غیر بعدی تبدیل شوند. معادلۀ 9 برای تبدیل توابع هدف به کار برده می‎‍شود.

(9)

 

فرض کنید که  و  به ترتیب وزن توابع هدف تحلیل پوششی داده‎‍های فازی و رویکرد اولویت‎‍ترتیبی‎‍اند؛ در حالی که  است؛ بنابراین مدل 8 به مدل Min-Max شمارۀ 10 تبدیل می‎‍شود.

(10)

MinMax

 

St.

 

 

Z ≤ rᵢ ( rj (     

Z                                

                      

آزاد در علامت   

پس از استفاده از روش Min-Max وزنی برای حل مدل چند هدفۀ 10، می‎‍توان آن را به‎‍عنوان مدل 11 نوشت که به آن مدل ترکیبی تحلیل پوششی داده‎‍های فازی و رویکرد اولویت ترتیبی می‎‍گویند. این مدل یک هدف واحد است؛ بنابراین، ‎‍ با استفاده از الگوریتم‎‍های معمولی در زمینۀ برنامه‎‍ریزی خطی حل می‎‍شود.

(11)

Min                                      

St.

 

 

 

 

Z ≤ rᵢ ( rj (     

Z                                 

                      

آزاد در علامت   

باید توجه داشت که وزن اهداف تحلیل پوششی داده‎‍ها و رویکرد اولویت ترتیبی به‎‍طور مساوی در نظر گرفته شده است:

 (1= )

پس از حل مدل پیشنهادی ترکیبی تحلیل پوششی داده‎‍های فازی و رویکرد اولویت‎‍ترتیبی و یافتن مقدار بهینۀ  و ، معادلۀ 12 مدل پیشنهادی رویکرد اولویت ‎‍ترتیبی و تحلیل پوششی داده‎‍های فازی، برای تعیین کارایی واحد تصمیم‏گیری jام استفاده می‎‍شود.

(12)

 

بر‎‍اساس اطلاعات ذکر‎‍شده در بالا، مدل ترکیبی تحلیل پوششی داده‎‍های فازی و اولویت‎‍ ترتیبی، روشی جامع است و وزن ورودی‎‍ها و خروجی‎‍ها را با استفاده از نظرات کارشناسان و همچنین داده‎‍های کمی دربارۀ تأمین‎‍کنندگان محاسبه می‎‍کند. جالب است بدانید که این مدل ترکیبی، مقادیر از دست رفته را نیز پشتیبانی می‎‍کند. زمانی که متخصص دربارۀ یک خروجی یا ورودی دانش کافی نداشته باشد، نیازی به اظهار نظر دربارۀ آن نیست. در این حالت، محدودیت مربوط به این ورودی یا خروجی باید از محدودیت‎‍های رویکرد اولویت ترتیبی حذف شود.

با مطالعۀ پیشینۀ پژوهش و مطالعات کتابخانه‎‍ای، معیارهای اساسی مؤثر در انتخاب و رتبه‎‍بندی تأمین‎‍کنندگان استخراج شد؛ سپس براساس آزمون دوجمله‎‍ای در نرم‎‍افزار اس‎‍پی‎‍اس‎‍اس، شاخص‎‍های دارای اهمیت شناسایی شدند. برای رعایت نسبت بین ورودی‎‍ها و خروجی‎‍ها و واحدهای تصمیم‎‍گیری و با توجه به محدودیت تعداد تأمین‎‍کنندگان شرکت ‎‍بررسی‎‍شده، باید شاخص‎‍ها محدود و از شاخص‎‍های کمتری استفاده شود که به این منظور از روش دلفی فازی استفاده شد. طبق نتایج آزمون دلفی فازی برای شاخص‎‍های‎‍ بررسی‎‍شده در سناریو 5/0 تعداد 26 شاخص، در سناریو 6/0 تعداد 15 شاخص و در سناریو 7/0 تعداد 3 شاخص تأیید شد. با توجه به اینکه نیاز به تعداد شاخص مناسب و برقراری تناسب بین شاخص‎‍ها و تعداد واحدهای تصمیم‎‍گیری وجود دارد، از بین سه سناریوی انجام‌شده در روش دلفی فازی، سناریو6/0 در بر گیرندۀ تعداد شاخص‎‍های مناسب‎‍تری است که معیارهای نهایی مدنظر برای رتبه‎‍بندی و انتخاب تأمین‎‍کننده در نظر گرفته شد. این معیارها در جدول 3 آمده است.

