تحلیل روابط بین شاخص‎‍های ابعاد زنجیرة تأمین لارجس با استفاده از دیمتل فازی در صنعت خودرو

نوع مقاله : مقاله پژوهشی- فارسی

نویسندگان

1 کارشناسی ارشد گروه مدیریت، دانشکده علوم اداری و اقتصاد، دانشگاه ولیعصر(عج)، رفسنجان، ایران

2 استادیار گروه مدیریت، دانشکده علوم اداری و اقتصاد، دانشگاه ولیعصر(عج)، رفسنجان، ایران

3 دانشیار گروه مدیریت، دانشکده علوم اداری و اقتصاد، دانشگاه ولیعصر(عج)، رفسنجان، ایران

چکیده

در دنیای بین‌المللی امروز، رقابت از مرزهای شرکت‌ها فراتر رفته و در سراسر زنجیرة تأمین گسترش ‌یافته است. به‎‍تازگی‎‍ نقش پارادایم‌های نوظهور، ازجمله ناب، چابک، تاب‎‍آور، سبز و پایداری (لارجس) در زنجیره‌های تأمین رقابتی، توجه بیشتر دانشگاهیان و متخصصان را به خود جلب کرده است. مطالعۀ حاضر با هدف تحلیل شاخص‎‍های ابعاد زنجیرة تأمین لارجس در صنعت خودروسازی انجام شده است. ابتدا با مرور پیشینۀ پژوهش، سی و پنج شاخص شناسایی ‎‍و پس از محاسبة ضریب روایی محتوا، برای هرکدام از ابعاد ناب، تاب‎‍آوری و پایداری، پنج شاخص و برای ابعاد چابکی و سبز، چهار شاخص نهایی می‎‍شوند؛ سپس پرسش‌نامۀ مرتبط با تکنیک دیمتل فازی تهیه و داده‎‍های مورد نیاز بر‎‍اساس نظر خبرگان صنعت خودروسازی و دانشگاهی گردآوری می‎‍شوند. در‎‍نهایت با استفاده از تکنیک دیمتل فازی، روابط علی و معلولی شاخص‌ها برای هرکدام از ابعاد پنج‎‍گانه به‎‍طور جداگانه بررسی می‎‍شود. یافته‎‍ها نشان می‎‍دهد که در ابعاد ناب، پایداری، تاب‎‍آوری، چابکی و سبز به ترتیب شاخص‌های مدیریت کیفیت جامع، برنامه‎‍ریزی استراتژیک، مدیریت مبتنی بر تقاضا، استفاده از فناوری اطلاعات و نوآوری سبز، تأثیرگذارترین شاخص‎‍ها و شاخص‎‍های بهبود و کنترل کیفیت محصولات/خدمات، جریان ارزش پایدار، همکاری و هماهنگی، پاسخگویی سریع به نیازهای مشتریان و انعطاف‎‍پذیری و طراحی و تولید و بسته‎‍بندی سبز، به ترتیب تأثیرپذیرترین شاخص‌ها برای هرکدام از ابعاد پنج‌گانه‌اند. در پایان، ‌یافته‌های پژوهش با خبرگان صنعت خودروسازی به اشتراک گذاشته شد و پیشنهادهایی از قبیل نحوۀ به‌کارگیری هوش مصنوعی، ضرورت به‎‍روزرسانی برنامة راهبردی و...برای بهبود زنجیرة تأمین لارجس در صنعت خودروسازی و همچنین برای پژوهش‎‍های آتی ارائه می‎‍شوند.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Analyzing the Relationships among the Indicators of LARGS Supply Chain Dimensions using Fuzzy DEMATEL in the Automotive Industry

نویسندگان [English]

  • Fatemeh Saeed 1
  • Mansour Esmaeilzadeh 2
  • Salim Karimi takalo 3
1 Department of Management Faculty of Administrative Sciences and Economics, Vali-e-Asr University, Rafsanjan, Iran
2 Department of Management Faculty of Administrative Sciences and Economics, Vali-e-Asr University, Rafsanjan, Iran
3 Department of Management Faculty of Administrative Sciences and Economics, Vali-e-Asr University, Rafsanjan, Iran
چکیده [English]

Purpose: In today's global landscape, competition has transcended corporate boundaries and permeated the entire supply chain. Recently, the significance of emerging paradigms, including Lean, Agile, Resilient, Green, and Sustainable (LARGS) in highly competitive supply chains, has garnered increased attention from both academics and professionals. This study aims to analyze the dimensional indicators of the LARGS supply chain within the automotive industry using the fuzzy DEMATEL technique.
Design/methodology/approach: To achieve the research goal, thirty-five indicators were identified by reviewing the literature and coding the texts. Subsequently, a validity coefficient questionnaire was compiled and distributed to experts in academia and the automotive industry to gather their opinions on the classification of indicators and their necessity. After assessing the CVR, the following indicators were finalized: information technology use, introduction of new products and services, collaborative supply chain, quick response to leadership needs, and flexibility for the dimension of agility; cooperation and coordination design, supply chain risk management, resilient supply chain culture, re-engineering, and demand-based management for the dimension of resilience; green design, production and packaging, logistics or purchasing/green operations, environmental certifications, and green innovation for the green dimension; comprehensive quality management indicators, timely production, supplier relations, product/service quality improvement and control, and continuous quality improvement for the lean dimension; and sustainable product design, strategic planning for organizational sustainability, system reputation, sustainable value flow, and the technology of using renewable resources. In the next step, a questionnaire related to the Fuzzy DEMATEL technique is designed, and after its distribution among academic experts and the automotive industry, the necessary data are collected using a targeted sampling method. Finally, using the fuzzy DEMATEL technique, the cause-and-effect relationships of the indicators for each of the five dimensions are investigated separately.
Findings: The findings indicate that within the dimensions of lean, sustainability, resilience, agility, and green, the most influential indicators are comprehensive quality management, strategic planning, demand-based management, use of information technology, and green innovation. Meanwhile, the most effective indicators for each of the five dimensions are improving and controlling the quality of products/services, sustainable value flow, cooperation and coordination, quick response to customers' needs, flexibility, design, production, and green packaging.
Practical implications: Based on the findings from the lean dimension, the recommendations for "planning and implementing a quality management system for auto parts industries and car repair agencies" and "empowering and training human resources and authorized agencies" were compiled with expert approval. From the sustainability dimension, the recommendations for "product development and design," "comprehensive and effective marketing," and "material supply and management" were finalized as effective suggestions in this area. In the resilience dimension, the recommendations for "data analysis," "inventory optimization," and "coordination with the chain" were confirmed as effective suggestions. For the agile dimension, the proposal "Utilizing the Internet of Things" was finalized as the most effective proposal in this category. Regarding the green dimension, the recommendations for "enhancing knowledge and design capabilities," "developing green products through green investment," and "leading research and collaboration with universities, research institutions, and knowledge-based companies in the field of green innovations" are considered effective suggestions. 
Originality/value: Ultimately, based on the research findings, suggestions such as "ranking indicators using various MCDM methods like ANP" and "aligning indicators in similar industries and analyzing their relationships" were proposed for future research.

کلیدواژه‌ها [English]

  • LARGS supply chain
  • Automotive Industry
  • Fuzzy DEMATE
۱- مقدمه
مدیریت زنجیرۀ تأمین  به روابط بین تأمین‌کنندگان، تولیدکنندگان، توزیع‎‍کنندگان و مشتریان برای حفظ کارایی و جریان مؤثر منابع تولید برای برآوردن نیازهای ذی‌نفعان اشاره دارد (Azevedo et al., 2011). برای مدیریت چالش‌های داخلی و خارجی در زنجیره‌های تأمین و مراحل مختلف آن، به استراتژی‌های تجاری مؤثر نیاز است. در چند دهۀ گذشته، زنجیرۀ تأمین با فشارهای مختلفی، از‎‍جمله محیط‌زیست، منابع جهانی، عدم قطعیت تقاضا، کوتاه‌تر‎‍شدن زمان ورود به بازار برای توسعۀ کسب‌وکار پایدار مواجه بوده است (Sharma et al., 2020؛ Shokohiar and Seddiq, 2020). جنبۀ پایداری  زنجیرۀ تأمین دارای عناصر اجتماعی، اقتصادی و زیست‌محیطی است. درک سطح تأثیرات اجتماعی، زیست‌محیطی و اقتصادی و قابلیتی که تأمین‌کنندگان شما داشته‌اند، به بخش مهمی از پایداری زنجیرۀ تأمین هر سازمان تبدیل شده است. مسائل پایداری نه‌تنها از جنبة سبز و دوستدار محیط‌زیست اهمیت دارد، از جایی که مواد خام تهیه می‌شود تا فرایند تولید و سپس قابلیت بازیافت محصول یا خدمات نیز، گسترش می‌یابد (Digalvar, 2020; Gupta et al., 2019 ؛‎‍ Pishchulov et al., 2019؛‎‍Allen et al., 2021). محمد و همکاران  (2021) و اورتیز-باریوس و همکاران  (2020) پیشنهاد کردند که زنجیرۀ تأمین باید شامل طیف کاملی از فعالیت‌های خرید، تولید، بازاریابی، بسته‌بندی و لجستیک از دیدگاه پایدار باشد. 
به‎‍تازگی نقش پارادایم‌های نوظهور، ازجمله ناب ، چابک ، تاب‌آور ، سبز  و پایداری (لارجس ) در زنجیره‌های تأمین بسیار رقابتی، توجه بیشتر دانشگاهیان و متخصصان را به خود جلب کرده است (Pishchulov et al., 2019; Sharma et al, 2020). مطالعات اندکی دربارۀ هم‌افزایی و ترکیبات مختلف ناب، چابک، تاب‌آور، سبز و پایدار (لارجس) زنجیرۀ تأمین انجام شده است (Gupta et al., 2019 Lu et al., 2019; Mohammad et al., 2019; Ortiz barrios et al., 2020; Tandis et al., 2019; Mathiyazhagan et al., 2021;). کاروالهو و کروزماچادو  (2011) ارتباط بین پارادایم لارجس را توضیح داده‌اند. براساس دانش ما، مطالعه‌ای مبنی بر تحلیل شاخص‌های زنجیرۀ تأمین لارجس براساس تکنیک دیمتل فازی انجام نشده است. اطلاع مدیران صنعت خودروسازی از روابط بین شاخص‎‍های ابعاد مختلف زنجیرۀ تأمین، آنها را در تصمیم‎‍گیری‎‍هایی از قبیل تخصیص بودجه و صرف وقت و توجه به تأثیرگذارترین شاخص‎‍ها یاری می‎‍رساند. همچنین اینکه تغییر در یک شاخص‎‍ به چه میزان در شاخص‎‍های دیگر تأثیر می‎‍گذارد، برای مدیران صنعت خودرو بسیار بااهمیت خواهد بود. به‎‍طور خلاصه، نتایج این پژوهش و یا به ‎‍عبارتی بهتر، نتایج حاصل از تحلیل شاخص‎‍ها با تکنیک دیمتل فازی، یک دیدگاه سیستمی از شاخص‎‍های هرکدام از ابعاد زنجیرة تأمین لارجس را به مدیران صنعت خودرو خواهد داد. صنعت خودرو یکی از صنایعی است که‎‍ به برون‌سپاری برای تأمین قطعات نیاز دارد؛ بنابراین صنعت خودرو یکی از وابسته‌ترین صنایع به تأمین‌کنندگان است. یکی از مشکلات اصلی تأمین‌کنندگان خودرو، نداشتن برنامه‎‍ای مناسب برای بهبود زنجیرۀ تأمین است و همین امر موجب شده است که کیفیت قطعات تولیدی آنها پایین باشد. این امر یک دیدگاه سیستمی از روابط بین شاخص‎‍های ابعاد زنجیرۀ تأمین در این صنعت را ضروری می‎‍کند. 
با توجه ‌به مطالب بیان‎‍شده، پژوهش حاضر بر آن است تا ابتدا شاخص‌های ابعاد زنجیرۀ تأمین لارجس را در صنعت خودرو‎‍ شناسایی و ضمن بررسی روایی آنها در صنعت خودروسازی، با استفاده از تکنیک دیمتل فازی، روابط علی و معلولی آنها را شناسایی و در‎‍نهایت بر‎‍اساس روابط شناسایی‎‍شده، راهکارهای بهبود زنجیرۀ تأمین را در صنعت خودرو‎‍ ارائه دهد.
2. مبانی نظری و پیشینۀ پژوهش
1-2- مبانی نظری پژوهش
1-1-2- زنجیرۀ تأمین ناب
فلسفۀ «ناب» پس از جنگ جهانی دوم از سیستم تولید تویوتا سرچشمه گرفت و براساس کاهش هزینه و انعطاف‌پذیری پایه‌گذاری شد (Bhattacharya et al., 2019). با پاسخگویی مؤثرتر، سریع‌تر و ‎‍‌پیش‌بینی‎‍پذیرتر به خواسته‌های مشتری، سازمان‌ها در یک زنجیرۀ تأمین ناب، ارزش مصرف‌کننده بیشتری دارند (Day et al., 2019‎‍ ‎‍Sharma et al., 2020;). زنجیرۀ تأمین ناب، راهی را برای مدیریت تغییرپذیری و استفادۀ مؤثر از دارایی‌ها برای برآورده‌کردن سریع‌تر تقاضای مشتری پیدا می‌کند (‎‍‎‍Carvalho et al., 2017; Tortorella et al., 2017)؛ بنابراین، کسب‌وکارها باید آگاه باشند که ناسازگاری خود را تنظیم کنند. درک رویکرد طراحی زنجیرۀ ناب،‎‍ یک استراتژی هوشمند برای بهبود طراحی محصول است (Dahmani et al., 2022).
2-1-2- زنجیرۀ تأمین چابک
چابکی زنجیرۀ تأمین، به ‌سرعت تحویل، بهبود کیفیت، رضایت مشتری، به ‌حداقل‌ رساندن هزینه و بهبود سطح خدمات بستگی دارد ( Agarwal et al., 2007؛Jafari Sadeghi et al., 2022). چابکی، قابلیت‌های سازمان را برای تولید و تحویل محصولات جدید، تحت‌ تأثیر قرار می‌دهد. کاهش هزینه‌های تولید، افزایش رضایت مشتری، از بین ‌بردن فعالیت‌های فاقد ارزش افزوده و افزایش رقابت، از‎‍جمله مزایایی است که از‎‍طریق استراتژی چابکی به دست می‎‍آید (Bottani, 2009). به‎‍دلیل تغییر ترجیحات مشتری، زنجیره‌های تأمین باید انعطاف‌پذیر باشند و به‌سرعت به پویایی بازار پاسخ دهند. در زنجیرۀ تأمین چابک، انعطاف‌پذیری و پیکربندی مجدد سریع هدف اصلی است (Meyer et al., 2020 Troise et al., 2022;). 
3-1-2- زنجیرۀ تأمین تاب‎‍آور
در دنیای امروز، بازارها به‎‍طور پیوسته تحت ‌تأثیر فعالیت‌های محیطی و عوامل خارجی قرار دارند. در این محیط پویا، مفهوم تاب‌آوری‎‍ یک راهبرد برای مواجهه با سطوح بالای عدم اطمینان ایجاد می‌شود (Rajesh, 2016). با توجه به ‎‍‌پیش‌بینی‎‍ناپذیربودن و تغییر جهان، بیشتر سازمان‌ها بر انعطاف‌پذیری برای مقابله با اختلالات محیط کسب‌وکار نامطمئنی تأکید می‌کنند که به‌عنوان زنجیرۀ تأمین انعطاف‌پذیر شناخته می‌شود. بازیگران زنجیرۀ تأمین باید قابلیت‌های پاسخگویی را از‎‍طریق انعطاف‌پذیری و افزونگی توسعه دهند تا از اختلال بازیابی کنند (Carvalho and Cruzmachado, 2011). 
4-1-2- زنجیرۀ تأمین سبز
مدیریت زنجیرۀ تأمین سبز  بر پایۀ یکپارچگی مدیریت محیط‌زیست و مدیریت زنجیرۀ تأمین تأکید دارد که آثار مخرب زیست‌محیطی در طول عمر محصول را به‌وسیلۀ به ‌اشتراک‌ گذاری اطلاعات و هماهنگی و همکاری تمام اعضای زنجیرۀ تأمین کنترل می‎‍کند. بخش‌های مختلف در زنجیرۀ تأمین سبز،‎‍ ارتباطات متقابلی دارند، به‌گونه‌ای که تغییر یک عامل ممکن است بر تعداد زیادی عوامل در زنجیرۀ تأمین تأثیر می‎‍گذارد. در زنجیرۀ تأمین سبز، تلاش می‌شود تا مدیران زنجیرۀ تأمین در تصمیم‌گیری‌های خود به‎‍جز هزینه‌های آشکار، هزینه‌های نامشهودی را کمینه کنند که در قیمت نهایی محصول لحاظ نمی‌شوند، آثار منفی و مخربی بر محیط‌زیست دارند و به‎‍طور غیرمستقیم‎‍ جامعه آنها را پرداخت می‌کند (Govindan et al., 2015). طبق گفتۀ منگ و همکاران  (2021)، مدیریت زنجیرۀ تأمین سبز، تأثیر محیطی فعالیت‌های تجاری بر فرایندهای مختلف از مواد خام محصولات نهایی را در یک شرکت در نظر می‎‍گیرد. مصرف‌کنندگان و دولت‌ها، دو عامل حیاتی هستند که شرکت‌ها را به بررسی چالش‌های سبز سوق می‌دهند. 
5-1-2- زنجیرۀ تأمین پایدار
وقتی صحبت از نگرانی‌های پایداری می‌شود، تنها سبز‎‍بودن و دوستدار محیط‌زیست بودن‎‍‎‍ اهمیت ندارند و مسائلی از قبیل‎‍ اینکه مواد اولیه از کجا آمده‌اند، چگونه تولید می‌شوند و اینکه آیا آن‎‍ها پس از استفاده بازیافت می‎‍شوند نیز، اهمیت پیدا می‎‍کنند ( Digalvar et al., 2020;‎‍ Allen et al., 2021;‎‍Sonar et al., 2022). موهانتی  (2018) دربارۀ توانمندسازهای مختلفی‎‍ برای یک زنجیرۀ تأمین پایدار، از‎‍جمله طراحی محصول پایدار، سیستم ارزیابی چرخۀ عمر، پذیرش فناوری سبز، لجستیک سبز و... بحث کرده است. در راستای ارزش محصول، فشارهای محیط‎‍زیستی و اجتماعی نیز طی مراحل مختلف تولید، ایجاد می‌شوند. در کشورهای مختلف، همواره از شرکت‌ها خواسته می‌شود بابت مشکلات محیط‎‍زیستی و اجتماعی در تمام زنجیرۀ تأمین پاسخگو باشند. در سال‌های اخیر، دربارۀ مشکلاتی از توزیع‌کننده‌های پوشاک همچون نایک، دیسنی، بنتون و آدیداس سؤال شده است که تولید محصولاتشان به بار آورده‌اند‎‍. بر این ‌اساس، مدیران زنجیرۀ تأمین با یکپارچه‌سازی مسائل محیط‎‍زیستی و اجتماعی شامل برخی استانداردهای مرتبط در وظایف روزانه‌شان مواجه شده‌اند (Govindan et al., 2015). 
6-1-2- زنجیرۀ تأمین لارجس
زنجیرۀ تأمین لارج، زنجیرۀ تأمینی مرکب از زنجیرۀ ناب، چابک، تاب‌آوری و سبز است که شرکت‎‍ها و سازمان‎‍ها ‎‍ از هم‎‍افزایی آنها بهره می‎‍برند و ضعفشان را با همپوشانی‎‍هایی مرتفع می‎‍کنند که در حوزه‎‍های مختلف اتفاق می‎‍افتد (Carvalho et al., 2012). زنجیرۀ تأمین لارجس به هم‎‍افزایی و ترکیبات مختلف ناب، چابک، تاب‌آور، سبز (زنجیرۀ تأمین لارج) و مباحث پایداری در زنجیرۀ تأمین اشاره دارد Mathiyazhagan et al., 2021)). 
در این پژوهش برای جمع‌آوری داده‌های لازم و همچنین شناسایی شاخص‌های زنجیرۀ تأمین لارجس، از مقالات موجود در پایگاه‌های دادة معتبر استفاده ‌شده است که از 41 مقالة استخراج‎‍شده، 20 مقاله به زبان فارسی از سایت‌های‎‍ مگیران، پایگاه مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی، سیویلیکا و 21 مقالۀ لاتین‎‍ از سایت‌های‎‍ پرو کوئست، امرالد، ساینس دایرکت و.... استخراج شدند که از بین این مقالات، 28 مقاله برای استخراج شاخص‎‍ها، بررسی و 35 شاخص شناسایی شدند. برای استخراج شاخص‎‍ها، ابتدا متن مقالات مطالعه و کدهای خامی شناسایی شدند که به‌صورت جملات یا کلمات بودند‎‍. در مرحلۀ بعد اعضای تیم پژوهش، کدهای خام را طی چند جلسه بازنگری و بازنویسی کردند. در‎‍نهایت با توجه ‌به مفهوم کدها و همچنین بر‎‍اساس پژوهش انجام‌شدة مرتبط با آنها، شاخص‎‍ها در ابعاد پنج‎‍گانه قرار داده شدند. برای آشنایی خوانندگان با نحوة استخراج زیرشاخص‎‍ها، در پیوست 1 زیرشاخص‎‍های ابعاد زنجیرة تأمین لارجس آمده است.
2-2- پیشینۀ پژوهش
در جدول 1، مهم‌ترین مطالعات با ذکر اطلاعاتی از قبیل عنوان، نویسندگان، روش پژوهش، ابزار گردآوری داده‌ها و صنعت‎‍ مطالعه‎‍شده آمده است.
جدول 1-پیشینۀ پژوهش
Table 1-Research Background
نویسندگان عنوان پژوهش خلاصۀ پژوهش
اکبرزاده و صفایی قادیکلایی 
(1399)
ارزیابی و تحلیل عملکرد - اهمیت اقدامات زنجیرۀ تأمین لارج در صنایع لبنی با هدف ارزیابی عملکرد و تحلیل اهمیت اقدامات زنجیرۀ تأمین مبتنی بر پارادایم LARG (شامل رویکردهای ناب، چابک، تاب‌آور و سبز) در صنایع لبنی کشور انجام شده است. در این مطالعه، از تکنیک تصمیم‌گیری چندمعیارۀ تحلیل عملکرد–اهمیت (IPA) برای تعیین جایگاه هریک از اقدامات LARG در ماتریس اهمیت و عملکرد استفاده شده است. نتایج نشان داد که برخی از اقدامات مانند کاهش ضایعات، پاسخ‌گویی سریع به تقاضا، انعطاف‌پذیری در تولید و رعایت الزامات زیست‌محیطی دارای اهمیت بالا و عملکرد نسبتاً مناسب‎‍اند؛ درحالی‌که برخی دیگر نیازمند توجه بیشتر و بهبود فوری‌اند. این یافته‌ها به مدیران صنایع لبنی کمک می‌کند تا با تمرکز بر اقدامات کلیدی LARG، بهره‌وری و پایداری زنجیرۀ تأمین را به‎‍طور هدفمند ارتقا دهند.