                                                        iii.            جدول3- معیارهای اساسی مؤثر در انتخاب و رتبه‎‍بندی تأمین‎‍کنندگان

1. Table 3- Key criteria influencing the selection and ranking of suppliers

ردیف

شاخص

ورودی

خروجی

کمی

کیفی

1

کیفیت محصول تولید‎‍شده توسط تأمین‎‍کنندگان

 

*

*

 

2

عملکرد محصول

 

*

 

*

3

حفظ عملکرد

 

*

 

*

4

تطابق با استانداردها

*

 

 

*

5

هزینۀ کل

*

 

*

 

6

هزینۀ تولید و محصول

*

 

*

 

7

کیفیت خدمات پس از فروش

 

*

 

*

8

پایبندی به تعهدات

 

*

 

*

9

گارانتی و ضمانت

 

*

 

*

10

شهرت و موقعیت در صنعت

 

*

 

*

11

اتوماسیون

*

 

 

*

12

قابلیت فنی

*

 

 

*

13

قابلیت تکنولوژیکی تأمین‎‍کننده

*

 

 

*

14

توانایی تحقیق و توسعه

*

 

 

*

15

زمان راه‎‍اندازی

*

 

*

 

 

 

8

7

4

11

 

اطلاعات مورد نیاز در این تحقیق به دو گروه اطلاعات کمی و کیفی تقسیم و برای جمع‎‍آوری اطلاعات مربوط به متغیرهای کمی از بانک اطلاعاتی شرکت برق استفاده شد. برای جمع‎‍آوری اطلاعات مربوط به متغیرهای کیفی نیز، پرسش‎‍نامه‎‍ای طراحی و از کارشناسان درخواست شد تا در قالب یک طیف 5 تایی از خیلی زیاد تا خیلی کم، عملکرد تأمین‎‍کنندگان را تعیین و به سؤالات پاسخ دهند؛ سپس برای تطبیق عبارات کلامی با اعداد فازی به هر‎‍یک از این گزینه‎‍های کیفی یک عدد فازی تخصیص داده شد. در ادامه برای مدل‎‍سازی 45 شرکت تولیدی برحسب 8 ورودی و 7 خروجی ارزیابی شدند. شرکت‎‍های تولیدی همگی یک نوع محصول (سکسیونر هوایی) را با کیفیت‎‍های مختلف تولید می‎‍کنند. در این مرحله با استفاده از داده‎‍های ورودی و خروجی برای هر تأمین‎‍کننده مدل 3-1، برای هر تأمین‎‍کننده به‎‍طور جداگانه حل می‎‍شود تا مقدار  به ‎‍دست آید؛ سپس مقادیر به ‎‍دست آمدۀ فازی به اعداد قطعی تبدیل شدند. طبق نتایج به دست آمده در مقادیر بازده نسبی فازی برای هر تأمین‎‍کننده‎‍، تعداد 30 تأمین‎‍کننده، واحد کارا معرفی شدند. با توجه به اینکه کارشناسان دارای سابقۀ کاری نسبتاً یکسانی بودند، فقط براساس تحصیلات اولویت‎‍بندی شدند. شایان ذکر است که اولویت کارشناسان به‎‍صورت کارشناس1  کارشناس3  کارشناس2  کارشناس5  کارشناس4 در نظر گرفته شده است. داده‎‍های به دست آمده از‎‍طریق نظرسنجی از کارشناسان خبره در صنعت برق در مقیاس 1 تا 15 دسته‎‍بندی شده است (مهم‎‍ترین شاخص دارای رتبۀ 1 و کم‎‍اهمیت‎‍ترین شاخص دارای رتبۀ 15). با استفاده از داده‎‍های ورودی و خروجی برای هر تأمین‎‍کننده و مقادیر بازده نسبی فازی و رتبه‎‍بندی اهمیت ورودی‎‍ها و خروجی‎‍ها با توجه به نظرات کارشناسان، مدل 8 به‎‍طور جداگانه از سوی هر تابع هدف ساخته و با نرم‎‍افزار گمز حل شد. باید توجه داشت که وزن اهداف تحلیل پوششی داده‎‍ها و رویکرد اولویت ترتیبی به‎‍طور مساوی در نظر گرفته شده است (1= ). با استفاده از داده‎‍های ورودی و خروجی برای هر تأمین‎‍کننده و مقادیر بازده نسبی فازی و رتبه‎‍بندی اهمیت ورودی‎‍ها و خروجی‎‍ها با توجه به نظرات کارشناسان و مقادیر به دست آمده از جدول قبل، مدل 11 برای به دست آوردن وزن هر‎‍کدام از ورودی‎‍ها و خروجی‎‍ها ساخته و حل شده است. وزن ورودی‎‍ها و خروجی‎‍ها با استفاده از نرم‎‍افزار گمز در جدول 4 نشان داده شده است.