ایزدیار و همکاران 
(1399)
مدل ارزیابی عملکرد پایداری شیوه‌های مدیریت زنجیرۀ تأمین لارج در زنجیرۀ تأمین خودروسازی با استفاده از پویایی سیستم پژوهش حاضر با مرور پیشینه و مصاحبه با خبرگان صنعت، شیوه‌های مدیریت زنجیرۀ تأمین لارج شناسایی و با استفاده از فرایند تحلیل شبکه‌ای فازی اولویت‌بندی شدند و رویکرد یکپارچه از شیوه‌های مدیریت زنجیرۀ تأمین لارج ارائه شد. در‎‍نهایت، از رویکرد پویایی سیستم استفاده شده است.‎‍ یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که سناریوهای بهبود در اجرای مدیریت کیفیت جامع، بهبود اجرای تولید به‌موقع و بهبود حمل‌ونقل انعطاف‌پذیر، موجب پایدارتر‎‍شدن زنجیرۀ تأمین می‌شود. نتایج نشان می‌دهد که استراتژی ناب، استراتژی بسیار مهمی در دستیابی به پایداری در زنجیرۀ تأمین است.
ابویی و همکاران 
(1400)
ارزیابی زنجیرۀ تأمین لارج در صنایع خودروسازی با شناسایی شاخص‌ها و رویکرد بهترین - بدترین فازی (شرکت سایپا یدک) هدف از انجام پژوهش حاضر، شناسایی شاخص‌های ارزیابی زنجیرۀ تأمین لارج در شرکت سایپا یدک به روش غربالگری فازی، وزن‌دهی و اولویت‌بندی آنها با تکنیک بهترین– بدترین فازی است. نتایج حاصل نشان داد، بعد پاسخگویی، مهم‌ترین بعد زنجیرۀ تأمین لارج و عملکرد زیست‌محیطی رتبۀ دوم و سرعت، دانش و تکنولوژی، مشارکت و حمایت، مدیریت منابع انسانی، رابطه با تأمین‌کنندگان و مشتریان، شایستگی، انعطاف‌پذیری و کنترل هزینه‌ها و عملیات به ترتیب رتبه‌های سوم تا دهم را کسب کردند.
راوته و همکاران  (2021)
تجزیه‌وتحلیل داده‌های بزرگ، یک واسطه در فعالیت‌های ناب، چابک، انعطاف‌پذیر و سبز (لارج) روی زنجیره‌های تأمین پایدار این پژوهش نقش «تجزیه‌وتحلیل داده‌های بزرگ» (BDA) را‎‍ یک واسطه بین «عملکرد تجاری زنجیرۀ تأمین پایدار» و عوامل کلیدی، یعنی شیوه‌های ناب، شیوه‌های اجتماعی، شیوه‌های زیست‌محیطی، شیوه‌های سازمانی، شیوه‌های زنجیرۀ تأمین، مالی بررسی می‌کند. شیوه‌ها و مدیریت کیفیت جامع نمونه‌ای از 297 پاسخ از سی و هفت شرکت تولیدی هندی جمع‌آوری شد. این پژوهش چالش‌های موجود در مدیریت شیوه‌های LARG را برای کمک به زنجیرۀ تأمین پایدار بررسی می‎‍کند.
بوهانانا و کورچی  (2021)
ادغام مفاهیم ناب، سبز و چابک در مدیریت زنجیرۀ تأمین - مروری بر پژوهش سیستمی هدف پژوهش حاضر، یافتن مسیرهای تحقیقاتی جدید و کشف شکاف‌های موجود در پیشینه، از‎‍طریق مروری نظام‌مند پژوهش با توجه ‌به پارادایم‌های ناب، سبز و چابک است؛ در‎‍نتیجه امروزه به‎‍طور گسترده پذیرفته شده است که پایداری محیطی باید‎‍ اساسی‌ترین برنامۀ اقدام برای موفقیت سازمان‌ها در نظر گرفته شود. در‎‍واقع، پایداری زیست‌محیطی باید در بالاترین اولویت قرار گیرد تا کارایی و سودآوری کافی حاصل شود. اجرای مؤثر پارادایم‌های ناب، سبز و چابک باید‎‍ یک استراتژی بالقوه برای شکوفایی کسب‌وکار در نظر گرفته شود.
انوری  (2021)
ادغام پارادایم‌های زنجیرۀ تأمین لارج و عملکرد پایدار زنجیرۀ تأمین (مطالعۀ موردی ایران) هدف این پژوهش، بررسی این است که آیا پارادایم‌های ناب، چابک، تاب‌آوری، سبز و پایدار در محیط واقعی (صنایع پتروشیمی) مدیریت زنجیرۀ تأمین (SCM) به کار گرفته و ترکیب می‌شوند یا خیر. برای دستیابی به این هدف، بررسی پیشینۀ ساختاریافتۀ مبانی نظری پارادایم‌های تولید در (SCM) انجام شد؛ سپس مدل مفهومی از بررسی مبانی پژوهش نظری و ساختار زنجیرۀ تأمین و پایداری ناب، چابکی، تاب‌آوری، سبز (LARG) استخراج شده است. نتایج نشان داد که پارادایم‌های موجود در (SCM) شامل‎‍ ناب، چابک، تاب‌آوری، سبز و پایدار نقش مهمی در عملکرد موفق و مزیت رقابتی دارند. مشارکت این پژوهش یک مدل تلفیقی از پارادایم‌های زنجیرۀ تأمین LARG و عملکرد زنجیرۀ تأمین پایدار است.
شایگان و همکاران  (1401)
طراحی و تبیین مدل مبتنی بر استراتژی زنجیرۀ تأمین لارج برای بهبود عملکرد رقابتی در صنعت داروسازی ایران پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل مبتنی بر استراتژی زنجیرۀ تأمین لارج، برای بهبود عملکرد رقابتی در صنعت داروسازی ایران (تولید داروهای ژنریک) انجام شد. یافته‌های پژوهش به شناسایی 106 کدباز شناسایی منجر شد که در قالب چالش‌ها و الزامات استراتژی‌های ناب، تاب‌آور، چابک و سبز زنجیرۀ تأمین لارج دسته‌بندی شدند. چالش‌های مدیریت زنجیرۀ تأمین دارویی لارج عبارت‌اند از: هزینه، زمان، تأمین خارجی، کمبودی موجودی دارو و... الزامات مدیریت زنجیرۀ تأمین دارویی لارج نیز عبارت‎‍اند از: تولید به‎‍هنگام و مدیریت ارتباط با مشتری، حذف ضایعات، برنامه‌ریزی هماهنگ و مدیریت منابع، انعطاف‌پذیری در برابر تغییرات، انطباق‌پذیری (سازگاری) و تبادل دانش، پایداری زنجیرۀ تأمین، ترویج تفکر زیست‌محیطی و بسته‌بندی سبز، مدیریت سبز و رعایت استانداردها و قوانین زیست‌محیطی که تمامی این چالش‌ها و الزامات بر عملکرد رقابتی زنجیرۀ تأمین دارویی تأثیر معناداری داشتند.
بوتانی و همکاران  (2022)
توسعه و پیشنهاد یک سیستم اندازه‌گیری عملکرد لارج (ناب، چابک، انعطاف‌پذیر، سبز) برای زنجیرۀ تأمین مواد غذایی هدف این پژوهش، ترسیم چارچوبی برای اندازه‌گیری و ارزیابی عملکرد زنجیرۀ تأمین در بخش مواد غذایی است. رویکرد پیشنهادی مبتنی بر دیدگاه‌های شناخته‎‍شدۀ لارج (ناب، چابک، تاب‌آوری و سبز) است که پیشینۀ مربوطه برای آن تحلیل می‌شود و معیارهای موجود با تمرکز خاص بر بخش غذا بررسی می‌شوند. این اجازه می‌دهد تا یک سیستم اندازه‌گیری عملکرد مناسب برای زنجیرۀ تأمین مواد غذایی ایجاد شود؛ در‎‍نتیجه این پژوهش چارچوبی متشکل از 13 شاخص را پیشنهاد کرده است که برای ارزیابی عملکرد زنجیرۀ تأمین در برابر چهار دیدگاه کلیدی، یعنی ناب، چابک، تاب‌آوری و سبز در نظر گرفته شده است. لارج، اساسی در موفقیت یک زنجیرۀ تأمین شناخته می‌شو‎‍د.
علیپور و همکاران  (2022)
مدیریت منابع انسانی ناب، چابک، انعطاف‌پذیر و سبز: تأثیر بر نوآوری سازمانی و عملکرد سازمانی این پژوهش با هدف بررسی تأثیر مدیریت منابع انسانی مبتنی بر رویکردهای ناب، چابک، انعطاف‌پذیر و سبز بر نوآوری سازمانی و عملکرد سازمانی انجام شده است. برای تحلیل داده‌ها، از مدل‌سازی معادلات ساختاری (SEM) استفاده شد. نتایج نشان می‌دهد که تلفیق این رویکردها در مدیریت منابع انسانی، موجب ارتقای نوآوری و بهبود عملکرد سازمانی می‌شود و پیاده‌سازی استراتژی‌های هم‌افزا در این حوزه، مزیت رقابتی و توسعۀ پایدار را افزایش می‎‍دهد.
سونار و همکاران  (2022)
نقش پارادایم ناب، چابک، انعطاف‌پذیر، سبز و پایدار در انتخاب تأمین‌کنندههدف این مقاله، شناسایی معیارهای مهم برای انتخاب تأمین‌کننده در پارادایم LARGS و توسعۀ رابطۀ سلسله‌مراتبی بین معیارهاست. این تحقیق 22 معیار کلیدی را برای انتخاب تأمین‎‍کننده در پارادایم LARGS شناسایی کرده است. داده‎‍ها از 12 خبره جمع‎‍آوری و با استفاده از مدل‌سازی ساختاری تفسیری (ISM) ‎‍ تجزیه و تحلیل شد. از مدل ISM، مشاهده می‌شود که موقعیت جغرافیایی در پایین سلسله‎‍مراتب قرار می‌گیرد که نشان‌دهندۀ قدرت محرکۀ بالا و مهم‎‍ترین معیارها در هنگام انتخاب هر تأمین‌کننده است.
حسین‌زاده و همکاران  (1402)
اولویت‌بندی راهبردها مبتنی بر شناسایی و رتبه‌بندی ریسک‌های زنجیره تأمین لارج پژوهش حاضر با بررسی مطالعات انجام‌شده در زمینۀ شناسایی و رتبه‌بندی ریسک‌های مدیریت زنجیرۀ تأمین ناب، چابک، تاب‌آور و سبز، با ارائۀ مدلی تحلیلی-ترکیبی مبتنی بر دلفی فازی و فرایند تحلیل شبکه‌ای در محیط نرم‌افزار (شرکت عملیاتی نفت و گاز) انجام ‌شده است. مطابق با یافته‌های پژوهش، ریسک‌های معیار فرایند دارای بیشترین وزن، به‌عنوان معیار برتر انتخاب شد و به ترتیب معیارهای تأمین، کنترل، محیطی، تقاضا و سیستم اطلاعاتی در اولویت‌های بعدی قرار گرفتند. تبیین راهبرد نوین، راهبردهای رقابتی چابک، ناب، تاب‌آور و سبز به ترتیب اولویت‌بندی شدند.
باباتبار سرخی و همکاران   (1402)
ارزیابی مدیریت سلامت در زنجیرۀ تأمین دارو با رویکرد لارج در این پژوهش موضوع شناسایی معیارهای مؤثر در انتخاب تأمین‌کنندگان و تعیین درجۀ اهمیت آنها در رویکرد ترکیبی زنجیرۀ تأمین لارج (صنایع دارویی) ‎‍بررسی شد. برای تعیین میزان اهمیت شاخص‌ها از مدل‌های ساختاری استفاده شد. با استفاده از روش پرامتی ۲ و درجۀ اهمیت حاصل از مطالعات روابط ساختاری شاخصه‌ای تحقیق، شرکت‌های منتخب مطالعه رتبه‌بندی شدند.
خانزادی و همکاران   (1402)
توسعۀ مدل مدیریت زنجیرۀ تأمین لارج - اثربخش با رویکرد پویایی سیستم‌ها این پژوهش با استفاده از پیشینۀ پژوهش و مطالعات، ۱۲ سرفصل از شاخص‌ها به‌عنوان شاخص‌های لارج اثربخش انتخاب شد؛ سپس با روش دلفی فازی ارتباطات و میزان اهمیت هریک از این مؤلفه‌ها مشخص شد و باز هم متغیرهای پراهمیت‌تر برای بررسی بیشتر مدل شدند. بر این ‌اساس، با استفاده از مفاهیم دستگاه‌های پویا، حلقه‌های علی-معلولی ترسیم شد؛ بعد دیاگرام جریان مدل و همچنین آزمون‌های اعتبارسنجی مدل پیشنهادی انجام شد. درنهایت با بررسی خروجی‌های به‌دست‌آمده از سناریوهای پیشنهادی، مشخص شد که بیشتر متغیرها در حالت لارج اثربخش، رفتار بهبودیافته‌ای دارند.
سراجی و همکاران  (2023)
چارچوبی جهت ارزیابی چالش‌های پذیرش زنجیره تأمین لارج در شرکت‌های داروسازیپژوهش حاضر برای توسعۀ یک چارچوب ارزیابی فراگیر از چالش‌های پذیرش LARG SC است. به این منظور، بررسی پیشینۀ دقیقی برای شناسایی چالش‌ها و سپس اعتبار شناسایی‌شده انجام شد. چالش‌ها ا‎‍زطریق یک نظرسنجی تجزیه‌وتحلیل شد که در آن پانزده متخصص چالش‌های شناسایی‎‍شده را ارزیابی کردند؛ پس از آن، یک روش جدید MEREC-TOPSIS تحت مجموعه‌های فازی کروی برای تعیین اهمیت عینی پیشنهاد شد. چالش‌های تأیید‎‍شده و ارزیابی عملکرد پنج شرکت داروسازی در مواجهه با مشکل به پذیرش LARG SC بستگی دارد. نتایج 35 چالش تأیید‎‍شده برای پذیرش LARG SC ، از‎‍جمله هفت مورد ناب ، نه چابک، نه انعطاف‎‍پذیر و ده چالش سبز را نشان داد. همچنین مشخص شده است که مهم‎‍ترین چالش‌های ناب، چابک، انعطاف‌پذیر و سبز عبارت‎‍اند از: طراحی برای تولید، به‎‍کارگیری فناوری اطلاعات، قوی ارتباط با تأمین‎‍کنندگان و توزیع‎‍کنندگان و بسته‎‍بندی سبز.
رحیمی و همکاران (1403)
ارائۀ راهبرد عملکرد پایداری در زنجیرۀ تأمین خودروسازی با استفاده از تحلیل شبکه‌ای فازی
با هدف ارائۀ راهبردی برای بهبود عملکرد پایداری زنجیرۀ تأمین در صنعت خودروسازی ایران انجام شده است. در این مطالعه، با بهره‌گیری از روش تحلیل شبکه‌ای فازی (FANP)، شاخص‌های پایداری در سه بُعد اقتصادی، زیست‌محیطی و اجتماعی شناسایی و اولویت‌بندی شدند. یافته‌ها نشان داد که بُعد اقتصادی از اهمیت بیشتری برخوردار است و شاخص‌هایی مانند کاهش هزینه، افزایش سودآوری و بهبود بهره‌وری انرژی، در اولویت قرار دارند. پژوهشگران بر لزوم توجه متوازن به ابعاد سه‌گانۀ پایداری و بهره‌گیری از روش‌های تصمیم‌گیری چندمعیاره تأکید کرده‌اند.
بنی‌سیلاوی و همکاران  (1403)