                                                                   iv.            جدول 4- وزن هر‎‍یک از شاخص‎‍های ورودی و خروجی

1. Table 4- Weight of each input and output indicator

 

شاخص

وزن

رتبه

 

شاخص

وزن

رتبه

ورودی‌ها

هزینۀ تولید و محصول

062/0

8

خروجی‌ها

عملکرد محصول

062/0

8

هزینۀ کل

073/0

4

حفظ عملکرد

070/0

5

زمان راه‎‍اندازی

070/0

5

کیفیت خدمات پس از فروش

070/0

5

تطابق با استانداردها

082/0

1

گارانتی و ضمانت

064/0

7

اتوماسیون

065/0

6

شهرت و موقعیت در صنعت

065/0

6

قابلیت فنی

060/0

9

کیفیت محصول تولید‎‍شده توسط تأمین‎‍کنندگان

035/0

10

قابلیت تکنولوژیکی تأمین‎‍کننده

076/0

3

پایبندی به تعهدات

065/0

6

توانایی تحقیق و توسعه

080/0

2

 

 

 

 

همان‎‍طور که در جدول 4 می‎‍بینید، شاخص تطابق با استانداردها مهم‎‍ترین و شاخص کیفیت محصول تولید‎‍شده توسط تأمین‎‍کنندگان کمترین وزن را دارد؛ سپس کارایی تأمین‎‍کنندگان با استفاده از وزن‎‍های به دست آمده در جدول 6 محاسبه می‎‍شود. برای این منظور از معادلۀ 12 استفاده شده است و نتایج آن در جدول 5 ارائه شده است. همچنین رتبه‎‍های تأمین‎‍کنندگان براساس مقادیر کارایی به دست آمده است.

                                                                                 v.            جدول 5- کارایی هر‎‍یک از تأمین‎‍کنندگان

1. Table 5- Efficiency of each supplier

تأمین‎‍کنندگان

کارایی

رتبه

تأمین‎‍کنندگان

کارایی

رتبه

تأمین‎‍کنندگان

کارایی

رتبه

تأمین‎‍کننده16

160/0

1

تأمین‎‍کننده6

095/0

13

تأمین‎‍کننده28

086/0

20

تأمین‎‍کننده24

134/0

2

تأمین‎‍کننده7

093/0

14

تأمین‎‍کننده27

085/0

21

تأمین‎‍کننده22

125/0

3

تأمین‎‍کننده42

093/0

14

تأمین‎‍کننده29

085/0

21

تأمین‎‍کننده5

123/0

4

تأمین‎‍کننده34

091/0

15

تأمین‎‍‎‍کننده32

085/0

21

تأمین‎‍کننده37

123/0

4

تأمین‎‍کننده30

090/0

16

تأمین‎‍کننده33

085/0

21

تأمین‎‍کننده21

120/0

5

تأمین‎‍کننده11

089/0

17

تأمین‎‍کننده44

085/0

21

تأمین‎‍کننده25

119/0

6

تأمین‎‍کننده1

089/0

17

تأمین‎‍کننده4

083/0

22

تأمین‎‍کننده18

119/0

6

تأمین‎‍کننده38

089/0

17

تأمین‎‍کننده15

071/0

23

تأمین‎‍کننده19

110/0

7

تأمین‎‍کننده35

088/0

18

تأمین‎‍کننده45

071/0

23

تأمین‎‍کننده36

107/0

8

تأمین‎‍کننده31

088/0

18

تأمین‎‍کننده12

070/0

24

تأمین‎‍کننده23

106/0

9

تأمین‎‍کننده43

088/0

18

تأمین‎‍کننده8

070/0

24

تأمین‎‍کننده20

106/0

9

تأمین‎‍کننده41

087/0

19

تأمین‎‍کننده10

070/0

24

تأمین‎‍کننده3

104/0

10

تأمین‎‍کننده17

087/0

19

تأمین‎‍کننده14

069/0

25

تأمین‎‍کننده40

100/0

11

تأمین‎‍کننده26

087/0

19

تأمین‎‍کننده9

068/0

26

تأمین‎‍کننده39

098/0

12

تأمین‎‍کننده2

087/0

19

تأمین‎‍کننده13

068/0

26

e.                5- بحث

این پژوهش با شناسایی شاخص‎‍های مهم و تأثیرگذار در ارزیابی عملکرد تأمین‎‍کنندگان براساس مرور پیشینه آغاز و پس از استخراج معیارهای مرتبط با انتخاب تأمین‎‍کننده از نظرات استادان دانشگاهی و خبرگان برای پالایش و تعیین معیارهای نهایی استفاده شد. بر این اساس، 77 شاخص اولیۀ استخراج‎‍شده از پیشینۀ پژوهش از‎‍طریق پرسش‎‍نامه پالایش و با استفاده از آزمون دوجمله‌ای، 45 شاخص تأیید شدند. همچنین برای رعایت تناسب بین ورودی‎‍ها و خروجی‎‍ها و واحدهای تصمیم‎‍گیری و همین‎‍طور محدودیت تعداد تأمین‎‍کنندگان‎‍ بررسی‎‍شده از روش دلفی فازی استفاده شد که درنهایت 15 شاخص نهایی این پژوهش شناسایی شد. در ادامه، 45 شرکت تولیدی برحسب 8 ورودی و 7 خروجی پس از جمع‎‍آوری داده‎‍های مورد نیاز و حل مدل، ارزیابی و مقدار کارایی برای هر تأمین‎‍کننده به دست آمد. در بخش دوم شاخص‎‍های اساسی به دست آمده از مرحلۀ قبل در قالب پرسش‎‍نامه در اختیار کارشناسان خبرۀ شرکت قرار گرفت و پس از جمع‎‍آوری نظرات کارشناسان، با استفاده از داده‎‍های ورودی و خروجی برای هر تأمین‎‍کننده و مقادیر بازده نسبی فازی و رتبه‎‍بندی اهمیت ورودی‎‍ها و خروجی‎‍ها با توجه به نظرات کارشناسان، برای هر تابع هدف مدل‎‍سازی و حل انجام شد. در بخش سوم، پس از یافتن وزن هر تابع هدف و با استفاده از مدل ترکیبی رویکرد اولویت ترتیبی و تحلیل پوششی داده‏ها، به کمک نرم‎‍افزار گمز، وزن هریک از ورودی‎‍ها و خروجی‎‍ها محاسبه و رتبه‎‍بندی انجام شد. در بخش چهارم، کارایی تأمین‎‍کنندگان محاسبه و به رتبه‎‍بندی تأمین‎‍کنندگان در شرکت‎‍ مطالعه‎‍شده اقدام و درنهایت تأمین‎‍کنندۀ برتر انتخاب شد.