طراحی مدل یکپارچه زنجیره تأمین مبتنی بر پارادایم LARG در صنعت نفت (پالایشگاه آبادان) با هدف طراحی مدل یکپارچۀ زنجیرۀ تأمین بر‎‍اساس پارادایم LARG (شامل رویکردهای ناب، چابک، تاب‌آور و سبز) در صنعت نفت، به‌صورت مطالعۀ موردی در پالایشگاه آبادان انجام شده است. برای شناسایی و تحلیل روابط میان شاخص‌ها، از تکنیک تحلیل ساختاری تفسیری (ISM) و مدل‌سازی معادلات ساختاری به روش PLS استفاده شده است.
نتایج تحقیق نشان می‌دهد که ترکیب مؤلفه‌های LARG، عملکرد زنجیرۀ تأمین را از‎‍طریق کاهش ضایعات، افزایش انعطاف‌پذیری، ارتقای پایداری زیست‌محیطی و تاب‌آوری در برابر اختلالات بهبود بخشید. بر این ‌اساس، پژوهشگران بر ضرورت استفاده از رویکردهای یکپارچه و چندبعدی در مدیریت زنجیرۀ تأمین صنایع حساس مانند نفت تأکید می‌کنند.
بهمن و همکاران 
(1404)
ارزیابی عملکرد تاب‌آوری زنجیرۀ تأمین صنایع دارویی تحت شرایط عدم قطعیت: رویکرد تصمیم‌گیری چندمعیارۀ فازی با هدف ارزیابی عملکرد تاب‌آوری زنجیرۀ تأمین صنایع دارویی در شرایط عدم قطعیت انجام شده است. برای این منظور، از رویکرد تصمیم‌گیری چندمعیارۀ فازی  به‌منظور شناسایی و اولویت‌بندی شاخص‌های تاب‌آوری استفاده شد. نتایج نشان داد که شاخص‌هایی مانند انعطاف‌پذیری عملیاتی، تنوع منابع تأمین، پاسخ‌گویی سریع و مدیریت ریسک مؤثر، تأثیرگذارترین عوامل در افزایش تاب‌آوری زنجیرۀ تأمین دارویی هستند. پژوهش بر اهمیت به‌کارگیری ابزارهای تصمیم‌گیری فازی برای مقابله با عدم قطعیت و اختلالات تأکید دارد.
اوراگینی و همکاران  (2024)
بررسی تأثیر مدیریت منابع انسانی ناب، چابک، تاب‌آور و پایدار بر عملکرد محیط‌زیستی سازمان‌ها و نقش میانجی نوآوری سبز در این ‌رابطه. این پژوهش، تأثیر مدیریت منابع انسانی ناب، چابک، تاب‌آور و پایدار را بر عملکرد محیط‌زیستی سازمان‌ها‎‍ و نقش نوآوری سبز را به‌عنوان میانجی بررسی می‌کند. روش پژوهش کمی و مبتنی بر پرسش‎‍نامه بوده و تحلیل داده‌ها با مدل‌سازی معادلات ساختاری انجام شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که به‌کارگیری رویکردهای LARS در مدیریت منابع انسانی، موجب افزایش نوآوری‌های سبز و بهبود عملکرد محیط‌زیستی سازمان می‌شود. مقاله بر اهمیت توجه هم‎‍زمان به کارایی، انعطاف‌پذیری، تاب‌آوری و پایداری در مدیریت منابع انسانی تأکید دارد و نوآوری سبز را  پل ارتباطی بین این ابعاد و نتایج محیط‌زیستی معرفی می‌کند.
ونتورا و همکاران   (2025)
بررسی و مرور پیشینۀ چهار پارادایم کلیدی مدیریت زنجیرۀ تأمین (ناب، چابک، تاب‌آور و سبز/پایدار) و ارائة گام‌های پژوهشی برای ادغام کامل آنها در قالب یک چارچوب مفهومی یکپارچه. این پژوهش با استفاده از روش مرور نظام‌مند پیشینه، چهار رویکرد اصلی مدیریت زنجیرۀ تأمین، شامل ناب، چابک، تاب‌آور و سبز/پایدار را بررسی کرده است. نتایج نشان می‌دهد هر‎‍یک از این پارادایم‌ها مزایا و محدودیت‌های خاص خود را دارند؛ ناب بر کاهش اتلاف و بهره‌وری، چابک بر واکنش سریع به تغییرات محیطی، تاب‌آور بر تداوم عملکرد در شرایط بحرانی و سبز بر کاهش آثار زیست‌محیطی متمرکز است. نویسندگان با تحلیل و مقایسۀ یافته‌های پیشین، یک چارچوب مفهومی یکپارچه پیشنهاد کرده‌اند که ادغام هم‎‍زمان این رویکردها‎‍ به ایجاد زنجیره‌های تأمین کارآمد، پایدار و مقاوم منجر می‎‍شود. همچنین، پژوهش به شکاف‌های موجود مانند کمبود مدل‌های کمی، نقش فناوری‌های نوین و فقدان مطالعات موردی صنعتی اشاره می‌کند.
نظری ‌شرکوحی و زارع  (2025)
بررسی و بهبود فرایند تصمیم‌گیری در سیستم‌های بهداشت و درمان با استفاده از پارادایم لارجس برای ارزیابی عملکرد بخش‌های بیمارستانی تحت شرایط عدم قطعیت. نقش پارادایم لارجس (ناب، چابک، تاب‌آور و سبز/پایدار) در بهبود تصمیم‌گیری و ارزیابی عملکرد بخش‌های بیمارستانی را تحت شرایط عدم قطعیت بررسی می‎‍کند. روش پژوهش ترکیبی از مطالعات میدانی و مدل‌سازی چندمعیاره (MCDM) است و داده‌ها با پرسش‎‍نامه و شبیه‌سازی تحلیل شده‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد که هر‎‍یک از ابعاد LARGS نقش منحصربه‌فردی در بهبود بهره‌وری، واکنش سریع، تاب‌آوری، کاهش آثار محیط‌زیستی و پایداری بلندمدت دارند. ترکیب این پنج بعد موجب ایجاد یک سیستم تصمیم‌گیری جامع، انعطاف‌پذیر و پایدار در محیط‌های بهداشتی می‌شود و مقاله، مسیر تحقیقات آینده را به‎‍سمت استفاده از فناوری‌های دیجیتال و مدل‌سازی پیشرفته باز می‌کند.
3. روش‌شناسی پژوهش
این پژوهش ازلحاظ هدف، کاربردی و ازنظر ماهیت توصیفی - تحلیلی است. روش ‎‍استفاده‎‍شده برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها، دیمتل فازی است. جامعۀ آماری پژوهش، خبرگان دانشگاهی با حداقل تحصیلات دکترا، سابقۀ کار بالای 10 سال و آشنا با موضوع‎‍اند. خبرگان صنعت با حداقل تحصیلات کارشناسی‎‍ارشد، بالای 5 سال سابقۀ کار و سمتشان مرتبط با موضوع زنجیرۀ تأمین بوده است. روش نمونه‎‍گیری گلوله‎‍برفی هدفمند بوده است که با انتخاب 5 نفر از خبرگان دانشگاهی و 8 نفر از خبرگان صنعت خودرو، به اشباع نظری رسید. در این پژوهش ابتدا پرسش‎‍نامۀ روایی، محتوای شاخص‎‍های شناسایی‎‍شده را تهیه می‎‍کند و در اختیار خبرگان دانشگاهی و صنعتی قرار داده می‎‍شود؛ پس از محاسبۀ ضریب روایی محتوا با استفاده از رابطۀ (1)، شاخص‎‍های نهایی انتخاب می‎‍شوند و سپس پرسش‎‍نامۀ دیمتل فازی تهیه می‎‍شود و در اختیار خبرگان قرار می‎‍گیرد. روایی سازه بر آن دلالت دارد که نتایج به‌ دست ‌آمده از کاربرد سنجه‌ها تا چه حدی با تئوری‌هایی سازگاری دارد که آزمون بر‎‍اساس آن طراحی شده است. با توجه به آنکه شاخص‌های زنجیرۀ تأمین لارجس از پیشینۀ مرتبط استخراج ‌شده و خبرگان همان حوزه آن را تأیید کرده‎‍اند، بنابراین ‎‍روایی سازه نیز دارند. 
(1) CVR=(n_e-N/2)/(N/2)
در رابطة 1 (Lawshe, 1975)، N تعداد کل خبرگان وn_e تعداد افرادی است که گزینۀ «ضروری است» را انتخاب کرده‌اند. حداقل مقدار CVR پذیرفتنی باید بر‎‍اساس جدول لاوشه (1975) باشد. شاخص‎‍هایی که مقدار CVR محاسبه‎‍‌شده برای آنها کمتر از میزان مد‎‍نظر با توجه به تعداد متخصصان ارزیابی‌کنندۀ شاخص باشد، باید حذف شوند. در این پژوهش، به‌منظور بررسی روایی محتوای شاخص‌ها از نسبت روایی محتوا (CVR) بر‎‍اساس نظر ۱۳ نفر از خبرگان استفاده شد. مطابق جدول لاوشه، مقدار حداقل پذیرفتنی CVR برای این تعداد خبره 0.54 در نظر گرفته شد. بر این اساس، شاخص‌هایی که مقدار CVR آنها بیشتر یا برابر با 0.54 بود، شاخص‌های معتبر انتخاب و در مراحل بعدی پژوهش وارد شدند. شاخص‌هایی که مقدار CVR آنها کمتر از این مقدار بود، به‌دلیل نداشتن روایی محتوایی کافی، کنار گذاشته شدند. بعد از اینکه شاخص‎‍ها با استفاده از نظر خبرگان نهایی می‎‍شوند، روابط علی و معلولی آنها با استفاده از دیمتل فازی طبق گام‎‍های ذیل تحلیل می‎‍شود (Lin and Wu, 2008):
1. تشکیل گروه خبرگان به‌منظور گردآوری دانش گروهی آنها برای حل مسئله: در این پژوهش از خبرگان دانشگاهی و صنعت خودروسازی استفاده می‌شود. خبرگان دانشگاهی، همگی عضو هیئت علمی دانشگاه و پایان‎‍نامه‎‍های مرتبط و مشابه با موضوع پژوهش را راهنمایی کرده بودند. خبرگان صنعت همگی در واحد معاونت برنامه‎‍ریزی شرکت‎‍ مسئولیت داشتند.
2. تعیین معیارهای‎‍ ارزیابی‎‍شده و همچنین طراحی مقیاس‌های زبانی: با استفاده از نظرات خبرگان، شاخص‌های پژوهش شناسایی می‌شوند. یک ماتریس تدوین می‌شود که پاسخ‌دهندگان باید میزان تأثیر متغیر سطر بر ستون را با استفاده از متغیر‌های زبانی جدول 3، تعیین کنند.
جدول 3- عبارات زبانی‎‍استفاده‎‍شده و اعداد فازی متناظر
Table 3 - Linguistic expressions used and corresponding fuzzy numbers
عبارات زبانی اعداد فازی مثلثی
بدون تأثیر (No) (25/0، 0، 0)
تأثیر خیلی کم (VL) (5/0، 25/0، 0)
تأثیر کم (L) (75/0، 5/0، 25/0)
تأثیر زیاد (H) (1، 75/0، 5/0)
تأثیر خیلی زیاد (VH) (1، 1، 75/0)
3. ایجاد ماتریس فازی ارتباط مستقیم اولیه با جمع‌آوری نظرات خبرگان: برای اندازه‌گیری روابط بین معیارها، باید آنها را در یک ماتریس مربع قرار داد و از خبرگان بخواهیم آنها را بر‎‍اساس میزان تأثیرشان بر یکدیگر با هم مقایسه کنند. 
4. نرمال‌سازی ماتریس فازی ارتباط مستقیم: هریک از حدود پایین، وسط‎‍ و بالای عدد فازی را در قالب یک ماتریس جداگانه نمایش داد.
5. محاسبۀ ماتریس فازی روابط کل: برای محاسبۀ ماتریس روابط کل، ابتدا معکوس ماتریس نرمال را محاسبه و ‎‍ آن را از ماتریس I کم می‌کنیم؛ سپس ماتریس نرمال را در ماتریس حاصل، ‌ضرب می‌کنیم. 
6. فازی‎‍زدایی: ماتریس روابط کل را فازی‎‍زدایی می‎‍کنیم. 
7. محاسبۀ مقادیر تأثیرگذاری و تأثیرپذیری: ابتدا جمع عناصر هر سطر (D) و جمع عناصر هر ستون ‎‍(R) از ماتریس فازی را محاسبه می‎‍کنیم. جمع عناصر هر سطر (D) برای هر عامل نشانگر میزان تأثیرگذاری آن عامل بر دیگر عامل‌های سیستم است. جمع عناصر ستون (R) برای هر عامل، نشانگر میزان تأثیرپذیری آن عامل از دیگر عامل‌های سیستم است؛ سپس مقادیر D+R و D-R را به دست می‌آوریم که به ترتیب نشان‌دهندۀ میزان تعامل و خالص تأثیرگذاری شاخص‎‍ها هستند. 
D + R میزان تعامل شاخص‎‍ها را نشان می‎‍دهد و هرچه مقدار آن برای یک شاخص بیشتر باشد، آن شاخص تعامل بیشتری با دیگر شاخص‎‍ها دارد. D - R خالص تأثیرگذاری هر شاخص را نشان می‎‍دهد. اگر حاصل D - R عددی منفی باشد، به این معناست که شاخص مدنظر بیشتر تحت ‌تأثیر دیگر شاخص‎‍ها قرار دارد تا اینکه بر آنها تأثیر بگذارد. به ‌عبارت ‌دیگر، این شاخص‎‍ یک شاخص تأثیرپذیر شناخته می‎‍شود و نشان‎‍دهندۀ وابستگی بیشتر آن به دیگر شاخص‎‍هاست. اگر D-R مثبت باشد، به این معناست که شاخص مدنظر بیشتر بر دیگر شاخص‎‍ها تأثیر دارد.
4. تحلیل داده‎‍ها و یافته‎‍های پژوهش
بر‎‍اساس نظر خبرگان و طبق جدول لاوشه  (1975)، شاخص‌های موقعیت جغرافیایی، احترام به کارکنان از بعد ناب، شاخص‌های رشد درآمد سالانه، سیستم ارزیابی چرخة حیات از بعد پایداری، شاخص استراتژی‌های منبع‌یابی از بعد تاب‌آوری، شاخص‌های معرفی محصولات و خدمات جدید، زنجیرۀ تأمین مشارکتی، بهینه‌سازی منابع از بعد چابکی، شاخص‌های ارزیابی و کنترل عملکرد زیست‌محیطی عملیات، تأییدیه‌های زیست‌محیطی، همکاری زیست‌محیطی با مشتریان و تأمین‌کنندگان، از بعد سبز حذف شدند. شاخص‌های نهایی به شرح جدول 4 هستند.
جدول 4- شاخص‎‍های نهایی‎‍شده
Table 4 - Finalized indicators
ردیف شاخص‎‍های زنجیرۀ تأمین لارجس زیرشاخص علامت اختصاری
نابمدیریت کیفیت جامعL1
تولید بهنگامL2
روابط با تأمین‌کنندگانL3
بهبود و کنترل کیفیت محصولات /خدماتL4
بهبود مستمر کیفیتL5
3 چابکی استفاده از فناوری اطلاعات A1
معرفی محصولات و خدمات جدیدA2
زنجیرۀ تأمین مشارکتیA3
پاسخ‌گویی سریع به نیازهای مشتریانA4
4 تاب‌آوری طراحی همکاری و هماهنگی R1
مدیریت تسهیم ریسک زنجیرۀ تأمینR2
فرهنگ زنجیرۀ تأمین ارتجاعیR3
مهندسی مجددR4
مدیریت مبتنی بر تقاضاR5
5 سبز طراحی، تولید بسته‌بندی سبز G1
لجستیک یا خرید/عملیات سبزG2
تأییدیه‌های زیست‌محیطیG3
نوآوری سبزG4
6 پایداری طراحی محصول پایدار S1
برنامه‌ریزی استراتژیک برای پایداری سازمانیS2
شهرت و خوش‌نامی سیستمS3
جریان ارزش پایدارS4
تکنولوژی استفاده از منابع تجدیدپذیرS5
 
در ادامه، به‌منظور جلوگیری از افزایش حجم مقاله، ضمن اینکه ماتریس‎‍های قبل از ماتریس روابط کل آورده نمی‎‍شوند، ماتریس‎‍های روابط کل حدود پایین، وسط و بالا، فقط برای بعد ناب آورده می‎‍شوند و برای دیگر ابعاد نیز، فقط ماتریس کل یکپارچه آورده می‎‍شود. در جداول 5، 6 و 7، D (میزان تأثیرگذاری)، R (میزان اثرپذیری)، D+R (میزان تعامل) و D-R (خالص تأثیرگذاری) نیز نمایش ‌داده ‌شده است.
جدول 5-ماتریس روابط کل حدود پایین بعد ناب
Table 5 - Matrix of total relations of the lower bounds of the lean dimension
L1L2L3L4L5D
L1 7059/0 939/0 788/0 182/1 081/1 697/4
L2 3648/0 361/0 363/0 587/0 485/0 16/2
L3 7028/0 858/0 49/0 907/0 811/0 77/3
L4 7898/0 788/0 656/0 795/0 932/0 961/3
L5 818/0 907/0 699/0 073/1 763/0 26/4
R 3813/3 858/3 996/2 575/4 07/4
جدول 6- ماتریس روابط کل حدود وسط بعد ناب
Table 6 - Matrix of relationships between the total and the lean dimension
L1L2L3L4L5D
L1 845/0 12/1 01/1 355/1 25/1 583/5
L2 556/0 553/0 58/0 814/0 717/0 22/3
L3 888/0 05/1 72/0 138/1 039/1 836/4
L4 883/0 958/0 863/0 95/0 08/1 735/4
L5 965/0 05/1 929/0 284/1 942/0 14/5
R 137/4 74/4 107/4 504/5 03/5
جدول 7- ماتریس روابط کل حدود بالا بعد ناب
Table 7 - Matrix of lean upper bound total relations
T L1 L2 L3 L4 L5 D
L1 279/1 575/1 498/1 767/1 676/1 796/7
L2 009/1 995/0 053/1 275/1 18/1 512/5
L3 326/1 482/1 176/1 573/1 479/1 035/7
L4 317/1 418/1 334/1 378/1 504/1 95/6
L5 397/1 513/1 409/1 666/1 375/1 36/7
R 328/6 983/6 47/6 66/7 213/7
سه ماتریس فوق را به یک ماتریس یکپارچه تبدیل کنید تا‎‍ روابط ‎‍‌اعتناپذیر شاخص‎‍ها به دست آید (جدول 8). به همین صورت برای ابعاد پایداری، تاب‎‍آوری، چابکی و سبز نیز، ماتریس روابط کل یکپارچه‎‍شده به دست می‎‍آید.
جدول 8- ماتریس روابط کل فازی یکپارچه‎‍شدۀ بعد ناب
Table 8- Integrated fuzzy total relationship matrix of lean dimension
T L1 L2 L3 L4 L5 D
L1 894/0 166/1 057/1 395/1 293/1 805/5
L2 6/0 594/0 624/0 853/0 756/0 427/3
L3 93/0 092/1 757/0 172/1 074/1 025/5
L4 94/0 006/1 907/0 995/0 127/1 975/4
L5 012/1 106/1 97/0 289/1 985/0 363/5
R 376/4 96/4 316/4 704/5 235/5
 