بررسی پژوهش‎‍های انجام‎‍شده در حوزۀ موضوع تحقیق نشان‎‍دهندۀ فراوانی استفاده از تحلیل پوششی داده‎‍ها به‎‍عنوان پرکاربردترین تکنیک ‎‍استفاده‎‍شده در زمینۀ رتبه‎‍بندی معیارهای انتخاب تأمین‎‍کننده است. با این حال، آن را برای در نظر گرفتن قضاوت‎‍های انسانی در طول فرایند تصمیم‎‍گیری گسترش می‎‍دهیم و به راه‎‍حل‎‍های واقعی‎‍تر می‎‍رسیم. انسان هم‎‍زمان عوامل زیادی مانند شرایط محیطی، آثار‎‍ غیرمستقیم، محدودیت‎‍های نامشهود و حتی قضاوت‎‍های ذهنی را در تصمیم‎‍گیری‎‍های خود لحاظ می‎‍کند؛ در حالی که تحلیل پوششی‎‍داده‎‍ها یک مدل ریاضی است و فقط ورودی‎‍ها و خروجی‎‍های کمی و‎‍ اندازه‎‍گیری‎‍شدنی را پردازش می‎‍کند؛ بنابراین مطالعۀ حاضر مدل ترکیبی تحلیل پوششی داده‎‍های فازی و رویکرد اولویت ‎‍ترتیبی را برای غلبه بر این کاستی پیشنهاد داده است. مدل ترکیبی تحلیل پوششی داده‎‍های فازی و رویکرد اولویت ‎‍ترتیبی، نظرات کارشناسان و داده‎‍های کمی را برای محاسبۀ کارایی تأمین‎‍کنندگان در نظر می‎‍گیرد و زمانی که کارشناسان فاقد دانش کافی باشند، داده‎‍های ناقص را در صورت کمبود اطلاعات مدیریت می‎‍کند. همچنین اولویت کارشناسان را در محاسبۀ کارایی تأمین‎‍کنندگان در نظر می‎‍گیرد و به نتایج جدیدی منجر می‎‍شود. با توجه به اینکه از رویکرد Min-Max وزنی برای حل مدل چند هدفه استفاده شده است، تصمیم‎‍گیرنده وزن‎‍های تحلیل پوششی داده‎‍ها و توابع هدف رویکرد اولویت ترتیبی را نیز مشخص می‎‍کند. رویکرد پیشنهادی نه‎‍تنها برای مشکلات ارزیابی پایدار تأمین‎‍کننده استفاده می‎‍شود، برای انواع دیگر مشکلات ارزیابی تأمین‎‍کنندگان با تغییر ورودی‎‍ها و خروجی‏ها نیز به کار می‎‍رود.

براساس نتایج تحقیق، پیشنهادهای کاربردی زیر‎‍ ارائه می‎‍شود: مدل پیشنهادی برای ارزیابی و انتخاب دیگر تأمین‎‍کنندگان و قطعات شرکت‎‍ استفاده می‎‍شود. بدیهی است که در این راستا، بسته به قطعۀ مدنظر، بازنگری در معیارها و اهمیت نسبی آنها اجتناب‎‍ناپذیر است. در رتبه‎‍بندی معیارهای انتخاب تأمین‎‍کنندۀ این پژوهش، سه معیار تطابق با استانداردها، توانایی تحقیق و توسعه و قابلیت تکنولوژیکی تأمین‎‍کننده در صدر معیارهای انتخاب تأمین‎‍کننده قرار گرفتند؛ بنابراین پیشنهاد می‎‍شود برای انتخاب تأمین‎‍کننده به این شاخص‏ها توجه بیشتری داشته باشند. گفتنی است که مدل پیشنهادی نظر کارشناسان را در انتخاب تأمین‎‍کنندگان دخیل می‎‍کند؛ در‎‍نتیجه شرکت‎‍ها در تصمیم‏گیری‏های خود از کارشناسان کمک می‎‍گیرند و نظرات آنها را تجمیع می‎‍کنند. درنهایت با استفاده از این مدل، ضمن مدیریت داده‏های ورودی ناقص، داده‏های دنیای واقعی‎‍ با قضاوت‏های انسانی ترکیب و در‎‍نتیجه دقت و جامعیت در تصمیم‏گیری‎‍ افزایش می‎‍یابد.