برای به ‌دست ‌آوردن روابط ‎‍اعتناپذیر، از تمام درایه‎‍های ماتریس روابط کل فازی یکپارچه‎‍شده، میانگین حسابی گرفته می‎‍شود. برای هرکدام از درایه‎‍های کوچک‌تر از میانگین، مقدار صفر (برای آن شاخص رابطۀ علی در نظر گرفته نمی‎‍شود) و برای هرکدام از درایه‎‍های بزرگ‌تر از میانگین، مقدار یک در نظر گرفته می‎‍شود (برای آن شاخص رابطۀ علی در نظر گرفته می‎‍شود). شکل 1، روابط بین شاخص‎‍های بعد ناب زنجیرۀ تأمین را بر‎‍اساس روابط ‎‍‌اعتناپذیر را نشان می‎‍دهد.
 
شکل 1- نمودار روابط‎‍ اعتناپذیر شاخص‎‍های بعد ناب
Fig. 1 - Significant relationships between lean dimension indicators
جدول 9، ماتریس روابط کل فازی یکپارچه‎‍شده برای شاخص‎‍های بعد پایداری و شکل 2 روابط‎‍ اعتناپذیر بین شاخص‎‍های بعد پایداری را براساس ماتریس روابط‎‍ اعتناپذیر نشان می‎‍دهد.
جدول 9- ماتریس روابط کل فازی یکپارچه‎‍شدۀ بعد پایداری
Table 9- Integrated Fuzzy Total Relationship Matrix for the Sustainable Dimension 
T S1 S2 S3 S4 S5 D
S1 513/0 593/0 713/0 721/0 253/0 793/2
S2 909/0 585/0 894/0 951/0 367/0 707/3
S3 593/0 575/0 459/0 633/0 228/0 488/2
S4 66/0 548/0 65/0 501/0 244/0 60/2
S5 887/0 713/0 715/0 89/0 242/0 447/3
R 563/3 014/3 431/3 696/3 334/1
 
 
شکل 2-روابط‎‍ اعتناپذیر شاخص‎‍های بعد پایداری
Figure 2 - Significant relationships between sustainability dimension indicators 
جدول 10، ماتریس روابط کل فازی یکپارچه‎‍شده برای شاخص‎‍های بعد تاب‎‍آوری و شکل 3 روابط بین شاخص‎‍های بعد تاب‎‍آوری براساس ماتریس روابط‎‍ اعتناپذیر را نشان می‎‍دهد.
جدول 10- ماتریس روابط کل فازی یکپارچه‎‍شدۀ بعد تاب‎‍آوری
Table 10- Integrated fuzzy total relationship matrix for resilience dimension
T R1 R2 R3 R4 R5 D
R1 27/1 386/1 421/1 445/1 471/1 994/6
R2 427/1 198/1 461/1 372/1 429/1 882/6
R3 565/1 39/1 295/1 496/1 494/1 319/7
R4 08/1 026/1 025/1 909/0 095/1 115/5
R5 37/1 42/1 35/1 49/1 07/1 7/6
R 70/6 42/6 552/6 71/6 55/6
 
 
شکل 3-روابط‎‍ اعتناپذیر شاخص‎‍های بعد تاب‎‍آوری 
Figure 3 - Significant relationships between indicators of the resilience dimension
جدول 11، ماتریس روابط کل فازی یکپارچه‎‍شده برای شاخص‎‍های بعد چابکی و شکل4 روابط بین شاخص‎‍های بعد چابکی را براساس ماتریس روابط‎‍ اعتناپذیر نشان می‎‍دهد.
جدول 11- ماتریس روابط کل فازی یکپارچه‎‍شدۀ بعد چابکی
Table 11 - Integrated fuzzy total relationship matrix for agility dimension 
T A1 A2 A3 A4 D
A1 476/0 06/1 779/0 78/0 095/3
A2 516/0 532/0 54/0 649/0 237/2
A3 502/0 763/0 384/0 552/0 2/2
A4 367/0 577/0 428/0 323/0 7/1
R 86/1 93/2 13/2 304/2
 
 
شکل 4-روابط‎‍ اعتناپذیر شاخص‎‍های بعد چابکی
Figure 4 - Significant relationships between agility dimension indicators 
جدول 12، ماتریس روابط کل فازی یکپارچه‎‍شده برای شاخص‎‍های بعد سبز و شکل5 روابط بین شاخص‎‍های بعد سبز را براساس ماتریس روابط‎‍ اعتناپذیر نشان می‎‍دهد.
جدول 12- ماتریس روابط کل فازی یکپارچه‎‍شدۀ بعد سبز
Table 12 - Green Dimension Integrated Fuzzy Total Relationship Matrix
T G1 G2 G3 G4 D
G1 747/0 889/0 556/0 795/0 99/2
G2 03/1 694/0 599/0 851/0 173/3
G3 043/1 884/0 458/0 813/0 /3198
G4 136/1 972/0 659/0 69/0 457/3
R 956/3 438/3 272/2 15/3
 
 
شکل 5-روابط‎‍ اعتناپذیر شاخص‎‍های بعد سبز 
Figure 5-Significant relationships of green dimension indicators
5- بحث 
یافته‎‍های پژوهش با خبرگان صنعت خودرو به اشتراک گذاشته شدند تا بر‎‍اساس آنها و همکاری خبرگان، پیشنهادهای مفید برای صنعت خودرو تدوین شوند؛ بنابراین پیشنهادهای مطرح‎‍شده در این بخش، خلاصة پیشنهادهای خبرگان صنعت خودرو بر‎‍اساس یافته‎‍های پژوهش است. شایان‌ ذکر است که پژوهشگران پس از گردآوری پیشنهادهای مطرح‎‍شده از طرف خبرگان صنعت، با استفاده از پیشینۀ پژوهش، دربارۀ اهمیت و مزایای آن پیشنهاد توضیحات تکمیلی نیز آورده‎‍اند.
مدیریت کیفیت جامع از بعد ناب، تأثیرگذارترین شاخص شناخته شد؛ بنابراین پیشنهاد می‌شود صنعت خودرو با به‌کارگیری فعالیت‌هایی مانند طرح‌ریزی و اجرای سیستم مدیریت کیفیت برای قطعات خودرو و نمایندگی‎‍های تعمیرات خودروسازان، ازجمله فرایندهای ریخته‌گری، ماشین‌کاری و... از‎‍طریق استفاده از استاندارد بین‌المللی سیستم‌های مدیریت کیفیت خودرو، ناب‎‍بودن زنجیرة تأمین را بهبود دهد. پیشنهاد دیگری که برای ناب‎‍کردن زنجیرة تأمین مطرح شد، این بود که صنعت خودرو با توانمندسازی و آموزش منابع انسانی و نمایندگی‌های مجاز از‎‍طریق کارگاه‎‍های آموزشی و مشاوره و برگزاری سمینارها، در جهت بهبود مدیریت کیفیت جامع تلاش کند. بر‎‍اساس پژوهش مؤمن‎‍فر و همکاران  (2021)، ابعاد «انسجام و هماهنگی» و «ایجاد تغییر» از فرهنگ‌ سازمانی تأثیر چشمگیری بر موفقیت مدیریت کیفیت جامع دارند؛ بنابراین صنعت خودروسازی قبل از به‌کارگیری پیشنهادهای فوق باید فرهنگ‌ سازمانی را ‎‍برسی ‎‍و ارزش‌هایی از قبیل آمادگی برای تغییر و کار تیمی را نهادینه کند تا در اجرای ابعاد مدیریت کیفیت جامع موفق باشد.
«برنامه‎‍ریزی استراتژیک برای پایداری سازمانی» از بعد پایداری، تأثیرگذارترین شاخص شناخته شد. ارکان جهت‎‍ساز در برنامه‎‍ریزی استراتژیک شامل چشم‎‍انداز، مأموریت و ارزش‎‍ها هستند. پس از تدوین ارکان جهت‎‍ساز، باید اهداف بلندمدت و کوتاه‎‍مدت، برنامه‎‍ها و اقدامات متناسب با ارکان جهت‎‍ساز تدوین شوند. پس از تدوین برنامة استراتژیک، شرکت باید آن را اجرا کند. با توجه ‌به اینکه برنامه‎‍ریزی استراتژیک برای پایداری سازمانی، تأثیرگذارترین شاخص شناخته شد است و این نتیجه کاملاً ‎‍‌انتظار می‎‍رود و منطقی به نظر می‎‍رسد، صنعت خودروسازی ابتدا باید برنامة استراتژیک خود را در بعد پایداری زنجیرۀ تأمین به‎‍روزرسانی و سپس بر‎‍اساس آن، اقدامات مناسب تدوین و اجرا کند. اقدامات ائتلاف استراتژیک با شرکت‌های رقیب برای دستیابی به مزیت رقابتی و شناسایی و تأمین مواد اولیه و لوازم ضروری برای تولید مؤثر محصولات، از اجزای حیاتی برنامه‌ریزی استراتژیک یک صنعت تولیدی خودرو هستند. این عناصر کلیدی، زمینه‌ساز برنامه‎‍ریزی استراتژیک برای پایداری سازمانی‎‍اند که به صنعت امکان می‌دهد تا عملیات خود را بهینه‌سازی کنند، بهره‌وری را افزایش دهند، هزینه‌ها را کاهش دهند، کیفیت محصول را بهبود بخشند و در‎‍نهایت سودآوری را افزایش دهند. این عناصر باید به‎‍طور مداوم بازنگری و به‌روزرسانی شوند تا با تغییرات بازار و فناوری همگام باشند. 
مدیریت مبتنی بر تقاضا از بعد تاب‎‍آوری، تأثیرگذارترین شاخص شناخته شد؛ بنابراین صنعت خودرو با استفاده از تحلیل داده‎‍ها، بهینه‎‍سازی موجودی و هماهنگی با زنجیرۀ تأمین، پاسخگویی به نیازهای مشتریان را بهبود می‎‍بخشد و جایگاه خود را در بازار تقویت می‎‍کند.
 فناوری اطلاعات از بعد چابکی، تأثیرگذارترین شاخص شناخته شد. در این راستا صنعت خودرو با جمع‌آوری و تجزیه‌وتحلیل داده‌های پیشرفته، امکان جمع‌آوری داده‎‍های زیادی از وسایل نقلیه و اجزای مختلف متصل را فراهم ‌می‎‍کند. این داده‌ها برای به ‌دست ‌آوردن بینش‌های ارزشمند دربارۀ عملکرد، کارایی و رفتار مشتری تجزیه‌وتحلیل‎‍ و تصمیم‌گیری آگاهانه‌تری گرفته می‎‍شود. همچنین با اتوماسیون و اتصال مبتنی بر اینترنت اشیا در صنعت خودرو، فرایند تولید ساده‌تر و کارآمدتر می‌شود. فناوری‌های اینترنت اشیا به بهینه‌سازی خطوط تولید، کاهش زمان خرابی و تضمین سطوح بالاتر کنترل کیفیت کمک می‌کنند. سیستم‌های نظارتی مجهز به اینترنت اشیا، استانداردهای ایمنی صنعتی را با نظارت مداوم بر تجهیزات و شناسایی مسائل بالقوه قبل از تبدیل‌شدن به خطرات ایمنی، افزایش می‌دهند. 
پیشنهاد مهم دیگری که در این زمینه مطرح شد، استفاده از هوش مصنوعی بود. هوش مصنوعی به ربات‌ها و ماشین‌ها این فرصت را می‌دهد که مانند انسان تفکر و تصمیم‌گیری کنند. سازندگان خودرو، با استفاده از راه‌حل‌های مبتنی بر هوش مصنوعی، فرایندهای تولید، طبقه‌بندی داده‌ها را در حین ارزیابی خطر و آسیب خودرو و بسیاری از زمینه‌های دیگر را بهبود می‌بخشند، الزامات اجزا را ارزیابی‎‍ و تغییرات تقاضای آینده را در یک بازۀ زمانی معقول پیش‌بینی می‎‍کنند. هوش مصنوعی‎‍ به شناسایی بسیاری از نقص‌های فنی در زمان واقعی کمک می‎‍کند. یک سیستم هوش مصنوعی‎‍ به کمک داده‌هایی که از حسگرهای داخل خودرو دریافت می‌کند، تعمیر یا تعویض اجزا را در ماشین به‌صورت هشدار به کاربر نشان می‎‍دهد. در مقایسه، سیستم‌های QC مبتنی بر هوش مصنوعی، عیوب احتمالی اجزا را قبل از قراردادن آنها در طول فرایند تولید شناسایی می‌کنند.
«نوآوری سبز» از بعد سبز، تأثیرگذارترین شاخص شناخته شد؛ در این راستا صنعت خودرو از‎‍طریق سرمایه‌گذاری سبز، هدایت پژوهش‎‍ها و همکاری‌های مشترک با دانشگاه‌ها، مؤسسات پژوهشی و شرکت‌های دانش‌بنیان در زمینۀ نوآوری‌های سبز، به سبز‎‍کردن زنجیرة تأمین کمک می‎‍کند. نوآوری‌های محصولی سبز، به بهبود مدیریت مؤثر و کاهش مصرف منابع و انرژی، کاهش هزینه‌های طراحی و تولید و در‎‍نتیجه کاهش آلایندگی‌های محیط‎‍زیستی و انتشار گازهای کربن منجر می‌شود.
6- نتیجه‎‍گیری
مطالعۀ حاضر از‎‍نظر موضوع و روش با پژوهش‌های پیشین شباهت‌ها و تفاوت‌هایی دارد. در بیشتر پژوهش‌های پیشین، مانند تحقیقات اکبرزاده و صفایی قادیکلایی (1399)، ابویی و همکاران (1400) و ایزدیار و همکاران (1399)، تمرکز بر ارزیابی عملکرد یا شناسایی و اولویت‌بندی شاخص‌های زنجیرۀ تأمین لارجس در صنایع مختلف بوده است. هرچند این مطالعات نیز از روش‌های تصمیم‌گیری چندمعیاره همچون ANP، دیمتل فازی یا BWM بهره گرفته‌اند، اما بیشترشان روابط علی و معلولی شاخص‌ها را به‌صورت سیستمی بررسی نکرده‌اند. در مطالعۀ حاضر برخلاف تحقیقات پیشین، تلاش شده است تا با به‌کارگیری تکنیک دیمتل فازی، روابط علی و معلولی شاخص‌های ابعاد پنج‌گانۀ زنجیرۀ تأمین لارجس در صنعت خودرو به‌صورت تفکیک‌شده و نظام‌مند تحلیل شود.
از سوی دیگر، در مطالعات راوته و همکاران (۲۰۲۱) و بوهانانا و کورچی (۲۰۲۱)، هرچند به ادغام پارادایم‌های ناب، چابک، تاب‌آور و سبز توجه شده است، تمرکز آنها عمدتاً بر مرور نظام‌مند پیشینه یا بررسی نقش داده‌های بزرگ در این حوزه بوده و به تحلیل عمیق روابط متقابل میان شاخص‌ها در سطح صنایع خاص کمتر‎‍ توجه شده است. همچنین در تحقیقات بوتانی و همکاران (۲۰۲۲) و سونار و همکاران (۲۰۲۲)، بیشتر بر توسعۀ چارچوب‌ها یا مدل‌های مفهومی تمرکز شده و شناسایی دقیق شاخص‌های کلیدی و تعاملات میان آنها در صنعت خودرو انجام نشده است. 
از‎‍نظر حوزۀ کاربرد، پژوهش حاضر مشابه مطالعات ایزدیار و همکاران (1399) و ابویی و همکاران (1400) در صنعت خودرو انجام شده است؛ با این تفاوت که مطالعۀ کنونی، تمرکز ویژه‌ای بر تحلیل سیستمی روابط علت و معلولی شاخص‌ها دارد و سعی کرده است تأثیر هر شاخص بر دیگر شاخص‌های هم‌بعد را مشخص کند. این موضوع به‌ویژه در صنعت خودرو، که وابستگی زیادی به زنجیرۀ تأمین و تأمین‌کنندگان دارد، اهمیت بسزایی دارد و‎‍ به تصمیم‌گیری‌های مدیریتی دربارۀ تخصیص منابع، بودجه و اولویت‌دهی به اقدامات بهبود کمک می‎‍کند.
به‌طور کلی، مطالعۀ حاضر ضمن بهره‌گیری از مبانی نظری و شاخص‌های شناسایی‌شده در تحقیقات پیشین، نوآوری خود را در تحلیل ساختار روابط درونی شاخص‌های زنجیرۀ تأمین لارجس در صنعت خودرو، با استفاده از دیمتل فازی نشان می‌دهد؛ موضوعی که در پیشینۀ موجود کمتر به آن توجه شده است و  مبنای مطالعات آینده قرار می‎‍گیرد. صنعت ‎‍مطالعه‎‍شده در این پژوهش، صنعت خودروسازی بوده است. شرایط رقابتی و نوسانات بازار خودرو در ایران، لزوم توجه به شاخص‌های کلیدی زنجیرۀ تأمین را دوچندان کرده است.
این پژوهش با مطالعات ونتورا و همکاران (۲۰۲۵) هم‌راستاست که بر اهمیت شاخص‌های کلیدی و ادغام هم‌زمان پارادایم‌های ناب، چابک، تاب‌آور و سبز در ارتقای عملکرد زنجیرۀ تأمین تأکید دارند. همچنین اوراگینی و همکاران (۲۰۲۴)، در حوزۀ مدیریت منابع انسانی و نوآوری سبز‎‍ و نظری‌شرکوحی و زارع باباربی (۲۰۲۵) در زمینۀ تصمیم‌گیری در محیط‌های پیچیده مانند بیمارستان‌ها، یافته‌های مشابهی را گزارش داده‎‍اند که اهمیت تحلیل روابط علی و معلولی و تعاملات بین شاخص‌ها را نشان می‌دهد.
یافته‎‍ها نشان دادند که شاخص مدیریت کیفیت جامع در بعد ناب، شاخص برنامه‌ریزی استراتژیک برای پایداری سازمانی در بعد پایداری، شاخص مدیریت مبتنی بر تقاضا در بعد تاب‌آوری، شاخص استفاده از فناوری و اطلاعات در بعد چابک، شاخص نوآوری سبز در بعد سبز، از بیشترین تأثیرگذاری برخوردارند. به عبارتی دیگر، این شاخص‎‍ها بیشترین مقدار D را داشتند؛ بنابراین سرمایه‎‍گذاری در این شاخص‎‍ها موجب تقویت آنها و در‎‍نتیجه تقویت دیگر شاخص‎‍های آن بعد نیز می‎‍شود؛ برای مثال، با توجه ‌به اینکه شاخص مدیریت کیفیت جامع در بعد ناب، تأثیرگذارترین شاخص شناخته شده است، به این معناست که این شاخص بر دیگر شاخص‎‍های بعد ناب‎‍بودن زنجیرة‎‍ تأمین تأثیر زیادی دارد (شکل 1) و هر تغییری در شاخص «مدیریت کیفیت جامع» رخ دهد، قطعاً دیگر شاخص‎‍های بعد ناب‎‍بودن زنجیرة‎‍ تأمین یعنی «تولید به‎‍هنگام»، «روابط با تأمین‌کنندگان»، «بهبود و کنترل کیفیت محصولات /خدمات» و «بهبود مستمر کیفیت» نیز تغییر خواهند کرد. شدت این تغییر در هر شاخص، به‌ شدت تأثیر شاخص «مدیریت کیفیت جامع» بر آنها بستگی دارد که در جدول 8 ‎‍‌مشاهده می‎‍شود. 
شاخص بهبود و کنترل کیفیت محصولات /خدمات در بعد ناب، شاخص جریان ارزش پایدار در بعد پایداری، شاخص طراحی همکاری و هماهنگی در بعد تاب‌آوری، شاخص پاسخگویی سریع به نیازهای مشتریان و انعطاف‌پذیری در بعد چابکی، شاخص طراحی، تولید بسته‌بندی سبز در بعد سبز، از بیشترین تأثیرپذیری برخوردارند. به عبارتی دیگر، این شاخص‎‍ها بیشترین مقدار R را داشتند. تغییرات این شاخص‎‍ها به‎‍شدت تحت ‌تأثیر تغییرات دیگر شاخص‎‍هاست؛ بنابراین مدیران صنعت خودرو باید در تغییر دیگر شاخص‎‍ها، تغییرات احتمالی در این شاخص‎‍ها را در نظر بگیرند. 
D + R میزان تعامل شاخص‎‍ها را نشان می‎‍دهد و هرچه مقدار آن برای یک شاخص بیشتر باشد، آن شاخص تعامل بیشتری با دیگر شاخص‎‍ها دارد. در این پژوهش شاخص بهبود و کنترل کیفیت محصولات /خدمات در بعد ناب، شاخص برنامه‌ریزی استراتژیک برای پایداری سازمانی در بعد پایداری، شاخص مدیریت مبتنی بر تقاضا در بعد تاب‌آوری، شاخص پاسخگویی سریع به نیازهای مشتریان و انعطاف‌پذیری در بعد چابکی، شاخص طراحی، تولید و بسته‌بندی سبز در بعد سبز، از بیشترین تعامل سیستم برخوردار است.
 مقادیر D - R خالص تأثیرگذاری هر شاخص را نشان می‎‍دهد. اگر حاصل D - R عددی منفی باشد، به این معناست که شاخص مدنظر بیشتر تحت ‌تأثیر دیگر شاخص‌ها قرار دارد تا اینکه بر آنها تأثیر بگذارد. به‌عبارت‌دیگر این شاخص  یک شاخص تأثیرپذیر شناخته می‌شود و نشان‌دهندۀ وابستگی بیشتر آن به دیگر شاخص‌هاست. اگر D-R  مثبت باشد، به این معناست که شاخص مدنظر بیشتر تأثیر را بر دیگر شاخص‌ها دارد. شاخص‌هایی که بیشتر تأثیر ‎‍را دارند، به افزایش پایداری سیستم کمک می‌کنند؛ زیرا تغییرات در شاخص‌های با خالص تأثیرگذاری بیشتر، به افزایش تأثیرگذاری آنها بر دیگر شاخص‌ها منجر می‌شود که به بهبود کلی سیستم منجر می‎‍شود. در این پژوهش، شاخص «مدیریت کیفیت جامع» در بعد ناب، شاخص «تکنولوژی استفاده از منابع تجدیدپذیر» در بعد پایداری، شاخص «مدیریت مبتنی بر تقاضا» در بعد تاب‌آوری، شاخص «استفاده از فناوری و اطلاعات» در بعد چابکی، شاخص «تأییدیه‌های زیست‌محیطی» در بعد سبز، از بیشترین خالص تأثیرگذاری برخوردارند. 
لازمۀ ورود صنعت خودروسازی به بازارهای جهانی توسعۀ پایدار و رقابت‌پذیری است. زنجیرۀ تأمین خودروسازی به نظر می‌رسد از‎‍لحاظ زیست‌محیطی و پایداری در سطح پایینی قرار دارند. بی‌تردید اجرای شیوه‌های لارجس در زنجیرۀ تأمین، صنعت خودروسازی کشور را در ایجاد زنجیرۀ تأمین رقابت‌پذیر و رسیدن به توسعۀ پایدار یاری می‎‍دهد؛ بنابراین مدیران در این صنعت باید بر‎‍ استراتژی‌های جدید برای دستیابی به پایداری در زنجیرۀ تأمین به‌عنوان مزیت رقابتی تمرکز کنند؛ بنابراین این پژوهش به مدیران در جهت شناسایی شیوه‌هایی کمک می‎‍کند که به اجرای موفقیت‌آمیز شاخص‌های زنجیرۀ تأمین لارجس منجر می‌شود. نوآوری پژوهش حاضر در چند محور اساسی تجلی ‌یافته است. این مطالعه برای اولین بار به بررسی هم‎‍زمان و یکپارچۀ ابعاد زنجیرۀ تأمین لارجس در صنعت خودرو روی آورده است؛ امری که در بیشتر پژوهش‌های پیشین به‌صورت منفرد یا جزئی انجام شده است؛ دوم، این پژوهش با بهره‌گیری از مرور نظام‌مند پیشینه و روش روایی محتوایی (CVR)، شاخص‌های کلیدی هر بُعد را به‌صورت علمی و دقیق شناسایی و غربال کرده است؛ سوم، استفاده از روش دیمتل فازی برای تحلیل روابط علی و معلولی میان شاخص‌ها، وجه تمایز دیگر این پژوهش است؛ زیرا بیشتر مطالعات پیشین تنها به شناسایی یا اولویت‌بندی شاخص‌ها محدود بوده‎‍ و کمتر به تبیین ساختار درونی و روابط تأثیرگذاری میان آن‌ها رسیدگی کرده‌اند. در‎‍نهایت، تمرکز بر صنعت خودرو‎‍ یک صنعت استراتژیک، پژوهش را واجد جنبه‌های کاربردی و مدیریتی مهمی کرده است که‎‍ مسیر تصمیم‌گیری مدیران این صنعت را به‎‍نحو مؤثری هدایت می‎‍کند؛ ازجمله محدودیت‌های این پژوهش، کمبود منابع کتابخانه‌ای، برای گردآوری داده‌ها و همچنین دسترسی به خبرگان صنعت از دیگر مشکلات بوده است.
در این پژوهش، شاخص‎‍ها برای صنعت خودروسازی ‎‍بررسی و بر‎‍اساس نظر خبرگان آن صنعت، روایی‌سنجی شدند. از این ‌روی، به پژوهشگران این حوزه پیشنهاد می‎‍شود‎‍ اگر قصد بررسی موضوع در صنایع دیگری را دارند، لازم است که شاخص‎‍های شناسایی‎‍شده بر‎‍اساس پیشینۀ این پژوهش را با نظر خبرگان آن صنعت، روایی‌سنجی کنند. از موضوع‎‍های دیگری که‎‍ دربارۀ آن پژوهش و موجب توسعة موضوع این پژوهش می‎‍شود، ارزیابی استراتژیک شاخص‎‍های هر‎‍کدام از ابعاد زنجیرة تأمین لارجس با تکنیک‎‍های تصمیم‎‍گیری چندمعیاره است. با توجه ‌به اینکه در این پژوهش مشخص شد، شاخص‎‍های هر‎‍کدام از ابعاد با یکدیگر تعامل داشت‎‍ و میزان تأثیرگذاری آنها بر یکدیگر و تأثیرپذیری آنها از یکدیگر نیز مشخص شد، استفاده از تکنیک فرایند تحلیل شبکه‎‍ای برای اولویت‎‍بندی شاخص‌ها ‎‍ منطقی است؛ زیرا در تکنیک فرایند تحلیل شبکه‎‍ای نیازمند روابط بین شاخص‎‍ها و میزان تأثیرگذاری یا تأثیرپذیری آنها از یکدیگریم. به عبارتی بهتر خروجی تکنیک دیمتل فازی، ورودی تکنیک فرایند تحلیل شبکه‎‍ای در نظر گرفته می‎‍شود. همچنین در صورت وجود تعدادی گزینه و ماتریس تصمیم گزینه‎‍ها بر‎‍اساس شاخص‎‍های هرکدام از ابعاد، شبکة مربوطه‎‍ ترسیم‎‍شدنی خواهد بود. یافته‎‍های این پژوهش (میزان تأثیرگذاری شاخص‎‍ها بر یکدیگر و تأثیرپذیری آنها از یکدیگر)، به کاهش مقایسات زوجی کمک می‎‍کند.
در این پژوهش، به‎‍دلیل جلوگیری از بزرگ‌شدن ابعاد پرسش‎‍نامۀ دیمتل فازی و‎‍ کاهش‎‍نیافتن دقت پاسخ‎‍دهندگان، شاخص‎‍های هرکدام از ابعاد به‎‍طور جداگانه تحلیل شدند؛ بنابراین موضوع‎‍ پژوهش‎‍پذیر دیگر این است که روابط علی و معلولی شاخص‎‍های همة ابعاد با هم در نظر گرفته و با تکنیک دیمتل فازی بررسی می‎‍شوند. برای انجام این پیشنهاد، ضروری است که تعداد شاخص‎‍ها تعدیل شوند و به حدی برسند که از حوصلة پاسخ‎‍دهندگان خارج نشود و دقت پاسخ‎‍ها را تحت ‌تأثیر قرار ندهد. 