f.                6- نتیجه‎‍گیری

مقایسۀ نتایج این پژوهش با دیگر پژوهش‎‍های انجام‎‍شده در حوزۀ‎‍ مطالعه‎‍شده‎‍ نشان داد که در مقایسه با پژوهش رجبی[ix] (2018)، شاخص‎‍های پایبندی به تعهدات، خدمات پس از فروش، گارانتی، حفظ عملکرد، تطابق با استانداردها و قابلیت فنی وتکنولوژیکی در هر دو تحقیق به کار گرفته شده‎‍اند. در پژوهش محمودی و دیگران (2021)، نحوۀ به‎‍کارگیری رویکرد اولویت ترتیبی متفاوت از پژوهش حاضر است. در پژوهش فوق، رویکرد تحلیل مؤلفۀ اصلی برای خوشه‎‍‌بندی معیارها انتخاب شده است؛ سپس الگوریتم کامیانگین[x] برای خوشه‏بندی گزینه‎‍ها به کار رفته است که با استفاده از روش اِلبو تعداد بهینۀ خوشه‎‍ها را تخمین می‎‍زند و از تاپسیس فازی و رویکرد اولویت ترتیبی برای رتبه‎‍بندی خوشه‎‍ها استفاده شده است. درنهایت، بهترین جایگزین در خوشۀ بالا با کمک رویکرد اولویت ترتیبی شناسایی شده است. در این مطالعه، رویکرد اولویت ترتیبی و تحلیل پوششی داده‎‍ها دنبال‎‍ و معیار هزینۀ تولید و محصول در مدل به کار گرفته شده است. در مطالعۀ‎‍ عطایی و همکاران (2020)، کارشناسان داده‎‍ای دربارۀ درجۀ ترجیح ارائه نمی‎‍کنند و تنها به رتبه‎‍‌بندی گزینه‌ها، ویژگی‌ها و خبرگان به‎‍عنوان دادۀ ورودی نیاز است؛ اما در این پژوهش به‎‍دلیل استفاده از رویکرد اولویت ترتیبی، به کارشناسانی که دانش کافی ندارند، اجازه داد ‎‍تا کادر پاسخ را خالی بگذارند. توسلی و همکاران (2020)، عملکرد تأمین‎‍کنندگان را با یک مدل جدید تحلیل پوششی داده‎‍های تصادفی فازی ارزیابی کردند که معیارهای هزینۀ کل و کیفیت محصول تولید‎‍شده توسط تأمین‎‍کنندگان با پژوهش حاضر مشترک بودند. دیگر پژوهش‎‍های انجام‎‍شده در این زمینه، هم‎‍زمان از هر دو رویکرد به کار گرفته شده در این پژوهش استفاده نکرده‎‍اند. نکتۀ دیگری که از مشاهدۀ پژوهش‎‍های انجام‎‍شده در این حوزه ‎‍برداشت می‎‍شود، فراوانی استفاده از تحلیل پوششی داده‎‍هاست که پرکاربردترین تکنیک ‎‍استفاده‎‍شده در زمینۀ رتبه‎‍بندی معیارها، انتخاب تأمین‎‍کننده به نظر می‎‍رسد.