 

Abouei, S., Movahedi, M. M., & Rashidi-Kamijan, A. (2021). Evaluation of the LARG supply chain in the automotive industry by identifying indicators and using a fuzzy Best–Worst approach .Case study: SAIPA Yadak Company. Productivity Management (Farasoye Modiriyat), 15(4), 247–273. (in Persian). https://sid.ir/paper/999194/fa
Agarwal, A., Shankar, R., Tiwari, M.K.)2007(. Modeling agility of supply chain. Ind. Mark. Manage International Journal of Industrial Marketing Management, 36(4), 443–457. https://doi.org/10.1016/j.indmarman.2005.12.004
Akbarzadeh, Z., & Safaei Ghadikalai, A., (2019), Performance Evaluation and Analysis - The Importance of Large Supply Chain Measures in Dairy Industries (Case Study: Kaleh Dairy Company) Quarterly Journal of Industrial Management Studies, 57, 8. https://civilica.com/doc/1801776
Akbarzadeh, A. (2018). Identification and evaluation of supply chain agility indicators using a hybrid AHP–TOPSIS approach. Industrial Management Journal, 10(3), 45–60. (In Persian).
Akbarzadeh, Z., & Safaei Qadikelai, A. (2020). Evaluation and analysis of performance: The importance of large supply chain actions in the dairy industry (Case study: Kalleh Dairy Company). Industrial Management Studies, 18(57).
Alipour, N., Nazari-Shirkouhi, S., Sangari, M. S., & Vandchali, H. R. (2022). Lean, agile, resilient, and green human resource management: the impact on organizational innovation and organizational performance. Environmental Science and Pollution Research, 29(55), 82812-82826.‏
Allen, S. D., Zhu, Q., & Sarkis, J. (2021). Expanding conceptual boundaries of the sustainable supply chain management and circular economy nexus. Cleaner Logistics and Supply Chain2, 100011. ‏https://doi.org/10.1016/j.clscn.2021.100011
Anvari, A. R. (2021). The integration of LARG supply chain paradigms and supply chain sustainable performance (A case study of Iran). Production & manufacturing research9(1), 157-177.‏.https://doi.org/10.1080/21693277.2021.1963349.
Aravindraj, R., & Vinodh, S. (2014). Integration of lean, green and agile practices: A literature review. International Journal of Advanced Manufacturing Technology, 70(1–4), 1–14. https://doi.org/10.1108/JEDT-10-2010-0065
Azevedo, S.G., Carvalho, H., Cruz-Machado, V. (2011). A proposal of LARG supply chain management practices and a performance measurement system. International Journal of e-Education e-Business e-Management and e-Learning, 1(1),7. https://www.researchgate.net/publication/285103677
Bahman, F., Shahraki, A., Banihashemi, S. A. (2025). Evaluating the Resilience Performance of the Pharmaceutical Industry Supply Chain under Conditions of Uncertainty: a Fuzzy Multi-Criteria Decision-Making Approach. jor 2024, 21(2), 91-108URL. (in persian). http://jamlu.liau.ac.ir/article-1-2243-fa.html  
Bani Silavi, A., Molaalizadeh Zavardehi, S., & Mahmoudi Rad, A. (2025). Designing an integrated supply chain model based on a hybrid large paradigm in the oil industry (Case study: Abadan Oil Refining Company). Technology in Entrepreneurship and Strategic Management, 4(3), 1–25. https://www.journaltesm.com/index.php/journaltesm/article/view/301
Babattabar Sorkhi, F., & Safaei Qadikolaei, A. (2023). Evaluation of health management in the pharmaceutical supply chain using the LARG approach (Case study: Pharmaceutical industries). 1st International Conference on Management Capability, Industrial Engineering, Accounting and Economics, Babol, 1–10. (in persian). https://civilica.com/doc/1691141
Bhattacharya, A., Lueg, R., & Dey, P. K. (2019). Lean manufacturing: A global perspective for lean management methodologies. International Journal of Productivity and Performance Management, 68(6), 1013–1031. https://doi.org/10.1108/IJPPM-12-2017-0331
Bottani, E. (2009). A fuzzy QFD approach to achieve agility. International journal of production Economics, 119(2), 380-391.‏ https://doi.org/10.1016/j.ijpe.2009.02.013
Bottani, E., Bigliardi, B., & Rinaldi, M. (2022). Development and proposal of a LARG (lean, agile, resilient, green) performance measurement system for a food supply chain. IFAC-PapersOnLine, 55(10), 2437-2444.‏ https://doi.org/10.1016/j.ifacol.2022.10.074
Bouhannana, F., & Korchi, A. (2021). Integrating Lean, Green and Agile Concepts in Supply Chain Management-A Systematic Literature Review. Journal of Tianjin University Science and Technology54, 210-231.‏
Cabral, I., Grilo, A., and Cruz-Machado, V. (2012). A Decision-making model for lean, agile, resilient and green supply chain management. International Journal of Production Research, 50(17), 4830-4845. https://doi.org/10.1080/00207543.2012.657970
Carvalho, H., Barroso, A. P., Machado, V. H., Azevedo, S., & Cruz-Machado, V. (2012). Supply chain redesign for resilience using simulation. Computers & Industrial Engineering62(1), 329-341
Carvalho, H., & Cruz-Machado, V. (2011). Integrating lean, agile, resilience and green paradigms in supply chain management (LARG_SCM). Supply chain management2, 151-179.‏
Carvalho, H., Govindan, K., Azevedo, S. G., & Cruz-Machado, V. (2011). Modelling green and lean supply chains: An eco-efficiency perspective. Resources, Conservation and Recycling120, 75-87. https://doi.org/10.1016/j.resconrec.2016.09.025
‏Cruz, P. E. B. E. (2012). Lean, agile, resilient and green supply chain management interoperability assessment methodology [Master's thesis, Universidade NOVA de Lisboa (Portugal)]. ‏
Cruz, P. E. B., Simões, A. N., & Gonçalves, G. (2013). Interoperability in lean, agile, resilient and green supply chain management. In Proceedings of the 10th International Conference on Information Systems and Technology Management.
Dahmani, N., Belhadi, A., Benhida, K., Elfezazi, S., Touriki, F. E., & Azougagh, Y. (2022). Integrating lean design and eco-design to improve product design: From literature review to an operational framework. Energy & Environment33(1), 189-219.‏ https://doi.org/10.1177/0958305X21993481
Dey, P. K., Malesios, C., De, D., Chowdhury, S., & Abdelaziz, F. B. (2019). Could lean practices and process innovation enhance supply chain sustainability of small and medium‐sized enterprises?. Business Strategy and the Environment, 28(4), 582-598.‏ https://doi.org/10.1002/bse.2266
Digalwar, A., Raut, R. D., Yadav, V. S., Narkhede, B., Gardas, B. B., & Gotmare, A. (2020). Evaluation of critical constructs for measurement of sustainable supply chain practices in lean‐agile firms of Indian origin: A hybrid ISM‐ANP approach. Business Strategy and the Environment, 29(3), 1575-1596.‏ https://doi.org/10.1002/bse.2455
Govindan, K., Soleimani, H., & Kannan, D. (2015). Reverse logistics and closed-loop supply chain: A comprehensive review to explore the future. European Journal of Operational Research, 240 (3), 603–626. https://doi.org/10.1016/j.ejor.2014.07.012
Gupta, S., Soni, U., & Kumar, G. (2019). Green supplier selection using multi-criterion decision making under fuzzy environment: A case study in automotive industry. Computers & Industrial Engineering, 136, 663-680. https://doi.org/10.1016/j.cie.2019.07.038.
Hosseinzadeh, A., Mohammad, P., Mohammad, E., Afshar, K.,   Mohammad, A. (2023). Prioritizing Strategies Based on Identifying and Ranking Large Supply Chain Risks (Case Study: Oil and Gas Operating Company). Supply Chain Management Quarterly, 25, 79(in persian). https://civilica.com/doc/1695094
Izadiar, M., Toloei, A., & Seyedhosseini, S. (2019). Model for evaluating the sustainability performance of large supply chain management methods in the automotive supply chain using system dynamics. Industrial Management, Tehran School of Management, 12(1), 111-142. (in persian).
Jafari-Sadeghi, V., Mahdiraji, H. A., Busso, D., & Yahiaoui, D. (2022). Towards agility in international high-tech SMEs: Exploring key drivers and main outcomes of dynamic capabilities. Technological Forecasting and Social Change, 174, 121272.‏ https://doi.org/10.1016/j.techfore.2021.121272
Kannan, D. (2018). Role of multiple stakeholders and the critical success factor theory for the sustainable supplier selection process. International Journal of Production Economics, 195, 391-418. https://doi.org/10.1016/j.ijpe.2017.02.020
Khanzadi, F., Radfar, R., Pilehvari-Salmasi, N. (2023). Development of an Effective Large Supply Chain Management Model with a Systems Dynamics Approach. Quarterly Journal of Industrial Management Studies, 21, 68. (in persian). https://civilica.com/doc/1687212
Lawshe, C. H. (1975). A quantitative approach to content validity. Personnel Psychology, 28(4), 563–575. https://doi.org/10.1111/j.1744-6570.1975.tb01393.x
Lin, C.-L., & Wu, W.-W. (2008). A causal analytical method for group decision-making under fuzzy environment. Expert Systems with Applications, 34(1), 205–213. https://doi.org/10.1016/j.eswa.2006.08.012
Lu, Z., Sun, X., Wang, Y., & Xu, C. (2019). Green supplier selection in straw biomass industry based on cloud model and possibility degree. Journal of cleaner production, 209, 995-1005. https://doi.org/10.1016/j.jclepro.2018.10.130.
Luthra, S., Govindan, K., Kannan, D., Mangla, S. K., & Garg, C. P. (2017). An integrated framework for sustainable supplier selection and evaluation in supply chains. Journal of cleaner production140, 1686-1698.‏ https://doi.org/10.1016/j.jclepro.2016.09.078
Mathiyazhagan, K., Agarwal, V., Appolloni, A., Saikouk, T., & Gnanavelbabu, A. (2021). Integrating lean and agile practices for achieving global sustainability goals in Indian manufacturing industries. Technological Forecasting and Social Change171, 120982.‏ https://doi.org/10.1016/j.techfore.2021.120982
Meng, Q., Wang, Y., Zhang, Z., & He, Y. (2021). Supply chain green innovation subsidy strategy considering consumer heterogeneity. Journal of Cleaner Production, 281, 125199. https://doi.org/10.1016/j.jclepro.2020.125199
Mehraelian, M., Khalili-Damghani, K., & Tavakoli-Moghaddam, R. (2015). A fuzzy multi-criteria decision-making model for evaluating sustainable supply chain performance. Journal of Cleaner Production, 105, 11–26. https://doi.org/10.1016/j.jclepro.2014.07.041
Mehriri, A., Movahedi, M. M., & Rashidi, A. (2021). Large supply chain assessment in automotive industries by identifying indicators and fuzzy best-worst method (FBWM) approach (Case study: Saipa Yadak Company). Productivity Management, 15(4), 247–273. (in persian). https://civilica.com/doc/1376569
Meyer, T. (2020). Trade law and supply chain regulation in a post-COVID-19 world. American Journal of International Law, 114(4), 637-646.‏ https://doi.org/10.1017/ajil.2020.64
Mohammed, A., Harris, I., & Govindan, K. (2019). A hybrid MCDM-FMOO approach for sustainable supplier selection and order allocation. International Journal of Production Economics, 217, 171-184.‏ https://doi.org/10.1016/j.ijpe.2019.02.003
Mohammed, A., Harris, I., Soroka, A., Naim, M., Ramjaun, T., & Yazdani, M. (2021). Gresilient supplier assessment and order allocation planning. Annals of Operations Research296, 335-362.‏https://doi.org/10.1007/s10479-020-03611-x
Mohanty, M. (2018). Assessing sustainable supply chain enablers using total interpretive structural modeling approach and fuzzy-MICMAC analysis. Management of Environmental Quality: An International Journal, 29(2), 216-239.‏ https://doi.org/10.1108/MEQ-03-2017-0027
Momenfar, Z., Dastyar, V., & Ramezani, G. (2021). The mediating role of Total Quality Management (TQM) in the relationship between organizational culture and job motivation (Case study: Teachers of Firuzabad city). School Management Quarterly, 6(1), 57–77. https://dor.isc.ac/dor/20.1001.1.24765600.1400.6.1.4.7
Nazari-Shirkouhi, S., & Zarei Babaarabi, R. (2025). Enhancing Decision-Making in Healthcare Systems: Lean, Agile, Resilient, Green, and Sustainable (LARGS) Paradigm for Performance Evaluation of Hospital Departments under Uncertainty. Industrial Management Journal, 17(2), 116-85.‏ https://doi.org/10.22059/imj.2025.386420.1008208
Pishchulov, G., Trautrims, A., Chesney, T., Gold, S., & Schwab, L. (2019). The Voting Analytic Hierarchy Process revisited: A revised method with application to sustainable supplier selection. International Journal of Production Economics, 211, 166-179. https://doi.org/10.1016/j.ijpe.2019.01.025.
Ortiz-Barrios, M., Cabarcas-Reyes, J., Ishizaka, A., Barbati, M., Jaramillo-Rueda, N., & de Jesús Carrascal-Zambrano, G. (2020). A hybrid fuzzy multi-criteria decision making model for selecting a sustainable supplier of forklift filters: A case study from the mining industry. Annals of operations research307, 443-481.‏ https://doi.org/10.1007/s10479-020-03737-y.
Ouragini, I., Ben Achour, I., & Lakhal, L. (2024). The effect of lean, agile, resilient and sustainable (LARS) HRM on the environmental performance: the mediating role of green innovation. International Journal of Quality & Reliability Management, 41(10), 2526-2548. https://doi.org/10.1108/IJQRM-05-2023-0176
Rahimi, K., Agha Gholizadeh, S. A., & Izadyar, M. (2024(. Presenting a sustainable performance strategy in the automotive supply chain using fuzzy network analysis (in persian). https://civilica.com/doc/209076
Rajesh, R. (2016). Forecasting supply chain resilience performance using grey prediction. Electronic Commerce Research and Applications, 20, 42-58. https://doi. rg/10.1016/j.elerap.2016.09.006
Raut, R. D., Mangla, S. K., Narwane, V. S., Dora, M., & Liu, M. (2021). Big Data Analytics as a mediator in Lean, Agile, Resilient, and Green (LARG) practices effects on sustainable supply chains. Transportation Research Part E: Logistics and Transportation Review145, 102170.‏ https://doi.org/10.1016/j.tre.2020.102170
Saraji, M. K., Rahbar, E., Chenarlogh, A. G., & Streimikiene, D. (2023). A spherical fuzzy assessment framework for evaluating the challenges to LARG supply chain adoption in pharmaceutical companies. Journal of Cleaner Production, 409, 137260. https://doi.org/10.1016/j.jclepro.2023.137260
Santos, G. (2013). Lean and green: The relationship between lean manufacturing and environmental management. International Journal of Lean Six Sigma, 4(3), 203–226. https://doi.org/10.1108/IJLSS-05-2012-0005
Sharma, V., Raut, R. D., Mangla, S. K., Narkhede, B. E., Luthra, S., & Gokhale, R. (2020). A systematic literature review to integrate lean, agile, resilient, green and sustainable paradigms in the supply chain management. Business Strategy and the Environment30(2), 1191-1212.‏https://doi.org/10.1002/bse.2679
Sharma, V., Raut, R. D., Mangla, S. K., Narkhede, B. E., Luthra, S., & Gokhale, R. (2020). A systematic literature review to integrate lean, agile, resilient, green and sustainable paradigms in the supply chain management. Business Strategy and the Environment30(2), 1191-1212.‏ https://doi.org/10.1002/bse.2679
Shoukohyar, S., & Seddigh, M. R. (2020). Uncovering the dark and bright sides of implementing collaborative forecasting throughout sustainable supply chains: An exploratory approach. Technological Forecasting and Social Change, 158, 120059. https://doi.org/10.1016/j.techfore.2020.120059
Shaygan, I., Bamdad Sofi, J., Kazazi, A., & Taghavi Fard, M. (2022). Design and explanation of a model based on large supply chain strategy to improve competitive performance in the Iranian pharmaceutical industry (generic drug production). Command and Control Research Quarterly, 6 (1), 31-52. (in persian). http://ic4i-journal.ir/article-۱-۳۳۰-fa.htm
Sonar, H., Gunasekaran, A., Agrawal, S., & Roy, M. (2022). Role of lean, agile, resilient, green, and sustainable paradigm in supplier selection. Cleaner Logistics and Supply Chain, 4, 100059. https://doi.org/10.1016/j.clscn.2022.100059.
Tortorella, G. L., Miorando, R., & Marodin, G. (2017). Lean supply chain management: Empirical research on practices, contexts and performance. International Journal of Production Economics, 193, 98-112. ‏https://doi.org/10.1016/j.ijpe.2017.07.006
Troise, C., Corvello, V., Ghobadian, A., & O'Regan, N. (2022). How can SMEs successfully navigate VUCA environment: The role of agility in the digital transformation era. Technological Forecasting and Social Change174, 121227.‏https://doi.org/10.1016/j.techfore.2021.121227
Tundys, B., Rzeczycki, A., & Fernando, Y. (2019). A framework for analysis of the supplier selection in green supply chain. International Journal of Productivity and Quality Management, 28(1), 40-67‏. https://doi.org/10.1504/IJPQM.2019.102441
Tusnial, A., Sharma, S. K., Dhingra, P., & Routroy, S. (2021). Supplier selection using hybrid multicriteria decision-making methods. International Journal of Productivity and Performance Management, 70(6), 1393-1418. https://doi.org/10.1108/IJPPM-04-2019-0180.
‏Ventura, V., Caporale, A., Cafarella, C., Mora, C., & Ferrari, E. (2025). Lean, agile, resilient and green paradigms: Literature review and research steps towards full integration. In Sustainable Design and Manufacturing (Smart Innovation, Systems and Technologies, 112, 329–338). Springer, Singapore.