بررسی سوابق موضوع نشان داد تاکنون از مدل‎‍های متفاوتی برای حل مسئله انتخاب و ارزیابی تأمین‎‍کنندگان استفاده شده است؛ اما با توجه به جست‎‍وجوهای انجام‎‍شده دربارۀ پیشینۀ تحقیقات، کماکان در پژوهش‏های ‎‍انجام‎‍شده توجهی به نظرات کارشناسی و داده‏های از دست رفته‎‍ و ابزاری برای حل آن ارائه نشده است؛ به همین دلیل در این پژوهش، به داده‏های از دست رفته و ناقص ‎‍توجه و با استفاده از ترکیب دو روش تحلیل پوششی داده‎‍های فازی و رویکرد اولویت ترتیبی، این مشکل حل شد. در این پژوهش ابتدا از روش تحلیل پوششی داده‎‍ها برای رتبه‏بندی تأمین‎‍کنندگان و انتخاب تأمین‎‍کنندۀ برتر استفاده شد. طبق نتایج به دست آمده در مقادیر بازده نسبی فازی برای هر تأمین‎‍کننده، 30 تأمین‎‍کننده به‎‍عنوان واحدهای کارا شناسایی شدند. در این مرحله نظر کارشناسان در انتخاب دخالت داده نشد. چنانکه نتایج نشان می‏دهد، قدرت تمیز این مدل بسیار پایین و تعداد واحدهای کارا زیاد است. برای حل این مشکل، از رویکرد اولویت ترتیبی استفاده شد که برای به دست آوردن وزن ویژگی‎‍ها و کارشناسان به داده‎‍های ورودی ساده نیاز داشت. مدل ترکیبی پیشنهاد‎‍شده، وزن هر‎‍یک از ورودی‏ها و خروجی‏ها را محاسبه و از مقادیر از دست رفته پشتیبانی کرد و پس از آن کارایی تأمین‎‍کنندگان محاسبه و اقدام به رتبه‎‍بندی تأمین‎‍کنندگان شد. نتایج نشان داد توانایی ارزیابی و ایجاد تمایز بین واحدهای تصمیم‎‍گیری در مدل نهایی ترکیبی، بسیار بیشتر از مدل اولیه است.

این مطالعه با محدودیت‏های زیر مواجه بود: برای رعایت نسبت بین ورودی‎‍ها و خروجی‎‍ها و واحدهای تصمیم‎‍گیری و با توجه به محدودیت تعداد تأمین‎‍کنندگان، شاخص‎‍ها محدود و از شاخص‎‍های کمتری استفاده شد که در مطالعات بعدی محققان تعداد واحدهای تصمیم‏گیری بیشتری را در نظر می‎‍گیرند و از تمامی شاخص‏ها استفاده می‎‍کنند. تحقیق حاضر برای یک محصول و در شرکت برق منطقه‎‍ای استان سمنان انجام شد و باید در تعمیم آن به دیگر محصولات و شرکت‎‍ها ‎‍احتیاط شود. با توجه به تجربیات به دست آمده در انجام این تحقیق، موارد زیر برای تحقیقات آتی پیشنهاد شده است: وزن رویکرد اولویت ترتیبی و تحلیل پوششی داده‎‍ها مساوی در نظر گرفته شد، با توجه به اینکه رویکرد ترکیبی از سطح بالایی از انعطاف‎‍پذیری برخوردار است، مشخص می‎‍شود که کدام‎‍یک بر نتایج تأثیر بیشتری داشته باشند. در این مقاله به‎‍دلیل سابقۀ کاری یکسان کارشناسان خبره، نظرات آنها براساس تحصیلات اولویت‎‍بندی شد. در صورت یکسان‎‍نبودن میزان تجربۀ ‎‍کاری، مدل براساس دو سناریوی تجربۀ ‎‍کاری و مدرک تحصیلی اجرا می‎‍شود.

 

[i] Data Envelopment Analytic (DEA)

[ii] Ordinal priority Approach (OPA)

[iii] Tavassoli et al

[iv] Mahmoudi et al

[v] Yahyapour Shikhzahedi et al

[vi] Jadidi et al.

[vii] Ataei et al.

[viii] Multi Criteria Decision Making (MCDM)

[ix] Rajabi

[x] The K-means algorithm

Ataei, Y., Mahmoudi, A., Feylizadeh, M. R., & Li, D. F. (2020). Ordinal priority approach (OPA) in multiple attribute decision-making. Applied Soft Computing, 86, 105893. https://doi.org/10.1016/j.asoc.2019.105893
Azimian, M., Javadi, H., Farshchiha, A., & Nosohi, I. (2017). Selection the Optimum Suppliers Compound Using a Mixed Model of MADM and Fault Tree Analysis. Research in Production and Operations Management, 8(1), 45-64. https://doi.org/10.22108/jpom.2017.21545
Pamucar, D., Deveci, M., Gokasar, I., Delen, D., Köppen, M., & Pedrycz, W. (2023). Evaluation of metaverse integration alternatives of sharing economy in transportation using fuzzy Schweizer-Sklar based ordinal priority approach. Decision support systems, 171, 113944. https://doi.org/10.1016/j.dss.2023.113944
Jadidi, O., Firouzi, F., & Loucks, J. S. (2024). A Procedure for Choosing among Different Solutions to the Multi-Criteria Supplier Selection Problem along with Two Solution Methods. Systems, 12(6), 191. https://doi.org/10.3390/systems12060191
Lertworasirikul, S., Fang, S. C., Joines, J. A., & Nuttle, H. L. (2003). Fuzzy data envelopment analysis (DEA): a possibility approach. Fuzzy sets and Systems, 139(2), 379-394. ‏ https://doi.org/10.1016/S0165-0114(02)00484-0
Mahmoudi, A., Deng, X., Javed, S. A., & Yuan, J. (2021). Large-scale multiple criteria decision-making with missing values: project selection through TOPSIS-OPA. Journal of Ambient Intelligence and Humanized Computing, 12(10), 9341-9362. https://doi.org/10.1007/s12652-020-02649-w
Mahmoudi, A., Sadeghi, M., & Deng, X. (2022). Performance measurement of construction suppliers under localization, agility, and digitalization criteria: Fuzzy Ordinal Priority Approach. Environment, Development and Sustainability, 1-26. https://doi.org/10.1007/s10668-022-02301-x
Mahmoudi, A., Abbasi, M., & Deng, X. (2022). A novel project portfolio selection framework towards organizational resilience: robust ordinal priority approach. Expert systems with applications, 188, 116067. https://doi.org/10.1016/j.eswa.2021.116067
Markabi, M. S., & Sabbagh, M. (2014). A hybrid method of GRA and DEA for evaluating and selecting efficient suppliers plus a novel ranking method for grey numbers. Journal of Industrial Engineering and Management, 7(5), 1197-1221. https://doi.org/10.3926/jiem.872
Magableh, G. M. (2024). An integrated model for rice supplier selection strategies and a comparative analysis of fuzzy multicriteria decision-making approaches based on the fuzzy entropy weight method for evaluating rice suppliers. Plos one, 19(4), e0301930. https://doi.org/10.1371/journal.pone.0301930
Mwikali, R., & Kavale, S. (2012). Factors affecting the selection of optimal suppliers in procurement management. International Journal of humanities and social science, 2(14), 189-193.‏
Safari, S., & Azar, A. (2020). Performance Evaluation of Organization Emphasizing Quality Prizes Criteria â DEA Approach. Commercial Strategies, 2(8), 1-14. https://cs.shahed.ac.ir/article_1941.html
Rajabi, M. J. (2018). A model for identifying and prioritizing supplier selection criteria and ranking suppliers using a hybrid approach of Quality Function Deployment and Data Envelopment Analysis in a fuzzy environment (Case study: SAPCO Company) [Master’s thesis, Shahed University].
Tavassoli, M., Saen, R. F., & Zanjirani, D. M. (2020). Assessing sustainability of suppliers: A novel stochastic-fuzzy DEA model. Sustainable production and consumption, 21, 78-91. https://doi.org/10.1016/j.spc.2019.11.001
Vörösmarty, G., & Dobos, I. (2020). A literature review of sustainable supplier evaluation with Data Envelopment Analysis. Journal of Cleaner Production, 264, 121672.
Yahyapour Shikhzahedi, M. T., Amirteimoori, A., Kordrostami, S., & Edalatpanah, S. A. (2024). Inverse Data Envelopment Analysis Model to Improve Efficiency by Increasing Outputs. Decision Making: Applications in Management and Engineering, 7(2), 1-14. https://doi.org/10.31181/dmame722024788